آفاق” را گردیده ام …

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق”.

هفته گذشته در روزهای پنجم و ششم آذرماه گروه “آفاق” به سرپرستی محمد آذری به اجرای برنامه در تالار وحدت تهران پرداخت. قرار بود در این برنامه از جناب استاد حسن ناهید نوازنده چیره دست نی تقدیر به عمل آید و از مرحوم سیاوش زندگانی نوازنده ویلن نیز یاد و خاطره ای زنده گردد.

در آخرین روز این برنامه (جمعه شب) برنامه با کمی تاخیر آغاز و در قسمت اول دوئت فلوت و پیانو اثر سرگئی رخمانینف (op.34.9.14 Vocalise ) اجرا شد. نوازندگی پیانوی این برنامه برعهده علی حنانه فرزند مرحوم مرتضی حنانه و نوازندگی فلوت نیز بعهده آرمین قیطاسی بود. بعد از اجرای این قطعه قطعه ای نیز از ساخته های مرتضی حنانه اجرا گردید (op.14 بزرگداشت فردوسی). در قسمت دوم گروه “آفاق” به اجرای برنامه پرداخت. این گروه ابتدا مقدمه ای از ساخته های محمد آذری را اجرا، که با ریتمی کند و تقریبا” فاقد ملودی زیبا و غنی! فضای خسته کننده ای را در سالن ایجاد کرد. بعد از مقدمه نوبت به ساز و آواز دشتی رسید.

آواز این گروه را غلامرضا رضایی عهده دار بود و جواب آواز نیز به عهده سه تاری بود که در مقدمه هیچ رنگی به ارکستر نبخشیده بود! ( همانند سازهایی مثل سنتور باس و نی ). سپس تصنیفی مجددا” از ساخته های محمد آذری اجرا شد که چیزی کمتر از مقدمه نداشت! بعلاوه آوازی که هیچکدام از کلمات آن قابل فهم نبودند، جالب اینجاست که خواننده این گروه دوره های پیوند شعر و موسیقی را در محضر اساتیدی چون حسین دهلوی و حسین عمومی گذرانده است که با این سابقه درخشان ای نوع ادای کلمات از ایشان بعید بنظر می رسید.

… خلاصه تمام قطعاتی که بعدا” اجرا شد طبق همین منوال ملال آور بودند. از این مسئله هم بگذریم که تقریبا” چهل درصد اجرای برنامه مبتنی بر بداهه نوازی …!؟ اعضای گروه بود. تنها نکته قابل توجه در این برنامه همنوازی و تکنوازی سازهای کوبه ای (دف و تنبک) بود که برخلاف سایر قطعات شور خاصی به بینندگان بخشید؛ البته این از خلاقیت فردی آنها نشات می گرفت و ارتباطی با کار گروهی آنها نداشت! در نهایت بسیاری از حضار که به عشق دیدار استاد ناهید به آن برنامه آمده بودند با شنیدن خبر عدم حضور ایشان! ( با وجود اینکه مسئولین برگزاری مراسم میدانستند که آقای ناهید به دلیل سفر به خارج از کشور در آن برنامه حضور نخواهد داشت ولی این قضیه را به اطلاع مردم نرساندند) با عصبانیت سالن را ترک کردند که باعث ایجاد مسایلی حاشیه ای شد و …

این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!
حال هدف بنده از ارائه گزارش نگرانی از وضعیت فعلی موسیقیست. علیرغم تلاشی که در راه حفظ اصالتهای هنری می شود، اجرای این قطعات سطحی با وجود تمام تبلیغات به نفع سازندگان این آهنگها، نه تنها موجب پیشرفت موسیقی ما نمی شود بلکه باعث دلزدگی بیش از پیش مردم ما از موسیقی اصیل ایرانی می گردد. این جریان، از طرز فکری نشات گرفته که بسیاری از اساتید ما پشتیبان آن هستند یعنی عدم اجرای آثار گذشتگان و روی آوردن به خلق آثار جدید به هر طریقی که ممکن باشد!

نتیجه این جریان فکری از دو جهت قابل انتقاد است؛ اول فراموش شدن تدریجی آثار جاویدان موسیقی ما که همگی ریشه در فرهنگ ایرانی دارند و دوم، خلق آثار بی روح و سطحی توسط آهنگسازان و در نهایت عدم استقبال مردم از موسیقی ایرانی . ( شایان ذکر می باشد اکثریت قریب به اتفاق اعضای این گروهها دوره های آکادمیک نوازندگی و آهنگسازی را نزد بزرگترین اساتید موسیقی ایران گذرانده اند ولی مشکل از جای دیگر است!)

