مشکل آهنگسازان فیلم در دهه ۷۰

بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۲ تقریبا” می توان گفت که هیچ موسیقی ای برای فیلم یا تصاویر متحرک ساخته نشد. دلیل آن اعتصاب اتحادیه آهنگسازان و آواز نویسان آمریکا بود.

اختلاف اتحادیه با دست اندرکاران صنعت سینما و تهیه کننده گان تلویزیونی بیشتر حول و حوش دو موضوع بود یکی مدت زمان تهیه موسیقی و دیگری حق مالکیت موسیقی.

تا قبل از آن معمول بر این بود که به آهنگساز حدود شش هفته برای ساخت موسیقی وقت داده می شد در حالی که در اوایل دهه هفتاد این زمان به یک هفته تا ده روز تقلیل یافته بود.

مشکل بزرگتر دعوی بر سر حق مالکیت موسیقی بود. در واقع اتفاقی که افتاده بود آن بود که آهنگسازان هیچگونه حقی نسبت به آفریده هنری خود نداشت. استودیو های بزرگ هالیوود خود را صاحب موسیقی تولید شده برای فیلم می دانستند.

به عنوان مثال در سال ۱۹۷۱ از لالو شیفرین (Lalo Schifrin) درخواست شد تا راجع به یکی از کارهای موسیقی خود که برای یک فیلم هالیوودی ساخته بود در یک دانشگاه صحبت کند. وی پس از تماس با استودیو از آنان درخواست کرد تا پارتیتورهای کار را دراختیار او قرار دهند. آنها در جواب به او گفتند که این پارتیتور ها متعلق به شما نیست و بصورت سرسری گفتند اگر آنها را میخواهد باید اجاره کند.

در موردی دیگر هنگامی که یک ارکستر بزرگ ازموریس ژار (Morris Jarr) آهنگساز بزرگ فرانسه و هالیوود خواست تا موسیقی فیلم دکتر ژیواگو را با این ارکستر اجرا و رهبری کند، کمپانی مترو گلدن مایر (MGM) به او گفت که : “چون جای کافی برای نگهداری و بایگانی نداشتیم آنها را از بین برده ایم”.

موسیقی فیلم ، هنر فراموش شده

میکس و مستر به زبان ساده تحت برنامه کیوبیس (V)

دینامیک در موسیقی های قدیمی بیشتر است و در موسیقی امروز محدودتر. دینامیک کار نهایی عملی است که مهندس مستر انجام می دهد.

ریتم و ترادیسی (XIV)

رایج ترین روش واقع نمای بازنمایی موسیقایی ذخیره سازی مستقیم موج صداست. ساز و کارِ متداول ذخیره-سازی آنالوگْ نوارهای کاست و ضبط های اِل پیْ هستند. فنون متداول ذخیره سازی دیجیتالْ شکل موج را نمونه برداری کرده و سپس بازنمودی از نمونه ها را بر نوار مغناطیسی، در قالب نوریِ آنْ بر سی دی، یا در حافظه ی یک رایانه ذخیره می کند. تمامی این فن آوری ها تغییرات صدا را در یک موجِ فشار صوتی هنگام رسیدن آن به میکروفُن ضبط می کند.

از روزهای گذشته…

میشل پتروسیانی (II)

میشل پتروسیانی (II)

پتروسیانی با گذشت زمان به این نتیجه رسید که قادر است در زمینه های دیگر نیز زندگی عادی داشته باشد. او به شرکت در جشنها و میهمانی های مختلف علاقه بسیار داشت، ازدواج کرد و دارای دو فرزند شد و نیز حزانت یک کودک دیگر را به عهده گرفت. هرچند یکی از فرزندان او نیز همانند پدر به پوکی استخوان مبتلا است که سرپرستی دو فرزند دیگررا به عهده گرفته است.
موسیقی و معنا (VI)

موسیقی و معنا (VI)

هر یک از انواع هنر، منجر به ظهور نظریه‌ زیبایی‌شناختی شد که برای آن گونه‌ی بخصوص از هنر، بیشترین کاربرد را داشت؛ اینگونه بود که نظریه‌های بازنمودی در هنرهای تجسمی، نظریه‌های مبتنی بر بیان در موسیقی، و نظریه‌های تأویلی در ادبیات مطرح شدند. طبیعی‌ست که میان این نظریه‌ها، هم‌پوشانی‌ و تداخل‌ وجود داشته‌باشد چراکه همه‌ی آنها درون مجموعه‌ی وسیع‌تری به نام هنر‌ جای می‌گیرند. اما رویکردهای امروزی، یا با طرح این ادعا که خاستگاه تجربه‌ی زیباشناختی امور بیرونی و عینی هستند، ذهن‌گراییِ واقع در بنیان تفکر دوره‌ی روشنگری را رد می‌کنند و یا با تلاش برای مشخص کردن شرایطی که ذات تجربه‌ی زیباشناختی را تعیین می‌کنند، به یک ذهن‌گرایی مخصوص به خود می‌رسند. اساس زیبایی‌شناسی بر این نظر استوار است که مجموعه‌ای از پدیده‌ها وجود دارند که تنها می‌توان آنها را «هنر» نامید؛ به همین سبب تلاش‌ شده است تا تبیین شود که هنر، برای هنر بودن باید چه کیفیت‌هایی داشته باشد و همچنین تلاش شده‌است تا ریشه‌های هنر را در بافت اجتماعی، تاریخی و نهادی‌ آن جستجو کنند (نک.Wollheim 1980 ).
لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس، اسطوره زنده موسیقی آمریکا

