او آهنگساز بزرگ فیلم بود

موسیقی Natural Born Killers ازجمله کارهای موفق نصرت فاتح علی خان
موسیقی Natural Born Killers ازجمله کارهای موفق نصرت فاتح علی خان
در ادامه مطلب نصرت فاتح علی خان توجه شما را به قسمت دیگری از آن جلب می کنیم.

استاد نصرت موسیقی متن چندین فیلم مهم با شهرت بین المللی را ساخته است که فیلمهای “آخرین وسوسه مسیح” (Last Temptation of Christ) از مارتین اسکورسیسی (Martin Scorsese) ، “قاتلین مادرزاد” (Natural Born Killers) اثر الیور استون (Oliver Stone)، “راه رفتن مرد مرده” Dead Man Walking از تیم رابینز Tim Robbins و فیلم هندی بسیار مشهور “ملکه راهزن” Bandit Queen اثر شکار کاپور Shekhar Kapoor از آن جمله اند. به این قطعه گوش کنید که وی با همراهی پیتر گابریل و راوی شانکار ساخته است :

audio filePassion

او با گروه انگلیسی Massive Attack که از پیشگامان سبک trip-hop و از نوآوران موسیقی نسل خود (دهه ۸۰-۹۰) هستند موسیقی اجرا کرد و از جوآن آزبورن (Joan Osborne) – خواننده سبک بلوز آمریکایی متولد ۱۹۶۳- دعوت کرد تا برای آموزش به پاکستان سفر کند. او قصد داشت تا همراه با پاواروتی یک آلبوم تجربی تهیه کند اما بیماری به او اجازه نداد تا ایده های خود را به اجرا در آورد.

استاد نصرت با پشتیبانی خانواده ای از سرود خوانان صوفی، در طی ۳۰ سال فعالیت حرفه ای حدود ۱۲۰ آلبوم منتشر کرد و در این مدت موفق به دریافت جوایزی به خاطر دستاوردهای هنری خود از فرانسه، ژاپن و پاکستان شد. او در مراسم گرمی Grammy سال ۹۷ برای آلبوم Intoxicated Spirit کاندید بهترین آلبوم فولک سنتی شد. خان در سال ۱۹۹۶ یک قرارداد با شرکت American Recordings منعقد کرد و به دنبال آن اولین تور آمریکای شمالی خود را برگزار کرد و در طول سفرهای خود در مجامع هنرمندان و مشاهیر سیاسی برنامه اجرا کرد. در طی این تور بود که تماشاگران آمریکایی با شیوه هیپنوتیزم کننده اجرای خان آشنا شدند. به قسمتی از موسیقی فیلم Dead Man Walking گوش کنید :

audio fileThe Long Road

جف باکلی (Jeff Buckley 1997-1966) نوازنده و خواننده صاحب سبک آمریکایی اولین تجربه خود را پس از شنیدن صدای نصرت چنین وصف کرده است :

“اولین باردر سال ۹۰ و در هارلم بود که صدای نصرت فاتح علی خان را شنیدم. من و هم اتاقیم ایستاده بودیم و به صدای فراگیر او گوش میدادیم. همه ما همراه موج پر نوسان ریتم طبلای پنجابی به اطراف کشیده میشدیم و مسحور صدای منظم کف زدنهایی بودیم که با زمان بندی بی نقص از بالا و پایین احاطه مان کرده بود. من صدای ارغنون ها را که همراه با ملودی میرقصیدند میشنیدم که مانند عنکبوتهای غول آسای چوبی ترانه میخواندند. بعد، ناگهان، آوای اوج گیرنده یک و بعد ده صدا که مانند دسته ای غاز وحشی در حال پرواز، با نظمی بی نظیر در آسمان شناور شدند.

بعد صدای نصرت فاتح علی خان بود، آمیزه ای از بودا، شیطان و فرشته ای دیوانه، صدای او مخمل آتشینی بود بی همتا. نصرت کار ترکیب بداهه نوازیهای کلاسیک با قوالی را با چنان جرات و حساسیتی انجام میداد که او را جدا از قوالان دیگر، در رده ای مختص به خودش قرار میداد. شیوه بیان او بسیار در من نفوذ کرده بود.من حتا یک کلمه زبان اردو نمیدانم اما باز هم درگیر داستانی شده بودم که نصرت با صدای بدون کلامش درهم بافته بود.

