نگاهی به آلبوم “طغیان” (I)

بالاخره پس از گذشت حدود دو سال از تولید آلبوم “طغیان”، این اثر وارد بازار شد. طغیان سومین آلبوم میدیا فرج نژاد آهنگساز و نوازنده تار و سه تار است (۱) که بخش اعظم این آلبوم را دونوازی های او با تنبک کامران منتظری تشکیل می دهد و تنها دو ترک آخر این آلبوم همراه با صدای خواننده و شاعر است.

در آلبوم “طغیان” چهار هنرمند به نقش آفرینی می پردازند که به خاطر نقش مهم هر سه این هنرمندان در تولید این اثر، لازم است که به صورت مجزا به هر کدام آنها بپردازیم.

کامران منتظری
از نوازندگانی است که به سرعت طی کمتر از نیم دهه به شهرت رسید. تکنیک نوازندگی و تنوع رنگ صوتی کامران منتظری از مهمترین عواملی است که او را به عنوان یکی از برترین چهره های موسیقی کوبه ای ایران امروز مطرح کرده است. در بخشهایی از آلبوم “طغیان”، صداگیری هایی از تنبک شنیده می شود که حتی شنونده حرفه ای موسیقی ایرانی محال است بتواند متوجه شود، این صدا از تنبک تولید شده!

کامران منتظری را می توان از معدود نوازندگان تنبکی دانست که راه انفعال را در همراهی ریتمیک در پیش نمی گیرند و پا به پای موسیقی پیش می روند و با تمام افت و خیزهای آن، هوشیارانه، بهترین ها را برمیگزینند.

حسین علیشاپور
امروز دیگر حسین علیشاپور یک خواننده شناخته شده است؛ سبک منحصر به فرد وی در خوانش شعر، استفاده از تکنیکهای آوازی، بهره گیری از تکنیک های فراموش شده آواز قدما و … پارامترهایی است که امروز فقط در آواز او به خوبی شنیده می شود.

حسین علیشاپور سالهاست می خواند و کنسرت می دهد ولی شاید سه سال است که او شیوه منحصر به فرد خود را یافته و از یک آواز خوان سنتی به آوازخوانی چند وجهی تبدیل شده است.

به زعم نگارنده، این تحول در آواز علیشاپور در همراهی خردمندانه او با سه هنرمند بوجود آمد، اولین آنها پیمان سلطانی بود که موقعیت همراهی او را با ارکستر سمفونیک فراهم کرد و پس از آن یک همکاری موفق را با ارکستر ایرانی با فضایی متفاوت را برای او شکل داد، دومین هنرمند بهزاد عبدی بود که در اپرای مولانا استفاده ای نمایشی از صدای او کرد و باعث شد، کاراکتر سازی او که در واقع استعدادی خفته در ذهن آوازی او بود، نمود پیدا کند و به صورت جدی عرضه شود و سومین نفر میدیا فرج نژاد بود که با تمام قدرت سعی در تحول در رنگ آمیزی ها و بهره گیری از تکنیک های صوتی و موسیقایی نوین است.

آواز خوانی علیشاپور در ترک “هنوز آرزوها نفس می زند” در آلبوم “طغیان”، اثری یگانه از اوست که زاده به هم پیوستن دو منظر مختلف به موسیقی نوین ایرانی شده است؛ شاید این آواز نمونه خوبی باشد از توانایی آواز ایرانی، برای خوانندگان منفعلی که با روش های سنتی اشعار شاعران بزرگ معاصر، همچون شفیعی کدکنی را همچون شعر رودکی می خوانند، با این فرض که ظرفیت آواز ایرانی همین است!

جدا از بخش آواز این آلبوم، علیشاپور در بخشهایی از تصنیف هم با تغییرهای خاصی در استیل خود و همینطور استفاده از تکنیکی شبیه به رسیتاتیو در آواز کلاسیک، نشان می دهد که می تواند ساختار شکن بود ولی از چهارچوب موسیقی کلاسیک خارج نشد؛ چنان که افرادی مانند شجریان، ناظری در دهه ۶۰ و ۷۰ چنین توانایی هایی را بروز دادند و آثار ماندگاری را تولید کردند.

پی نوشت
۱- البته در آلبوم “طغیان” صدای آواز او را هم می شنویم که از بسیاری از خوانندگان امروز ایران، چیزی کم ندارد و می شود در کنار نوازندگی او را خواننده هم به شمار آورد!

