یک هارمونی متفاوت

The Beatles, A Musical History
The Beatles, A Musical History
دو نفر از دوستان بصورت مجزا درخواست موسیقی و نت یکی از کارهای بسیار زیبای گروه بیتلز را کرده بودند، که در اینجا ضمن آوردن اینکار، نگاهی هم به هارمونی نسبتا” پیچیده این قطعه موسیقی زیبا می اندازیم.

قبل از بررسی قطعه از شما می خواهیم که به این موسیقی زیبا گوش کنید : audio file And I Love Her

به نت این قطعه دقت کنید، بدون احتساب میزان pickup ، چهار میزان اول که در اجرای اصلی توسط سیم های باس گیتار نواخته میشه مقدمه ای است برای ورود به موسیقی اصلی که ظاهرا” در فا مینور تهیه شده است. در این چهار میزان از فا مینور به درجه هفتم از گام مینور تئوریک حرکت داشته ایم (اگر گام لامینور را در نظر بگیرید همانند حرکت از Am به G می باشد) این حرکت در چهار چوب حرکت های دایره پنجم توجیه نمی شود اما در گام های مینور بسیار کار برد دارد. واقعیت این است که شروع قطعه با Fm بسیار ابهام آور است، اما اجازه دهید ادامه دهیم.

چهار میزان اول ملودی خواننده از دو حرکت طبیعی درجه اول به پنجم تشکیل شده است. در نیم جمله دوم باز همین حرکت را داریم بعلاوه حرکت از Cm به Ab و سپس Bb7 و در نهایت دو میزان روی Eb که این دو میزان اضافه بنظر می رسد (معمولا” باید هشت میزان باشد) اما به هر حال آهنگساز اینگونه تشخیص داده است و در موسیقی آورده شده. حرکت از Cm به Ab به دلیل آنکه دو آکورد دو نت مشترک (C و Eb) ، گذر بسیار زیبایی بوده ، اما حرکت از Ab به سمت Bb7 جسارت ویژه ای می خواهد که این گروه اینکار را انجام داده است. حرکت بعدی که پرشی است پنجم و سپس روی فامینور ملودی از نو شروع می شود. آیا شما احساس خاصی نسبت به هارمونی این قطعه ندارید؟ آیا فکر نمی کنید معلوم نیست اصلا” تنالیته این قطعه چه می باشد؟

لزومی به ادامه تحلیل نیست چون مدل هارمونی این موسیقی با سایر قطعاتی که تابحال راجع به آن بحث کردیم متفاوت است. آیا می دانید چرا؟ گروه بیتلز علاقه بسیاری به استفاده از مدهایی مانند Dorian یا Phrygian و … داشت، حتی عجیب تر در بسیاری از اوقات مانند این آهنگ تنالیته بین ماژور و مینور تغییر می کند که این خصوصیات جزو مشخصات بارز کارهای بیتلز بوده است.

بیایید کمی بحث را جدی تر دنبال کنیم،
اگر به موسیقی دقت کنید خواهید دید که آکورد فا مینور در این قطعه گاهی همانند آکورد درجه II برای تنالیته می بمل ماژور استفاده می شود و گاهی هم بصورت درجه IV برای تنالیته دو مینور. در واقع به نوعی، حالت Pivot را بازی می کند و اجازه می دهد که آهنگساز تنالیته را بسادگی بین دو حالت ماژور و مینور نسبی مدولاسیون کند.

هارمونی مقدمه و تم اول آهنگ مورد بحث

در واقع مقدمه این موسیقی در Eb ماژور می باشد هرچند استفاده از آکورد ابتدایی Fm نیز خود حاله ای از ابهام را بوجود می آورد که آیا موسیقی در مد Dorian می باشد یا خیر؟ شش میزان اول که خواننده می خواند در دو مینور هستیم و حرکت از درجه IV به I بصورت تکرار داریم. اما جالب اینجاست که در سه میزان آخر قبل از برگشت به تنالیته می بمل ماژور برمی گردیم و حرکت ما این چنین خواهد بود IV-V-I یعنی Ab -Bb-Eb ، دقت کنید که در ابتدای حرکت این سه آکورد، آکورد Ab بصورت درجه IV برای می بمل ماژور و درجه VI برای دو مینور استفاده می شود.

