مردان حرفه ای آواز ایران (IV)

ما دنیایی پر ازدحام را چرخیده ایم. دنیایی سرشار از تراژدی های تودرتو و طبیعت همه ی ما را یک جا بلعیده است. گاه یادآوری می کند که به زیستن ادامه دهیم. از نو ببینیم، بشنویم و بخندیم! پس ناگزیر به ماندن ایم. با فراز و نشیب اش، درد و رنج وَ شادی های کوتاه و دل انگیز وَ رنگ های محصور کننده اش.

می خواهم شما را با شهود درونی تان و بی واسطه، به دنیایی سرشار از آوا و مملو از شادی فرا خوانم و یادآوری کنم این واقعیت ساده را که قرار است به سویِ دنیایی از عشق و خشنودی رهنمون شویم.

تعداد اندکی از آثار موسیقایی این ویژگی را دارند که فاصله گذاری فرهنگ های شنیداری را از بُعد مکان و زمان خارج کرده و به اوج نشاط می رسانند. آنهم با درگیر ساختنِ شهودِ مخاطب از طریق لحن، بیان و اجرا وَ متورم ساختن تجربه های فردی نظیر خاطره، و این یادآوری که به جستجوی فراموش شده ها گام برداریم.

وحید تاج، خواننده ی جوان ما، در اجرایی از تصنیفی قدیمی در آلبومی به نام “وکاپلا” پیشنهاد می کند که ذهن آلوده مان را با انعطافی بیشتر، به یک هم آغوشی دوباره با موسیقی سوق دهیم و در این بازگشت، شرط اول یک نزاع حقیقی با خود است و همچنین با آنچه که به اشتباه در آغوش گرفته ایم. باید از قواره ای که برایمان ساخته اند، خود را رها کرده و از زیر فشار سرسام آورِ رسانه ها دور شویم. “وکاپلا” کاری ست جمعی و ترکیبی از طبیعت به منزله حس، که جمعی کوچک آن را به ارمغان آورده اند. حنجره و آواهای مرتعش از آن به عنوانِ عناصری طبیعی و ذهنی و روایت های متعدد به عنوان جمع که در عین استقلال فردی به سوی هم زمانی پیش می روند و اثری را به وجود می آورند که در عین نشاط و رویت زیبایی، ما را به یک بده بستان گسترده فرا می خواند. بیانِ وحید تاج، گوش حساس میلاد عمرانلو و شوق همراهان شان این گفت و شنود را به یک خرد تاریخی بدل کرده است.

“وکاپلا” ثمره ی یک توطئه ی فرهنگیِ بی هویت نیست. از شعارهای سجده ی ملی گرایی هم دور می شود و به کمک جهان موسیقی می شتابد؛ جهانی که با موضع گیری های بیجا و قهرآمیز، فاصله ی بسیار دارد. دنیای موسیقی را می توان گاه با رویکردی مبتنی بر تجربه ای حسی مورد سنجش قرار داد و در این بیان حسی، نسبت هویت اصوات را در بخشِ ساختار و محتوا کاوید. در آواز ایرانی (دستگاهی)، روند اجرا به شکل غریزی مصون از خبط و خطا نیست و وفاداری به اصول، در چارچوب قواعد همان موسیقی، بیشتر از آن که زمینه ساز هویت باشد، مغلوب تعصبات حافظین و خادمین آن است و به جای این که در درون خود پرورده شده و پرتوافکن باشد، تاوان حرمت گذاشتن بی چون و چرا به گذشته را می پردازد.

قرار نیست آنچه قبل از ما بوده، محو شود. بلکه می بایست آنچه باقی مانده است، استمرار داشته باشد. پیوستگی به گذشته نباید ما را از حل شدن در دوره ها دور کند. یعنی در خود ماندن نباید موضوع پیشروی را از بین ببرد.

وحید تاج در اجراهایش، به گونه ای مستمر و پیوسته، جایگزینی را همچون محورهای جانشینی به کار می برد و به گونه ای باورنکردنی اجرایش را به تفاهم جمعی بدل می کند.

وب سایت پیمان سلطانی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اختلالات صدای خوانندگان (VII)

انسان برای اینکه بتواند حرف بزند، یاد گرفته است، با تداوم مرحله ی بازدم، صداسازی کند. صحبت کردن و آواز خواندن مستلزم تداوم جریان هوا به طریقی است که تارهای صوتی را به ارتعاش درآورد. گوینده ها یا خواننده ها، هنگام تمرین روی صدایشان، غالبأ به طور آگاهانه، روی کنترل سازوکار تنفس، تمرکز می کنند. ولی این کنترل آگاهانه نباید با نیازهای فیزیولوژیکی شخص به هوا در تضاد باشد.

مروری بر آلبوم «افرا»

«افرا» را اگر با فرهنگ غالبِ نوازندگیِ زمانه‌ی انتشارش بسنجیم باید با شنیدن همان چند مضراب اول در سه‌گاه، در آن کوکِ پایینِ این سازِ فروتن، روی چشم بگذاریم. در این روزگارِ فقیر و حقیرِ گیر کرده روی فواصلِ کوچک، یافتنِ نوازنده‌ای که ادبیات تحریر و آرایه بر سرانگشتانِ چالاک‌اش جاری باشد دشوار است.

