در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

نمودارهای آماری
در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.

همچنین رویکرد بیشتر به ردیف میرزا عبدالله نسبت به ردیف برادرش و دیگر ردیف‌ها کاملا مشهود و تعداد نغمه‌نگاری آن دست‌کم ۴ برابر و تعداد ضبط‌های آن ۵/۲ برابر هر ردیف دیگر در این فهرست است.

نتایج بررسی آماری نشان می‌دهد در دو دهه‌ی گذشته توجه به نغمه‌نگاری نوع سوم دو برابر هر یک از گونه‌های دیگر بوده. به بیان دیگر افراد کمتری روایت شخصی خود (بنا بر قول مشهور «ردیف خود») را ارائه کرده‌اند. این نکته‌ای است که می‌تواند در سیر تحول ردیف به عنوان یک موضوع آموزشی و غیر آموزشی به دقت مورد کاوش قرار گیرد.

همان طور که از بررسی عناوین نغمه نگاری و ضبط ها می توان دریافت، بخش اعظم ردیف های مورد بررسی از چند ردیف مرجع سرچشمه گرفته اند. از این گذشته ردیف هایی هم که به طور مستقیم مرجعی ندارند (روایت شخصی هستند) ممکن است تحت تاثیر یکی از مرجع های اصلی قرار گرفته باشند. هر چند که امروزه مطالعات و معیارهای دقیقی وجود ندارد که بتوان به کمک آنها رابطه ی یک روایت شخصی را با یک ردیف مرجع روشن کرد اما تا حدودی با کمک تبارشناسی آموزشی و اطلاعاتی که خود نگارنده ها در اختیار می گذارند می توان این مهم را تا حدودی آشکار کرد. پیش از این هم در (کیانی ۱۳۶۹: ۱۳۲-۱۳۰) و (کسایی ۱۳۸۹: ۹۷) نمودارهایی که به ترتیب حاوی اطلاعات تبارشناسانه و مرجع شناسانه ی ردیف باشد چاپ شده است، در نموداری که در اینجا می بینید رابطه ی برخی نگارش-هایی که در این مقاله فهرست شده با چند مرجع اصلی روشن شده است (۳۲).

نمودار رابطه‌ی بعضی ردیف‌های فهرست شده با چند ردیف مرجع (۳۳)

همان‌طور که در تصویر هم به خوبی قابل مشاهده است اکثر نغمه‌نگاری‌های فهرست شده، از چند ردیف مرجع اصلی منشعب شده‌اند و روابط بعضی از نسخه‌های شخصی هم با ردیف‌های مرجع توسط نغمه‌نگاران و پدیدآورندگان تصریح شده است (برای مثال دوره‌ی عالی پایور) در مورد ارتباطات محتوایی دیگر ردیف‌ها باید تا انجام مطالعات دقیق تحلیلی صبر کرد (۳۴). نمودار سال انتشار نغمه‌نگاری‌ها (همانطور که ملاحظه می‌شود بیشترین تعداد مربوط به ۱۵ سال اخیر است) (۳۵). نمودار سال انتشار ضبط‌ها (شباهت نسبی دو نمودار پس از سال ۱۳۷۰ قابل مشاهده است) (۳۶). نمودار فراوانی ضبط‌ به نسبت نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فراوانی نغمه‌نگاری ردیف آوازی و سازی (۳۷). نمودار فراوانی ضبط ردیف آوازی و سازی. نمودار فراوانی گونه‌های نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فروانی نغمه‌نگاری ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۸) نمودار فروانی ضبط ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۹) (مشابهت تقریبی این نمودار و نمودار پیشین به ویژه از نظر برتری کمی ردیف میرزاعبدالله مشهود است)

