در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

نمودارهای آماری
در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.

همچنین رویکرد بیشتر به ردیف میرزا عبدالله نسبت به ردیف برادرش و دیگر ردیف‌ها کاملا مشهود و تعداد نغمه‌نگاری آن دست‌کم ۴ برابر و تعداد ضبط‌های آن ۵/۲ برابر هر ردیف دیگر در این فهرست است.

نتایج بررسی آماری نشان می‌دهد در دو دهه‌ی گذشته توجه به نغمه‌نگاری نوع سوم دو برابر هر یک از گونه‌های دیگر بوده. به بیان دیگر افراد کمتری روایت شخصی خود (بنا بر قول مشهور «ردیف خود») را ارائه کرده‌اند. این نکته‌ای است که می‌تواند در سیر تحول ردیف به عنوان یک موضوع آموزشی و غیر آموزشی به دقت مورد کاوش قرار گیرد.

همان طور که از بررسی عناوین نغمه نگاری و ضبط ها می توان دریافت، بخش اعظم ردیف های مورد بررسی از چند ردیف مرجع سرچشمه گرفته اند. از این گذشته ردیف هایی هم که به طور مستقیم مرجعی ندارند (روایت شخصی هستند) ممکن است تحت تاثیر یکی از مرجع های اصلی قرار گرفته باشند. هر چند که امروزه مطالعات و معیارهای دقیقی وجود ندارد که بتوان به کمک آنها رابطه ی یک روایت شخصی را با یک ردیف مرجع روشن کرد اما تا حدودی با کمک تبارشناسی آموزشی و اطلاعاتی که خود نگارنده ها در اختیار می گذارند می توان این مهم را تا حدودی آشکار کرد. پیش از این هم در (کیانی ۱۳۶۹: ۱۳۲-۱۳۰) و (کسایی ۱۳۸۹: ۹۷) نمودارهایی که به ترتیب حاوی اطلاعات تبارشناسانه و مرجع شناسانه ی ردیف باشد چاپ شده است، در نموداری که در اینجا می بینید رابطه ی برخی نگارش-هایی که در این مقاله فهرست شده با چند مرجع اصلی روشن شده است (۳۲).

نمودار رابطه‌ی بعضی ردیف‌های فهرست شده با چند ردیف مرجع (۳۳)

همان‌طور که در تصویر هم به خوبی قابل مشاهده است اکثر نغمه‌نگاری‌های فهرست شده، از چند ردیف مرجع اصلی منشعب شده‌اند و روابط بعضی از نسخه‌های شخصی هم با ردیف‌های مرجع توسط نغمه‌نگاران و پدیدآورندگان تصریح شده است (برای مثال دوره‌ی عالی پایور) در مورد ارتباطات محتوایی دیگر ردیف‌ها باید تا انجام مطالعات دقیق تحلیلی صبر کرد (۳۴). نمودار سال انتشار نغمه‌نگاری‌ها (همانطور که ملاحظه می‌شود بیشترین تعداد مربوط به ۱۵ سال اخیر است) (۳۵). نمودار سال انتشار ضبط‌ها (شباهت نسبی دو نمودار پس از سال ۱۳۷۰ قابل مشاهده است) (۳۶). نمودار فراوانی ضبط‌ به نسبت نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فراوانی نغمه‌نگاری ردیف آوازی و سازی (۳۷). نمودار فراوانی ضبط ردیف آوازی و سازی. نمودار فراوانی گونه‌های نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فروانی نغمه‌نگاری ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۸) نمودار فروانی ضبط ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۹) (مشابهت تقریبی این نمودار و نمودار پیشین به ویژه از نظر برتری کمی ردیف میرزاعبدالله مشهود است)

