موسیقی و ایدئولوژی (I)

بحث در مورد موسیقی و خصوصیات ذاتی آن امری است مشکل. این موضوع را میتوان دلیل دو بعدی بودن موسیقی دانست؛ یعنی موسیقی از جهتی متاثر از اندیشه و عواطف بشری و نشات گرفته از یکسری فعل و انفعالات ذهنی است و از جهتی دارای قواعد و اصولی است که با معیارهای مادی و حقیقی تا حدی قابل تجزیه و تحلیل و ارزیابی میباشد.

معمولا” مباحثی که پیرامون موسیقی مطرح شده، تا کنون از جانب افرادی بوده که تنها به یکی از این دو بعد احاطه داشته اند. یعنی گاهی فلاسفه از دیدگاه روانی و فلسفی به موسیقی پرداخته اند، بدون توجه به اصول فنی موسیقی و گاهی نیز موسیقیدانان در مورد موسیقی بحث کرده اند، بدون لحاظ عنصر روانی موسیقی، در نتیجه این موضوع باعث شده که تا امروز نیز موسیقی جزو فنون یا شاید بتوان گفت علوم تا حدی ناشناخته بشری قلمداد شود. دیگر اینکه نتوان راجع به موسیقی موضعی واحد گرفت و تاثیرات مادی و معنوی آنرا به خوبی شناخت. در این بین نیز عده ای از روی عناد به کلی موسیقی را عامل انحراف اخلاقی و پیشرفت بشری و عده ای دیگر موسیقی را ضامن بقای فرهنگ و اصالتهای انسانی میدانند.

در این بحث سعی شده در حد امکان موسیقی از هر دو زاویه بررسی شود تا موارد اصلی کاربرد آن را بتوان معین کرد.

از آنچه که تا کنون راجع به موسیقی و تاثیر آن بحث شده میتوان به این نتیجه رسید که موسیقی اساسا” نمیتواند هیچگونه واقعیتی را در ذهن انسان نمودار کند. زیرا آنچه که از موسیقی در ذهن منعکس میشود، شکل خاص و عینی نیست،بلکه توجیه کننده نوعی از ادراک است بسوی چیزی که واقعیت ملموس ندارد. به دیگر سخن، نغمات موسیقی در ذهن تجسم کننده احساساتی است خالص ولی فاقد عینیت. توضیح آنکه علم و معرفت حقیقی نسبت به امری مستلزم حصول شکل یا صورتی است از آن امر در ذهن؛ در غیر این صورت انسان نسبت به آن امر نمیتواند هیچگونه معرفت حقیقی پیدا کند.

این به واقعیت نرساندن موسیقی را برخی علما اختلال در حس واقع یابی انسان میدانند. یعنی انسان اساسا” به دنبال کشف واقعیات اطراف زندگی خود است و پیوسته در پی راهی است که بتواند با فعالیت ذهنی خود مجهولات را به معلومات تبدیل کند. حال آیا موسیقی در ذهن باعث مختل کردن این حس میگردد؟

به عقیده برخی، شنوندگان موسیقی به طور ناخودآگاه با یقین به عدم محتوای واقعی و عینی در موسیقی، توقع رسیدن به واقعیت را توسط موسیقی ندارند. ولی برخی نیز به این عقیده اند که انسان حتی با در نظر گرفتن این طرز فکر قبلی از شنیدن موسیقی، به طور غیر ارادی تحت تاثیر این واقعیت معدوم شده قرار میگیرد که خود باعث میشود ارزش و اعتبار ادراک واقعی و حقیقی به مرور زمان کم رنگ شود؛ یعنی اینکه عادت به موسیقی موجب استفاده از آن به عنوان راهی برای فرار از مواجهه با واقعیات زندگی با تمام سختی ها و نا ملایمات آن میشود، که در نتیجه باعث میشود رشد شخصیتی انسان که در گرو حل مشکلات و فائق آمدن بر آنها است و نیز در گرو تحمل شدائد روزگار میباشد، دچار نوعی اختلال گردد.

