در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

نمودارهای آماری
در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.

همچنین رویکرد بیشتر به ردیف میرزا عبدالله نسبت به ردیف برادرش و دیگر ردیف‌ها کاملا مشهود و تعداد نغمه‌نگاری آن دست‌کم ۴ برابر و تعداد ضبط‌های آن ۵/۲ برابر هر ردیف دیگر در این فهرست است.

نتایج بررسی آماری نشان می‌دهد در دو دهه‌ی گذشته توجه به نغمه‌نگاری نوع سوم دو برابر هر یک از گونه‌های دیگر بوده. به بیان دیگر افراد کمتری روایت شخصی خود (بنا بر قول مشهور «ردیف خود») را ارائه کرده‌اند. این نکته‌ای است که می‌تواند در سیر تحول ردیف به عنوان یک موضوع آموزشی و غیر آموزشی به دقت مورد کاوش قرار گیرد.

همان طور که از بررسی عناوین نغمه نگاری و ضبط ها می توان دریافت، بخش اعظم ردیف های مورد بررسی از چند ردیف مرجع سرچشمه گرفته اند. از این گذشته ردیف هایی هم که به طور مستقیم مرجعی ندارند (روایت شخصی هستند) ممکن است تحت تاثیر یکی از مرجع های اصلی قرار گرفته باشند. هر چند که امروزه مطالعات و معیارهای دقیقی وجود ندارد که بتوان به کمک آنها رابطه ی یک روایت شخصی را با یک ردیف مرجع روشن کرد اما تا حدودی با کمک تبارشناسی آموزشی و اطلاعاتی که خود نگارنده ها در اختیار می گذارند می توان این مهم را تا حدودی آشکار کرد. پیش از این هم در (کیانی ۱۳۶۹: ۱۳۲-۱۳۰) و (کسایی ۱۳۸۹: ۹۷) نمودارهایی که به ترتیب حاوی اطلاعات تبارشناسانه و مرجع شناسانه ی ردیف باشد چاپ شده است، در نموداری که در اینجا می بینید رابطه ی برخی نگارش-هایی که در این مقاله فهرست شده با چند مرجع اصلی روشن شده است (۳۲).

نمودار رابطه‌ی بعضی ردیف‌های فهرست شده با چند ردیف مرجع (۳۳)

همان‌طور که در تصویر هم به خوبی قابل مشاهده است اکثر نغمه‌نگاری‌های فهرست شده، از چند ردیف مرجع اصلی منشعب شده‌اند و روابط بعضی از نسخه‌های شخصی هم با ردیف‌های مرجع توسط نغمه‌نگاران و پدیدآورندگان تصریح شده است (برای مثال دوره‌ی عالی پایور) در مورد ارتباطات محتوایی دیگر ردیف‌ها باید تا انجام مطالعات دقیق تحلیلی صبر کرد (۳۴). نمودار سال انتشار نغمه‌نگاری‌ها (همانطور که ملاحظه می‌شود بیشترین تعداد مربوط به ۱۵ سال اخیر است) (۳۵). نمودار سال انتشار ضبط‌ها (شباهت نسبی دو نمودار پس از سال ۱۳۷۰ قابل مشاهده است) (۳۶). نمودار فراوانی ضبط‌ به نسبت نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فراوانی نغمه‌نگاری ردیف آوازی و سازی (۳۷). نمودار فراوانی ضبط ردیف آوازی و سازی. نمودار فراوانی گونه‌های نغمه‌نگاری ردیف. نمودار فروانی نغمه‌نگاری ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۸) نمودار فروانی ضبط ردیف مولفان (به ترتیب از ۱: میرزاعبدالله، آقا حسینقلی، کریمی، دوامی و صبا) (۳۹) (مشابهت تقریبی این نمودار و نمودار پیشین به ویژه از نظر برتری کمی ردیف میرزاعبدالله مشهود است)