پی نوشت
۳۰- به دلیل این‌که در این مقاله از هر منبع تنها آن چاپی که در دسترس بوده فهرست شده و نیز این‌که سال انتشار تعدادی از ضبط‌ها معلوم نیست، نمودارهای سال انتشار اعتبار نسبی دارد.
۳۱- با توجه به اطلاعات دو مقاله که تقریبا با فاصله‌ی یک دهه از یکدیگر نوشته شده‌اند‌ و هر دو حاوی اطلاعات منبع‌شناسانه‌ی ردیف هستند (نتل ۱۳۷۸، تاریخ نسخه‌ی اصلی ۱۹۷۸) و (لطفی ۱۳۶۹)، نیز می‌توان رشد کمی ردیف‌ها و نوعی فرآیند تثبیت به عنوان یک کارگان کلاسیک را به خوبی مشاهده کرد.
۳۲- علاوه بر دو مقاله‌ی یاد شده (لطفی ۱۳۶۹) هم حاوی اطلاعاتی تبارشناسانه و همچنین طرحی ابتدایی به جهت داوری میان نسخه‌ها و روایت‌های مختلف ردیف است. هر چند که محمدرضا لطفی در این مقاله‌ی کوتاه جز رابطه‌ی شاگردی شواهد تحلیلی برای نشان دادن رابطه‌ی ردیف‌ها با یکدیگر ارائه نمی‌دهد و نیز ارزش‌گذاریش بیشتر از طریق فحوای کلام و نه مشخصه‌های صریحا اعلام شده، بیان می‌شود، اما این نمونه‌ی جالبی است از نحوه‌ی تفکر و پایه‌های ارزش‌گذاری یکی از راویان و مدرسان ردیف به منابع در دسترس زمان نوشته شدن مقاله. لطفی در این مقاله ابتدا به ۱۱ روایت تحت عنوان «ردیف کنونی در ایران» (۱۳۶۹: ۹-۸) اشاره کرده و سپس برخی نمونه‌ها را که در آن وقت دور از دسترس بوده‌اند فهرست کرده است. نکته‌ی جالب توجه این است که اغلب نمونه‌هایی که حدودا ۲۰ سال پیش محمدرضا لطفی آنها را دور از دسترس اعلام کرده امروزه به شکل ضبط، نغمه‌نگاری یا هر دو در دسترس قرار گرفته‌اند.
۳۳- در مورد این نمودار چند نکته شایان توجه است: ۱- بالا یا پایین بودن یک مرجع در اینجا از لحاظ تاریخی یا تقدم و تاخر آموزشی معنی‌دار نیست. ۲- ردیف‌هایی که مرجع نغمه‌نگاری قرار گرفته‌اند و ردیف‌های شخصی که تنها یکبار -و تقریبا در تمام موارد توسط خود پدیدآورنده- نغمه نگاری شده‌ با دو شکل متفاوت نشان داده شده‌اند. ۳- نغمه‌نگاری تنها با فلش، رابطه‌ی محتوایی مستدل با نقطه چین و رابطه‌ و تاثیرپذیری آموزشی که در بعضی جاها لازم بود اشاره شود، با خط نمایش داده شده است.
۳۴- یک نمونه‌ اولیه از مطالعه‌ی تحلیلی و مطابقت ردیف را -که در ضمن تاریخچه‌ی مختصری از نغمه‌نگاری ردیف نیز هست- می‌توان در فصل اول کتاب جدید سمن پورعیسی (۱۳۹۰: ۱۹-۱۱) دید. وی در مورد یکی دو ردیف قدیمی متن گوشه‌ها را با ردیف‌های معتبر هم‌عصرشان مطابقت داده و نتیجه‌گیری‌های مختصری را در زمینه‌ی شباهت متن و … ارائه کرده است.
۳۵- در این نمودار و نمودار بعدی محور عمودی نشانگر سال انتشار و محور افقی ایندکس است.
۳۶- از مقایسه‌ی صوری این نمودار و نمودار بعدی ممکن است شکافی ۷۰ ساله میان نخستین نغمه‌نگاری‌ها و اولین ضبط‌ها به نظر برسد، اما این شکاف تنها حاصل این است که اکثر نمونه‌های صوتی انجام شده سال‌ها پس ضبط منتشر شده‌اند. اگر تاریخ‌های تقریبی ضبط را ملاک قرار دهیم ناهماهنگی مذکور قابل توضیح می‌شود.
۳۷- در این نمودار و نمودار بعدی مواردی را که همراه جواب آواز بوده یا مطلقا جواب آواز با یک ساز تنهاست، جزء ردیف‌های آوازی شمارش شده است. در حقیقت در اینجا ساختمان ردیف مرجع قرار گرفته است و نه واسطه‌ی اجرای کنونی آن.
۳۸- نگارش‌هایی که تعدادشان کمتر از ۳ تا بوده در نمودار نیامده است.
۳۹- در این نمودار و نمودار قبلی تجدید چاپ و شمارگان مورد نظر قرار نگرفته، بنابراین نمودارها اطلاعات دقیقی درباره‌ی میزان اقبال عمومی به هر یک از ردیف‌ها ارائه نمی‌کند، هر چند که احتمالا اطلاعات بیشتر هم با حدس‌های اولیه در مورد گرایش به ردیف میرزا عبدالله مطابقت دارد.

