عبدی: برای جایزه کار نمیکنم

بهزاد عبدی
بهزاد عبدی
امروز نام بهزاد عبدی به عنوان یک آهنگساز موفق زیاد شنیده می شود، حجم قابل توجه فعالیت او و کیفیت آثار ضبط شده از وی نشاندهنده ظهور یک آهنگساز توانمند در نسل جوان است که می تواند تحولی در فضای موسیقی سمفونیک ایران ایجاد کند. بدون شک توانایی بهزاد عبدی در آهنگسازی و کار با ارکستر سمفونیک تاثیر به سزایی در سطح استاندارد های آهنگسازی مخصوصا در نسل امروز را می تواند داشته باشد و تا کنون هم داشته است. شناخت موسیقی ایرانی و حتی نوازندگی ساز ایرانی و تحقیق و آشنایی عالی با موسیقی امروز و دیروز جهانی، آثار عبدی را قابل پسند در نسل آشنا به موسیقی جهانی و ایرانی ساخته است و سیل سفارشات موسیقی به او گواه این مدعاست. با این هنرمند فعال و خوش ذوق درباره فعالیت های امروزش به گفتگو می نشینیم.

اکثر آثار گذشته شما موسیقی هایی را تشکیل می دهد که موسیقی صرف است و اخیرا حجم زیادی از آثار شما را موسیقی فیلم تشکیل می دهد، دلیل این تغییر مسیر چیست؟
مسیر تغییر نکرده و من همچنان مشغول ساخت موسیقی صرف به معنای کلاسیک آن هستم. در سه سال اخیر دو اپرا ساختم و اکنون هم مشغول کار روی یک اپرا هستم. موازی با موسیقی فیلم به کارهای قبلی هم مشغولم و حتما ادامه هم خواهد داشت.

من همیشه به ساخت موسیقی برای تصویر علاقه داشتم، چه کارهایی مثل اپرا یا موسیقی فیلم و تئاتر. حتی حدود ۸ سال پیش در لهستان و ایران برای موسیقی تئاتر “آخرین گل” هم برنده بهترین موسیقی تئاتر هم شده ام. بالاخره به خاطر بیشتر شدن فعالیت من در ایران و همچنین شناخته تر شدن آثارم میان هنرمندان، کم کم سفارشات موسیقی فیلم من افزایش یافته و به جایی رسیده که امسال در جشنواره فیلم فجر، ۶ موسیقی فیلم ساخته من بود.

با وجود این ۶ موسیقی فیلم و وجود سه فیلم در بخش مسابقه که مورد توجه بسیاری از منتقدین و موزیسین ها مثل استاد احمد پژمان قرار گرفت، چطور حتی کاندید بهترین موسیقی فیلم هم نشدید، در صورتی که سالهای قبل هم کاندید بودید و هم برنده این جایزه! آیا مسئله خاصی با داوران پیش آمده یا این آثارتان افت کیفی داشته؟!
اصولا وقتی برای یک فیلم موسیقی می نویسم تمام تمرکز من همراهی موسیقی با فیلم است و هرگز به این فکر نمی کنم که آیا موسیقی این فیلم مستحق جایزه هست یا خیر. در سال ۸۸ که برای فیلم “آل” سیمرغ گرفتم و در سال ۸۹ که برای فیلم “فرزند صبح” کاندیدا شدم، کاری در جشنواره ندیده بودم اما انتظار داشتم که آثار من مورد توجه داوران محترم قرار گیرد چون احساس می کردم که موسیقی فیلم به صورتی استاندارد نوشته و ضبط شده است.

در جشنواره سی ام نیز به همین منوال ادامه دادم و سعی کردم که موسیقی هایی که برای فیلم نوشته بودم کاملا استاندارد به دور از صداهای سمپل (نمونه های کامپیوتری به جای ارکستر) و صد البته ملودی های مختص همان فیلم ها نوشته و ضبط شده بودند. امسال تقریبا تمام آثار را دیدم و به دور از هر گونه تعصب نسبت به کارهای خودم احساس می کردم که شایستگی نامزدی بخش موسیقی را داشته باشم. البته نه فقط من که کارن همایونفر و حامد ثابت نیز جزو کسانی بودند که احساس می کردم نامزدی آنها بعید نیست که این اتفاق نیفتاد.

البته امسال در جشنواره جام جم موسیقی پویانمایی “افسانه ماردوش” برنده بهترین موسیقی پویانمایی شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (II)

از موسیقیدانان مرکزنشین، آنهایی که با انقلاب و پیروزی آن در بهمن ۱۳۵۷ پیوند فکری داشتند و در جریان آن فعالیت می کردند، برای مدتی کوتاه به فضای رزم و رزمندگان پیوستند. بخش مهمی از تک نوازان معروف، آهنگسازان و بویژه خوانندگان که بعد از انقلاب، فضا را برای زندگی و نوع کار خود مناسب نمی دیدند، به تدریج مهاجرت کردند و به آنچه در ایران اتفاق می افتاد، اعتنایی نکردند. بسیاری از آنها بدون هیچ اثری از کشور رفتند، اما بعضی از آنها آثاری ساختند گاه بس زیبا و شاید ماندگار، و بدون این که از کار خود وسیله ای تبلیغاتی بسازند، بار سفر را بستند و رفتند.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

از روزهای گذشته…

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

“موسیقی همه زندگی من است” (III)