به خاطردارم که تمام حواس دیگرم از کار افتاده بودند تا بتوانم امواج کوبنده ملودیهای بداهه ای که یکی پس از دیگری بر هم فرود می آمدند را حس کنم. امواجی که دوباره توسط خواننده اصلی گروه آغاز میشد و باز نصرت تمام این حال و هوا را با آواهای سریع و ریتمیک به آتش میکشید و سولفژ کلاسیک هندی( سا، ر، گا، ما، پا، دا، نیسا) را به آواز پرنده ای شیدا مبدل میکرد. این ماجرا در جایی به اوج هیجان رسید، جایی که اوج صدای نصرت ملودیی را به وجود آورد که قلبم میخواست از جا کنده شود. احساس میکردم که بر لبه پرتگاهی ایستاده ام، در کشمکش اینکه چه زمانی به پایین بپرم و اینکه اقیانوس چگونه مرا در بر خواهد گرفت.”

گفتگوی هارمونیک

شریف لطفی در شیراز سخنرانی خواهد کرد

روز چهارشنبه نهم اسفند ماه سال جاری به همت آموزشگاه موسیقی نگین فارس و با حمایت مرکز موسیقی حوزه هنری انقلاب اسلامی فارس، شیراز میزبان شریف لطفی است. وی برنامه ریزی و تدوین رشته های تحصیلی موسیقی برای دوه های کارشناسی ناپیوسته، کارشناسی و کارشناسی ارشد را پس از انقلاب به عهده داشته و نیز رهبر و بنیان گذار ارکستر فیلارمونیک تهران است. شریف لطفی سالها به عنوان نوازنده هورن ارکستر سمفونیک تهران و آهنگساز و مدرس موسیقی شهرت دارد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

از روزهای گذشته…

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

جوزپه وردی، اپراساز محبوب (III)

وردی و واگنر رهبران بزرگ موسیقی مستقل از یکدیگر بودند که به نظر می رسید با یکدیگر خصومت نیز داشتند. آنان هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکردند. نظریات وردی بر آثار واگنر بسیار کم بوده اما همان نیز نیکخواهانه نبود: “واگنر همواره انتخابهای یک شکل دارد، راههای تکراری، تلاش برای پرواز به جایی که تنها انسانهای منطقی از بودن در آنجا نتیجه می گیرند.” با این وجود در مرگ واگنر گفت: “غم انگیز، محزون، متاسف انگیز…! واگنر نامی است که تاثیری بزرگ و جاودان بر تاریخ هنر به جای خواهد گذارد.” نظر واگنر درباره آثار وردی که تنها یکی از آنها معروف است، واگنر پس از گوش سپردن به رکیوم وردی گفت” بهترین سخن آن است که سخنی نگوییم!”
روناک قصیری

روناک قصیری

متولد ۱۳۶۱ تهران فوق دیپلم گرافیک – کرج لیسانس نقاشی – آمستردام-هلند shiningroni@gmail.com
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (III)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (III)

از نظر اوضاع سیاسی نیز این سال‌ها مقارن با زمانی بود، که شرایط مناسبی برای احیا موجود بود؛ به این صورت که ترتیب قرار گرفتن نیروها در حکومت پهلوی به گونه‌ای بود که ایجاد پایگاه و بدست آوردن حمایت‌های لازم برای تحقق احیا را امکان‌پذیر می‌کرد. حتا برخی محققان تا آن‌جا این موضوع را سیاسی و مهم می‌دانند که به رقابت‌های داخلی خانواده‌ی پهلوی۷ یا رقابت‌های وزارت فرهنگ و هنر و سازمان رادیو تلویزیون و اثر آن بر جریان احیای موسیقی سنتی، به ویژه تشکیل و نحوه‌ی کار «مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی» از سال ۱۳۴۷ به بعد اشاره می‌کنند (فرهادپور ۱/۱۳۸۴).
وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

وان موریسون، نوری در تاریکی (VII)

در مصاحبه ای با آنتونی دنسلو، موریسون گفته است: “سخنان نادرست بسیاری درباره این آلبوم بیان شد. من هیچ گاه وابسته به گروهی نبودم و چنین قصدی نیز ندارم. برای کسانی که نمی دانند راهبر و هدایتگر چه کسی است باید بگویم حتی معلمی نیز نداشتم.” سال ۱۹۸۷ آلبوم “ترکیب قهرمانان شاعرانه” وی با تمی عاشقانه و رومانتیک، شامل آهنگهایی همچون: “کسی مثل تو” و “بوسه فرانسوی” (مربوط به سال ۱۹۹۵) که در این آلبوم اجرا شد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IV)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IV)

