منبری: نقد موسیقی بستر اجتماعی می خواهد

جمال الدین منبری
جمال الدین منبری
۱۷ آبان ماه دومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی در خانه هنرمندان برگزار می شود. در این رابطه با جمال الدین منبری آهنگساز و خواننده موسیقی ایرانی گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

تاثیر اینترنت در نقد موسیقی را چگونه می بینید؟
بدیهی است اینترنت و تکنولوژی امروز بسیار برای تمام علوم و هنرها مفید و موثر بوده و هست. اما وقتی میگوییم هنر و وقتی به صورت تخصصی سخن از موسیقی میگوییم، گذشته از بحث های علمی و فنی داریم از عواطف و احساسات هم حرف میزنیم که این ویژگی در هنر موسیقی، اینترنتی و تکنولوژی بردار نیست!

هرچند می شود اینگونه در نظر گرفت که یک نشریه (مثلا) به نقد پرداخته، ولی من خیلی با نقد اینترنتی میانه ای ندارم، شاید چون در ایران این سیستم هنوز خیلی جا نیفتاده است؛ اینگونه می اندیشم.

اما در اینکه این تکنولوژی میتواند به زودی جایگزین بسیار خوبی برای نشریات {کاغذی} جهت نقد باشد شکی ندارم.

وضعیت نقد موسیقی را در حال حاضر چگونه می بینید؟
باید عرض کنم که اصولا نقد زمانی میتواند تاثیرات خود را نشان دهد که اصل موضوع مورد نقد که در اینجا موسیقی میباشد، بطور جدی و اصولی دارای شخصیت و جایگاه ویژه خود باشد.

در شرایط کنونی وارد شدن به بحث نقد مثل این می ماند که فردی گرسنه را که در حال تلف شدن میباشد و معده و روده اش آمادگی غذای سخت هضم را ندارد، به جای اینکه کم کم با خوراکی های سبک تر و سهل هضم تر معده اش را آماده کنیم و با کمی نان و غذای سبک و کمی آب از تلف شدن نجاتش دهیم، یک مرتبه غذایی سنگین و نوشابه و دسر و غیره… بدتر باعث پریشان شدن وضعیت جسمانی و حال شخص گرسنه که مدتهاست غذایی نخورده بشویم.

در جامعه فعلی ما که هنوز موسیقی به عنوان یک مکتب و جایگاه فرهنگی موقعیت چندانی ندارد، فقط به نقد پرداختن کار چندان جالبی نیست.

گذشته از این، نقد کردن در جامعه ما اینگونه تصور میشود که باید یکدیگر را بکوبیم و سرزنش کنیم و حتی بد و بیراه به هم بگوییم یا دشمن تراشی کنیم و… چراکه فضای نقد و یا انتقاد گاهی مغرضانه میشود. البته جلسات نقدی هم داشتیم که نسبتا خوب برگزار شده و طرفین پذیرای نظرات یکدیگر بوده اند، این قابل انکار نیست؛ ولی شرایط عمومی نقد آنگونه است که نباید باشد.

به نظر شما موسیقی در سال گذشته در اینترنت رشد داشته؟
باید عرض کنم که بله موسیقی در فضای مجازی بسیار رشد خوبی داشته و کمک های موثری نیز در جامعه (شاید به طورخاص) کرده است.

برگزاری مسابقه در زمینه مقالات موسیقی و خبر می تواند تاثیر مثبتی داشته باشد؟
اصولا ایجاد رقابت به فضای رشد و توسعه موسیقی بسیار میتواند کمک نماید. برگزاری مسابقات و خبرسازی به توجه عموم می انجامد و طبعا جوانها را به سوی کار جدی و درست سوق می دهد که این امر به مرور موجب رشد و شکوفایی موسیقی در عرصه های مختلف میشود. این موضوع از جمله عوامل کارساز و موثر در رشد و تعالی موسیقی میباشد.

***

جمال الدین منبری متولد ۱۳۳۹ در تهران از مادری اهل تهران و پدری اهل تفرش زاده شده است. وی به موسیقی از دوران کودکی عشق و علاقه فراوان داشته و قبل از اتمام تحصیلات دبیرستانی واخذ دیپلم از سال ۱۳۵۵ توسط دوستانش با هنرستان موسیقی و استادان آن آشنا شده و آموزش جدی را همزمان از مبانی و مقدمات تئوریک موسیقی شروع مینماید. در ارتباط او با موسیقی محمد حیدری آهنگساز و نوازنده سنتور که او نیز مدرس هنرستان ملی بود و از بستگان مادرش بود تاثیر زیادی داشت.