کتاب‌نامه
پورجوادی، امیرحسین ۱۳۸۴ «سه نقد»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال هشتم، شماره‌ی ۲۹٫
پورعیسی، سمن ۱۳۹۰ ماهور به قلم مخبرالسلطنه: نگاهی به نت‌نویسی مهدیقلی هدایت از هفت دستگاه موسیقی ایران به روایت منتظم الحکما. تهران: فرهنگستان هنر.
تجویدی، علی ۱۳۷۰ موسیقی ایرانی: مقدمه، چهارگاه، همایون و بیات اصفهان و و آهنگ‌های بی‌کلام، تران: سروش.
توکلی، فرشاد ۱۳۸۱ «نقد و بررسی نگارش ژان دورینگ از ردیف میرزا عبدالله»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال چهارم، شماره‌ی ۱۵٫
حلالی، سیمین ۱۳۸۶ کتابشناسی موسیقی در ایران، تهران: ماهور.
خالقی، روح‌الله ۱۳۷۶ سرگذشت موسیقی ایران، چاپ نهم، تهران: صفی‌علیشاه.
خرمشاهی، مهتاب ۱۳۸۳ کتاب شناسی موسیقی. تهران: سرود.
دهباشی، علی ۱۳۷۶ یادنامه‌ی ابولحسن صبا، تهران: ویدا.
رشیدی، علی‌محمد ۱۳۷۲ «ردیف: فقر میراث»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
سپنتا، ساسان ۱۳۷۲ «برای هنرجویان موسیقی و آنهائی که با ردیف موسیقی ایرانی سر و کار دارند: نادرستی‌های آشکار در ردیف میرزا عبدالله»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۷۷ تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، تهران‌: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۸۲ چشم‌انداز موسیقی ایران، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
ستایشگر، مهدی ۱۳۷۶ نام نامۀ موسیقی ایران زمین، تهران: اطلاعات.
کسایی، محمدجواد ۱۳۸۹ از نی حکایتی، کتابچه‌ی سی‌دی «ردیف موسیقی ایران»، تهران: آوای باربد.
کیانی، مجید ۱۳۶۸ هفت دستگاه موسیقی ایران، تهران: تهران: مولف.
لطفی، محمدرضا ۱۳۶۹ «شناخت موسیقی؛ ردیف کنونی در ایران»، نامه‌ی شیدا، شماره‏ی ۲ و۳٫
لومر، آلفرد ژان باتیست ۱۳۸۲ آوازها و تصنیف‌های ایرانی، گردآوری و تصحیح منوچهر صهبایی، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
مشحون، حسن ۱۳۸۰ تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو.
منصور، امیر ۱۳۸۲ «ملاحظاتی بر کتاب تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران در زمینه‌ی دیسکوگرافی»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال ششم، شماره‌ی ۲۲٫
میرعلی‌نقی، سید علیرضا ۱۳۷۷ موسیقی‌نامۀ وزیری، تهران: معین.
۱۳۸۶ کتابشناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی، جلد ۱، تهران: مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
نتل، برونو ۱۳۷۸ «ردیف موسیقی ایرانی «مطالعاتی در ساخت و محتوای موسیقی ایرانی» منابع ،مطالعات موجود، اسامی»، ترجمه‌ی علی مشایخی، کتاب سال شیدا، شماره‌ی سوم.
وهدانی، رضا ۱۳۷۶ ردیف سازی موسیقی سنتی ایران به روایت استاد بزرگ علی اکبر شهنازی، معروف به روایت ردیف میرزا حسینقلی، تهران: سازمان فرهنگی و انتشاراتی جام.
بی‌نام ۱۳۳۴ «موسیقی‌شناس»، موزیک ایران، سال چهارم، شماره‌ی ۵٫