پی نوشت
۳۰- به دلیل این‌که در این مقاله از هر منبع تنها آن چاپی که در دسترس بوده فهرست شده و نیز این‌که سال انتشار تعدادی از ضبط‌ها معلوم نیست، نمودارهای سال انتشار اعتبار نسبی دارد.
۳۱- با توجه به اطلاعات دو مقاله که تقریبا با فاصله‌ی یک دهه از یکدیگر نوشته شده‌اند‌ و هر دو حاوی اطلاعات منبع‌شناسانه‌ی ردیف هستند (نتل ۱۳۷۸، تاریخ نسخه‌ی اصلی ۱۹۷۸) و (لطفی ۱۳۶۹)، نیز می‌توان رشد کمی ردیف‌ها و نوعی فرآیند تثبیت به عنوان یک کارگان کلاسیک را به خوبی مشاهده کرد.
۳۲- علاوه بر دو مقاله‌ی یاد شده (لطفی ۱۳۶۹) هم حاوی اطلاعاتی تبارشناسانه و همچنین طرحی ابتدایی به جهت داوری میان نسخه‌ها و روایت‌های مختلف ردیف است. هر چند که محمدرضا لطفی در این مقاله‌ی کوتاه جز رابطه‌ی شاگردی شواهد تحلیلی برای نشان دادن رابطه‌ی ردیف‌ها با یکدیگر ارائه نمی‌دهد و نیز ارزش‌گذاریش بیشتر از طریق فحوای کلام و نه مشخصه‌های صریحا اعلام شده، بیان می‌شود، اما این نمونه‌ی جالبی است از نحوه‌ی تفکر و پایه‌های ارزش‌گذاری یکی از راویان و مدرسان ردیف به منابع در دسترس زمان نوشته شدن مقاله. لطفی در این مقاله ابتدا به ۱۱ روایت تحت عنوان «ردیف کنونی در ایران» (۱۳۶۹: ۹-۸) اشاره کرده و سپس برخی نمونه‌ها را که در آن وقت دور از دسترس بوده‌اند فهرست کرده است. نکته‌ی جالب توجه این است که اغلب نمونه‌هایی که حدودا ۲۰ سال پیش محمدرضا لطفی آنها را دور از دسترس اعلام کرده امروزه به شکل ضبط، نغمه‌نگاری یا هر دو در دسترس قرار گرفته‌اند.
۳۳- در مورد این نمودار چند نکته شایان توجه است: ۱- بالا یا پایین بودن یک مرجع در اینجا از لحاظ تاریخی یا تقدم و تاخر آموزشی معنی‌دار نیست. ۲- ردیف‌هایی که مرجع نغمه‌نگاری قرار گرفته‌اند و ردیف‌های شخصی که تنها یکبار -و تقریبا در تمام موارد توسط خود پدیدآورنده- نغمه نگاری شده‌ با دو شکل متفاوت نشان داده شده‌اند. ۳- نغمه‌نگاری تنها با فلش، رابطه‌ی محتوایی مستدل با نقطه چین و رابطه‌ و تاثیرپذیری آموزشی که در بعضی جاها لازم بود اشاره شود، با خط نمایش داده شده است.
۳۴- یک نمونه‌ اولیه از مطالعه‌ی تحلیلی و مطابقت ردیف را -که در ضمن تاریخچه‌ی مختصری از نغمه‌نگاری ردیف نیز هست- می‌توان در فصل اول کتاب جدید سمن پورعیسی (۱۳۹۰: ۱۹-۱۱) دید. وی در مورد یکی دو ردیف قدیمی متن گوشه‌ها را با ردیف‌های معتبر هم‌عصرشان مطابقت داده و نتیجه‌گیری‌های مختصری را در زمینه‌ی شباهت متن و … ارائه کرده است.
۳۵- در این نمودار و نمودار بعدی محور عمودی نشانگر سال انتشار و محور افقی ایندکس است.
۳۶- از مقایسه‌ی صوری این نمودار و نمودار بعدی ممکن است شکافی ۷۰ ساله میان نخستین نغمه‌نگاری‌ها و اولین ضبط‌ها به نظر برسد، اما این شکاف تنها حاصل این است که اکثر نمونه‌های صوتی انجام شده سال‌ها پس ضبط منتشر شده‌اند. اگر تاریخ‌های تقریبی ضبط را ملاک قرار دهیم ناهماهنگی مذکور قابل توضیح می‌شود.
۳۷- در این نمودار و نمودار بعدی مواردی را که همراه جواب آواز بوده یا مطلقا جواب آواز با یک ساز تنهاست، جزء ردیف‌های آوازی شمارش شده است. در حقیقت در اینجا ساختمان ردیف مرجع قرار گرفته است و نه واسطه‌ی اجرای کنونی آن.
۳۸- نگارش‌هایی که تعدادشان کمتر از ۳ تا بوده در نمودار نیامده است.
۳۹- در این نمودار و نمودار قبلی تجدید چاپ و شمارگان مورد نظر قرار نگرفته، بنابراین نمودارها اطلاعات دقیقی درباره‌ی میزان اقبال عمومی به هر یک از ردیف‌ها ارائه نمی‌کند، هر چند که احتمالا اطلاعات بیشتر هم با حدس‌های اولیه در مورد گرایش به ردیف میرزا عبدالله مطابقت دارد.

