آوه ماریا از شوبرت

آرامگاه شوبرت در شهر وین
آرامگاه شوبرت در شهر وین
شوبرت علاقه بسیاری به آوزا داشت و بسیاری از کارهای زیبای آوازی خود را در نوجوانی تصنیف کرد. او عاشق اشعار گوته بود و اولین کار آوازی خود را در هفده سالگی بنام Gretchen am sponnarade ساخت.

سال پس از آن حدود ۱۵۰ کار آوازی ساخت و در نوزده سالگی که تجارب بسیاری در ساخت موسیقی آوازی بدست آورده بود ۱۸۰ اثر شامل کارهای آوازی، اپرا، سمفونی و مس خلق کرد. به قسمتهایی از Ave Maria او که توسط ماریا کالاس اجرا شده است گوش کنید.

audioAve Maria

قطعه آوه ماریای شوبرت از بارزترین کارهای او می باشد بگونه ای که در زمان زندگی او بارها و بارها به صور مختلف تنظیم و ضبط شد. در این قطعه ملکه بزرگ فرشتگان از آسمان به زمین می آید تا از دختر فقیری که تنها و بی کس می باشد دلجویی کند.

کارهای آوازی شوبرت آنقدر شهرت جهانی دارد که حتی بسیاری از مردم که با موسیقی کلاسیک آشنا نیستند نام شوبرت را با موسیقی آوازی مترادف می دانند.منتقدین موسیقی دلیل این امر را عدم وجود احساسات پیچیده و سنگین در کارهای شوبرت که فقط برای عده قلیلی قابل هضم می باشد، می دانند. اشعار کارهای شوبرت اغلب راجع به عشق، محبت، طبیعت، تقوی و خلاصه هر آنچه مردم در زندگی عادی با آن در ارتباط هستند می باشد.

استفاه از ملودی های زیبا برای این اشعار بدون آنکه موسیقی را به حالت مبتذل بکشاند نیز از جمله ویژگیهایی است که کارهای او بسادگی در گوش و دل شنونده جای باز می کند.

او در بیست و یک سالگی تصمیم گرفت که زندگی خود را تمام و کمال وصف موسیقی کند و برای همین منظور از خانه پدری بیرون رفت و با دوستان خود زندگی می کرد. بشدت کار می کرد از صبح زود تا نیمه های شب، گویا می دانست که عمر کوتاهی خواهد داشت. کارهایش را یکی پس از دیگری به سرعت می نوشت و منتشر می کرد. در این میان فقط بعد از ظهرها برای تفریح با دوستان به رستورانها و کافه ها می رفتند و احیانا” با هم بیلیارد بازی می کردند.

هفته ای یکی دو شب هم دوستان کنار هم جمع می شدند و شوبرت به اجرای کارهای خود توسط پیانو می پرداخت. والس و آوزاهای زیبا که شور و شادی بسیاری به میان محفل صمیمی دوستان می آورد.

اغلب دوستان او از قشر تحصیل کرده و متوسط جامعه بودند و همانطور که قبلا” هم گفتیم او هرگز همدم اشراف نشد.

گفتگوی هارمونیک

از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

مطلب را با داستانی شروع می کنم که اولین بار شخصا یک هنرجو مبتلا به اوتیسم روبرو شدم؛ شاید ساده ترین کار این بود که از پذیرش چنین هنرجویی سرباز زنم اما همیشه در امر تدریس چالش های متعددی را گذرانده بودم، پس آموزش شروع شد اما جزوه های سابق و آموخته ها کافی نبود. داستان را همینجا تمام می کنم.

رمضان: به اجرای آثار معاصر علاقه داشتم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با لیلا رمضان، نوازنده و مدرس پیانو درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لیلا رمضان مدتی است که مشغول ضبط و اجرای آثار آهنگسازان ایرانی برای ساز پیانو است و اخیراً هم با یکی از انتشارات‌های معتبر موسیقی کلاسیک در فرانسه یک CD از این آثار ضبط و منتشر کرده است.

از روزهای گذشته…

باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

باغسنگانی: جشنواره های دهه ۷۰ نقطه آغاز کار پژوهشی ام بود

به زودی مجموعه «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» با گردآوری و تالیف محمد حسینی باغسنگانی، نویسنده، پژوهشگر حوزه موسیقی، ادبیات و فلسفه اسلامی منتشر می شود؛ پیش از انتشار این مجموعه نیز، رادیو گفتگو، دو مجموعه برنامه با نویسندگی و تهیه کنندگی باغسنگانی را با نامهای «بهار دلنشین» مخصوص عید نوروز و تبریک نوروزی هنرمندان موسیقی به مردم و «چراغداران فکر و فرهنگ ایران» که در ادامه پروژه برنامه تاریخی «صدسال فرهنگ» است، به روی آنتن می برد. محمد حسینی باغسنگانی در کارنامه خود ضبط هزاران ساعت برنامه رادیویی و چند مجموعه تلویزیونی از جمله: «مفاخر»، «رستاخیز کلمات» و «چکاوک» را دارد.
روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و یکم)

