یک نظریه ی تاریخی

الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.

بنازم حاج قربان و شامیرزا را که در عین سادگی، غرور و توانای های ویژه، پشیزی برای اینگونه افراد ارزش قائل نبودند.

افرادی که مدام مدارک دانشگاه های غرب را به گردن آویزان می کنند و می خواهند بی ارزش و بی اعتبار بودن خود را پشت یک تکه کاغذ پنهان کنند.

این افراد تصور می کنند با ژست های غربی و با اعلام وابستگی شان به دولت و فرهنگ غرب، غربی خواهند شد. آن ها جلد پوسیده ی غربی را بر تنِ مثله شده ی خود کردند و می خواهند عریانی خود را با ماشین غربی بپوشانند و با استحاله در غرب کمال نهایی شان را پیدا کنند! گه گدار نمونه هایی پیدا می شوند که کاملاً متفاوت از این نظریه عمل می کنند و راهی دشوارتر و در عین حال تحسین بر انگیز را پیش می گیرند.

عده ای تصور می کنند غول صنعت که غرب طی سیصد سال به تکنیک آن مجهز شد می تواند مشکلات-شان را یکجا حل کند و این وابستگی را جز افتخارات شان به حساب می آورند؛ طولی نمی کشد که همین غول ماشین هم به وسیله و هم به هدف تبدیل می شود، تا جایی که خودِ انسان را نیز نادیده می گیرد، و او را در خِرَد خود نابود و موازین و قالب هایش را بر انسان تحمیل می کند.

نتیجه این که انسان تبدیل به یک مفعول بی اراده می شود. چنین انسانی ماده ی بی اراده ای است که ماشین می تواند آن را به هر شکلی که بخواهد در آورد. در حال حاضر مدتی است افرادی در موسیقیِ ایران پیدا شده اند که می خواهند به آن انسان غربی جیره بندی شده، پوسیده و اتو کشیده و بیگانه نسبت به خود، طبیعت و فرهنگ اش برسند و ادای آن را در بیاورند و با حضور در غرب، با برچسب ها و عناوینی هم عصران و هم وطنان خود را مرعوب آن آوازه ی شکست خورده نمایند و از آن انسان از خود بیگانه پیروی کنند.

در همین شرایط عده ای ایرانی به سختی می کوشند با تکیه بر اصالت های فرهنگی و بومی شان و با برانداختن تفکر استعمار و سلطه و زور و قدرت غربی به آزادی و هویت خود دست یابند و هم زمان عده ای دیگر پیدا شده اند که با قایم شدن پشت یک سری القاب و عناوین، فرهنگ غرب را به رخ ما می کشند و می خواهند از این طریق ملت را به خود جلب کنند. تفاوت در همین جاست که یک ایرانی افتخارات خود را به خاطر حضور در مجامع علمی و دانشگاهی یا در همکاری با گروه های موسیقی غربی می داند و می خواهد از این طریق فرهنگ کشورش را سرکوب کندو آن سوی دنیا را به رخ ما بکشد، دیگر مشکل سیاهی و سفیدی و نژادی نیست.

مشکل از آنجا آغاز می شود که یک عده مرید و مجیزگو این تحقیر و سر سپردگی را می پذیرند و تا انتهای حقارت پیش می روند و این آدم های بو گرفته غربی روز به روز سینه ی خود را بالا می دهند. اینان پایشان که به غرب می رسد فرهنگ برتر، تاریخ دوهزارو پانصد ساله، نژاد آریایی، تخت جمشید، ابن سینا، حافظ و سایر مفاخر ایرانی را به رخ آن ها می کشند و به اینجا که می آیند به سبب عدم رودررویی مردم شان با فرهنگ غرب آنها را به باد تمسخر می گیرند.