از روزهای گذشته…

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (II)

در سال ۱۹۴۵ دیزی گروه بزرگ اکستین را به منظور نواختن در گروههای کوچکتر ترک نمود. این نوع گروهها که معمولا بیش از پنج نوازنده نیستند؛ ترومپت، پیانو، ساکسیفون، باس و درام. بی‌باپ به عنوان اولین سبک مدرن موسیقی جاز شناخته شده، اگرچه این نوع موسیقی در ابتدا محبوب نبوده و به اندازه سبک سوئینگ (swing) در موسیقی جاز مورد توجه قرار نگرفت.
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

در سال ۹۵، کار آماده سازی یک آلبوم گلچین از آثار استیکس، توسط اعضای سابق گروه قرار منجر به اتحاد مجدد آنها شد. یکی از مشهورترین ترانه های این گروه در ایران، ترانه Boat On The River از آلبوم Cornerstone است.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

باعث افتخار من (بورووس دُفی) است که نوازنده پیانو مائوریزو پلینی (Maurizio Pollini) را در مجموعه گفتگوی خود معرفی کنم. این پیانیست ایتالیایی از طریق تمرینات فراوان، آثار ضبط شده غیر قابل شمارش و کنسرتهای زنده ای که با دقت آنها را انتخاب کرده، خود را از دیگران متمایز داشته. او در سال ۱۹۴۲ در ایتالیا متولد شد. بعد از دریافت جایزه اول در مسابقات Warsaw Chopin در سال ۱۹۶۰، تصمیم گرفت به جای اجراهای بیشتر بپردازد و تحصیلات خود را ادامه دهد البته قبل از اینکه هنوز حرفه بین المللی خود را برنامه ریزی کند!
طنین آوای گلستان دربرمینگام

طنین آوای گلستان دربرمینگام

مطلب فراروی به بهانه برگزاری کنسرت گروه گلستان در شهر برمینگام انگلستان نوشته شده و نویسنده هرچند سالها تجربه تحقیق و به کار گیری مبانی هنر در شاخه ای از معماری را درکارنامه خود داراست با این وجود خود را کارشناس و منتقد موسیقی ندانسته بلکه همانند بسیاری از شما تنها از دیدن و شنیدن کاری خلاقانه و منحصربفرد هنری به وجد آمده و به این وسیله به ارتقاء کیفیت جنبه های معنوی و غیر مادی زندگی در عصری خسته از ضد ارزشها و لبریز از چالشهای بزرگ امیدوار می شود.
نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

نگاهی به اپرای مولوی (XIV)

مولانا حرف آخر را می زند: «صواب اندیش می گوید که ترک عشق خوبان کن، من این کار خطا هرگز کنم؟ عقل این قدر دارم»* گذشته از کژتابی ای که در «عقل این قدر دارم» به گوش می رسد، آهنگسازی این بخش یکی از نقاط برجسته اپرای مولوی است. ظهور ناگهانی شمس در لحظه آمدن این بیت: «خیال روی شمس الدین، مرا تا مونس جان شد…» و انقلابی که در ارکستر از پدال همان آکوردLa – Re – La – Si b – Do – Re با اجرای ملودی های کوتاه ویولونها در پاسخ به آواز، روی می دهد، شنونده را مجذوب این صحنه درخشان می کند.
یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

یکصدمین سال تأسیس هنرستان موسیقی؛ خوب یا بد

کنسرواتوار موسیقی یا مرکز «سرودها و آهنگ‌های انقلابی»؟ نهادی برای تربیت «موسیقی‌دان» یا کارخانه‌ای برای تولید ماشین‌های نوازنده؟ کانونی برای هدایت درست استعدادها یا آشفته‌بازاری برای سردرگم‌کردن نوجوانان؟
بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.
گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (III)

ارتباط برقرار کردن با موسیقی در هر دو یکی است. در کار ضبط در استودیو، تماشاگر غایب است و این باعث مصنوعی شدن کار می شود. اما شما باید در نظر بگیرید که تماشاگران به آن گوش خواهند داد، تنها در زمانی متفاوت از آن لحظه…
به زبان ایرانی (I)

به زبان ایرانی (I)

نیازی نیست که بسیار موسیقی ایرانی بدانی تا بتوانی رنگ ایرانی «خون ایرانی» (*) را لمس کنی. شخصیت ایرانی این قطعه به روشنی و وضوح خود را به انسان دیکته می‌کند. بدون ترس از این که شناخته شود و بدون سر افکندگی‌های معمول فرهنگی درجه‌ی دوم. در پی شبیه شدن به نسخه‌ی برتر هم نیست و چشم به آرمانشهری در آن‌سوی آب‌ها ندوخته است. برای آفریننده‌ی این اثر ایرانی بودن معنایی روشن‌تر، شکل‌یافته‌تر و عمیق‌تر از تنها ترکیب ملودی‌های شناخته شده با ابزارهای موسیقی سمفونیک دارد.