با اینکه از جانب موزیسین‌های هموطن خودم که با پیشگوئی‌هایشان مرا دلسرد می‌کردند و می‌گفتند کلینگر شاگرد خصوصی نمی‌پذیرد و من هم بسیار ناامید و دلسرده شده بودم، چهارشنبه بعد از آن جوابی از کلینگر گرفتم: «نزد من بیایید!»؛ باید بگویم که من سالها همین رفتار را با کوجی تویودا (Koji Toyoda) که نوزده ساله بود کرده بودم. چون با انگیزه و خواست خود و حرکت خود آرزومند این بود که شاگرد من بشود و من او را پذیرفتم. من باید در کوچه و خیابانهای غریب برلین می‌گشتم تا خانه کلینگر را پیدا کنم… او از من خواست برایش کنسرتو رود (Rode) را اجرا کنم، در حالی که من بخش‌هایی را اشتباه می زدم و پاساژها را تکرار می‌کردم با ناامیدی می‌اندیشیدم که این فرصت از دست رفت و همه چیز تباه شد اما در کمال ناباوری شنیدم که او گفت: چه موقع می‌توانید دوباره بیائید؟
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (I)

نگاه این نوشته به تمرین، یک دید کلى و ارائه ى شیوه ى خاصى تمرین براى افرادى است که تصمیم آنها براى نوازنده شدن (یا حرفه اى شدن) قطعى نیست. نه اینکه با این شیوه ى تمرینى که ذکر مى شود نمى توان گامهاى حرفه اى برداشت، بلکه زمان رسیدنِ به هدف، طولانى تر خواهد بود.
سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک ویولن، اثر یوهان سباستین باخ را می توان از درخشان ترین آثار تصنیف شده این فرم برای ویولن دانست. این سونات و چهار بخش آن، جزئی از مجموعه سه سونات و سه پارتیتای باخ برای ویولن است که همواره از آثار پر ارزش تکنوازی برای این ساز شناخته شده است و تشکیل دهنده قطعاتی مشتمل بر – سی و دو- تصنیف کوتاه و بلند است.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (VI)

انتظار این می‌رود که تا پایان این دو بخش دانشجویی که کتاب را به عنوان ماده‌ی درسی مطالعه کرده است، با آنالیز شنکری آشنایی پیدا کرده و آمادگی لازم برای خواندن و درک متن‌های سطح بالاتر تجزیه و تحلیل شنکری را به ‌دست آورده باشد. با این فرض، فصل آخر (دوازدهم)، به عنوان سرپُلی برای ورود خواننده به متن‌های تکمیلی و پیشرفته‌تر طراحی شده و در مقدمه به بعضی از مسائل بنیادی تجزیه و تحلیل موسیقی در دوران خودش (۱۷) می‌پردازد. طرح پرسش‌هایی چون «چه تفاوتی بین تئوری و آنالیز وجود دارد؟» یا «چگونه آگاهی ازمسائل تئوریک به موسیقیدان برای آنالیز کمک می‌کند؟» با این پیش‌زمینه معنی پیدا می‌کند زیرا اینها پرسش‌های بسیار با اهمیتی هستند که خواننده در مراحل پیشرفته‌ی تجزیه و تحلیل به عنوان بستر نظری با آنها برخورد خواهد کرد.
ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

ژان میشل ژار و کنسرتهای نمایشی

در سال ۷۸ دومین آلبوم ژار یعنی Equinoxe آماده شد و در ۳۵ کشور با استقبال فوق العاده روبرو شد. ژار در این سال با بازیگر بریتانیایی، شارلوت رامپلینگ (Charlotte Rampling) ازدواج کرد و با استفاده از موسیقی “Equinoxe” در فیلمی با بازی او و ساخته پیتر فلیشمان (Peter Fleischman) به نام بیماری هامبورگ (The Illness Of Hamburg) موافقت کرد.
بالاد – قسمت اول

بالاد – قسمت اول

تعریف دقیق بالاد (ballad) که در فارسی به آن تصنیف گفته میشود، همواره مورد بحث و گاهی جدل ادیبان و موسیقی دانان تاریخ بوده است. یکی از تعاریف آن که در بیشتر لغت نامه های معتبر موجود بوده و مورد تایید بسیاری از متخصصان قرار گرفته، به این شرح است.
نگاهی به «اینک از امید» (V)

نگاهی به «اینک از امید» (V)

تصنیف «آغازی دیگر» با اینکه از نظر ملودیک (مخصوصا از نظر مد گردی)، دارای قوت هایی است، ضعف های اساسی در بخش چند صدایی و همچنین پیوند شعر و موسیقی دارد.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
چرا موتسارت؟

چرا موتسارت؟

روزی از روسینی (Gioacchino Rossin) موسیقیدان بزرگ ایتالیایی سئوال می شود که نظر شما راجع به بتهوون چیست؟ او در جواب می گوید “او موسیقی دان بزرگی است.” پس از آن از او راجع به موتسارت سئوال می شود و اینبار در جواب می گوید : “او یک موسیقیدان است.” به راستی چرا موتسارت به این اندازه مشهور است؟ بطوری که حتی در قرن حاضر جایگاهی جدای از دیگر موسیقیدانان دوران کلاسیک از خود بر جای گذاشته است. شما خواه نا خواه موسیقی این نابغه دوران کلاسیک را حداقل در رادیو، تلویزیون و یا حتی پشت سرویس Hold تلفن یا زنگ موبایل و … شنیده اید، اما آیا تا بحال فکر کرده اید که، چرا موتسارت؟