کتاب‌نامه
پورجوادی، امیرحسین ۱۳۸۴ «سه نقد»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال هشتم، شماره‌ی ۲۹٫
پورعیسی، سمن ۱۳۹۰ ماهور به قلم مخبرالسلطنه: نگاهی به نت‌نویسی مهدیقلی هدایت از هفت دستگاه موسیقی ایران به روایت منتظم الحکما. تهران: فرهنگستان هنر.
تجویدی، علی ۱۳۷۰ موسیقی ایرانی: مقدمه، چهارگاه، همایون و بیات اصفهان و و آهنگ‌های بی‌کلام، تران: سروش.
توکلی، فرشاد ۱۳۸۱ «نقد و بررسی نگارش ژان دورینگ از ردیف میرزا عبدالله»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال چهارم، شماره‌ی ۱۵٫
حلالی، سیمین ۱۳۸۶ کتابشناسی موسیقی در ایران، تهران: ماهور.
خالقی، روح‌الله ۱۳۷۶ سرگذشت موسیقی ایران، چاپ نهم، تهران: صفی‌علیشاه.
خرمشاهی، مهتاب ۱۳۸۳ کتاب شناسی موسیقی. تهران: سرود.
دهباشی، علی ۱۳۷۶ یادنامه‌ی ابولحسن صبا، تهران: ویدا.
رشیدی، علی‌محمد ۱۳۷۲ «ردیف: فقر میراث»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
سپنتا، ساسان ۱۳۷۲ «برای هنرجویان موسیقی و آنهائی که با ردیف موسیقی ایرانی سر و کار دارند: نادرستی‌های آشکار در ردیف میرزا عبدالله»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۷۷ تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، تهران‌: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۸۲ چشم‌انداز موسیقی ایران، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
ستایشگر، مهدی ۱۳۷۶ نام نامۀ موسیقی ایران زمین، تهران: اطلاعات.
کسایی، محمدجواد ۱۳۸۹ از نی حکایتی، کتابچه‌ی سی‌دی «ردیف موسیقی ایران»، تهران: آوای باربد.
کیانی، مجید ۱۳۶۸ هفت دستگاه موسیقی ایران، تهران: تهران: مولف.
لطفی، محمدرضا ۱۳۶۹ «شناخت موسیقی؛ ردیف کنونی در ایران»، نامه‌ی شیدا، شماره‏ی ۲ و۳٫
لومر، آلفرد ژان باتیست ۱۳۸۲ آوازها و تصنیف‌های ایرانی، گردآوری و تصحیح منوچهر صهبایی، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
مشحون، حسن ۱۳۸۰ تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو.
منصور، امیر ۱۳۸۲ «ملاحظاتی بر کتاب تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران در زمینه‌ی دیسکوگرافی»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال ششم، شماره‌ی ۲۲٫
میرعلی‌نقی، سید علیرضا ۱۳۷۷ موسیقی‌نامۀ وزیری، تهران: معین.
۱۳۸۶ کتابشناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی، جلد ۱، تهران: مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
نتل، برونو ۱۳۷۸ «ردیف موسیقی ایرانی «مطالعاتی در ساخت و محتوای موسیقی ایرانی» منابع ،مطالعات موجود، اسامی»، ترجمه‌ی علی مشایخی، کتاب سال شیدا، شماره‌ی سوم.
وهدانی، رضا ۱۳۷۶ ردیف سازی موسیقی سنتی ایران به روایت استاد بزرگ علی اکبر شهنازی، معروف به روایت ردیف میرزا حسینقلی، تهران: سازمان فرهنگی و انتشاراتی جام.
بی‌نام ۱۳۳۴ «موسیقی‌شناس»، موزیک ایران، سال چهارم، شماره‌ی ۵٫