با وجود این چه ایرادی دارد آثاری که در گذشته اجرا شده وبسیاری از آنها یا با کیفیت نا مطلوب صدایی موجود است یا از بین رفته اند دوباره با کیفیت بهتر اجرا شوند؟ یا بسیاری از آثار قدما قابلیت ارکسترال شدن را دارند که فکری برای آنها نیز نشده است. این کار چند مزیت دارد اول اینکه آثاری که درگذشته ساخته ولی همان یکبار اجرا شده اگر دیگر اجرا نشود هرچقدر هم کار زیبا و اصیل باشد به مرور فراموش خواهد شد؛ دوم اینکه مردم از شنیدن نواهای قدیمی و آشنا بیشتر لذت می برند تا قطعاتی که برای اولین بار می شنوند ( چون مسلما در اولین مواجهه، انسان نسبت به ساختار اینگونه قطعات هنوز تسلط فکری ندارد) مگر در شرایطی بسیار استثنایی. سوم اینکه امروزه این طرز فکر موجب می شود بسیاری از نوازندگان جوانی که علاقه به تشکیل گروههای موسیقی دارند از ترس اینکه مبادا اجرای قطعات اصطلاحا ” تکراری” توسط آنها موجب انتقاد گسترده پیروان این مکتب گردد، از تشکیل گروه صرفنظر کرده و هنر و شور جوانی خود را در جعبه سازهایشان مدفون کردند ( تنها به دلیل اینکه نمی توانند قطعاتی ماندگار و زیبا خلق کنند و از ساختن قطعات بی مایه نیز اجتناب می کنند… که البته در آینده بیشتر به این موضوع می پردازیم)

درپایان جا دارد یادی از آهنگها و نغمه های بی بدیل اساتید بزرگ موسیقی چون:غلامحسین درویش ، علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، روح ا… خالقی، فرامرز پایور، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، پرویز مشکاتیان و … نیز تکنوازیهای سحرانگیز جلیل شهناز، حسن کسائی، احمد عبادی … داشته باشیم؛ آفاق را گردیده ام … اما تو چیز دیگری!

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

نگاهی دیگر به موسیقی پاپ جهان

موسیقی پاپ ژانری از موسیقی مردمی یا عامه پسند است که با موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکورتفاوت دارد. در حقیقت این واژه بیانگر مشخصه هایی چون سبک خوانندگی سرشار از احساسات، ترانه هایی عموما با مضامین عاطفی، ریتم های ضربی، ملودی های پیش پاافتاده، هارمونی های آسان و ساختاری تکراری است، به گونه ای که مردم عادی به راحتی آن را درک و ارتباط لازم را با آن برقرار می نمایند.
رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

رمضان: استاد به اندازه کافی نداریم

میدانید، نوازندگی پیانو، حرفه پر از فراز و نشیبی است. امروز میتوانم بگویم نحوه تدریس من حاصل تمام آموخته ها و تجربیاتم در این فراز و نشیب ها و نهایتا زندگی هنریم است. حاصل تعلیماتی است که به طور کلی چه در ایران چه در اروپا از استادانم گرفته ام و تجربیاتی که با اجرا در کنسرتهایم داشته و دارم.
رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

رسول صادقی: تمامی دستاوردها را در اختیار همه قرار داده ام

در فلوت برنجی، به راحتی می شود سری فلوت را با سری نی جابجا کرد و یک فلوت خاص موسیقی ایرانی با فواصل موسیقایی ایرانی در اختیار داشت که تمامی رجیستر های صدایی نی را در اختیار دارد و حتی در پس غیث بهتر از نی عمل می کند البته اتصال سری فلوت به نی برنجی هم قوانینی دارد که بایستی رعایت شود و محل دمیدن آن دقیقا از لبه نی هست و نی از بالا حدود دو سانت افزایش یافته و بسته می شود و گره اول نی بزرگتر و ملایم تر گرفته می شود، همچنین فوتکی برای نی طراحی کرده بودم که صداهای اوج و غیث با آن به راحتی و مانند نی لبک قابل اجرا بود و می شود در آموزش نی برای کودکان نیز از آن بهره برد.
ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی، پیانیست دیپلمات

