گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

آموزش موسیقی به وسیله موسیقی

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟

واضح است که تا کسی موسیقی نشنیده باشد نمی تواند موسیقی تولید کند. فرض کنیم شخصی تا به حال موسیقی به گوشش نخورده باشد و بیاییم او را صرفا از طریق تئوری با موسیقی آشنا کنیم. آیا انتظار آهنگساز شدن این شخص انتظار بجایی است؟ حال بیایید فرض را کمی واقعی تر کنیم؛ اگر شخصی بر فرض موسیقی ایرانی نشنیده باشد آیا می تواند موسیقی ایرانی بسازد؟

از طرف دیگر آهنگهایی که توسط آهنگسازانی بدون سواد آکادمیک موسیقی ساخته شده و بعضا هم آهنگهای قابل اعتنایی هستند، اهمیت شنیدن موسیقی را بیش از پیش نمایان می سازند. این مورد به نکته ای دیگر هم اشاره دارد و آن آموزش غیر مستقیم از طریق شنیدن موسیقی است. ضمن اینکه این آموزش مختص به موزیسینهای بدون سواد موسیقی نیست و تقریبا همه موزیسینها مشمول این آموزش غیر مستقیم می شوند.

نکته دیگر این که بعضی موارد هستند که اصولا بدون شنیدن و تجربه کردن قابل آموزش نیستند و منابع آموزشی جامعی هم (حداقل در ایران) ندارند. از این دست موارد می توان به هارمونیزه کردن ملودی و استفاده از نتهای آلتره اشاره کرد. مثلا برای هارمونیزه کردن ملودی مهمترین نکته ای که می توان گفت این است که نت آن قسمت از ملودی که می خواهیم هارمونیزه کنیم باید یکی از نتهای آکوردی که انتخاب می کنیم باشد؛ با این فرض برای یک نت آکورد های بسیاری می توان در نظر گرفت و انتخاب آکوردی که منظور آهنگساز را به بهترین وجه بیان کند تا حد زیادی بستگی به تجربه شخص دارد.

این مشکل همچنین در بعضی از سبک های غیر آکادمیک موسیقی هم احساس می شود مثل نیوایج، فلامنکو و…

مواردی که در بالا ذکر شد باعث شد، جرقه ساخت آهنگهایی با هدف آموزش در ذهن نگارنده زده شود؛ آهنگهایی که به طور مختصر و مفید بتواند نکات مهمی را به هنرجویان موسیقی انتقال دهد. شاید این تجربه را بتوان با مفهوم ردیف در موسیقی ایرانی مقایسه کرد که آن هم مجموعه ای از آهنگها و ملودیهاست که آیینه تمام نمای این موسیقی است و افرادی که می خواهند با موسیقی ایرانی آشنا شوند، از طریق یادگیری آن به این امر نائل می شوند. برای مثال در این مجموعه دو آهنگ در سبک نیوایج پیانویی و یک آهنگ در سبک فلامنکو ساخته شده و در آنها تا حد امکان از آکوردها و فواصل پرکاربرد آنها (که اصلی ترین خصوصیات یک سبک موسیقی هستند) استفاده شده که برای شخصی که بخواهد با این موسیقی ها آشنا شود، بسیار مفید می نماید.

مخاطب اصلی این آهنگها هم هنرجویانی با سطح متوسط هستند؛ کسانی که با اصول اولیه موسیقی آشنا هستند و خودشان این توانایی را دارند که به تجزیه و تحلیل قطعات بپردازند و نکات مورد نظر را استخراج کنند. دسته دیگر مخاطبان کسانی هستند که نمی خواهند موسیقی را به صورت جدی و آکادمیک دنبال کنند و اگر کمی منصف باشیم، باید حق بدهیم که آنها هم بتوانند موسیقی را یاد بگیرند و از آن بهره مند شوند. مثلا اگر کسی که می خواهد موسیقی پاپ کار کند و بگوید برای آکوردگذاری ملودی چه کتابی را بخوانم، نمی توانیم به او بگوییم هارمونی والترپیستون بخوان!

آهنگهای این مجموعه دربرگیرنده موارد زیر است:
audio file ۱- آکورد گذاری در مینور طبیعی و ماژور
audio file ۲- آکورد گذاری در مینور هارمونیک
audio file ۳- القای حس ترس با توالی آکورد
audio file ۴- توالی آکورد های متداول
audio file ۵- آکوردهای اتمسفریک
audio file ۶- هارمونیزه کردن موسیقی ایرانی بر اساس آکوردهای تریاد
audio file ۷- انواع پرش در ملودی
audio file ۸- آشنایی با فلامنکو
audio file ۹- استفاده از نتهای آلتره در مینور هارمونیک ۱
audio file ۱۰- استفاده از نتهای آلتره در مینور هارمونیک ۲
audio file ۱۱- استفاده از نتهای آلتره در ماژور
audio file ۱۲- نیوایج پیانویی ۱
audio file ۱۳- نیوایج پیانویی ۲
audio file ۱۴-حرکت یک موتیف روی آکوردهای مختلف
audio file ۱۵-گام میکسولیدین
audio file ۱۶-خالتور!
audio file ۱۷- القای حس ترس در موسیقی فیلم های ایرانی

پیش از پایان ذکر چند نکته ضروری است:
– موضوعاتی که در این مجموعه قطعات به آنها پرداخته شده بیشتر شامل مباحثی است که کمتر در کتابهای تئوری موسیقی در مورد آنها بحث می شود و اکثر موزیسینها آنها را به طور تجربی فرا می گیرند. دلیل این امر هم این است که این موارد اصولا نیازمند تجربه هستند و کمتر قابل تئوریزه شدن هستند. مواردی مانند پرش در ملودی و استفاده از نتهای آلتره (نگارنده به یاد می آورد که سالها قبل از طریق شنیدن یکی از آهنگهای پاپ ایرانی با پرش ششم کوچک در موسیقی آشنا شد و پس از آن در موسیقی خود از آن استفاده نمود.)

– نگارنده این ادعا را ندارد که هنرجو صرفا با شنیدن این قطعات و تجزیه و تحلیل آنها به تمام موارد اشاره شده تسلط خواهد یافت؛ بلکه این قطعات تنها باعث می شود هنرجو یک دید کلی نسبت به این مسائل پیدا کند و با دید باز تری به شنیدن سایر قطعات موسیقی بپردازد و از آنها بیاموزد.

– همانطور که در بالا اشاره شد این قطعات مناسب هنرجویان با سطح متوسط هستند. دلیل این امر هم این است که اکثر منابع آموزشی یا مسائل بسیار ابتدایی را در بر می گیرند و یا سطح بسیار بالایی دارند. برای مثال مرحوم پرویز منصوری بعد از کتاب تئوری بنیادی موسیقی خود کتاب هارمونی تحلیلی را می آورد و شخصی که تازه تئوری بنیادی را تمام کرده بی آنکه هنوز بتواند برای یک ملودی ساده آکورد بنویسد وارد مرحله آموزش هارمونی می شود.

– از آنجا که نگارنده امید به انتشار این مجموعه دارد (!) از ارائه نت معذور است.

در پایان از آنجا که در این شیوه، آموزش موسیقی نه از طریق نوشتار بلکه از طریق خود موسیقی قرار است انجام شود شاید ذکر این جمله معروف بی مناسبت نباشد که : “آنجا که سخن باز می ماند موسیقی آغاز می شود!”

بهداد بهرامی

دیدگاه ها ۲

بیشتر بحث شده است