پی نوشت
۳۰- به دلیل این‌که در این مقاله از هر منبع تنها آن چاپی که در دسترس بوده فهرست شده و نیز این‌که سال انتشار تعدادی از ضبط‌ها معلوم نیست، نمودارهای سال انتشار اعتبار نسبی دارد.
۳۱- با توجه به اطلاعات دو مقاله که تقریبا با فاصله‌ی یک دهه از یکدیگر نوشته شده‌اند‌ و هر دو حاوی اطلاعات منبع‌شناسانه‌ی ردیف هستند (نتل ۱۳۷۸، تاریخ نسخه‌ی اصلی ۱۹۷۸) و (لطفی ۱۳۶۹)، نیز می‌توان رشد کمی ردیف‌ها و نوعی فرآیند تثبیت به عنوان یک کارگان کلاسیک را به خوبی مشاهده کرد.
۳۲- علاوه بر دو مقاله‌ی یاد شده (لطفی ۱۳۶۹) هم حاوی اطلاعاتی تبارشناسانه و همچنین طرحی ابتدایی به جهت داوری میان نسخه‌ها و روایت‌های مختلف ردیف است. هر چند که محمدرضا لطفی در این مقاله‌ی کوتاه جز رابطه‌ی شاگردی شواهد تحلیلی برای نشان دادن رابطه‌ی ردیف‌ها با یکدیگر ارائه نمی‌دهد و نیز ارزش‌گذاریش بیشتر از طریق فحوای کلام و نه مشخصه‌های صریحا اعلام شده، بیان می‌شود، اما این نمونه‌ی جالبی است از نحوه‌ی تفکر و پایه‌های ارزش‌گذاری یکی از راویان و مدرسان ردیف به منابع در دسترس زمان نوشته شدن مقاله. لطفی در این مقاله ابتدا به ۱۱ روایت تحت عنوان «ردیف کنونی در ایران» (۱۳۶۹: ۹-۸) اشاره کرده و سپس برخی نمونه‌ها را که در آن وقت دور از دسترس بوده‌اند فهرست کرده است. نکته‌ی جالب توجه این است که اغلب نمونه‌هایی که حدودا ۲۰ سال پیش محمدرضا لطفی آنها را دور از دسترس اعلام کرده امروزه به شکل ضبط، نغمه‌نگاری یا هر دو در دسترس قرار گرفته‌اند.
۳۳- در مورد این نمودار چند نکته شایان توجه است: ۱- بالا یا پایین بودن یک مرجع در اینجا از لحاظ تاریخی یا تقدم و تاخر آموزشی معنی‌دار نیست. ۲- ردیف‌هایی که مرجع نغمه‌نگاری قرار گرفته‌اند و ردیف‌های شخصی که تنها یکبار -و تقریبا در تمام موارد توسط خود پدیدآورنده- نغمه نگاری شده‌ با دو شکل متفاوت نشان داده شده‌اند. ۳- نغمه‌نگاری تنها با فلش، رابطه‌ی محتوایی مستدل با نقطه چین و رابطه‌ و تاثیرپذیری آموزشی که در بعضی جاها لازم بود اشاره شود، با خط نمایش داده شده است.
۳۴- یک نمونه‌ اولیه از مطالعه‌ی تحلیلی و مطابقت ردیف را -که در ضمن تاریخچه‌ی مختصری از نغمه‌نگاری ردیف نیز هست- می‌توان در فصل اول کتاب جدید سمن پورعیسی (۱۳۹۰: ۱۹-۱۱) دید. وی در مورد یکی دو ردیف قدیمی متن گوشه‌ها را با ردیف‌های معتبر هم‌عصرشان مطابقت داده و نتیجه‌گیری‌های مختصری را در زمینه‌ی شباهت متن و … ارائه کرده است.
۳۵- در این نمودار و نمودار بعدی محور عمودی نشانگر سال انتشار و محور افقی ایندکس است.
۳۶- از مقایسه‌ی صوری این نمودار و نمودار بعدی ممکن است شکافی ۷۰ ساله میان نخستین نغمه‌نگاری‌ها و اولین ضبط‌ها به نظر برسد، اما این شکاف تنها حاصل این است که اکثر نمونه‌های صوتی انجام شده سال‌ها پس ضبط منتشر شده‌اند. اگر تاریخ‌های تقریبی ضبط را ملاک قرار دهیم ناهماهنگی مذکور قابل توضیح می‌شود.
۳۷- در این نمودار و نمودار بعدی مواردی را که همراه جواب آواز بوده یا مطلقا جواب آواز با یک ساز تنهاست، جزء ردیف‌های آوازی شمارش شده است. در حقیقت در اینجا ساختمان ردیف مرجع قرار گرفته است و نه واسطه‌ی اجرای کنونی آن.
۳۸- نگارش‌هایی که تعدادشان کمتر از ۳ تا بوده در نمودار نیامده است.
۳۹- در این نمودار و نمودار قبلی تجدید چاپ و شمارگان مورد نظر قرار نگرفته، بنابراین نمودارها اطلاعات دقیقی درباره‌ی میزان اقبال عمومی به هر یک از ردیف‌ها ارائه نمی‌کند، هر چند که احتمالا اطلاعات بیشتر هم با حدس‌های اولیه در مورد گرایش به ردیف میرزا عبدالله مطابقت دارد.