بله کمی پیچیده می باشد اما با کمی فکر و دقت می تواند بسادگی آنرا درک کرد. به همین ترتیب می توانید هارمونی بقیه موسیقی را تحلیل کنید. اما قسمت پایانی قطعه نیز برای خود جالب بوده و قابل بحث می باشد، اینکه چرا قطعه در دو ماژور تمام می شود؟ اگر به موسیقی گوش دهید حالت کنایه و طعنه آمیزی دارد – مانند اینکه بگوییم ” دیدی گفتم !” – . این روش پایان دادن به قطعات را بسیاری از موسیقیدانان استفاده می کنند، در این روش قطعه ای را که با یک آکور مینور باید تمام شود با همان آکورد اما به حالت ماژور تمام می کنیم و جالب اینکه بدانید در دوران باروک نیز بسیاری از آهنگسازان از این تکنیک استفاده می کردند.

موسیقی پنهان در هندسه (III)

به غیر از پاره خط S1S2 و S1S8 که اضلاع چند ضلعی بوده و قطر نیستند، در چندضلعی ها بین طول ضلع و طول قطرها روابط ریاضی خاصی برقرار می باشد. در مثال بالا که هشت ضلعی منتظم است، بین اقطار و طول ضلع روابط زیر برقرار است:

مروری بر کنسرت «پنجگاه»

گذارِ «نقش» از آغاز، که خود را گروه موسیقی دستگاهی می‌نامید، تا امروز، که به «پنجگاه» رسیده، در نزدیک به ده سال فعالیتِ مداومش شاخصه‌هایی در ذهن شنوندگان پیگیر موسیقی کلاسیک ایرانی به جا گذاشته است: اولویت دادن به دغدغه‌های موسیقی‌شناختی در فرایند آهنگسازی، بهره‌گیری از پتانسیل‌های موسیقی قدیم ایران پیرو آموزه‌هایی که نخستین بار در آلبوم «سرخانه» به عمل درآمد و در عین حال بهره‌مندی از عناصر موسیقی قاجاری، دقت در گزینش کلام و الگوبرداری از قالب‌های شعری مانند مستزاد در تجربه‌های پیشین یا مخمس در «پنجگاه» و…

از روزهای گذشته…

گفت و گو با جان کیج (I)

گفت و گو با جان کیج (I)

نوشته که پیش رو دارید، یکی از مهمترین گفتگوهای جان کیج است که در آن به توضیح نظریات خود می پردازد. مصاحبه کنندگان مایکل کربی و رایچارد شکنر هستند و متن آن ابتدا در مجله تئاتر “Tulane”، جلد دهم، شماره دو (زمستان ۱۹۶۵)، صفحه ۵۰ تا ۷۲ به انتشار رسیده است که امروز اولین قسمت از برگردان فارسی آن را می خوانید. (مترجم: محبوبه خلوتی)
تار مرد (I)

تار مرد (I)

نوشته ای که پیش رو دارید شش ماه پس از تاسیس روزنامه اطلاعات در تاریخ دوم آذر ماه سال ۱۳۰۵ منتشر شده است. این نوشته درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایرانی، غلامحسین درویش را خبر می دهد و در کنار آن به شرحی از ناملایمات زمانه در عصری که درویش خان می زیسته اشاره دارد.*
شرایط خلق یک ایده (III)

شرایط خلق یک ایده (III)

این موضوع امری است واضح و روشن که تولید و ساخت یک اثر هنری موفق و یا کامل، مستلزم نگاه درست و علمی به پدیده های موجود در این جهان است که از طریق علم، دانش و تجربه و همچنین استمرار آن امکان پذیر می شود.کسب هر گونه مهارتی و یا هر تکنیک مشخصی به کلیدها و علوم در ارتباط با آن معطوف می گردد و برای تولید محصولی با توجه به نوع و یا تکنیک های خلاصه شده در آن، نیاز به اقتضای یافتن و پرداختن به آن علوم بوجود خواهد آمد،زیرا که با دستیابی به چگونگی کارکردو عملکرد سایر علوم مرتبطه است که می توان پدیده ای موفق و مفید را تولید و محیا کرد.
نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

