حنانه و هزاردستان

مرتضی حنانه
مرتضی حنانه
همانطور که در مطلب قبل گفته شد، “آتشی در سینه دارم جاودانی” که از آثار با ارزش مرتضی نی داوود است، در اجرای جدیدش صرفنظر از آواز، اجرایی بی نقص نبود!

به اجرای این تصنیف توسط قمرالملوک وزیری توجه کنید:

audio file“آتشی در سینه دارم جاودانی”

همچنین گفته شد اولین بار نبود که قطعه ای از نی داوود برای ارکستر تنظیم میشد. مرتضی حنانه موسیقیدان و رهبر صاحب نام ایران با اینکه چندان با موسیقی دستگاهی ایرانی میانه خوشی نداشت و مخصوصا” موسیقی فیلم (که خودش آثار متعددی در این زمینه دارد) را با ارزش نمی دید و با دید آزمایشگاه موسیقی و زمینه ای برای تجربه در آهنگسازی از آن بهره می برد.

برای تیتراژ سریال “هزاردستان” (ساخته زنده یاد علی حاتمی) در سال ۱۳۶۶ پیش درآمد اصفهان ساخته مرتضی نی داوود را انتخاب کرد (البته حنانه بیشتر در دوره جوانی و بخاطر خاطرات بد دوران هنرستان با موسیقی دستگاهی مشکل پیدا کرده بود! ولی بعدها با موسیقیدانانی چون، علی تجویدی، مرتضی نی داوود، فرهاد فخرالدینی، بزرگ لشکری، حسین قوامی، فرهنگ شریف … دوست و همنشین شد، تا جایی که آثاری از آهنگسازان موسیقی ایرانی را با ارکستر فارابی تنظیم و اجرا کرد)

با این حال اهالی موسیقی ایرانی هیچگاه آنطور که باید او را خودی نشناختند(مانند دهلوی و فخرالدینی که موسیقیشان با موسیقی دستگاهی تا حدی آمیخته شده) با اینکه حنانه گاهی تسلطش برتئوری موسیقی ایرانی از بعضی از اساتید موسیقی دستگاهی پیشی می گرفت.*

البته باید توجه داشت که موسیقی حنانه رگه هایی از فرهنگ ایرانی را در خود دارد و از این حیث نسبت به آهنگسازانی چون ثمین باغچه بان و استادش پرویز محمود ( که در این زمینه انتقادهایی هم به آنها داشت) برتری دارد.**

مرتضی حنانه کلا” با سازهای ایرانی مشکل داشت و سازهای ایرانی را ناقص می دانست (رجوع شود به کتاب “… به رهبری حنانه” صفحه ۱۵۹) و بجز دو یا سه قطعه که حنانه مجبور به استفاده از سازهای ایرانی شده، از بهره گیری از این سازها تا حد امکان پرهیز می کرد. ***

حنانه در این اثر از دو عدد تار بهره گرفته که قسمتهایی را بصورت کنترپوانیک اجرا می کنند و بقدری رنگ آمیزی زیبایی بوجود آورند که عدم وجود آنها قابل تصور نیست، ولی جالب آنجاست که حنانه با اصرار دوستان حاضر به انجام این کار شد و ممکن بود بدون تار این اثر را اجرا کند! این اتفاق در حالی می افتد که انتخاب جایگزین برای تار در این قسمت محال بنظر می رسد ولی حتما” مرتضی حنانه با دانشی که از آن سراغ داریم از پس چنین کاری بر می آمده!

به یکی از قطعات آلبوم هزار دستان گوش کنید : audio file” پیش درآمد اصفهان “

این اجرای پیش درآمد اصفهان نی داوود، یکی از بهترین نمونه های تنظیم موسیقی ایرانی برای ارکستر سمفونیک است که نشان از تسلط و تجربه حنانه روی سازهای ارکستر سمفونیک دارد. همچنین پیانوی این اثر که سبک حنانه را به خوبی مشخص می کند خود جای بحث فراوان دارد که جا دارد مشخصا” مورد بررسی قرار گیرد.