نگرش منفی به شرق به عنوان کشورهای عقب مانده نتیجه ی بی خاصیتی همین افراد است. غرب تصور می کند که شرق به دلیل عدم دسترسی به ماشین بسیار عقب مانده است و در نتیجه غرب دنیا را دور می زند و ملت ها را در قالب های خود قرار می دهد و متأسفانه بخش کثیری از مردم در چنین قالب هایی خود را به شکلی که غرب خواسته است، آرایش می کنند و هر روز از اصالت و هویت خود بیش از پیش دور می شوند.
* این مطلب در سال ۱۳۸۵ نوشته شده است

2 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۱:۱۴ ب.ظ

    اگر علم در ثریا باشد مردی از پارس بدان دست می یابد.
    http://www.dinbali.com

  • farshad
    ارسال شده در خرداد ۲۵, ۱۳۹۱ در ۱:۵۵ ب.ظ

    moshkel injas ke harf az nejhade ariya bashe migan taraf fashiste

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

موسیقی رپ یا هیپ هاپ: موسیقی هیپ هاپ می تواند تأثیرهای متفاوت فراوانی بر نوجوانان بر جای بگذارد. از یک سو این نوع موسیقی احساس های منفی را ترویج داده و از سوی دیگر آن قدر پر انرژی است که شنونده دوست دارد بایستد و با آن برقصد. نتایج پژوهشی درباره چگونگی تأثیرگذاری نماآهنگ های رپ بر سلامت احساسی و جسمی نشان می دهد که نوجوانانی که زمان زیادی را به تماشای مسائل جنسی و خشونت بار به تصویر کشیده شده در نماآهنگ های رپ می گذرانند (مخصوصا گنگستر رپ)، بیشتر در معرض بروز این رفتارها در زندگی واقعی و به ویژه در برابر زنان هستند.
ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی (Ignacy Jan Paderewski) پیانیست، آهنگساز لهستانی بود که علاوه بر فعالیت های هنری و موسیقایی‌ سیاستمدار و سخنگوی جنبش استقلال طلبی لهستان بود. او در روز هجدهم نوامبر سال ۱۸۶۰ میلادی به دنیا آمد. پدروسکی یکی از موزیسن های محبوب و شناخته شده در سراسر دنیا بود. شهرت پدروسکی در دنیای موسیقی، راهگشای حضور او در دنیای دیپلماسی و رسانه بود. او در سال ۱۹۱۹،‌ نخست وزیر و وزیر امور خارجه لهستان شد و در همال سال نیز به عنوان نماینده لهستان در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.
کارول کینگ (II)

کارول کینگ (II)

کینگ و لارکی بعدها به کالیفرنیا رفتند و در سال ۱۹۶۸ تریو The City را راه اندازی کردند و یک آلبوم به نام Now That Everything’s Been Said را منتشر کردند اما تور تبلیغاتی این آلبوم به دلیل ترس از صحنه کارول کینگ منتفی و همین مساله موجب عدم موفقیت تجاری آلبوم شد.
هلن گریمود (I)

هلن گریمود (I)

هلن گریمود (Hélène Grimaud) پیانیست شهیر فرانسوی ، در ۷ نوامبر ۱۹۶۹ در آکسی، شهری در جنوب فرانسه، به دنیا آمد. او زیر نظر ژاکلین کورتین (Jacqueline Courtin) در کنسرواتوار و پس از آن با پیه ره باربیتز (Pierre Barbizet) در مارسی تحصیل کرد. در سن ۱۳ سالگی در کنسرواتوار پاریس پذیرفته شد، همان جایی که جایزه پیانوی سال ۱۹۸۵ را دریافت کرد! در ماه جولای بلافاصله بعد از فارغ التحصیلی، سونات شماره ۲ سرگی راخمانیوف (Sergei Rachmaninov) را ضبط کرد و در سال ۱۹۸۶ اتودهای تابلئوکس (Etudes-Tableaux) را ضبط کرد.
لورین مازل (I)

لورین مازل (I)