پس از اخذ دیپلم بطور مستمر و با پشتکار فراوان به ادامه تحصیل در رشته موسیقی می پردازد. او در رشته های “آوازایرانی، سنتور، تمبک، آهنگسازی و همچنین سلفژ و نیز در زمینه موسیقی کلاسیک با مبانی، تاریخ و ساز پیانو برای کار آهنگسازی آشنایی شده و تحصیل نموده است. وی در طول سالهای فراگیری، موسیقی را در “مکتب موسیقی صبا”، دانشکده هنرهای زیبا، کانون فرهنگی هنری چاووش، موسسه جهاد دانشگاهی و همچنین در کلاسهای عمومی و خصوصی استادان بنام موسیقی کشور دنبال نموده است. معلمین و استادان مستقیم او آقایان: محمدرضاشجریان، مرحوم فرامرز پایور، رامبد صدیف، حسین دهلوی، علیرضامشایخی، محمدسریر، حسن ریاحی و محمداسماعیلی بوده اند. البته او در زمان حیات استاد احمد عبادی و استاد محمود کریمی از محضرآنان بهره هایی در حوزه موسیقی ایرانی ببرده است.

منبری در زمینه تدریس نیز سوابق طولانی در کارنامه هنری خود دارد. تدریس او در کانونها و آموزشگاههای معتبر موسیقی، هنرستان موسیقی دختران تهران، موسسه دانشگاهی رسام هنر (جهاد دانشگاهی)، کارگاههای آموزشی در بعضی شهرستانها، مرکز آموزش فرهنگ و هنر واحد ۴ تهران، مرکز آموزش حین خدمت فرهنگیان (دارالفنون و شهید رجایی)، کلاسهای عمومی و تخصصی موسیقی برای تهیه کنندگان رادیو، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد و… سخنرانیهای عمومی و تخصصی در برنامه های فرهنگی و هنری داخل و خارج از کشور و نیز گفتگوهای گوناگون رادیو تلویزیونی و مطبوعاتی را در رزومه خود دارد.

از منبری آثار گوناگون در آهنگسازی و خوانندگی رادیو تلویزیون و وزارت فرهنگ و ارشاد به صورت کنسرت و آلبوم موجود است. بعضی از تنظیم ها و آهنگسازی های منبری با صدای خود او و نیز خوانندگان دیگری مانند، سراج، معتمدی و اشرفی به ضبط رسیده است.

او همچنین کنسرتهای متعددی در داخل و خارج از کشور داشته که میتوان به اجراهای او با ارکسترسمفونیک تهران و صداوسیما با رهبری هنرمندانی همچون: مرحوم فریدون ناصری، محمد بیگلری پور، نادر مرتضی پور، منوچهر صهبایی و ارکستر بزرگ مضرابی به رهبری حسین دهلوی، ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی و ارکسترهای دیگری در قالب موسیقی دستگاهی ایرانی با همکاری هنرمندانی همچون سعید ثابت و مهرداد دلنوازی اشاره داشت.

آخرین مدرک او بعد از کارشناسی موسیقی، درجه دو هنری ارزشیابی هنرمندان (معادل فوق لیسانس) میباشد. از سوابق دیگر منبری می توان به مدیریت ارکسترهای صدا و سیما، مدیریت تولید و مدیریت آموزش و پژوهش در رادیو تلویزیون یاد کرد. او در حال حاضر به عنوان کارشناس ارشد، مدرس موسیقی، آهنگساز، نوازنده و خواننده مشغول فعالیتهایی میباشد، همچنین وی یکی از متولیان انجمن آهنگسازان و خوانندگان جوان در صداوسیما از سال ۱۳۷۵ تا ۷۸ میباشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد

با اعلام شرایط ثبت نام شرکت کنندگان فراخوان چهارمین جشنواره و جایزه«نوای خرّم» منتشر شد دبیرخانه چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم) فراخوان نحوه حضور هنرمندان و گروه های متقاضی شرکت در این رویداد موسیقایی را منتشر کرد. به گزارش امور رسانه ای چهارمین جشنواره و جایزه همایون خرم (نوای خرّم)، دبیرخانه چهارمین…
ادامهٔ مطلب »

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VII)

تقریبا همیشه! ولی متخصص ها هم سطح بندی دارند، اینطور نیست که کسی که متخصص شد در تمام زمینه ها سرآمد باشد، غیر از این مورد، در عرصه هنر ممکن است یک هنرمند خلاق بعد از مدتی افت کند، نمونه هایش را در موسیقی ایرانی زیاد دیده اید. پس نمی توانیم بگوییم متخصصان همیشه در کمال هستند، هر چند کمتر از غیر متخصصی اثر قابل توجهی می بینیم یا می شنویم.

از روزهای گذشته…

گاه های گمشده (VI)

گاه های گمشده (VI)

در مورد افتادگی و سقوط تدریجی در درآمد ماهور (که به عنوان برداشت نیز شناخته می شود) باید گفت که این سقوط تدریجی که با یک الگوی تقریبا ثابت اجرا می شود، به شکل موثری شروع دستگاه ماهور را برای گوش تداعی می کند. مرتضی حنانه این سقوط را به عنوان «انگاره ماهور» معرفی کرده است. این انگاره به شکل زیر می باشد.
موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

موسیقی ایرانی و واکنش غیرایرانیان در گفتگو با ایمان وزیری

ایمان وزیری (تکنواز تار و آهنگساز)‌ به تازگی همراه با فرزانه ابراهیمی (آواز) در موزه تروپن در آمستردام کنسرتی داشت. به همین بهانه، در زمینه‌های گوناگون با او گفتگویی خودمانی کردیم:
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)