9 دیدگاه

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

    خوانندگان عزیز، از زمان اتمام ویراست فعلی مقاله (تابستان ۱۳۹۰) تا کنون دست کم سه منبع دیگر به این فهرست افزوده شده است، لطفا آنها را هم در نظر بگیرید:
    ۱- ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی، با تصحیح داریوش پیرنیاکان، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫
    ۲- ضبط ردیف های موسی معروفی (۲۰ سی دی)، اجرا با تار: محسن نفر، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۰٫
    ۳- ضبط و تصحیح نغمه نگاری، رحمت الله بدیعی از ردیف های ویلن صبا که انتشارات سرود منتشر کرده است.
    در مورد تاریخ نشر سومی اطلاع دقیقی بدست نیاوردم؛ احتمال دارد نشر آن به قبل از تاریخ آخرین ویرایش این مقاله مربوط باشد.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۹۰ در ۱:۵۸ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    در هفته ی گذشته انتشارات ماهور ردیف دیگری منتشر ساخته است که باید به این فهرست افزوده شود:
    ردیف آوازی به روایت ابراهیم بوذری (۳ سی دی)، آواز: ابراهیم بوذری، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫ (MCD 313).

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۰ در ۵:۳۴ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به نغمه نگاری دیگری نیز از ردیف آقا حسینقلی برخوردم با این مشخصات:
    ردیف میرزا حسینقلی به روایت استاد علی اکبر خان شهنازی، نت نویسی آموزشی تحلیلی: نبی احمدی، انتشارات سرود، ۱۳۸۹٫

  • کاوه
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۰ در ۹:۳۶ ق.ظ

    مقاله های بسیار مفید و پرکاربردی هستند

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۲۴ ق.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به ضبطی برخوردم که هر چند بر روی جلد ننوشته«ردیف …» اما به جهت مشابهت مواد اجراییش با نغمه نگاری «ردیف موسیقی ایرانی برای عود» (به ویژه دستگاه ماهور که تقریبا بی کم و کاست مانند یکدیگرند)، و نیز اینکه در سی دی ها منصور نریمان با صدای خودش نام گوشه ها را اعلام می کند، می توان آن را ضبطی از ردیف با ساز عود به حساب آورد:
    بربط (مجموعه چهار سی دی)، منصور نریمان، ۱۳۸۷، چهارباغ.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    در هفته ی گذشته نسخه ی روزآوری شده ی این مقاله (با اطلاعات تا پایان آبان ماه ۱۳۹۱) منتشر شده است. این نسخه ی جدید ابتدا به صورت خلاصه شده در فصلنامه ی خانه ی موسیقی و سپس به طور کامل از طریق وبگاه رسمی آن، پخش شده است. علاقه مندان می توانند نسخه ی جدید مقاله را از نشانی زیر دریافت کنند:
    http://iranhmusic.ir/uploads/File_fa_62E4A76_4_9552C1BD.pdf

  • ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱:۰۱ ب.ظ

    سایت خوبی دارید موفق باشید

  • چشم
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۹:۱۷ ق.ظ

    سپاس و قدردانی از مطالب مفیدی که در سایتتون قرار دادید

  • مهاجرت
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    سلام خیلی خوب بود. سپاس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