کتاب‌نامه
پورجوادی، امیرحسین ۱۳۸۴ «سه نقد»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال هشتم، شماره‌ی ۲۹٫
پورعیسی، سمن ۱۳۹۰ ماهور به قلم مخبرالسلطنه: نگاهی به نت‌نویسی مهدیقلی هدایت از هفت دستگاه موسیقی ایران به روایت منتظم الحکما. تهران: فرهنگستان هنر.
تجویدی، علی ۱۳۷۰ موسیقی ایرانی: مقدمه، چهارگاه، همایون و بیات اصفهان و و آهنگ‌های بی‌کلام، تران: سروش.
توکلی، فرشاد ۱۳۸۱ «نقد و بررسی نگارش ژان دورینگ از ردیف میرزا عبدالله»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال چهارم، شماره‌ی ۱۵٫
حلالی، سیمین ۱۳۸۶ کتابشناسی موسیقی در ایران، تهران: ماهور.
خالقی، روح‌الله ۱۳۷۶ سرگذشت موسیقی ایران، چاپ نهم، تهران: صفی‌علیشاه.
خرمشاهی، مهتاب ۱۳۸۳ کتاب شناسی موسیقی. تهران: سرود.
دهباشی، علی ۱۳۷۶ یادنامه‌ی ابولحسن صبا، تهران: ویدا.
رشیدی، علی‌محمد ۱۳۷۲ «ردیف: فقر میراث»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
سپنتا، ساسان ۱۳۷۲ «برای هنرجویان موسیقی و آنهائی که با ردیف موسیقی ایرانی سر و کار دارند: نادرستی‌های آشکار در ردیف میرزا عبدالله»، کتاب ماهور، جلد سوم، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۷۷ تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، تهران‌: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
۱۳۸۲ چشم‌انداز موسیقی ایران، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
ستایشگر، مهدی ۱۳۷۶ نام نامۀ موسیقی ایران زمین، تهران: اطلاعات.
کسایی، محمدجواد ۱۳۸۹ از نی حکایتی، کتابچه‌ی سی‌دی «ردیف موسیقی ایران»، تهران: آوای باربد.
کیانی، مجید ۱۳۶۸ هفت دستگاه موسیقی ایران، تهران: تهران: مولف.
لطفی، محمدرضا ۱۳۶۹ «شناخت موسیقی؛ ردیف کنونی در ایران»، نامه‌ی شیدا، شماره‏ی ۲ و۳٫
لومر، آلفرد ژان باتیست ۱۳۸۲ آوازها و تصنیف‌های ایرانی، گردآوری و تصحیح منوچهر صهبایی، تهران: مؤسسه‏ى فرهنگى هنرى ماهور.
مشحون، حسن ۱۳۸۰ تاریخ موسیقی ایران، تهران: فرهنگ نشر نو.
منصور، امیر ۱۳۸۲ «ملاحظاتی بر کتاب تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران در زمینه‌ی دیسکوگرافی»، فصلنامه موسیقی ماهور، سال ششم، شماره‌ی ۲۲٫
میرعلی‌نقی، سید علیرضا ۱۳۷۷ موسیقی‌نامۀ وزیری، تهران: معین.
۱۳۸۶ کتابشناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی، جلد ۱، تهران: مرکز موسیقی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی.
نتل، برونو ۱۳۷۸ «ردیف موسیقی ایرانی «مطالعاتی در ساخت و محتوای موسیقی ایرانی» منابع ،مطالعات موجود، اسامی»، ترجمه‌ی علی مشایخی، کتاب سال شیدا، شماره‌ی سوم.
وهدانی، رضا ۱۳۷۶ ردیف سازی موسیقی سنتی ایران به روایت استاد بزرگ علی اکبر شهنازی، معروف به روایت ردیف میرزا حسینقلی، تهران: سازمان فرهنگی و انتشاراتی جام.
بی‌نام ۱۳۳۴ «موسیقی‌شناس»، موزیک ایران، سال چهارم، شماره‌ی ۵٫