لرین مائسترو مازل (Lorin Maestro Maazel) نزدیک به پنج دهه، یکی از ارجمندترین و پرانگیزه ترین آهنگسازان و موسیقیدانان می باشد. او در حال حاضر رهبری و ریاست دو گروه برجسته موسیقی را برعهده دارد که به همراه جمع زیادی از رهبران مهمان، فعالیتهای وسیعی را انجام می دهند. این ششمین فصلی است که او ریاست موسیقی ارکستر فبلارمونیک نیویورک را برعهده دارد که آن نه تنها قدیمیترین ارکستر سمفونیک در آمریکا است بلکه با دادن ۱۴۰۰۰ کنسرت از آغاز کشف آنجا، از فعالترین ارکسترهای جهان می باشد!
کریمی: به نفع ارکستر فیلارمونیک کردستان کنسرت خیریه برگزار می کنیم

کریمی: به نفع ارکستر فیلارمونیک کردستان کنسرت خیریه برگزار می کنیم

من این کنسرت خیریه را که در دانشگاه برگزار خواهد شد، برای کمک به کودکان و موزیسین های کردستان برگزار خواهم کرد. در مرحله ی اول این برنامه برای خرید دوتا فلوت کوچک هست، به اسم «لوپ» که در وین طرح آن ریخته شده و ساخته شده و اگر درآمدی باقی بماند برای خرید سازهای دیگر برای ارکستر «فیلاموریک کردستان» در نظر دارم و اگر بشود نت برای کودکان و دانشجویانی که می خواهند خریداری بشود و در اختیار آنها قرار بگیرد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:  امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIV)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIV)

اعضای انجمن اخوت هر سال رهبران خود را انتخاب می کردند، یکی از آنها تاج گذاری می کرد، و به همین مناسبت، گروه های سازهای کوبه ای در خیابان رژه می رفتند. میراث بارگاه این سیاه پوستان هنوز در جشنواره های معاصر به احترام نیایش برای بانوی ما مشهود است، مثلاً در کامپانا، نمادهای سلطنتی، در قالب تاج ها، عصاهای سلطنتی و شنل ها، هنوز هم بخش مهمی از سنت کُنگادُس است. این نمادها تداوم داشته اند زیرا به کسانی که آنها را می پوشند، منزلت داده و گروه آنها را موقر نشان می-دهد. علاوه بر این تغییر جایگاه افراد در آئین ها توجهات را به سلسله مراتب اجتماعی جلب می کند.
قمار معشوق ها

قمار معشوق ها

در میان مفاهیمی که بشر ساخته است، عشق فرایندی بسیار پیچیده به شمار میرود. حافظ در شعر «طفیل هستی عشقند آدمی و پری …» مفهوم عشق را حتی پیچیدهتر از مفهوم خدا میداند. زیرا خدا نیز اثیری عشق است و در جریان آفرینش، گاه به هیئت عاشق و بسیار به جلوۀ معشوق درمیآید. ازاینرو، نمیتوان تعریفی شفاف از عشق به دست داد. عشق از جنس آینده است و هرچه در آن پیشتر رویم، بیشتر میگریزد و هردم به نقشی نو ظاهر میشود و هویتی دیگر مییابد.
پیکر طلیعه کامران به خانه ابدی رسید

پیکر طلیعه کامران به خانه ابدی رسید

تشییع پیکر زنده یاد طلیعه کامران، بانوی نوازنده، شاعر و نقاشِ پیشکسوتِ کشورمان، صبح چهارشنبه ۲۴ اسفند ماه، با حضور تعداد کم شماری از هنرمندان در محوطه موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد. در این مراسم چهره های هنری ای چون میلاد کیایی، عباس مشهدی زاده، حمیدرضا عاطفی، مهدی حسینی، علیرضا میرعلینقی، کوروش متین، کیومرث پیرَگلو، امیرآهنگ هاشمی، شهاب مِنا، محمدرضا شرایلی و نوید گوهری حضور داشتند.