آثار مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان کرمانشاه عرضه می شود

برای اولین بار پارتیتورهایی از آثار آهنگساز بزرگ و صاحب سبکِ ایرانی استاد زنده یاد مرتضی حنانه به نفع زلزله زدگان غرب کشور عرضه می شود. امیرآهنگ آخرین شاگرد مرتضی حنانه اعلام کرد: به زودی ده پارتیتور از آثار استاد مرتضی حنانه توسط من و نظارت امیرعلی حنانه در اختیار علاقمندان آثار این آهنگساز برجسته و صاحب سبک قرار می گیرد.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هفتم)

طبق معمول درهای کارخانه ویولون سازی ساعت هفت صبح باز می شد، اما از نظر کارکنان توقعی نبود که پدر من و ما بچه‌ها که به مدیریت کارخانه تعلق داشتیم زودتر از ۹ صبح در آنجا دیده بشویم. از همان روز اول کار با خودم فکر کردم که در حقیقت من هم مانند بقیه یکی از کارکنان این کارگاه هستم؛ چرا باید برتری طلبی رئیس مآبانه داشته باشم؟ از نگاه انسانی به نظرم غیرعادلانه بود که اگر دیگران ساعت هفت صبح شروع به کار می‌کنند و من دو ساعت بعد از آن ساعت شروع به کار ‌کنم و تصمیم بر این کار گرفتم. گمان می‌کنم این دید و برخورد را هم از تولستوی آموخته بودم!
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

برخی مسائل تاریخ‌نگاری موسیقی (و همچنین تاریخ هنر) با تاریخ عمومی یکی هستند و برخی نیز متفاوت. تاریخ هنر از لحاظ روش‌ها و قلمروهایی که بر آن‌ها تمرکز دارد شبیه تاریخ عمومی است؛ در این‌جا هم محک زدن منابع، روایت تاریخی، تغییرات و علیت‌ها، زندگی‌نامه و دوره‌بندی (۲) تاریخی رواج دارد، اما بین تلقی مدرن از تاریخ هنر و تاریخ عمومی یک تفاوت عمده هست و آن هم این که موضوع کار در این جا بیشتر اثر هنری است تا هر چیز دیگری.
روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

روی اوربیسن، صدایی با نفوذ (II)

وی صدای خود را اگر عالی نه، اما جاودان می پنداشت. در ششمین سال تولدش پدرش به او گیتاری هدیه داد. اوربیسن در سن هفت سالگی دراین باره گفت: ” من تصمیم خودم را گرفته بودم، دیگر هیچ چیزی برایم اهمیتی نداشت… ” موسیقی همه زندگی او شد. تاثیر اصلی موسیقی بر روی اوربیسن جوان موسیقی کانتری بود، به ویژه از اشعار لفتی فریزل (Lefty Frizzell) بسیار متاثر شده بود.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

در این هنگام «قاسم آفرین» در نقد گرایش فمینیستی ابتدا خاطره‌ای تعریف کرد از اینکه سال‌های پیش متوجه شده است که بعضی کارهایی که انسان انجام می‌دهد با وجود ظاهر متفاوت، در خواست جذب جنس مخالف ریشه دارد و سپس پرسید آیا استنباط وی با گرایشی که امروز در کلاس مورد بحث است همسان است؟ مدرس پاسخ داد که موضوع جذابیت و جذب ارتباط چندانی با بحث حاضر ندارد. سپس قاسم آفرین نقد دیگری را مطرح کرد و آن هم اینکه پیشروی فمینیست‌ها (یا به‌طور کلی فمینیسم) منجر به توقف ادامه‌ی حیات نسل انسان خواهد شد. این نقدی است که در سال‌های اولیه‌ی نظریه‌ی فمینیستی در هنر نیز زیاد سخن از آن به میان آمده و حاوی فروکاهش کل جریان فمینیسم به حق فرزندآوری است، مانند این فراز که «شوارتز» تلقی مِیلر (Mailer) (منتقدی که نقد او بر کتاب «سیاست جنسی» «کیت میلت» (Kate Millett) بر وَن دِر تورن تاثیرگذار بود) و ون در تورن را از تعریف فمینیسم توضیح می‌دهد:
دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دو مضراب چپ (قسمت چهارم)