نکاتی در تدریس و نوازندگی پیانو

بر کسی پوشیده نیست که نوازندگی نیز مانند تمامی مهارتهای فیزیکی هنری و حتی غیر هنری چنانچه علاوه بر تمرین و ممارست با مطالعه تجارب دیگران، روشها و مفاهیم بنیادی توام باشد، در نهایت نتیجه بهتری را عاید هنرجو خواهد کرد. به همین علت نوازندگان باید ایده های کهنه ای مانند تمرین های مدام و مکانیکی صرف را کنار گذاشته و به نوازندگی بصورت علمی تر و هنری تر نگاه کنند و آنرا صرفا یک مهارت فیزیکی نپندارند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
سازهای کوبه ای

سازهای کوبه ای

سازهای کوبه ای از قدیمی ترین سازهایی هستند که از هزاران سال پیش تمدن بشری از آنها استفاده میکرده است. اولین استفاده بشر از سازهای کوبه ای برای برقراری ارتباط راه دور بوده و بتدریج برای مراسم شادی، عزا، تشریفات مذهبی و … از آنها استفاده شده است. سازهای کوبه ای به همراه سازهای بادی برنجی از زمانهای دور در خدمت موسیقی بوده اند که این نشان دهنده لزوم وجودی آنها در موسیقی است. ریتم نیاز طبیعی هر انسان است و شاید یادآوری این مطلب برای شما جالب باشد که در هر فرهنگ و کشوری که نگاه کنید، کودکان علاقه مفرط دارند تا با چوب روی سطل یا شیء مشابه بکوبند که این مسئله نیاز فطری انسان به ریتم را نمایش می دهد.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت سوم

کتاب‌های نام‌برده به غیر از یکی همگی ترجمه است، بنابراین کیفیت ترجمه‌ نیز می‌تواند یکی از عوامل مقایسه باشد. هر چند این موضوع دقیقا جزیی از کیفیت مطلب را تشکیل نمی‌دهد، اما چون خوانندگان فارسی زبان (احتمالا) تنها از طریق همین ترجمه‌ها به کتاب دسترسی دارند، باید آن را نیز بررسی کرد.
ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (IX)

از میان ویژگی‌های کار ملی‌گرایان موسیقایی؛ استفاده از مواد و مصالح موجود محلی و مخصوصا موسیقی قومی، گرایش به افسانه‌ها و…، استفاده از نشان‌ها و جاها: نمادهای ملی و مولفه‌های مهمِ جغرافیایی و فرهنگی به عنوان منبع الهام و هویت‌نمون ساختن موسیقی، برجسته است اما به دلیل هویت متمایز موسیقاییِ پیشاپیش دردسترس، ملی‌گرای موسیقایی ایرانی اجباری نداشته تا آنها را در جایی دیگر بجوید و در کار خود حل کند. نزد او منابع موسیقایی، چنان که دیدیم بی هیچ تلاشی، مسلم بوده است. بدین سان، ملی‌گرایی موسیقایی بیش از آن که به سوی ذهنیت آرمانی ملی‌گرایانه پیش برود به سوی سازمان‌دهی ملی‌گرایانه پیش رفت.
فیلیپ گلس (II)

فیلیپ گلس (II)

گلس به تدریج از حال و هوای مرتاض وار موسیقی خود کاست و با گرایش به سمت ترکیبهای پیچیده تر و نمایشی به جایی رسید که از نظر خود به هیچ وجه مینی مال نبود. قطعاتی چون Music in Similar Motion و Music with Changing Parts از جمله این آثار به شمار می آیند.
Sorry seems to be the hardest word

Sorry seems to be the hardest word

به ملودی مقدمه این آهنگ که یکی از زیباترین کارهای التون جان (Elton John) در میان انبوه کارهای موسیقی او است، دقت کنید.