9 دیدگاه

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

    خوانندگان عزیز، از زمان اتمام ویراست فعلی مقاله (تابستان ۱۳۹۰) تا کنون دست کم سه منبع دیگر به این فهرست افزوده شده است، لطفا آنها را هم در نظر بگیرید:
    ۱- ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی، با تصحیح داریوش پیرنیاکان، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫
    ۲- ضبط ردیف های موسی معروفی (۲۰ سی دی)، اجرا با تار: محسن نفر، انتشارات سوره مهر، ۱۳۹۰٫
    ۳- ضبط و تصحیح نغمه نگاری، رحمت الله بدیعی از ردیف های ویلن صبا که انتشارات سرود منتشر کرده است.
    در مورد تاریخ نشر سومی اطلاع دقیقی بدست نیاوردم؛ احتمال دارد نشر آن به قبل از تاریخ آخرین ویرایش این مقاله مربوط باشد.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۵, ۱۳۹۰ در ۱:۵۸ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    در هفته ی گذشته انتشارات ماهور ردیف دیگری منتشر ساخته است که باید به این فهرست افزوده شود:
    ردیف آوازی به روایت ابراهیم بوذری (۳ سی دی)، آواز: ابراهیم بوذری، انتشارات ماهور، ۱۳۹۰٫ (MCD 313).

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۹۰ در ۵:۳۴ ب.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به نغمه نگاری دیگری نیز از ردیف آقا حسینقلی برخوردم با این مشخصات:
    ردیف میرزا حسینقلی به روایت استاد علی اکبر خان شهنازی، نت نویسی آموزشی تحلیلی: نبی احمدی، انتشارات سرود، ۱۳۸۹٫

  • کاوه
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۰ در ۹:۳۶ ق.ظ

    مقاله های بسیار مفید و پرکاربردی هستند

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۰ در ۲:۲۴ ق.ظ

    خوانندگان عزیز،
    به ضبطی برخوردم که هر چند بر روی جلد ننوشته«ردیف …» اما به جهت مشابهت مواد اجراییش با نغمه نگاری «ردیف موسیقی ایرانی برای عود» (به ویژه دستگاه ماهور که تقریبا بی کم و کاست مانند یکدیگرند)، و نیز اینکه در سی دی ها منصور نریمان با صدای خودش نام گوشه ها را اعلام می کند، می توان آن را ضبطی از ردیف با ساز عود به حساب آورد:
    بربط (مجموعه چهار سی دی)، منصور نریمان، ۱۳۸۷، چهارباغ.

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در دی ۲۴, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۶ ق.ظ

    در هفته ی گذشته نسخه ی روزآوری شده ی این مقاله (با اطلاعات تا پایان آبان ماه ۱۳۹۱) منتشر شده است. این نسخه ی جدید ابتدا به صورت خلاصه شده در فصلنامه ی خانه ی موسیقی و سپس به طور کامل از طریق وبگاه رسمی آن، پخش شده است. علاقه مندان می توانند نسخه ی جدید مقاله را از نشانی زیر دریافت کنند:
    http://iranhmusic.ir/uploads/File_fa_62E4A76_4_9552C1BD.pdf

  • ارسال شده در آذر ۱۳, ۱۳۹۵ در ۱:۰۱ ب.ظ

    سایت خوبی دارید موفق باشید

  • چشم
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۹:۱۷ ق.ظ

    سپاس و قدردانی از مطالب مفیدی که در سایتتون قرار دادید

  • مهاجرت
    ارسال شده در آذر ۱۵, ۱۳۹۵ در ۱۰:۴۹ ق.ظ

    سلام خیلی خوب بود. سپاس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر «کنسرت کوارتت کلنکه» سی و سومین جشنواره‌ی موسیقی فجر