9 دیدگاه

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

    خوانندگان عزیز، از زمان اتمام ویراست فعلی مقاله (تابستان ۱۳۹۰) تا کنون دست کم سه منبع دیگر به این فهرست افزوده شده است، لطفا آنها را هم در نظر بگیرید:
    ۱- ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی، با تصحیح داریوش پیرنیاکان، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫
    ۲- ضبط ردیف های موسی معروفی (۲۰ سی دی)، اجرا با تار: محسن نفر، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۰٫
    ۳- ضبط و تصحیح نغمه نگاری، رحمت الله بدیعی از ردیف های ویلن صبا که انتشارات سرود منتشر کرده است.
    در مورد تاریخ نشر سومی اطلاع دقیقی بدست نیاوردم؛ احتمال دارد نشر آن به قبل از تاریخ آخرین ویرایش این مقاله مربوط باشد.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۹۰ در ۱:۵۸ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    در هفته ی گذشته انتشارات ماهور ردیف دیگری منتشر ساخته است که باید به این فهرست افزوده شود:
    ردیف آوازی به روایت ابراهیم بوذری (۳ سی دی)، آواز: ابراهیم بوذری، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫ (MCD 313).

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۰ در ۵:۳۴ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به نغمه نگاری دیگری نیز از ردیف آقا حسینقلی برخوردم با این مشخصات:
    ردیف میرزا حسینقلی به روایت استاد علی اکبر خان شهنازی، نت نویسی آموزشی تحلیلی: نبی احمدی، انتشارات سرود، ۱۳۸۹٫

  • کاوه
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۰ در ۹:۳۶ ق.ظ

    مقاله های بسیار مفید و پرکاربردی هستند

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۲۴ ق.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به ضبطی برخوردم که هر چند بر روی جلد ننوشته«ردیف …» اما به جهت مشابهت مواد اجراییش با نغمه نگاری «ردیف موسیقی ایرانی برای عود» (به ویژه دستگاه ماهور که تقریبا بی کم و کاست مانند یکدیگرند)، و نیز اینکه در سی دی ها منصور نریمان با صدای خودش نام گوشه ها را اعلام می کند، می توان آن را ضبطی از ردیف با ساز عود به حساب آورد:
    بربط (مجموعه چهار سی دی)، منصور نریمان، ۱۳۸۷، چهارباغ.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    در هفته ی گذشته نسخه ی روزآوری شده ی این مقاله (با اطلاعات تا پایان آبان ماه ۱۳۹۱) منتشر شده است. این نسخه ی جدید ابتدا به صورت خلاصه شده در فصلنامه ی خانه ی موسیقی و سپس به طور کامل از طریق وبگاه رسمی آن، پخش شده است. علاقه مندان می توانند نسخه ی جدید مقاله را از نشانی زیر دریافت کنند:
    http://iranhmusic.ir/uploads/File_fa_62E4A76_4_9552C1BD.pdf

  • ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱:۰۱ ب.ظ

    سایت خوبی دارید موفق باشید

  • چشم
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۹:۱۷ ق.ظ

    سپاس و قدردانی از مطالب مفیدی که در سایتتون قرار دادید

  • مهاجرت
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    سلام خیلی خوب بود. سپاس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

از میان ویژگی‌های کار ملی‌گرایان موسیقایی؛ استفاده از مواد و مصالح موجود محلی و مخصوصا موسیقی قومی، گرایش به افسانه‌ها و…، استفاده از نشان‌ها و جاها: نمادهای ملی و مولفه‌های مهمِ جغرافیایی و فرهنگی به عنوان منبع الهام و هویت‌نمون ساختن موسیقی، برجسته است اما به دلیل هویت متمایز موسیقاییِ پیشاپیش دردسترس، ملی‌گرای موسیقایی ایرانی اجباری نداشته تا آنها را در جایی دیگر بجوید و در کار خود حل کند. نزد او منابع موسیقایی، چنان که دیدیم بی هیچ تلاشی، مسلم بوده است. بدین سان، ملی‌گرایی موسیقایی بیش از آن که به سوی ذهنیت آرمانی ملی‌گرایانه پیش برود به سوی سازمان‌دهی ملی‌گرایانه پیش رفت.
گفتگو با آرش محافظ (III)

