نگاهی به اپرای مولوی (V)

عطار وارد شده و خطاب به مغولها میگوید: خسروا اول مرا گردن بزن تا نبیند این مذلت چشم من… امیر تومان جلو می آید و با خشم میپرسد :”کیستی تو؟” و عطار همین سئوال را از او میکند. در اینجا بین سئوال اول و سئوال دوم یک تفاوت وجود دارد که بصورت زیرکانه ای حالت گفتاری و منظور هر دو طرف را بیان میکند؛ این دیالوگ در گوشه شوشتری اتفاق می افتد و سئوال اول که سه سیلابی است به ترتیب روی فاصله ششم، پنج و چهارم مینور حالت سئوالی میگیرد و پاسخ عطار که در واقع همان سئوال را با حالتی طعنه آمیز به او بر میگرداند، فاصله های ششم، چهارم و ششم است؛ امیر تومان در جواب از قدرت و درجه مادی اش میگوید و عطار را تهدید میکند و در پاسخ عطار با ملودی دل انگیزی با ضدای میانه می خواند: “عارفان زانند دائم آمنون که گذر کردند از دریای خون” و سپس در اوج میگوید: “حق منزه از تن و من با تنم چون چنین باید بباید کشتنم”… او سر را پایین گرفته و به استقبال مرگ میرود.

باز مجادله کلامی از طرف امیر تومان آغاز میشود و عطار با جسارت به او پاسخ میدهد و همزمان ارکستر اوج میگیرد و با اجرای پاساژها و کوبش کوبه ای ها همراه با فلاتر ترمبون فضای استرس آور و مشوشی ایجاد میشود، امیر تومان از اسب پیاده شده و برای گردن زدن عطار شمشیر میکشد که ناگهان سلطان العلما پدر مولانا و پسرش وارد صحنه میشوند؛ سلطان العلما که نقش او را حسین علیشاپور به عهده دارد در گوشه بیات راجع با حالتی دلرحمانه و دل نگران می خواند: “گردن نزنش که این روا نیست …” باز عطار خطاب به امیر تومان میگوید: “نردبان خلق این ما و منی است…” امیر تومان هم با تاکید بر موضع قبلی خوب بر بی پروایی از خون ریزی عطار را از پای در می آورد… گروه کر ایرانی روی این صحنه همچون صحنه قبل نقش زمزمه مردم را به عهده دارد که از خدا می خواهند که شر را به شرور باز گرداند؛ خوانندگان کر ایرانی در فواصل شوشتری با حالتـى انعکاس دار (delay) می خوانند ولی ارکستر در چهارگاه مینوازد که صحنه را رعب انگیز و مخوف را برای پایان این پرده بوجود می آورد…

پرده چهارم
آغاز این پرده کوچ مولوی را به همراه پدرش از ایران را به نمایش میگذارد که با صدای کر (با استیل کلاسیک غربی) در فواصل دشتی آغاز میشود؛ اشعار این کر به گونه ای است که گویی دانای کل حضور دارد و وضعیت مولانا را هنگام کوچ از وطنش توصیف میکند… تا پایان این اپرا دیگر صدای این کر که صدای قالب آنرا رنجهای صدایی آلتو و سوپرانو تشکیل میدهد شنیده نمیشود.

فضای این کر و آکوردهای آن بی شباهت به ندای آسمانی فرشتگان به حر در اپرای عاشورا نیست ولی در اینجا هویت این صدا مجهول است.