2 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مرداد ۱۰, ۱۳۹۱ در ۱:۱۳ ق.ظ

    به نظر میاد که این مقاله خیلی دوستانه و سفارشی باشد صرفا به تمجید و تعریف پرداخته و دریغ از بررسی کارشناسی و بسیار کم به مشخصه های آهنگسازی اثر و نقاط ضعف و قوت آن پرداخته است که بسیار امر مهمی است.
    واقعاً جای نقد تخصصی و کارشناسی در موسیقی ما(و شاید هنرهای دیگر) گم است به امید آنروز.

  • ارسال شده در مرداد ۱۱, ۱۳۹۱ در ۹:۱۴ ب.ظ

    واقعا باعث تاسف است دیدن نظرات بعضی از دوستان که قبل از انتشار کل مطلب به خود اجازه اظهار نظر در مورد کل مطلب میدهند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

از روزهای گذشته…

مرور آلبوم «هشت آهنگ»

مرور آلبوم «هشت آهنگ»

تنظیم با اصولی که «فرامرز پایور»، مهم‌ترین و موفق‌ترین شخصیت در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی نیمه‌ی نخست قرن، به یادگار گذاشته است برای سازآرایی آثار خودش خردمندانه است یا دست‌کم یکی از راه‌های منطقی (و نه لزوماً همراه با آزادی هنری) بازگشت به آثار استاد چیره‌دست فقید. «امیر رحمانیان» در آلبوم «هشت آهنگ» همین راه ظاهراً منطقی را برای رنگ‌آمیزی همه‌ی قطعه‌های کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» رفته است، قطعاتی که اگر از دور به کارگان باقی‌مانده از پایور بنگریم، تنها مشابهتشان جای نگرفتن در مجموعه‌های دیگر است (گرچه دلیل کنار هم آمدنشان از نظر تاریخی دقیقاً این نیست).
استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

استعداد سنجی در آموزش موسیقی (II)

این گروه، معلمان خود را در ابتدا به شدت شگفت زده و خوشحال می کنند. زیرا تمام درسهای ارائه شده توسط معلم را در جلسه بعد بی کم و کاست اجرا می کنند. یعنی نه چیزی به آن اضافه و نه از آن کم می کنند. این گروه از هنرجویان در عین حال که به تشویق و توجه زیادی نیازمندند، از سویی تحمل شنیدن انتقاد را ندارند. همچنین در نواختن خود بیشتر به اجرای قطعات سرعتی و نمایشی برای جلب نظر دیگران می پردازند و از اجرای قطعاتی که احتیاج به فکر دارد گریزانند. این دسته از هنرجویان معمولا خیلی زود از پیشرفت باز می ایستند و از گردونه خارج می شوند.

منوهین در شرق!

در روزنامه شرق مورخ ششم مرداد ماه هشتاد و چهار، مقاله ای ترجمه شده درباره یهودی منوهین”Yahudi Menuhin” منتشر شده بود. نظر براینکه، مقاله فوق توصیفی احساسی و غیر فنی از این ویلونیست مشهور نموده و بجای بررسی نوازندگی این هنرمند به تخریب دیگر هنرمندان پرداخته و یا تعابیری جدید و غیر هنری را بیان نموده است، در این مقاله سعی بر نقد و بررسی آن از زوایای مختلف می گردد.
ترور فاکوندو کابرال

ترور فاکوندو کابرال

فاکوندو کابرال (Facundo Cabral) خواننده و سرود نویس آرژانتینی در حالیکه با مدیر کنسرتهایش در اتومبیل بودند با ضرب گلوله کشته شد. به گفته وزیر کشور گواتمالا، احتمالا مدیر کنسرتهای کابرال هدف اصلی این حمله بوده است. فاکوندو کابرال که سمبل موسیقی فولکلور و اعتراضی آمریکای لاتین به شمار می رود، صبح شنبه توسط مردانی مسلح که در گواتمالا سیتی، خودروی او را متوقف و آن را گلوله باران کردند، کشته شد.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (III)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (III)