از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌ی سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه» چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ی در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه قرار است موسیقی با همان سوژه‌ی گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای نیاوران تبدیل شود.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (X)

فرض کنید از این ۴۰۹۶ مجموعه در طی تقریبا چهارصد سال گذشته هر سال تنها از ۲۰ مجموعه مختلف استفاده شده است. این می‌شود ۸۰۰۰ مجموعه (۴۰۰*۲۰)؛ یعنی ۴۰۰۰ تا بالاتر از گنجایش سیستم. حال به‌طور فرضی سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هر سال ۱۵ مجموعه مختلف استفاده شده. این می‌شود ۶۰۰۰ مجموعه یعنی ۲۰۰۰ مجموعه بالا تر از گنجایش سیستم. باز سقف مصرف سیستم را پایین بیاوریم و فرض کنیم در هرسال از ۱۴ مجموعه مختلف استفاده شده. این می شود ۵۶۰۰ مجموعه.

از روزهای گذشته…

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

مجموع این رویداد بر روح بس حساس راخمانینوف جوان تاثیر بسیار ناگواری بر جای گذاشت و او را چنان دستخوش ناامیدی و سرخوردگی وحشتناکی کرد که تا دو سال نتوانست از آسیب آن بر کنار بماند. سرانجام دوستانش او را وادار ساختند به نزد دکتر “نیکولای دال” که یکی از پیشروان و متخصصان به نام در رشته روانشناسی و تلقین به نفس بود برود، به امید آنکه درمان شود.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (II)

به هر حال بخش موسیقی ایرانی در ترکیب برنامه های فستیوال ضعیف عمل کرد. نمونه های خوب و بدی که باهم ارائه شدند، نتوانست موقعیت ممتازی را برای خودش بوجود آورد. این میزگرد پیرامون موسیقی ایران بالاخره برگزار گردید و آقایان “هوشنگ استوار”، “هرمز فرهت”، “مرتضی حنانه” و از طرفی آقای “فرهاد مشکوه” نیز که رهبر ارکستر سمفونیک وقت تهران بود، در این بحث حضور داشتند.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (VIII)

نخستین تم موومان اول که آوازی نمونه از آوازهای اسلاو است به سادگی هرچه تمام تر توسط پیانو سراییده می شود، در حالی که یک آکومپانیمان ریتمیک در کنار آن به گوش می رسد. در این بخش آکومپانیمان به یاری سازهای زهی مجهز به سوردین و پیتسیکاتوی کنترباس ها انجام می گیرد.
موسیقی بلوز – قسمت هفتم

موسیقی بلوز – قسمت هفتم

از دیدگاه تاریخی می توان بلوز را به دو دوره تقسیم کرد: بلوز قبل از جنگ جهانی دوم (Prewar Blues) و بلوز بعد از جنگ (Postwar Blues). استفاده از این طبقه بندی از جنبه سبک شناختی نیز مفید است.
برنامه کنسرت و سخنرانی های یلدا یزدانی در اروپا

برنامه کنسرت و سخنرانی های یلدا یزدانی در اروپا

یلدا یزدانی اولین بانویی است که به صورت رسمی از موزه موسیقی لهستان دعوت به همکاری و سخنرانی شده است. او در هفته آینده (۲۲ می ۲۰۱۶) دوم خرداد ماه سال جاری در موزه موسیقی و فرش لهستان سخنرانی ورک شاپ دارد و همچنین دو کنسرت در ورشو و کراکوف. در لیتوانی نیز در موزه موسیقی و سالن تئاتر سخنرانی و ورک شاپ دارد. (لازم به ذکر است موضوع این سخنرانی، «زنان خواننده از دوره قاجار تا کنون» می باشد.)
رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