گوش کنید : audio file” پیش درآمد اصفهان برای پیانو”

این پیش درآمد در آخرین قسمت سریال هزاردستان، یکبار به صورت یونسون (اونیسون) با یک ارکستر سازهای ایرانی شنیده شد که در تدوین موسیقی، مرحوم روبیک منصوری در فیلم گنجانده بود (غیر از این قسمتهایی از ساخته های جلیل عندلیبی و پرویز مشکاتیان هم در فیلم شنیده شد!)

ارکستر مرتضی حنانه چه از لحاظ هارمونی چه ارکستراسیون بی نظیر و یگانه بود؛ تنظیم این قطعه می تواند چشم انداز جدیدی باشد به سوی موسیقی ارکسترال ایرانی که شکوه و عظمت موسیقی ایرانی را دو چندان می کند. در قسمت بعدی به یکی دیگر از آثار ارزشمند مرتضی حنانه که بر مبنای موسیقی گیلان تصنیف شده می پردازیم.

* شاید یکی از دلایل آن دید غریبه گونه اش به سازهای ایرانی بود! به عقیده نگارنده حنانه هیچگاه معنی لحجه یحیی را حس نکرد، چون کسی که با شهناز و شهنازی غریبه باشد یحیی را هم نمی شناسد (البته بنده هیچ دیداری با استاد حنانه نداشتم و این تنها دریافت احساسی من از سخنان و جهتگیریهای اوست)

** این اصالت درونی را در نوشته های مرحوم غلامحسین غریب احساس کردم! وقتی نوشته های غریب را می خواندم ناخوداگاه فضای موسیقی حنانه در ذهنم زنده می شد، چنانکه گویی کلام موسیقی حنانه است! (غلامحسین غریب گرکانی دوست و همکلاسی مرتضی حنانه در مکتب پرویز محمود بود که هر دو از پایه گذاران ارکستر سمفونیک تهران بودند؛ غریب و حنانه با هم پیمان بسته بودند، آموزش آکادمیک کلارینت و هورن ایران را از وجود استاد خارجی بی نیاز کنند…)

*** بنده دلیل این جهتگیری حنانه را بیشتر از یک دلیل علمی، بهانه ای برای مخالفت و لجبازی با موسیقیدانان ایرانی کاری که سالهای پر حرارت جوانی او را تباه کرده بودند، می بینم؛ با اینکه اشکالاتی که حنانه به سازهای ایرانی می گیرد تا حد زیادی قابل قبول هست ولی سازهای غربی هم کم و بیش خالی از این مشکلات نیستند، ولی ما با قبول تمام اشکالات آنها ناگزیر به استفاده از این سازها هستیم… (حاشیه نویسی در این سایت چندان مرسوم نیست! ولی شخصیت پیچیده استاد حنانه نوشته را پر حاشیه می کند! مثل کتاب “… به رهبری حنانه” که حاشیه آن تقریبا” به اندازه متن است…)

حنانه: پدرم هارمونی زوج را به هیچ کس تدریس نکرده است

به تازگی شایعه ای منتشر شده است که رساله «هارمونی زوج» مرتضی حنانه در انتظار انتشار است. از طرفی افرادی نیز خود را صاحب صلاحیت در آنالیز و حتی تدریس هارمونی زوج معرفی می کنند. این مسائل باعث شد تا از زبان فرزند مرتضی حنانه، امیرعلی حنانه، موضوع را بررسی کنیم:

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (III)