قسمت سوم “سرود گل” است؛ یکی از مشهورترین ساخته های حسین دهلوی که با توجه به زیبایی و در عین حال ساده بودن تکنیکی آن، بسیار مورد توجه ارکسترهای تلفیقی سازهای غربی و ایرانی است (که با نام ارکستر ملی مشهورند). هرچند وجود قسمتهای کششی زیاد در این اثر، لطف آن را در اجرا با ارکستر مضرابی کم کرده و مخصوصا صدابرداری نامناسب این کنسرت هم به بدتر شنیده شدن این اثر زیبا افزوده است.
سارا وائوگن (II)

سارا وائوگن (II)

تردول شخصی را استخدام کرد تا مسئول سفرها و نیازهای وائوگن باشد. رابطه وائوگن با ضبط کلومبیا تا حدی خدشه دار شد، وی از استفاده تبلیغاتی آنان راضی نبود. گروه کوچکی که برای ضبط در سال ۱۹۵۰ به همراه مایلز دیویس (Miles Davis) و بنی گرین (Benny Green) تشکیل داد، در میان دیگر گروهها بهترین بود. در سال ۱۹۵۳ تردول باعث بسته شدن قرار داد فوق العاده ای بین وائوگن و کمپانی ضبط بسیار معروف مرکوری (Mercury Records) شد.
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت اول

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال ، قسمت اول

شاهین مهاجری دوست خوب و جدید سایت گفتگوی هارمونیک یکی از مقاله های بسیار جالب خود که قبلا” در مجله هنر موسیقی نیز بچاپ رسیده است را برای ما ارسال داشته اند که ضمن تشکر از ایشان، توجه شما را به قسمت اول آن جلب می کنیم. در این قسمت شما با انسان نئاندرتال و شیوه زندگی آن آشنا می شوید و در قسمت دوم با جایگاه هنر و موسیقی در زندگی آنها.
تقلای یافتن راهی نو (III)

تقلای یافتن راهی نو (III)

در آلبوم “سخنی نیست” هم‌گاه با این مساله طرفیم. برای مثال، در خود قطعهٔ “سخنی نیست”، بر روی “پشت درهای فرو بسته، شب از دشنه و دشمن پر”، این اتفاق رخ می‌دهد که البته به دلیل خصوصیات فضاسازانه‌اش در تناسب با تصویر شعری و هم چنین حل شدن‌اش در ریتم روانی که پیش از آن جریان داشته، نمی‌توان آن را نقطهٔ ضعف دانست؛ با این حال، این مساله در دیگر قطعات این آلبوم به چشم می‌خورد، به خصوص در قطعهٔ “آنکه مست…” (یا در خارج از این آلبوم، قطعهٔ “بزم تو” و بر روی مصرع “غمِ شب‌های جدایی”) که بر روی غزلی با ابیات هم وزن و قرینه، ایجاد تنوع در شکل ریتمیک جملات با کلام دشوار‌تر است و در نتیجه خطر ایجاد این تنوع‌های تحمیلی بیشتر.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
اکسیژن

اکسیژن

ژان میشل ژار در سال ۱۹۷۲ در حال تجربه در زمینه های مختلف ساخت موسیقی بود و در این بین با فرانسیس دریفوس (Francis Dreyfus) موسس کمپانی ضبط صفحه دریفوس جاز آشنا شد و به ضبط تعدادی از آثار خود پرداخت که مجموعه آنها در یک آلبوم به نام “Deserted Palace” منتشر شد و اولین آلبوم موسیقی تجربی او محسوب میشد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

در مورد دوره‌ی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایش‌های دایره‌المعارفی در سده‌های نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانش‌هایی می‌دانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخ‌نگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
گفتگو با جیمز دپریست (III)

گفتگو با جیمز دپریست (III)

فکر می کنم جواب دادن به این سئوال برای بسیاری سخت باشد. برای من به عنوان رهبر ارکستر، قطعه موسیقی عالی، قطعه ای است که هیچگاه نمیرد و آنقدر توانا باشد که همیشه شما را قانع کند تا باز آن را بارها و بارها اجرا کنید. این همان قطعه ای است که می تواند توسط اجرا کنندگان گوناگونی کار شود. به یاد می آورم زمانی که به همراه فیلارمونیک اسرائیل بودم، روش آنان این است که یک برنامه را حداقل ۹ بار تکرار کنند، ۶ بار در تلاویو و ۳ بار در هایفا و احتمالا ۱ بار در اُرشلیم! خب شما بهتر است که آن کار را دوست داشته باشید، چرا که مجبور هستید چندین روز متوالی آن قطعات را تکرار کنید! به یاد می آورم که سمفونی شش بتهوون را در یک کنسرت اجرا کردم و همچنین کنسرتوی بلا بارتوک (Bela Bartok) و راخمانینوف (Rachmaninoff)! هر چقدر قطعه موسیقی بهتر باشد به دفعات بیشتری می تواند اجرا شود.