گفتگو با آرش محافظ (III)

سیستم دستگاهی با سیستم مقامی تناقضی ندارد. سیستم دستگاهی جدید است و ربطی به تیموری و صفوی ندارد. یک چیزی بین اواخر صفوی قرن هجدهم دوره زندیه و اوایل قاجار است. بین قرن ۱۸ و ۱۹٫ شما هر تقسیم از هر استادی گوش کنید کوتاه و نهایتاً ۵دقیقه است. در آن نهایتا ۲ ،۳ دقیقه‌ی اول فقط مقام اصلی است و بقیه مدگردی است. هنر موزیسین مقام‌شناس این است که بعد از آن می‌خواهد چکار کند. در ایران هم همینطور بوده اما بعد از اواخر صفوی که دربار سلیقه‌ی نازلی داشته و بعد از سقوط اصفهان و حمله‌ی افاغنه، ظهور دربار زندی با موسیقی نازل‌تر، بخش بزرگی از رپورتوآر آهنگسازی از بین می‌رود. قطعه‌ها فراموش شدند. آنقدر وضع اجتماعی خراب بوده و عرضه و تقاضای موسیقایی به هم ریخته بوده که منتقل نشده. وقتی تا این حد موسیقی تحت انحطاط بوده که از صدها قطعه حتی یکی به دوره‌ی بعد منتقل نشده، مسلماً خیلی از مقام‌ها و ریتم‌ها از بین رفته است. به‌نظر می‌رسد با این ضربه‌ی وحشتناک یکسری موزیسین به این نتیجه می‌رسند که دوباره هرچه مانده را سازماندهی کنند تا از بین نرود. به‌نظر دستگاه اینگونه شکل گرفته که چند مقام همگن‌تر را چیده‌ و مجموعه‌ی جدیدی ایجاد کرده‌اند.
نگاهی به اپرای مولوی (II)

نگاهی به اپرای مولوی (II)

موسیقی اپرای مولوی بر اساس موسیقی دستگاهی تصنیف شده است و اولین اثر در این فرم است که از تمام دستگاه های موسیقی ایرانی در آن استفاده شده است. در این اثر آواز کلاسیک ایرانی و آواز کلاسیک غربی در کنار هم قرار گرفته است و این همنشینی با وجود تفاوت بسیار در تکنیک و رنگ صوتی، کاملا یکدست به گوش میرسد. با وجود مبنا قرار داشتن موسیقی دستگاهی ایران، عبدی از تکنیک های موسیقی مدرن غافل نبوده و این اثر بر خلاف اکثر آثار موسیقی سمفونیک ایرانی، مکتب گرا نیست و در تمام قسمتهای این اپرا از تکنیکهای خاصی که در آهنگسازی مدرن معنا پیدا میکند، استفاده شده است.
سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، حاوی اطلاعاتی تاریخی درباره شکل گیری و فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران است و تمامی وقایع این نوشته بر پایه نوشته های مرتضی حنانه هنرآموز هنرستان عالی موسیقی و دیده های او می باشد و همینطور از جراید و مطبوعات آن سالها بهره برده شده است.
سیر تحول صدا (بخش اول)

سیر تحول صدا (بخش اول)

ایتالیا سر منشاء هنر و علم خوانندگی اپرا است زیرا هنگامی که کلودیو مونته وردی Claudio Monteverdi و اعضای کامراتا فیورنتینا Camerata Fiorentina (گروهی انقلابی از پژوهشگران، هنرمندان و فیلسوفان که ابداع کننده موسیقی نوین قرن ۱۷ ایتالیا بودند)، مفهوم کلی اپرا را ابداع کردند، انقلابی در موسیقی غرب به وجود آوردند. اعتقاد اعضای کامراتا به این مساله که صدای آوازی باید بازتاب احساسات و اصالت تئاتر کلاسیک باشد، بنیان گذار مفهومی شد که امروز آنرا به نام بل کانتو bel canto (زیبا خواندن) میشناسیم.نسلهای بعدی آهنگسازان، روش از بر خوانی (در مقابل روخوانی اشعار) را دگرگون کردند و آن را به سبکی بسیار پیچیده تر و نیازمند به مهارتهای صوتی ملودیک مبدل کردند.
برای مسابقه گیتار کشوری