عصر جدیدی است که خود محصول رنسانس و روشنگری در اروپا است؛ همراه با شکست نیروهای ارتجاعی در جنگ اول جهانی، فرهیختگان و هنرمندان اروپایی به خصوص دربرلین، پاریس و وین، با امیدواری و خوشبینی به آینده ای چشم دوخته بودند که ملت های رها شده از سلطه حکومت های خود کامه با استفاده از دانش و صنعت پیشرفته یک «نظام جدید جهانی»، شکل یافته از ایده های دموکراسی و سوسیالیزم، به وجود آورند. انگیزه و موضوع فعالیت های هنری یکسره دگرگون شده بود. برنامه «جهان نو» و «انسان نو» در دستور کار هنرمندان قرار داشت. درگیری و رویاروئی هنرمندان با ضابطه ها و معیارهای جدید آنها را در پی شیوه های جدید بیان به جستجو وا داشته بود. در تمام رشته های هنری به یک باره مکتب های مختلف و متنوع هنری، با برداشت های جدید و«مدرن» به وجود آمدند. برنامه «هنر مدرن»، پا به پای ایدئولوژی های جدید، آزاد کردن هنر از قیدهای تاریخی، سنتی، بومی، دینی و طبقاتی و قابل استفاده کردن آن برای عموم مردم دنیا یا همگانی کردن آن بدون تفکیک های نژادی، قومی و دینی و طبقاتی بود. به عبارت دیگر دو ویژگی مهم هنر مدرن، یکی «جهانی بودن» هنر در سطح جهان و دیگری «همگانی بودن» آن در عمق جامعه بود. سومین ویژگی هنر را می توان «پیراسته بودن» نامید. در ادبیات آلمانی، شروع ادبیات مدرن به مکتب ناتورالیسم موسوم شد. یعنی تعریف و توصیف هرچیز به خصوص انسان آن طور که «هست».

از روزهای گذشته…

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (IV)

از نظر افلاطون آنها به مسائل اساسی نمی پرداختند و بیشتر در پی یافتن تناسب عددی اجزاء آهنگ ها و نتها بودند. “در کتاب جمهور که روایت شخصی سیسرو نویسنده رومی از کتاب جمهور افلاطون است آمده: انسان های با استعداد به وسیله سازهای سیمی یا با صدای خودشان تقلید را از صدای کیهانی انجام می دهند. اما صدای کیهانی یا موسیقی افلاک، که بر اثر چرخش سیاره ها به وجود می آید، آنچنان عظیم و بلند است که گوش انسان قادر به شنیدن آنها به طور کامل نیست. هم چنان که شما نمی توانید برای دیدن خورشید به طور کامل به آن خیره شوید.” (رحمانیان، ۱۳۹۰: ۲۷)
بارکارول

بارکارول

بارکارول که در زبان ایتالیایی به آن Barcarola یا Barcarole هم گفته می شود نوعی از موسیقی – معمولآ با کلام – است که توسط ملوانان و قایقرانان زمزمه یا خوانده می شود. این نوع موسیقی معمولآ کوتاه است و علاوه بر مردم عادی آهنگسازان دوره های مختلف – باروک تا رمانتیک و مدرن – از این فرم برای ساخت موسیقی استفاده کرده اند. بسیاری معتقد هستند که ریشه این فرم موسیقی به ایتالیا و شهر ونیز باز می گردد. قایقرانان هنگامی که مردم را برای بردن از جایی به جایی دیگر سوار قایق خود می کردند اینگونه ترانه ها را زمزمه می کردند.
مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

مروری بر آلبوم «چهل رباعی تا خرقان»

شنیدن موسیقی همراه دکلمه‌ی شعر (خواه با صدای شاعر خواه با صدای غیر) امروزه عادتی شنیداری است که به مرتبت پیش‌فرضی رسیده است. حضورش چنان بدیهی و طبیعی است‌ که بی آن هر برخوانی شعر (حتا نمونه‌های زنده) تا حدودی لخت و ناتمام می‌نماید. خوانش «چهل رباعی تا خرقان» امیرحسین الهیاری هم از این قاعده مستثنا نیست، موسیقی دارد، موسیقی کیاوش صاحب‌نسق.
شرایط خلق یک ایده (II)

شرایط خلق یک ایده (II)

هنگامی که در تاریکی های ذهن سیر می کنیم چه محصولی پدید می آید و گاهی که در تلاطم اندیشه به این سو و آن سو پراکنده می شویم در کدام موقعیت عینی حضور می یابیم. مسیر گذر از تجربه و علم به امتداد کدام عملکرد و چه کیفیتی سرانجام می گیرد و گاه و بی گاه که در نفس اختیار تصوراتمان به خیال صحت و سلامت پیش بینی هایمان به سر می بریم، چه می کنیم و چه می آفرینیم؟ محصول این خلق چیست؟ محصول این اختیار و امکان چیست؟
کنسرتوی گمشده