اینطور گمان نمی کنم. تمرین پیش از اجرا بسیار اهمیت دارد. زمانی که مدتی استراحت دارم یا پیش از اجرا تمرین ندارم، صدایم دچار لرزه می شود اما پس از یکی دو اجرا صدایم باز می گردد، آن مشکل هم به این خاطر بوده که حدود یک ماه و نیم هیچ تمرینی نداشتم. زمانی که شما در یک گروه هستید محدودیتهایی دارید.
همگون و ناهمگون (VII)

همگون و ناهمگون (VII)

آن دسته از افراد که هنوز در خانه‌های خود مشغول به کار هستند نیز به دلیل بیماری، قالی‌ای را که در طول دو ماه به پایان می‌رساندند، اکنون یک ساله می‌بافند. در چندین کارگاه قالیبافی نقش‌خوانانی را دیدم که توانایی قالیبافی نداشتند و فقط نقش‌خوانی می‌کردند و همچنین نقش‌خوانانی هستند که در کارگاهها فقط به خاطر نقش‌خوانی خود حقوق می‌گیرند. (۱۸)
سحر افشانی

سحر افشانی

متولد ۱۳۵۳ تهران لیسانس نرم افزار
بیژن کامکار: چه اشکالی دارد یک ذره هم مغزتان را بچرخانید!؟

بیژن کامکار: چه اشکالی دارد یک ذره هم مغزتان را بچرخانید!؟

یکی از دستمایه‌های ما در مسیر افزودن جذابیت‌های صحنه‌ای موسیقی ایران، توجه به ریتم بوده‌است. شما می‌دانید که موسیقی‌های فولکلور ما‌ سرشار از ریتم هستند. من حتی به اهالی موسیقی پاپ هم همیشه توصیه می‌کنم که به جای اینهمه توجه و تمرکز بر روی الگوهای ریتمیک غربی، به ریتم های بومی خودمان هم توجه کنند و از آنها هم استفاده کنند. اصلاً بعضی از ریتم‌هایی که امروزه خیلی متداول شده‌اند شناسنامه‌ی یک منطقه‌ی خاص را دارند.
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
منا: ملاک ما مستندات صوتی بوده است

منا: ملاک ما مستندات صوتی بوده است

کتاب اول در واقع به شرح حال استاد محجوبی می پردازد و یک بیوگرافی از رضا محجوبی است که چکیده این پژوهش است و بعد مستندات از قبیل تصاویر، اشعار و… در مورد رضا محجوبی آمده است و بعد هم کلیه اسناد مهم و دست اولی که از رضا محجوبی در قالب کتابها عرضه شده بودند، گردآوری شده و در نهایت هم با اشخاصی که رضا محجوبی رو دیده اند، چه موسیقی دان یا دوستدار موسیقی مصاحبه شده است که جای خیلی از آن ها امروز خالی هست یعنی زمانی این کتاب منتشر شده است که خیلی از آن ها روی در نقاب خاک کشیده اند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (I)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (I)

ال سیستما که توسط خوزه آنتونیو آبرئو (Jose-Antonio Abreu)، در سال ۱۹۷۵، پایه گزاری شده است با استفاده از آموزش ارکستر به تربیت هزاران کودک و نوجوان می پردازد. این کودکان که بیشتر از خانواده های محروم کشور هستند با این نوع آموزش هم درس موسیقی و هم درس زندگی می آموزند. هدف این برنامه بکارگیری موسیقی جهت آموزش، سازگاری و پیشگیری از رفتارهای بزهکارانه است. این پروژه با نجات جوانان مواجه با فقر شدید، از انحرافات قابل پیش بینی و از گرایش به سمت سوء مصرف مواد مخدر و بزهکاری، شناخته شده است.
جای پرسش بنیادی صدا (III)

جای پرسش بنیادی صدا (III)

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهمتر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می کرد.
والری گرگیف، رهبری آزار دهنده!

والری گرگیف، رهبری آزار دهنده!

والری ابیسالوویچ گرجیف (Valery Abisalovich Gergiev) متولد ۲ مه ۱۹۵۳، رهبر مشهور روس و مدیر اپرا است. گرجیف مدیریت هنری بسیاری از سازمانهای موسیقی را بر عهده داشته؛ مدیر تئاتر مارینسکی، رهبر ارکستر سمفونیک لندن و رهبر میهمان اصلی اپرای متروپالتن و نیز مدیر هنری جشنواره شبهای سفید در شهر پترزبورگ روسیه می باشد. گرجیف در مسکو به دنیا آمده، وی از همان کودکی آغاز به نواختن پیانو نموده، پیش از آنکه برای تحصیل به کنسرواتوار پترزبورگ در لنینگراد از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ برود. استاد رهبری وی الیا موسین (Ilya Musin) یکی از بزرگترین استادان رهبری در تاریخ موسیقی روسیه بود.
نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

نوربخش: برای یادگیری دیر نیست!

برای رسیدن به یک پاسخ مناسب و قانع کننده به این سئوال لازم است که این پرسش را از چند زاویه مختلف مورد بررسی قرار دهیم. این سئوال از این بابت جالب است که دغدغه فکری بسیاری از کسانی است که به صدا و نوازندگی ویولون علاقمندند ولی نمیدانند که در سنی که در حال حاضر قرار دارند، مناسب یادگیری است؟ و آیا دیر نشده؟ برای من جالب بوده است که خیلی از کسانی که در سایت گفتگوی هارمونیک نظراتشان را بیان می کنند، این مسئله را مورد پرسش قرار میدهند، در طی سالهای مختلفی که در سایت فعالیت داشته ام و همینطور از دوستانی که در بیرون از فضای سایت دیده ام، این مسئله رو مورد سوال قرار داده اند.