با این حال لذت شنیدن موسیقی به نظر میرسد به دلیل پوشش و ابزار عاطفی آن است که برای بیان مفهومی تجریدی به کار میرود. به دیگر سخن موسیقی ابزاری است با پوششی عاطفی برای فرار از واقعیت، یعنی فرار از هوشیاری و اختیار.

حال موسیقی چیست؟ تا به امروز تعریفی جامع و مانع از موسیقی ارائه نشده و هرکس بنا به مهارتهایی که داشته و از زاویه ای که به موسیقی نگاه میکرده تعریفی ارئه نموده است. دشواری تعریفی جامع و مورد قبول همه معلول سه علت میتواند باشد.

اول اینکه موسیقی به دلیل تجریدی بودنش قابل تعریف با ارکان و اجزاء تعاریف معمولی در علوم عینی و تحقیقی نمی باشد. دیگر اینکه اختلاف در فرهنگها و اقوام موجب برداشت ها و تعاریف متفاوتی از موسیقی شده و شاید بتوان گفت این اختلافات قومی باعث تفاوت در موارد استفاده از موسیقی شده، یعنی برخی اقوام، موسیقی را صرفا” در جهت شادی و نشاط روحی مورد استفاده قرار میدهند و برخی نیز خواص درمانی و افزایش راندمان کاری موسیقی را در اولویت قرار میدهند و غیره. دلیل سوم نیز برمیگردد به اینکه هر یک از افراد با توجه به وضعیت خاص روحی و روانی تاثیرات مختلفی از موسیقی میگیرند که دلیل اخیر در راستای دلیل دوم باید مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر نوع تاثیر از موسیقی براساس وضعیت روحی و روانی افراد را می توان معلول شرایط محیطی و اجتماعی و نیز عوامل فرهنگی دانست.

موسیقی شناسی فمنیستی (II)

تنوع دیدگاه های متوجه به آزادی زنان چندان است که باید از انواع فمینیسم یاد کرد. کسی که صرفا به ضرورت برابری حقوقی زنان و مردان باور دارد فمینیست است؛ کسیکه این برابری را به شرطی ممکن می داند که نخست برای برابری امکانات زندگی اجتماعی (امکانات مادی و معنوی مساوی در آموزش و شغل و در کردارهای زندگی و گزینش آزادانه) مبارزه شود نیز فمینیست است؛ کسی که بنیاد استثمار از زن را در نظام سرمایه داری می داند و مبارزه برای آزادی زن را به مبارزه علیه سرمایه داری پیوند می زند چون اصل ستمدیدگی زنان و ضرورت خلاصی از آن را می پذیرد به معنایی خاص فمینیست است؛ کسی که بنیاد فرودستی زنان را در فرهنگ مردسالار و در پدرسالاری می داند و برای از بین بردن این فرهنگ می کوشد فمینیست است؛ و سرانجام کسی که مردان را بنا به ماهیت شان ظالم و استثمارگر می شناسد و دوری زنان از جهان مردانه را توصیه می کند نیز فمینیست است.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

از روزهای گذشته…

در آمدی بر تدوین فهرست جامع<br> آثار روح الله خالقی(III)

در آمدی بر تدوین فهرست جامع
آثار روح الله خالقی(III)

آنچه که به نام اصلاح موسیقی، از دی ماه ۱۳۳۳ آغاز و در مرداد ۱۳۳۴ بدون ثمر خاتمه یافت، از دردهایی بودند که او میخواست بعدها در سومین جلد اثرش شرح دهد، گرچه مشتی بود نمونه خروار؛ ولی اجل مهلتش نداد.
ارکستر NBC قسمت اول

ارکستر NBC قسمت اول

ارکستر سمفونیک NBC، ارکستر رادیویی که توسط دیوید سارنوف (David Sarnoff) از شرکت پخش رادیویی ملی، به ویژه برای رهبر بزرگ ایتالیایی، آرتور توسکانینی، به وجود آمد. ارکستر NBCهر هفته به رهبری توسکانینی و یا رهبران دیگر به اجرا در رادیو می پرداخت که از نوامبر ۱۹۳۷ تا ۱۹۵۴ از آنجا به عنوان مکان اصلی اجراهای ارکستر استفاده می شد. تام لویز در مجله آمریکایی تاریخ، درباره برنامه های فرهنگی و اصالت ارکستر سمفونیک NBC چنین گفته: “دیوید سارنوف، رئیس شرکت ضبط RCA، شخصی که “جعبه موسیقی رادیو” را در سال ۱۹۱۶ پیشنهاد داد با این بینش که شنوندگان رادیو ممکن است از “کنسرت، سخنرانی، موسیقی، رسیتال” لذت ببرند، اما پیشنهاد وی رد شد!
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