محاسبات خیلی پیچیده‌ای داشت ولی از آنجا که ریاضیات می‌دانستم این کار را انجام دادم و مورد تشویق قرار گرفتم. آنچه به دست آمد تقریباً شبیه همین پرده‌های تار و سه‌تار امروز بود و تقریبا همه چیز را می‌شد روی آن نواخت. این نشان داد که صداهای موسیقی ما از زمان فارابی تفاوت چندانی نکرده است و در این خصوص دیگر یک سند معتبر در دست داشتیم. بعد از آن پروژه، دکتر برکشلی گفتند موضوع «ریتم در موسیقی قدیم ایران» را به عنوان رساله و پایان‌نامه‌ات انتخاب کن. من هم پذیرفتم و مشغول شدم. منابعی که آن زمان در دسترسم بود را پیدا کردم و مشغول نت‌نویسی شدم که متوجه خیلی موارد شدم و آن مسیر را ادامه دادم. چندی بعد کتاب‌های عبدالقادر مراغی چاپ شد. اول کتاب «مقاصد الالحان» و بعد «جامع الالحان» و دیدم که منابع خیلی خوبی است و مجدداً یافته‌هایم را مرور کردم.
فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا یکی از تاثیر گذار ترین هنرمندان ایران در زمینه آواز کلاسیک بود؛ او سالها غیر از اجرای آثار موسیقی کلاسیک، به تعلیم هنرمندان زیادی در زمینه آواز پرداخت که از نام آورترین شاگردان او میتوان به منصوره قصری و محمد نوری اشاره کرد. درگذشت این هنرمند در فراموشی کامل اهالی موسیقی در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد. با درگذشت فاخره صبا، پیامهای تسلیتی با عناوینی مانند، “درگذشت همسر خیر مهندس افضلی پور” در مطبوعات از طرف مسئولان وزارت علوم به انتشار رسید، بدون اینکه اشاره ای به فعالیت های گسترده هنری او بشود. شاید اگر او و همسرش زنده یاد مهندس علیرضا افضلی ‌پور، بنیانگذاری دانشگاهی در کرمان را در سال ۱۳۴۹ با هزینه شخصی به عهده نمیگرفتند، همین پیامهای درگذشت هم به انتشار نمیرسید! نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است بر کنسرت وی در سال ۱۳۳۲ که در مجله “شیوه” نوشته شده است.
یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

یادداشتی بر آلبوم «نواخته‌های نورعلی برومند»

سه خاطره نورعلی برومند را نه در مقام یک نوازنده بلکه آموزگار ردیف می‌شناسیم. کمتر نوازنده‌ی تار و سه‌تاریست که گذرش به اجرای برومند از ردیف میرزاعبدالله نیافتاده باشد. محتوای اجرای او از حیث روایت بااهمیت است اما در عملِ نوازندگی، نه تنها راهی برنگشوده بلکه تأثیر مخربی بر هنرجویان دارد؛ به ویژه اگر با…
ادامهٔ مطلب »
درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

با همین سنجه است که ما اغلب فیلم یک کنسرت کلاسیک را فارغ از جداکننده‌هایی مانند طول مدت (شرط‌های کافی حاشیه‌ای)، با همه‌ی حضور پررنگ کارگردان تلویزیونی و دوربین در فرآوری‌شان، نماهنگ نمی‌دانیم. گرداندن سر به سوی جایگاه نوازنده‌های فلوت هنگام اجرای «رقص فلوت‌ها» در «سوییت فندق‌شکن» «چایکوفسکی» رفتار هنجاری از یک دیده‌ور خودمختار آزاداراده است و ما اگر دوربین انجامش دهد همذات‌پندارانه حضور واسطه‌گونش را از میانه برمی‌داریم؛ به عنوان سوژه‌ی مستقل از دید خویش بازش نمی‌شناسیم. همچون هوای شفاف که تنها به واسطه‌ی دید نمی‌توان به عنوان چیزی در میانه‌ی چشم ما و ابژه‌ها شناسایی‌اش کرد.
راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند  (II)

راوی شانکار، اسطوره زنده موسیقی هند (II)

برای یافتن چگونگی وجود نت نگاری موسیقی هندی در نت نگاری غرب، شانکار، دیوید مورفی (رهبر ارکستری از کشور ولش) را متقاعد کرد تا به او برای تبدیل آثارش به قطعه ای برای ارکستر کمک کند. کنسرتوی شانکار همراه با مقدمه ای شورانگیز آغاز می شود، معرفی این موسیقی بیگانه (موسیقی هند برای غربیان) شامل چرخش ملودیها، تغییر وزنها و صدای پائین نتها، بر خلاف موسیقی غرب که حرکت و پیشرفتش بیشتر از طریق هارمونی است، موسیقی هندی شدیدا تحت تاثیر ملودی و ریتم است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هفتم)

جلوه هایی از این سفر ناپیدا در غزل حافظ و قطعه “خاموش” ترسیم شده است. انسان پرسنده در آغاز مانند همگان در رود جاندار و زنده حیات شناور است. رودی که همه فراز و نشیب های روحی را در خود هضم میکند. جلوه های گوناگون حیات در مقدمه شکوهمند آهنگ مستتر است.