لوکاس فاس (Lukas Foss)، آهنگساز، استاد و نغمه پردازی مهم در هنر موسیقی آمریکا محسوب می شود. او بویژه در زمینه ی نقد موسیقی قرن بیستم تلاش بسیار کرده است. فاس سرآغاز پیوند خود با موسیقی را در شهر برلین تجربه کرد، در همین شهر بود که نوازندگی پیانواین ساز مهم را آغاز کرد ودر عین حال کوشش نموده با مبانی نظری این ساز آشنا شود، استادش خولیو گلدستین (Julius Goldstein) بود.
تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (V)

۱- همانطور که در مثال ۹ دیده می شود، کنترمد دارای ۷ درجه می باشد. دقیقا مانند مد که هفتمین درجه آن به “تونیک مد” ختم می شود، دقت کنید: درجه هفتم کنترمد، همان درجه اول مد اصلی است. درجات به ترتیب از “زیر به بم” شمرده می شوند. البته من به درجه اول مد، در تئوری نوین خود، لقب نوت “مدیک” (modique) را داده ام.
جوایز هیلاری هان (II)

جوایز هیلاری هان (II)

خانم هان در طول دوره ای که کارهای سلو می کرد، همچنان به موسیقی مجلسی نیز تمایل داشت. تقریباً هر تابستان از سال ۱۹۹۲ در فستیوال موسیقی مجلسی Skaneateles حضور می یافت که هم به عنوان سولیست و هم موزیسن موسیقی مجلسی همراه با ارکستر فستیوال به اجرای برنامه می پرداخت.
روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و پنجم)

آنها چنین تصوری را هم به خود راه نمی‌دادند که من برازنده حضور در این جمع نیستم، رفتارشان با من صمیمانه بود و به من این اطمینان خاطر را می‌دادند که خودم را در بین شان خوب احساس کنم و رفتاری با ملاحظه با من داشتند. تلاش می‌کردند که مرا در گفتگوهایشان وارد کنند و اطمینان خاطری برای رسیدن به چنین هماهنگی در من ایجاد می‌کرند تا اینکه این روابط به چنین درک متقابلی برسد و چقدر فوق العاده است که انسان بتواند چنین انعطاف و لطافتی را دارا باشد. فقط در چنین وضعیتی می‌شود به هماهنگی دست یافت، این درس ها را من از اینشتین و دوستانش که به خانه اش می‌آمدند می آموختم.
قول و غزل یا قول و غزل (IV)

قول و غزل یا قول و غزل (IV)

به نظر می رسد تا همین جا نیز این چند قطعه، قابل تأمل و گوش دادنی(!) باشند و اثر، در داشتن داعیه ای بیش از این، قابل دفاع نخواهد بود. نه به این دلیل که توضیحی در خصوص جنبه های احتمالی دیگر داده نشده بلکه تنها به این دلیل صریح که خود اثر، توضیحی بیش از این ارائه نمی دهد. از این رو، رهاشدن از بند چیدمان دستگاهی همانگونه که صاحب اثر نیز بر آن تأکید نموده، گام موثری در ورود به فضاهای مدال جدید خواهد بود.
بوطیقای ریتم (VIII)

بوطیقای ریتم (VIII)

از سوی دیگر او به‌ویژه در این قطعه (و البته در جاهای دیگر نیز) روندی را پیش می‌گیرد که باعث می‌شود بر هم خوردن رفتار تناوبی قطعه به چشم شنوندگان نیاید؛ زمانی که در واحدهای کوچک‌تر تناوب نادیده گرفته می‌شود، واحدهای بزرگ‌تری از تجمیع این واحدهای کوچک‌تر خلق می‌شود و با تکرار، تناوب را در مقیاس بزرگ‌تری برپا نگاه می‌دارد.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

من با صحنه فعلی موسیقی ایران آشنا نیستم. چرا که مدتی از وطن دور بودم، اما کار چند آهنگساز مثل آقایان حنانه و استوار را شنیدم و خوشم آمد. در باره کار آهنگسازان ایران که به شیوه غربی آهنگ می سازند نمی توانم نظر قاطعی بدهم. من در سبک خودم در بند مخلوط کردن عوامل ایرانی و موسیقی غرب نیستم. اگرچه در پرلود و فوگ دشتی چنین کاری را کرده ام و چند تای دیگر هم در همین ضمینه ساخته ام. اما این کارها استثنایی بودند.
رهبری: شایعات از طرف رقبای من بوجود می آیند

رهبری: شایعات از طرف رقبای من بوجود می آیند

این حرف بسیار دروغ و کذبی بوده که زده اند… من زمانی یک هدیه از مادرم دریافت کردم که او آنرا از یک دست فروش کنار خیابان خریده بود که یک نماد مصری است به نام قدرت که در ایران هم وجود دارد، شاید از دور شبیه به صلیب به نظر برسد. این سمبل قدرت است که روی آن یک سنگ سیاه وجود دارد و من بیشتر از بیست و چند سال است که این نماد را دارم و مخصوصا پس از درگذشت مادرم همیشه آنرا بیرون نگه داشته ام ولی در این سالها تا حالا کسی در خارج از کشور فکر نکرده که من مسیحی شده ام!