دومضراب چپ همان طور که قبلاً هم معرفی شد، یکی از تکنیک های متداول در سنتور نوازی است که از دو مضراب اقتباس شده و حالت اجرایی آن شبیه سرمضراب است.
استوکوفسکی رهبر بدون باگت

استوکوفسکی رهبر بدون باگت

لپولد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) یکی از مشهورترین رهبران ارکستر جهان است که شیوه رهبری خاص وی که رهبری ارکستر بدون چوب رهبری – باگت – میباشد نیز شخصیت متمایزی نسبت به همتایانش ایجاد نموده است. رهبری برخی از برترین ارکسترهای جهان و اجرا در صحنه های مختلف بین المللی از جمله هنرنمایی های او میباشد.
سیاست در ژانرهای مختلف موسیقی

سیاست در ژانرهای مختلف موسیقی

یک بررسی ساده نشان می دهد اگر موسیقی فولک یا مردمی بخواهد به نوعی وارد عرصه های سیاسی شور اغلب دیدگاه معترضین و حامیان جناح چپ در جوامع را بیان می کند.
مرزهای زنانگی در هنر (III)

مرزهای زنانگی در هنر (III)

به همین دلیل است که برخی از افرادی که به دیدن نمایشگاه های نقاشی مدرن می روند دست خالی از هر گونه برداشتی از نمایشگاه خارج می شوند و می گویند چیزی نفهمیدم . اما فهم شهودی ما هرگز درمانده نمی شود و به همین دلیل است که افراد نامبرده ممکن است بگویند چیزی نفهمیدم اما کارهای زیبایی بود یا اصلاً چرندیاتی بیش نبود و این نظر دوم حاصل از نوع تاثیر پذیری مخاطب از راه فهم شهودی است. حتی دیدن یک تابلوی نقاشی از یک منظره طبیعی که همه ی ما به راحتی می توانیم توسط فهم تجربی درک کنیم نیز می تواند ادراکات شهودی غیر مشترک و حتی متضاد را در ما ایجاد کند.
امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

امیرآهنگ: مکتب آموزش هارمونی روسیه با فرهنگ ما در ایران سازگارتر است

استاد حنانه فرم موسیقی را با مِتُدِ ایتالیایی و از روی کتابِ جولیو باس (تئوریسین، کمپوزیتور و اُرگ نواز ایتالیایی) تدریس می کردند. این کتاب را هم خودشان از زبان ایتالیایی ترجمه کرده و بصورت دستی تایپ کرده بودند که بصورت زیراگس در آن سالها تکثیر و در اختیار امیر علی حنانه و من و سپس بقیه شاگردانشان قرار گرفت. البته جلد اول (شامل عناصر ریتمیک در ملودی و پیوند شعر و موسیقی) و جلد دوم (شامل موتیف، نیم جمله، جمله و پرییود موزیکال) بعدها یعنی در سال ۱۳۷۳ توسط انتشارات چنگ (با سانسور بخشی از مقدمه مترجم کتاب که توسط استاد حنانه نوشته شده بود!) چاپ شد. این کتاب در اصل در شش جلد است.
روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

روش سوزوکی (قسمت هجدهم)

تلاش به فکر به اینکه انسان بی استعداد است و اینکه باعث تسلیم اش میشود نشانه ترسو بودن، بزدلی و تنبلی اش می باشد. آموزش و پرورش اندک باعث توانمندی و بازدهی اندک می‌شود اگرچه که پذیرش آن دشوار است، انسان باید تمام تلاش و کوشش خود را برای بدست آوردن و به حداکثر رساندن توانایی و رشد به کار گیرد. این را باید خوانندگان من به خاطر بسپارند. اما تلاش و زحمت درست و واقعی چیست؟ در این باره، من بعدا” خواهم گفت.