نگاهی به اپرای مولوی (I)

اپرای مولوی دومین اثر اپرای سبک ایرانی تاریخ موسیقی کلاسیک ایران است؛ اولین تجربه اپرای ایرانی در سال ۱۳۸۷ توسط همین زوج هنری یعنی بهروز غریب پور و بهزاد عبدی با موضوع عاشورا ساخته و اجرا شد که تلفیقی بود از سبک معمول اپرای کلاسیک و موسیقی تعزیه که بسیار مورد توجه و استقبال علاقمندان موسیقی و تئاتر قرار گرفت.

تفاوتهای اصلی این دو اپرا
البته در قسمتهایی از این دو اپرا می توان شباهتهایی مشاهده کرد اما تفاوت عمده آنها قرار داشتن اساس اپرای مولوی بر موسیقی دستگاهی و اپرای عاشورا بر موسیقی تعزیه است. از نظر زمان، اپرای مولوی دو برابر اپرای عاشورا است و نیز تعداد خوانندگان که نسبت به اپرای عاشورا بیشتر است. از نظر اجرای عروسکی و موسیقی در این دو اثر پیشرفتهای تکنیکی و هنری بسیاری دیده میشد که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.

موضوع اثر
همانطور که از نام این اپرا مشخص است، داستان اپرا بر اساس زندگی مولوی و شرایط آن زمان طراحی شده اما بهروز غریب پور در این اثر نه به بازآفرینی حوادث تاریخی عصر مولانا و نه به زندگی واقعی او پرداخته است؛ غریب پور در واقع به عمق تفکر مولوی نظر کرده و یک لیبرتوی سمبولیک (همانگونه که در جایجای ابیات این شاعر بزرگ یافت میشود) خلق کرده که عمق کلام مولوی را در بر داشته باشد.

این باز آفرینی و نگاه هنری و دوری از روایت دقیق تاریخ، مهمترین نقطه قوت متن این اپرا محسوب میشود و در واقع تنها با این شیوه نگاه است که میتوان به درون معناهای نهفته در کلام مولوی نفوذ کرد.

در لحظه لحظه متن این اپرا پیامی تکرار میشود که این پیام اسکلت وحدت بخش اثر را تشکیل میدهد و آن نوید “جاودانگی راستی” است. در سراسر اپرا بیننده با داستان های مختلفی روبرو میشود.

آشنایان با متون ادبی قرن هفتم میدانند که به دلیل وجود حمله های پی در پی مغولان و کشتارها و غارتهای این لشکر خونریز؛ مردم آنزمان به صوفی گری و هیچ انگاری دنیا روی آورده بودند و این بیماری روانی با فرهنگ و تفکر آن دوره عجین شده است، به همین دلیل هم گاه تناقضاتی در قلمرو فکر آن دوران نمایان میشود که فهم رازهای نهفته در ادبیات آن زمان را برای نسل ما بغرنج میکند.

برای فهم اشعار مولوی همواره یک کلید وجود دارد و آن نگاه به دوردستهای آرزوهای بشری است؛ قدرتی که عشق می نامیمش و آن جاذب، ما را به دوری از کشش های کاذب (که عرفای ما در بسیاری از اشعار آن را عقل یا همان عقل معاش مینامند) رهنمون میسازد.

هرچند در نگاه برخی باز آفرینی تفکر قرن هفتم که منافی تفکر روز است، بیهوده است؛ اما بدون شک این گروه تحت تاثیر همان صدماتی هستند که اشعریون با نفی ساختارهای فلسفی، بر دانش رو به رشد ایران وارد کردند و به همین دلیل تمام دستاوردهای هستی شناسانه آن دوره را نادیده میگیرند.

موضوعی که در لیبرتوی این اپرا به چشم می آید، گلچین مفاهیم عالی و جاودانه مولوی است که به عقیده نگارنده، همانطور که ضامن حیات اشعار مولوی تا کنون بوده، بیمه عمر جاودانه این اثر خواهد بود.

6 دیدگاه

  • م.ح
    ارسال شده در تیر ۲, ۱۳۹۱ در ۵:۴۹ ب.ظ

    میشه درین مورد بیشتر توضیح بدین؟
    “هرچند در نگاه برخی باز آفرینی تفکر قرن هفتم که منافی تفکر روز است، بیهوده است؛ اما بدون شک این گروه تحت تاثیر همان صدماتی هستند که اشعریون با نفی ساختارهای فلسفی، بر دانش رو به رشد ایران وارد کردند و به همین دلیل تمام دستاوردهای هستی شناسانه آن دوره را نادیده میگیرند.”
    چطور این گروه تحت تاثیر اشعریون هستند؟

  • ارسال شده در تیر ۵, ۱۳۹۱ در ۸:۳۷ ق.ظ

    دوست گرامی، تحت تاثیر بودن همیشه معنی مثبت نمی دهد؛ مثلا مردم آلمان بعد از جنگ جهانی “تحت تاثیر” مارش های ارتش نازی، دیگر به مارش سازی علاقه نشان ندادند.
    اینجا هم گفته شده این گروه تحت تاثیر اقدامات منفی اشعریون تمام دست آوردهای آنها را نادیده میگیرند.