کنسرتوی گمشده

نام پرویز محمود با دوره‌ای تب آلود از تاریخ موسیقی ایران عجین شده است. دوره ای که تغییرات بزرگ اجتماعی و سیاسی در سطح کلان با عث تغییر در ساختار مدیریت فرهنگی و پس از آن تغییر در مدیریت نهادهای موسیقایی (از جمله هنرستان موسیقی) شد.
رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

می خواستم از یکی از فعالیت هایم صحبت کنم که برگزاری جایزه ی پیانو باربد در شیراز است. من پارسال به همراه آقای محمد ملازم رئیس کارخانه ی پیانوی باربد در ایران و آقای محسن خباز، مدیر کانون فرهنگی شهر آفتاب در شیراز و همین طور آقای آرش اسماعیلی سردبیر مجله ی زنگار در شیراز، تصمیم گرفتیم یک فستیوال پیانو را برپا بکنیم، برپایی این فستیوال در حقیقت به عهده ی آقای محمد ملازم بود که خیلی دوست داشتند اسپانسر یک فعالیت هنری برای پیانیست های کشور باشند.
نی و قابلیت های آن (XV)

نی و قابلیت های آن (XV)

در قسمت قبل اشاره به برخی قابلیت های نی در قالب تکنوازی و همنوازی شد. این ساز در گروهنوازی ساز های ایرانی هم از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اگر آهنگسازان و تنظیم کنندگان به خوبی با قابلیت های اجرایی نی آشنا باشند از آن می توانند به بهترین نحو ممکن در کار های گروهی استفاده نمایند.
شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

شیراز در روز میزبانی از شریف لطفی

سالیان سال است که شیراز چه در عرصه ی اجرا و چه در عرصه ی آموزش دانشگاهی و آموزشگاهی در زمره شهرهای موسیقی خیز است و نیاز به برگزاری برنامه های جدی آموزشی در کنار اهداف موسسات به اصطلاح فرهنگی که فقط به درآمد زایی می اندیشند به شدت احساس می شود. طبق اطلاع رسانی های روزهای گذشته کمتر از یک سال است که شرکت تعاونی نگین فارس به مدیر عاملی فریدون رحیمی در بخش آغازین اهداف بلند مدت با تاسیس آموزشگاه موسیقی نگین فارس در راستای توجه به نیاز جدی آموزش موسیقی به شروع فعالیت پرداخته است.
اختراع چاپ و ترویج موسیقی

اختراع چاپ و ترویج موسیقی

در ۱۴۵۰ یوهان گوتنبرگ (Johann Gutenberg) مخترع آلمانی موفق به اختراع ماشین چاپ شد و در سال ۱۵۰۱ اوتویانو دو پتروچی (Ottaviano de’Petrucci) ایتالیایی، این دستگاه را در راه خدمت به موسیقی به کار گرفت.
مگدلنا کوزنا، اپرا خوانی از چک

مگدلنا کوزنا، اپرا خوانی از چک

مگدلنا کوزنا (Magdalena Kožená) خواننده ای با صدای متسو- سوپرانو است متولد ۱۹۷۳ برنو- جمهوری چک. مگدلنا ، اولین تجربه خوانندگی و آشنایی با موسیقی را با گروه کُر بچه های برنو آغاز کرد. از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۱ در کنسرواتوری برنو در حضور اساتیدی چون؛ نیوا مگووا (Neva Megová) خواننده و ‍ژیری پیسا (Jiri Pesa) پیانیست، به یادگیری آواز و پیانو پرداخت. کوزنا پس از آن در کالج هنرهای نمایشی براتیسلاوا هنرجوی ایوا بالهووا (Eva Blahová) شد و در سال ۱۹۹۵ از آنجا فارغ التحصیل شد.