سال ۱۹۴۶ پیاف با گروه “Les Compagnons de la Chanson” آشنا شد. او با این گروه برایِ حمایت از سربازانِ دور از خانه کنسرت برگزار می کردند. پیاف قطعه ی «سه ناقوس» (Les Trois Cloches) اثر ژان ویار (Jean Villard) را با این گروه اجرا کرد و به موفقیت چشمگیری دست یافت. این ترانه گذرِ زمان را وصف می کند که توسط زنگِ ناقوس هایِ دهکده که رویدادهای مهمِ زندگی: « تولد، ازدواج و مرگ» را اعلام می کند، آهنگین شده است.
روایاتی از زندگی بتهوون

روایاتی از زندگی بتهوون

به روایتی بتهوون ۱۸ ساله بود که پدر خود را از دست می دهد و مسئولیت اداره زندگی دو برادر کوچکترش را عهده دار می شود و مجبور می شود که به منظور گذران زندگی در ارکستری در شهر بن به نوازندگی ویولا بپردازد.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (II)

جوتا هیپ (Jutta Hipp) نوازنده پیانو، گروهش را به آلمان برد برای چند روز اجرا، یکی از اعضای ترومپت نواز گروه از من پرسید: “چرا به فرانکفورت نمی آیید؟ من قصد دارم در آنجا یک کلوپ جاز باز کنم.” او مرا دعوت کرد و رفتم و تا یازده سال به یوگوسلاوی باز نگشتم، تا آنکه به همراه گروه وودی هرمن در سال ۱۹۶۶ بعد از سفرمان به آفریقا و بعد آمریکا، به یوگوسلاوی رفتیم. فکر می کنم ما اجراهایمان را در قاهره به پاریس و از آنجا به بلگراد ادامه دادیم، پس از آن در بوداپست، بوخارست، لندن و در بازگشت به نیویورک رسیدیم.
لئوپاد آئور (III)

لئوپاد آئور (III)

هیچ گاه آرشه را بر نمی داشت تا پاساژها را توضیح دهد. اگرچه خود هوادار و استاد تکنیک بود. بنابر ترسی که هنرجویان از سوال پرسیدن از آئور داشتند از یکدیگر سوال میکردند. وی استعدادها را تخمین می زد اما هیچ بهانه ای را برای عدم دقت، بی نظمی و غیبت نمی پذیرفت. وی به وقت شناسی بسیار اهمیت می داد، انتظار داشت هنرجویانش به جزئیات توجه کنند، کلاسهای وی به همان میزان اجراهای رسیتال سخت بودند!
گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (I)

گئورگی سندلر لیگتی (György Sándor Ligeti)٬ آهنگساز مجار یهودی تبار در ۲۸ می ۱۹۲۳ در رومانی متولد و بعد ها شهروند اتریش شد. عمده معروفیت آثار وی در حوزه موسیقی کلاسیک است لیکن عامه مردم وی را از اپرای معروفش Le Grand Macabre و قطعات مختلفی که برای فیلم های استنلی کوبریک٬ همچون ۲۰۰۱: ادیسه فضایی (۲۰۰۱: A Space Odyssey)٬ درخشش (The Shining) و چشمان کاملا بسته (Eyes Wide Shut) ساخته٬ می شناسند.
موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

موسیقی و طنز (قسمت پایانی)

کم و زیاد کردن شدت نواخت ها یا نوانس ها، استفاده از مضرابهای پوش و باز و به اصطلاح استاد وزیری “خاموش کردن طنین سیم با انگشت”، استفاده از مالش ها و لغزشها و به اصطلاح گلیساندوها روی ویولون و کمانچه، تلنگرهای غیر عادی روی پوست ضرب و یا دایره و بخصوص استخراج صداهای غیر عادی از سازهای بادی با تکنیک مخصوص، از عوامل مهمی است که در شیوه اجرا مشخص میشود و قاعده ثابتی ندارد که بتوان با مشق از روی آن در این کار مهارت یافت.