دلیل این انتخاب، تاثیر شگرفی است که حضور وزیری به مثابه یک موسیقیدان موسیقی کلاسیک بر پیکره ی موسیقی ایرانی اواخر پادشاهی قاجار گذاشته و فصل تازه ی پر گفتگویی را به وجود آورده است. مناقشات موجود بر سر تاثیرات جدی و بنیادین حضور این موسیقیدان در موسیقی ایرانی از بدو ورود در این عرصه تا به امروز وجود دارد، که با فرونشستن غبار حاصل از حب و بغض های تاریخی، نیازمند کاووش های جدی و فراوان است. با مطالعه ای که اینجانب بر روی یادداشت های پراکنده و مصاحبه های مختلف موجود در این زمینه داشتم، به این نتیجه رسیدم که مخاطب، با مطالعه ی این یادداشت ها و مصاحبه ها نهایتا نمی تواند به یک تصویر شفاف و روشن از شخصیت موزیکال وزیری و همچنین عملکرد او به عنوان یک مدیر آکادمیک موسیقی رسیده، و موضع صریح و مشخصی در قبال او اتخاذ کند.
نقدی بر هارمونی زوج (II)

نقدی بر هارمونی زوج (II)

درست پس از این تعریف از ایرانی صدا دادن، یک قانون دیگر مطرح می شود بدون آنکه هیچ سندی برای درستی آن آورده شود: “…هارمونی اصولا جایی برای بازی اصوات است و چون همه بازی ها ناچارا از قوانین فیزیکی تبعیت می کنند، بنابراین… این قوانین فیزیکی هستند که دائما خود را به هارمونی تحمیل می کنند.” (بخش ١) سپس به جای سند یک “مثال” آورده اند از حوزه ای دیگر (ورزش) تا این “قانون” را تایید کنند. این گونه مستند سازی در هیچ نوشته ی علمی وجود ندارد.
سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

سال‌ها بدون وقفه کار و همکاری با سولیست‌های برجسته‌ی دنیا (II)

آمدن من به ایران از جمله تصمیم‌های عجیب و غریبی بود که گاهی من انجام می‌دهم! من همه‌ی فعالیت بین‌المللی‌ام را برای یک سزون یا یک سالِ کاری به‌کل تعطیل کردم که البته مدیر برنامه‌هایم و خیلی‌های دیگر از این کار من بسیار ناراحت شدند، ولی تصمیمم این بود که بیایم ایران و بمانم و برای همین با خانواده و بار و اساس زیادی وارد ایران شدم تا در کشور بمانم. ولی کسی خبردار نبود که من تمام کارهایم را کنار گذاشته‌ام و در این یک سال بیکار خواهم بود، به‌جز چند برنامه‌ای که گذاشته بودم تا در کنار کنسرت‌های ایرانم انجام بدهم.<
منبری: الگوی من استاد دهلوی بود

منبری: الگوی من استاد دهلوی بود

درست است. من همزمان پیش این دو استاد می رفتم و هر دو هم از این مسأله مطلع بودند. آقای دهلوی در منزل خودشان و آقای مشایخی در دانشگاه تهران. آقای مشایخی خیلی مستقل و آزاد فکر می کنند. به من و همکلاسی هایم تمرینهای خوبی می دادند. من می خواستم ایشان بدانند که گرایش من به سمت موسیقی ایرانی و ملی و شیوه اساتید وزیری و خالقی و دهلوی هست و دغدغه من ورود به موسیقی آوانگارد غرب نیست.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (V)

به رغم اهمیت فراوان موضوعاتی که مطرح شد، کمتر به شکل دقیق به آن پرداخته شده است. یکی از معدود نوشته‌هایی که به مسائل عمومی تاریخ‌نگاری موسیقی می‌پردازد «نقد تاریخ‌نگاری موسیقی ایران» نوشته‌ی خسرو جعفرزاده است (جعفرزاده ۱۳۷۹) که نقد خود را به مسئله‌ی حوزه (البته بیشتر از دیدگاه طولی) معطوف کرده و به شکلی مشروح به مسائل مربوط به آن پرداخته است وی با مد نظر قرار دادن تفاوت‌های دیدگاه ما از نام ایران و ایرانی بودن، به نسبت آنچه در تاریخ اندیشه با آن مواجه هستیم، نقطه‌ی چالش برانگیز بحث را همین پرداختن به موضوعی دیروزی از نقطه نظری امروزی می‌داند (۱۳).