  • ناشناس
    ارسال شده در شهریور ۲۹, ۱۳۹۱ در ۱:۲۲ ب.ظ

    با سلام دوست عزیز نویسنده مقاله
    اپرای این زوج اولین اپرای ایران نبوده
    من مخصوصا نام اولین اپرا و خالق آن را نمی آورم تا خودتان دنبال مطلب بروید
    مطالعه و دقت لازمه کار است برای بهتر شدن
    امیدوارم این انتقاد را به دل نگیرید

  • ارسال شده در شهریور ۳۰, ۱۳۹۱ در ۷:۱۳ ب.ظ

    دوست گرامی همیشه سعی کنید اول متن را با دقت بخوانید بعد فرمایش خود را زیر مطلب بنویسید، بنده نوشته ام «اپرای سبک ایرانی» یعنی آثار آقایان داووید، پژمان، دهلوی و چکنواریان جزو این دسته قرار نمی گیرند دوم سعی کنید اول در مورد نویسنده اطلاعات کافی به دست بیاورید بعد معما طرح کنید.
    ممنون

  • حسین ا
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۹۳ در ۸:۳۴ ق.ظ

    جناب پور قناد از تحلیل دقیق و بینظیر شما خیلی ممنونم آیا امکان دارد که تمام بخشها را در قالب یک متن داشته باشم؟

  • ارسال شده در آذر ۲۵, ۱۳۹۳ در ۱۱:۵۸ ب.ظ

    درود بر شما و تشکر از لطف شما
    متاسفانه این مطلب به صورت چند شماره ای کار شده و یک فایل مجزا ندارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «بوم خیال»

اگر اجرای موسیقی آوازیِ مو به مو مبتنی بر بلوک‌بندی و جمله‌بندی و ساختار خرد و کلان ردیف‌ها را یک سرِ طیف، و موسیقی آوازیِ آهنگسازی‌شده را، که شاید از ماحضر موسیقی کلاسیک ایرانی تنها اشل‌هایِ صوتیِ مدها را در خود داشته باشد و تمام دیگر عناصرش (از الگوهای ملودیک و ریتمیک گرفته تا نحوه و روند تغییر مدها، فرم و غیره) از چشمه‌ی خلاقیتِ سازنده/نوازنده‌اش جوشیده، سرِ دیگرِ طیفِ آن سنتی بدانیم که در قرن اخیر بداهه‌نوازی نام گرفته است، پنج تکه تکنوازیِ مجملِ صائب کاکاوند در «بوم خیال» را باید جایی نزدیک به پایانه‌ی نخستِ طیف در نظر گرفت.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XV)

در واقع، هم او است که شایع کرد «دستگاه ماهور» همان «گام ماژور» غربی است. در دستور تار اولین تعریف از موسیقی ایرانی در مورد آواز ماهور است:

از روزهای گذشته…

شاید چنین باشد، شاید (II)

شاید چنین باشد، شاید (II)

رنگ‌آمیزی دور از ذهن اولین مشخصه‌ی سوگواری «چکناواریان» است. دور کردن تکنوازان تالار رودکی («فرامرز پایور» و …) از صدادهی (۵) خاصی که در حافظه‌ی شنوندگان موسیقی ایرانی به خوبی ثبت شده کاری دشوار است که چکناواریان به درستی از عهده‌ی آن برآمده. آشنازدایی از موسیقی نوازندگانی که در دوره‌ی اجرای این اثر از مشهورترین‌ها بوده‌اند تا حدودی بر اثر غرابت ماده‌ی موسیقایی و تا حدودی نیز بر اثر تکنیک‌ها و رجیستر اجرایی نامانوس (نسبت به موسیقی دستگاهی که این گروه اجرا می‌کرد) به وجود آمده (به‌خصوص در مورد قیچک).
نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با خانم ارفع اطرایی نوازنده و مدرس با سابقه سنتور و نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است که توسط آقای سعید کمالی دهقان به دست ما رسیده . در این مطلب با سوابق و فعالیتهای این هنرمند آشنا می شوید و در مطلب بعدی مصاحبه ای با ایشان را می خوانید.
ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو (Vladimir Sirenko) در اول نوامبر ۱۹۶۰ در شهر مرزی پولتاوا در اکراین متولد شد. شروع کار حرفه ای وی در سال ۱۹۸۳ با اجرای آثاری از آهنگسازانی چون: استراوینسکی”، شوئنبرگ و بولز در سالن فیلارمونیک کیف بود. سیرنکو در سال ۱۹۸۹ از کنسوارتور ملی اکراین جایی که رهبری ارکستر را زیر نظر پرفسور آلین ولاسنکو تعلیم دیده بود فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۹۰ یکی از فینالیست های مسابقه جهانی رهبری ارکستر در پراگ گردید. یک سال بعد به سمت رهبری و مدیر هنری ارکستر رادیو اکراین نائل گردید و تا سال ۱۹۹۹ به فعالیت و همکاری خود با رادیو ادامه داد.
هنر از هنر تا جامعه (I)