ساختمان این ساز که همانند تار است، یک پارچه از چوب است، دارای چهار رشته سیم از جنس «زه» و دو رشته سیم از جنس مس زرد است که این دو رشته اخیر به یکی از دو سوی دسته ساز نصب شده است؛ این ساز را با یک قطعه مس کوچک که به آن «مضراب» می گویند، می نوازند؛ در ایران دیگر متداول نیست، ولی در سمرقند و بخارا نواختن آن معمول است.
صبای آموزگار (III)

صبای آموزگار (III)

شاید مهمترین اتفاقی که زندگی صبا را به سمت و سوئی تازه برد و سبب خلق چند اثر ماندگار در موسیقی ایرانی شد، صدور حکمی از سوی استاد وزیری و انتصاب ابوالحسن صبا به سمت ریاست مدرسه ی موسیقی رشت در سال ۱۳۰۶ بود. صبای بیست و پنج ساله با کوله باری غنی از آموزه های موسیقی کلاسیک ایرانی و غربی طی دو سال سکونت در رشت پژوهشی جامع را در خصوص موسیقی محلی این خطه از کشور دستور کار خود قرار داد و نتیجه ی این تلاشها ثبت و باز آفرینی چند قطعه موسیقی بود که “زرد ملیجه” یکی از آن قطعات است. آب و هوای نمناک رشت صبا را به شدت بیمار کرد و همین امر سبب شد که به زادگاهش تهران باز گردد و مهمترین کار زندگی اش را که تدریس موسیقی بود به طور جدی آغاز کند.
از تهران تا وین

از تهران تا وین

پرداختن به زندگی و فعالیت های اخیر موسیقیدانان ایرانی که در خارج از کشور فعالیت می کنند، هم از لحاظ خبری جذاب است و هم نشانی برای افتخار کردن به هویت این مرز و بوم. تا زمانی که علاقه مندان موسیقی و کارشناسان آثار این افراد را در داخل نشنیده باشند نمی شود درباره آنها به درستی سخن گفت و حتی گاهی نیز به دلیل کمبود منابع خبری ممکن است سوژه ای بیش از آنچه ارزش دارد مورد توجه قرار گیرد.
آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتاب‌های آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمه‌نگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصل‌تر و کامل‌تر است. وی آن را به صورت مقاله‌ای در مورد رسم‌الخط در نغمه‌نگاری آثار سنتور درآورده که خلاصه‌ای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمه‌ی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتاب‌های مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمه‌نگاری دیگران نمی‌یابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (II)

برخی مسائل تاریخ‌نگاری موسیقی (و همچنین تاریخ هنر) با تاریخ عمومی یکی هستند و برخی نیز متفاوت. تاریخ هنر از لحاظ روش‌ها و قلمروهایی که بر آن‌ها تمرکز دارد شبیه تاریخ عمومی است؛ در این‌جا هم محک زدن منابع، روایت تاریخی، تغییرات و علیت‌ها، زندگی‌نامه و دوره‌بندی (۲) تاریخی رواج دارد، اما بین تلقی مدرن از تاریخ هنر و تاریخ عمومی یک تفاوت عمده هست و آن هم این که موضوع کار در این جا بیشتر اثر هنری است تا هر چیز دیگری.
موسیقی و گردشگری (II)

موسیقی و گردشگری (II)

تا اینجا بحث بر سر رونق اوضاع موسیقی و جلب مخاطب داخلی بود و از گردشگر خارجی صحبتی نشد! تا همینجا حتما متوجه شدید که ماجرای موسیقی و گردشگر خارجی در ایران مانند همان داستان ملی پوشمان است که به کاپیتان گفته شد به جای مهاجم خارجی او را جمع کنند!
یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.