پس از پایان موسیقی کرال صدای حسین علیشاپور در نقش سلطان العلما شنیده میشود که در حال دادن پند به پسرش است با این شاه بیت که: “ای جلال الدین محمد گر تو خواهی که شقاوت کم شود جهد کن تا عشق افزون تر شود…” جلال الدین هم پاسخ میدهد: “پس نیای خلق از اضداد بود لاجرم جنگی شدند از بهر سود” اینجا اولین بار است که از ابتدای این اپرا صدای نقش اول این اثر محمد معتمدی را میشنویم که به خاطر نوجوان بودن مولانا در آن صحنه با صدایی تغییر یافته میخواند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

به زبان ایرانی (IV)

به زبان ایرانی (IV)

در سراسر قطعه، تکیه‌ها به عنوان عناصر تزیینی با نقش تقویت شده‌ی یادآوری کننده‌ی رابطه با موسیقی ایرانی حضور دارند (به‌عنوان نمونه در لحظات آغازین ملودی ویلن، همراهی‌های فلوت چیزی نیست جز همین تزیینات). مشاهده می‌کنید که موضوعات ژرف‌تر نغمه‌ی مرکزی، فرم بی‌بازگشت و تزییناتی به عنوان چاشنی، چگونه اثری قطعی در ساختن هویت این قطعه‌ی موسیقی داشته است.
علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (III)

علینقی وزیری؛ ناسیونالیسم دولتی و روشنفکر موسیقی (III)

معلوم می‌شود ژنی ایرانی در اختراع و ایجاد آثار صنعتی در قدیم خیلی بیشتر به کار می‌افتاده […] یک روح سستی و تنبلی در ما حکم‌فرماست. چه خود را قادر به تهیۀ وسائل زندگی نمی‌دانیم و همه را واگذار به بخت تقدیر می‌کنیم. […] باید […] تکان سختی به خود بدهیم. این غبار بدبختی را از روی خود برطرف کنیم و با انسان امروز همدوش و برابر راه برویم.»
درباره کتاب «شورانگیز» (I)

درباره کتاب «شورانگیز» (I)

چاپ دوم کتاب و سی‌دی «شورانگیز: آشنایی مقدماتی با دستگاه‌های موسیقی ایرانی برای سنتور» به گزینش، نت‌نگاری و تنظیم رامین صفایی توسط نشر خنیاگر منتشر شد. شورانگیز، ‌چنان‌که از نامش برمی‌آید، تلاشی است برای برانگیختن شور و شوق هنرجویان سنتور برای یادگیری دستگاه‌ها و ردیف موسیقی ایرانی؛ کتابی است برای هنرجویانی که می‌خواهند با کلیتی از دستگاه‌های موسیقی ایرانی و مهم‌ترین گوشه‌های آن آشنایی یابند و همۀ دستگاه‌ها و آوازهای ردیف را به‌جز نوا و راست‌پنجگاه در بر دارد.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (XII)

ادیت پیاف، میراث دار گاورُش (Gavroche شخصیتِ رمان بینوایان اثرِ ویکتور هوگو)، در دوران کودکی خود پاریس را پیموده بود، پاریسِ مردمی، محله هایی مثلِ پیگَل (Pigalle)، مونمانتر (Montmartre)، کلیشی (Clichy)، باربِس (Barbès)، مِنیلمونتا (Menilmontant)… در شبکیه ی چشم های او تصویرهایی ثبت شده بود که بعد ها، موضوعِ اصلیِ ترانه های او را تشکیل داد. در طول سال ها پیاف خیابان را به صحبت کردن، آواز خواندن و فریاد کشیدن واداشته بود و خیابان و مردم حاضر در آن با او یکی شده بودند.
میکسولیدین

میکسولیدین

با نیم پرده پایین آوردن درجه هفتم گام ماژور، مد میکسولیدین ساخته می‌شود. ابتدا نگاهی بیندازیم به audio fileقطعه آموزشی این بخش (میکسولیدین). در میزان‌های ۶ تا ۹ این قطعه با تاکید جداگانه روی تمام نت‌های این مد، آکوردهای مربوط برای هارمونیزه کردن آن را مشاهده می‌کنیم. با کمی دقت متوجه می‌شویم که تنها چهار آکورد مورد استفاده قرار گرفته‌اند. این آکوردها در طول قطعه هم تکرار می‌شوند. با کمی اغماض می‌توان گفت که برای یک صدادهی مدال و منطقی میکسولیدین همین چهار آکورد کفایت می‌کند. تاکید اصلی روی آکورد درجه هفتم ماژور و درجه پنجم مینور است؛ یعنی آکوردهایی که نت تغییر یافته (هفتم بمل شده) در آنها بروز پیدا می‌کند. با در نظر گرفتن این چهار آکورد می‌توان توالی‌ آکوردهای زیر را (به عنوان نمونه) ساخت:
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