برای مسابقه گیتار کشوری

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در جریان اعلان یک مسابقه هنری قرار بگیرید و از خودتان بپرسید که شرکت در این نوع برنامه ها چقدر مفید است و چه ضرری دارد؟ اولین نکته منفی شاید برای همه ما این باشد که اگر برنده نشویم دیگران چه فکری می کنند و اگر قرار است اول نشویم بهتر است دورش را خط بکشیم.
سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

سلطانی: مردم عادی درک و فهم موسیقی جدی را ندارند

از زمانی که یاد گرفتم دور و برم را به تنهایی نگاه کنم، دوره ی مجله آدینه بود و دنیای سخن و این چیزها که من و امثال من هم با افتخار می خریدیم و پُز روشنفکری می دادیم و سعی می کردیم خودمان را به جلوی صف بکشانیم، ولی آن جلو همیشه پیکر تعدادی از روشنفکران روی هم انباشته شده بود، عین گلادیاتورها پس از مبارزه، مردم از دیدن این صحنه ها، این که یک عده به هم فحش می دهند و یقه ی هم دیگر را می-گیرند ـ تا بالاخره یکی از آن ها از گود بیرون رود ـ اظهار خوشحالی می کردند و لذت می بردند(البته هنوز هم این رویه ادامه دارد). از آن زمان تا حالا هرچه جلوتر می آیم می بینم که این رویه ساحتِ نظامِ روشنفکری است. میدانی است پُر از زور و خون و هر کس می خواهد به زور سایه ی معاصرین و نسل بعدی را مطابق استیل و معیارهای خودش در بیاورد.
یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

یادداشتی به بهانه‌ کنسرت گروه موسیقی دستگاهی نقش

گروه نقش به سرپرستی امیر شریفی نوازنده‌ی تار و سه تار و خوانندگی مهدی امامی و به همراهی ۴ تن از نوازندگان که از دانشجویان ممتاز مقطع کارشناسی هنرستان عالی موسیقی تهران هستند، در آبان ماه سال ۸۹ کار خود را آغاز نمود. حاصل کار این گروه ضبط دو آلبوم در دستگاه ماهور و آواز افشاری است که تا پایان امسال به بازار خواهد آمد. این گروه از تابستان امسال اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی در تهران و شهرستان‌ها نمود. آخرین آنها جمعه ۲۷ آبان در خانه‌ی هنرمندان ایران، با حمایت و سخنرانی دکتر حمیدرضا اردلان و استاد داریوش پیرنیاکان برگزار شد. یادداشتی که در ذیل این خبر خواهد می آید، شرح مختصری است بر نحوه‌ی نگرش و عملکرد و محورهای اصلی کار گروه نقش.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۲، چهاردهمین جلسه از «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» با عنوان «نقد سیاسی، ایدئولوژیک» در خانه‌ی موسیقی برگزار شد. در این جلسه ابتدا مدرس توجه شرکت‌کنندگان را به این موضوع جلب کرد که در جلسات اخیر (و به‌ویژه پس از درس «نقد تفسیری») هر یک از روش‌های نقد دسته‌بندی شده، ارتباطی تنگاتنگ با جلسه‌ی پیش از خود داشته‌اند و به قولی می‌توان گفت عملاً پایان یک جلسه به جلسه‌ی بعدی پیوند خورده است.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

جمله‌پردازی و فاصله‌های متداول کدام‌ها هستند و تغییرات نوازنده چگونه صورت گرفته است؟ به علاوه چطور کاربرد واژه‌ای مانند «انگاره» که در موسیقی‌شناسی و موسیقی‌نویسی امروز ما معنایی یافته است، برای ساختارهای مشابه مجاز شمرده شده است؟ همانند بحث گذشته در این مورد هم پاسخ مشابهی داده نشد. مدرس اشاره کرد که این بحث را از آن جهت مطرح کردم که بدانیم این اصطلاحات و واژگان معنی دارند و اگر از آنها استفاده می‌کنیم لااقل باید بتوانیم شرح دهیم چرا استفاده کرده‌ایم و چگونه با موضوع مورد بحث ما ارتباط پیدا می‌کند.