ایگناسی یان پدروسکی (Ignacy Jan Paderewski) پیانیست، آهنگساز لهستانی بود که علاوه بر فعالیت های هنری و موسیقایی‌ سیاستمدار و سخنگوی جنبش استقلال طلبی لهستان بود. او در روز هجدهم نوامبر سال ۱۸۶۰ میلادی به دنیا آمد. پدروسکی یکی از موزیسن های محبوب و شناخته شده در سراسر دنیا بود. شهرت پدروسکی در دنیای موسیقی، راهگشای حضور او در دنیای دیپلماسی و رسانه بود. او در سال ۱۹۱۹،‌ نخست وزیر و وزیر امور خارجه لهستان شد و در همال سال نیز به عنوان نماینده لهستان در کنفرانس صلح پاریس شرکت کرد.
کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

کنسرت گروه مهر وطن در بانکوک

گروه مهر وطن که سابقه دعوت به برخی کشورهای جهان از جمله آرژانتین، لیتوانی، ارمنستان، کره جنوبی و تایلند را دارد، با توجه به پذیرفته شدن در مسابقات جهانی کرال کره جنوبی ۲۰۱۱ و برای کسب آمادگی بیشتر برای این مهم، اقدام به برگزاری کنسرت ملی میهنی خود به سبک کرال آکاپلا در بانکوک خواهد نمود تا گوشه ای از فرهنگ غنی ایران را به جهانیان بنمایاند.
شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

سرانجام آخرین حلقه از پژوهشی که ربع قرن از عمر یک موسیقی‌دانِ پژوهشگر را به خود اختصاص داده بود کامل و به جهان موسیقی ارایه شد. داریوش طلایی با انتشار «تحلیل ردیف: براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی» (۱) سومین و به گمانی آخرین گامش را در راه کشف دستور زبان موسیقی دستگاهی (۲) برداشت. با این گام، تریلوژی/سه‌گانه‌ی او کامل شد. در گام نخست او با فهرست کردن، دسته‌بندی و تحلیل دانگ‌های مولد و سپس ترسیم نقشه‌ی مقام‌شناختی هر دستگاه در کتاب تئوری و مقاله‌ی تکمیلی‌اش زیرساخت‌های انتزاعی ردیف را تبیین کرد (طلایی ۱۳۷۲ و ۱۳۷۸).
گفتگو با ریچی (I)

گفتگو با ریچی (I)

هر آنچه که بزرگترین نوازندگان ویولون انجام داده اند را وی نیز به تنهایی به انجام رسانده است. نقد مجله نیویورک در (سال ۱۹۲۹ در زمینه اجراهای ریچی). از سن ۱۱ سالگی در دنیای موسیقی به عنوان کودک و اعجوبه نوازندگی ویولون مطرح شد! خودش اینگونه بیان میدارد که : وقتی که نه – ده سال سن داشتم به من میگفتند نابغه! او هم اکنون (هنگام مصاحبه ۲۰۰۷ ) ۸۹ سال سن دارد و بر روی صندلی آشپزخانه به همراه همسرش جولیا که کنار او نشسته است با ما آغاز به گفتگو میکند.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (III)

در مورد دوم – مقوله گفتمان – با وجود قسمت هایی که مطالب مورد نظر دقیق و کامل شرح داده شده اند؛ مانند تعریف جامع و کامل از «ردیف» اما در دیگر موارد، می بینیم که گفتمان عامیانه هم حضور دارد. واژه های فرنگیِ «مُد»، «مدال» و «رپرتوار» هم همچنان که واژه های «دانگ»، «مایه» و «مقام» در وجه عامیانه شان مورد استفاده هستند. برای تعریف مقام آمده است که:
هربرت فون کارایان

هربرت فون کارایان

زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.
روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

روش سوزوکی (قسمت سی ششم)

بعد ها در زمانی که مدرسه بازرگانی را می‌گذراندم، تعطیلات تابستان را در کارگاه کار می‌کردم، در آنجا همه فوت و فن ساخت ویولون را آموختم مثلاً بخش هایی که با ماشین انجام می‌شد و بخش هایی که با دست انجام می گرفت (مانند لاک زدن و جلا زدن) تا اینکه مراحل ساختن ساز تمام و کمال به آخر می رسید و از همه مهم تر خوشحالی غیر قابل وصفی بود که از این تلاش و جد و جهد بدست می‌آمد.