هنر از هنر تا جامعه (I)

رابطه هنر با فرد و جامعه همواره رابطه ای بحث انگیز بوده است، علت شاید وجود تضادی است که میان قلمرو فرد و خلق و درک اثر هنری با مقولات دیگر اجتماعی بویژه سیاست وجود دارد. این تضاد ها ناشی از این نکته مهم است که برای سیاست تمامی پدیدارها تنها به وسیله تبدیل میشوند(به همین دلیل نیز سیاست یک دستگاه زاینده قدرت تلقی نمیشود، سیاست در حقیقت یک دستگاه مبدل قدرت اقتصادی به نظم اجتماعی آنهم، از نوع تحمیل شده و قانونی آن است). در حالیکه در فرهنگ موضوع معکوس است.
فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا در تلویزیون موسیقی بتهوون پخش کنند!

فکر نمی کنم در هیچ کجای دنیا در تلویزیون موسیقی بتهوون پخش کنند!

یکی از خوانندگان سایت امروز نامه ای را برای ما ارسال کردند که با توجه به اهمیت و جالب بودن موضوع بدون کوچکترین تغییری در محتوا تنها با کمی تغییر در نحوه ارائه، آنرا برای شما منتشر می کنیم. امیدواریم مسئولین و سیاست گذاران موسیقی کشور نیز توجهی به این موضوع داشته باشند.
گوستاوو دودامِل، چهره کاریزماتیکِ  اِل سیتما

گوستاوو دودامِل، چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما

چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما، گوستاوو دودامِل (Gustavo Dudamel) نام دارد. ستاره ای واقعی در کشورش (هر چند او این اصطلاح را نمی پسندد در حالی که از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است)، این رهبر ارکستر در سال ۱۹۸۱ متولد شده است و امروزه جز یکی از موسیقی دان های برجسته کلاسیک به شمار می رود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان برگزار می شود

مرکز موسیقی “نغمه سازخانه طهران” در ادامه برگزاری مستر کلاس های خود، اولین دوره دوسالانه آهنگسازی احمد پژمان را برگزار می کند؛ متن فراخوان این مسابقه به این شرح است:
مرور آلبوم «هشت آهنگ»

مرور آلبوم «هشت آهنگ»

تنظیم با اصولی که «فرامرز پایور»، مهم‌ترین و موفق‌ترین شخصیت در گروه‌نوازی موسیقی ایرانی نیمه‌ی نخست قرن، به یادگار گذاشته است برای سازآرایی آثار خودش خردمندانه است یا دست‌کم یکی از راه‌های منطقی (و نه لزوماً همراه با آزادی هنری) بازگشت به آثار استاد چیره‌دست فقید. «امیر رحمانیان» در آلبوم «هشت آهنگ» همین راه ظاهراً منطقی را برای رنگ‌آمیزی همه‌ی قطعه‌های کتاب «هشت آهنگ برای سنتور» رفته است، قطعاتی که اگر از دور به کارگان باقی‌مانده از پایور بنگریم، تنها مشابهتشان جای نگرفتن در مجموعه‌های دیگر است (گرچه دلیل کنار هم آمدنشان از نظر تاریخی دقیقاً این نیست).
شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

توصیف شده توسط روزنامه تایمز: “خداوند هدیه ای را به دنیای نوازندگی فلوت هدیه کرد!” شارون بیزالی توسط prestigious Klassik Echo آلمان و در سال ۲۰۰۲ به عنوان نوازنده سال انتخاب شد و در سال ۲۰۰۳ جایزه جوانترین هنرمند سال را از سوی Cannes Classical از آن خود نمود. مجله Classics Today از او با عنوان فلوتیستی غیر زمینی که همتای دیگری ندارد یاد میکند و آثار و اجراهایش را فراتر از دیگر نوازندگان میدانند؛ چه در اجرا، چه در بیان، نبوغ و زیبایی ای در نواختنش وجود دارد که موجب تحسین همگان شده است.