گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

موسیقی و معماری سنتی ایرانی، دو هنر پرسابقه و ارزشمند در تاریخ ایران هستند. در این نوشتار، ابتدا خصوصیات کلی این دو هنر ذکر می شود و سپس به صورت موردی مفاهیم تقارن، مدول و تکرار، تزیین و ریتم با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می گیرد. هم چنین به ذکر برخی خصوصیات مانند عوامل تنوع بخش و چگونگی ادراک این دو هنر پرداخته می شود.

چکیده
موسیقی و معماری سنتی ایرانی، دو هنر پرسابقه و ارزشمند در تاریخ ایران هستند. در این نوشتار، ابتدا خصوصیات کلی این دو هنر ذکر می شود و سپس به صورت موردی مفاهیم تقارن، مدول و تکرار، تزیین با ذکر نمونه هایی مورد بررسی قرار می گیرد. هم چنین به ذکر برخی خصوصیات مانند عوامل تنوع بخش و چگونگی ادراک این دو هنر پرداخته می شود.

مقدمه
موسیقی و معماری، همواره دو گونه مورد علاقه هنرها در میان فلاسفه و اندیشمندان بوده اند؛ از فلاسفه ی یونان باستان گرفته تا اندیشمندان قرن بیستمی، بسیاری از آنان به این دو هنر گریزی زده اند. ذات این دو هنر که یکی به غایت تجریدی است و دیگری کاملا عینی و کاربردی، یکی نزدیک ترین هنرها به “هنر محض” و دیگری به شدت تابع نیازهای روزمره ی انسانی، آنان را چنین مستعد کند و کاش های فلسفی نموده است. به عقیده ی شوپنهاور، موسیقی به هیچ روی همچون دیگر هنرها رونوشت آمال و تصورات و حقیقت اشیا نیست؛ بلکه خود حقیقت است و نشان دهنده ی اراده و خواست، پنداری که شاید این هنر را به آنچه در شرق “هنر قدسی” نامیده می شود نزدیک می کند: آن چه بازنمایی نیست.

هر یک از این دو هنر در تاریخ ایران دارای خصوصیات بسیار برجسته و منحصر به خود بوده اند.

اگر این عقیده که “هنر هر دوره فرزند زمانه ی خویش است” را بپذیریم، باید به نقاط اشتراکی در این دو گونه ی کهن دست یابیم که با توجه به ایدئولوژی و شرایط و محدودیت های مشابه حاکم بر هر دو چندان غریب نمی نماید. البته باید توجه داشت که به واسطه مدیوم های متفاوت این دو هنر (که یکی شنیداری است و برای حفظ به ضبط ِ صوتی و یا نت نگاری – که اثری از آوانگاری های قدیم نیست – نیاز دارد و دیگری به دلیل تجلی کاملا مادی خود در طول تاریخ ماناست)، نمی توان در مورد هنر “موسیقی” کهن به طور قطع اظهار نظر کرد، اما ملاک بررسی ما قدیمی ترین اسناد مربوط به این موسیقی و الگوی آن، “ردیف” است.

چالش اصلی آنجا رخ می نمایاند که تطبیق جنبه های آبستره ی موسیقی کلاسیک ایرانی (که به اعتقاد بسیاری، این جنبه ها در موسیقی ایرانی تشدید نیز شده) با جنبه های کانکرت معماری – با توجه به علل وجودی هر کدام – دشوار می گردد.

مقایسه ی دو هنر موسیقی موضوع تحقیقات، مقالات و حتی برخی کتابها بوده که از میان آنان به طور مشخص می توان به “معماری و موسیقی” که اثر جمعی از موسیقیدانان و متخصصان معماری مانند حسین دهلوی، پرویز منصوری و منصور فلامکی ست اشاره کرد.

رویکرد عموم این گونه مقالات و تالیفات عموما از توصیفات کلی و کیفی فراتر نرفته است و تمامی تلاش نگارنده در این مقاله دست یافتن به مواردی عینی تر و نشانه هایی کمتر توجه شده در این دو هنر است که آنان را از برخی جنبه ها به یکدیگر نزدیک می سازد. در این مقوله، دو رویکرد قابل اتخاذ است: ۱- مقایسه کالبدی (فرمال) موسیقی و معماری ایرانی ۲– مقایسه معنایی موسیقی و معماری

در این نوشتار، تاکید اصلی بر روی مقایسه ی نشانه های مشابه کالبدی در این دو هنر است و نه تلاش برای تطابق دقیق این جنبه ها که عملا غیر ممکن است. سه جنبه ی معماری و موسیقی به طور مشخص بررسی خواهد شد: ۱– تقارن ۲– مدول ۳– تزیینات.

پیش از این که به بحث اصلی پرداخته شود، به بیان تعاریفی در موسیقی و معماری ایرانی می پردازیم.

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است