در پی این تعریف، نمونه‌ی دیگری و این بار از قلم «ساسان فاطمی» با عنوان «شوق شنیدن موسیقی قدیم: نگاهی به آلبوم شوق‌نامه» در فصلنامه ماهور شماره‌ی ۵۳ خوانده شد: «مثلا دور ایقاعی کار عجم (بتی دارم) هم از سوی رئوف یکتا […] مخمس دانسته شده و هم در همه‌ی نسخه‌های موجود در سایت‌های نامبرده مخمس معرفی شده است. صبحی ازگی […] نیز آن را با دور مخمس ثبت کرده است […] با این حال، کتابچه‌ی آلبوم به ما نمی‌گوید به چه علت این اثر با دور خفیف اجرا شده و چه نسخه‌ای مبنای چنین تصمیمی بوده است.» (ص ۲۱۷)
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (X)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (X)

سازندگان ویلن در مورد طراحی دریچه های صوتی ff و باس بار و سازندگان گیتار در رابطه با طراحی خرک و مقاوم سازی کلافها کمی آزادی عمل دارند. کوک کردن صفحات ویلن بسیار متداول است که در ادامه مطالبی در مورد آن خواهیم داشت. خطوط نودال موجود در ۵ صفحه رو با تمام جزئیات مورد بررسی قرار گرفت که شما می توانید نتایج آن را در جدول ۴-۱ و تصویر ۱۸-۱ ملاحظه کنید. از این تصاویر در می یابیم که در تمام صفحات خطوط نودال مربوط به رزونانس دوم و پنجم همدیگر را در جاهای مشخص قطع می کنند که وجود دریچه های صوتی ff و باس بار جای این نقاط مشابه را تغییر نمی دهد. در مورد ۵ صفحه زیر هم بدین صورت می باشد.
برامس موسیقیدان فروتن (II)

برامس موسیقیدان فروتن (II)

در فروتنی برامس همین بس که روزی در جمع بسیاری از هنرمندان گفته بود “اگر من می توانستم قطعه ای مانند Hebrides Overture تصنیف کنم حاضر بودن همه کارهایم را در ازای آن بدهم”. (هبریدیز جزایری است در اسکاتلند و قطعه فوق کاری است از مندلسن).
اسماعیلوویچ، منادی صلح (II)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (II)

* “جان مک کاچن” (۶) چهارده سال پس از پایان جنگ بوسنی در سال ۲۰۰۹ ودر آلبوم “Untold” آهنگی به نام ” خیابان هایِ سارایوو” را به افتخار اسماعیلوویچ اجرا کرد. * “الیزابت ولبرن” (Elizabeth Wellburn) نویسنده ی کانادایی در سال ۱۹۹۸ بر اساس زندگی اسماعیلوویچ و با اضافه کردن شخصیت یک پسر بچه به…
ادامهٔ مطلب »
رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

چراکه در حقیقت ما نت های مختلف داریم که می مانند و بر روی آن نت ها موتیف های دیگری می آیند و در حقیقت تعادلی که بین این قسمت های مختلف صوتی باید رعایت شود مشکل است و این کار نوازنده را مشکل می کند، به خصوص که بسیاری از این نت ها را باید با پدال سوستنوتو که پدالی است در وسط پیانو رویال، پیانوهای گراند، این پدال که پدال خاصی است که در قرن بیستم روی پیانو اضافه شده، برای این تکنیک موسیقی خاص.