آلبوم فراموش شده پینک فلوید – ۲

پوستر مربوط به اجرای کنسرت در استادیوم المپیک مونترائل کانادا در 1977
پوستر مربوط به اجرای کنسرت در استادیوم المپیک مونترائل کانادا در 1977
ترک های ابتدایی و انتهایی آلبوم Animals با عنوان Pigs on the wing هر دو با فضایی عاشقانه برخلاف انتظاری که عمومآ از کارهای واترز می رود تهیه شده اند. بنظر می رسد که واترز این دو ترانه را برای همسر دوم خود – که در زمان تهیه آلبوم تا زه با او ازدواج کرده بود – تهیه کرده است.

کارولین کریستی (Carolyne Christie) قبلآ بعنوان منشی تهیه کننده با گروه پینک فلوید همکاری می کرد.

کارولین دقیقآ کسی بود که واترز به آن احتیاج داشت، شخصی که بتواند مکمل بدبینی های واترز به زندگی و دنیا باشد. پیتر جنر (Peter Jenner) یکی از مدیران و تولید کنندگان کارهای پینک فلوید (همکار اندرو کینگ) می گوید :

“راجر در بکاربردن لغات بسیار حرفه ای عمل می کرد، تنها راه غلبه بر استدلالهای منفی او توانایی زیاد در درک مفاهیم بود. متاسفانه سید (Syd Barrett) و سایر اعضای گروه چنین قدرتی را نداشتند. اما او – کارولین – دارای چنین قدرتی بود که بتواند در مقابل راجر بایستد.”

نا مانوس بودن این دو قطعه با فضای کلی آلبوم – چه از لحاظ معنی و چه از لحاظ موسیقی – به حدی است که بسیاری این عقیده را دارند که واترز برای آنکه مدت زمان اجرای آلبون به ۴۵ دقیقه برسد، این دو قطعه را در ابتدا و انتهای آلبوم گنجانده است.

این دو قطعه از آخرین کارهایی بود که واترز در یکی از جلسه های تمرینی آنها را چند ماه قبل از تهیه آلبوم ضبط کرده بود. اما کمی توجه به معنی شعر نشان می دهد که چگونه شریک زندگی جدید او بر افکارش تاثیر گذاشته است. این تاثیر بخوبی نشان می دهد که او در نهایت توانسته شخصی را پیدا کند که کمکی برای رهایی از افکار پریشان نسبت به زندگی باشد.

حتی اعضای گروه نیز متوجه تغییر رفتار واترز پس از ازدواج دوم شده بودند و معتقد بودند که نسبت به گذشته بسیار ساده تر می توان با او کار کرد.

گیتار این قطعه توسط واترز اجرا شده و خود او دو بار روی موسیقی ترانه خوانده است، گوش کنید :

audio.gif Pigs on the Wing , Part 1

Dogs
موسیقی ترک دوم با نام “سگها” کار مشترک واترز و گیلمور است و در اجرای این قطعه تمام اعضای گروه شامل راجر واترز، دیوید گیلمور، ریچارد رایت و نیک میسون حضور داشته اند. دیوید گیلمور نقش خواننده دوم و ریچارد رایت نقش خواننده زمینه (Back Vocal) را هم بر عهده داشته اند.

audio.gif قسمتی از ابتدای ترک Dogs

دیوید گیلمور می گوید : “در این آلبوم، Dogs تنها کاری بود که واترز به تنهایی آنرا تهیه نکرد. من ابتدا تمام هارمونی اولیه را تهیه کردم، پس از آن با یکدیگر روی آن کار کردیم، تغییرات اندکی دادیم و کار تمام شد.”

گیلمور اضافه می کند که : “این آهنگ به سال ۱۹۷۴ بر می گردد که ما پیش از این نام آنرا You gotta be crazy گذاشته بودیم. تغییراتی که پس از سه سال روی آن دادیم این قطعه را به قویترین ترک این آلبوم تبدیل کرد.”

audio.gif قسمتی از ملودیهای بسیار زیبای ترک Dogs

از لحاظ معنی شعر نیز شاید زیباترین جملات آلبوم را بتوان در این آهنگ پیدا کرد، به معنی تحت الفظی آنها دقت کنید :

سگها
تو باید دیوانه باشی، تو باید واقعا محتاج باشی
تو باید سر پا و زمانی که در خیابان هستی بخوابی
تو باید بتوانی گوشت مفت را با چشمان بسته پیدا کنی
و بعد در سکوت جا به جا شوی، همراه باد و دور از چشم بیگانگان
تو باید در زمان مناسب اعتصاب کنی و هرگز نپرسی چرا

و پس از مدتی، تو میتوانی ریزه کاریهای شیکپوشی را بیاموزی
کراوات باشگاه را بزنی و محکم دست بدهی
نگاهی مطمئن و لبخندی راحت داشته باشی
کسانی که دروغهای تو را می شنوند باید به تو اطمینان کنند
بطوری که با پشت کردن به تو
فرصت فرو کردن کارد را در اختیارت بگذارند

تو باید مدام مراقب پشت سرت باشی
میدانی که با گذر عمر این کار سخت تر و سخت تر میشود
و در آخر بارت را میبندی و به جنوب سفر میکنی
سرت را در شنها پنهان میکنی
حالا تو هم فقط یک پیرمرد غم زده هستی
تنهای تنها و در حال مرگ از سرطان

و زمانی که از خود بی خود شوی، خرمنت را درو خواهی کرد
و با آمدن ترس، خون مسمومت به سنگ مبدل میشود
و دیگر برای کم کردن وزنی که برای فشار آوردن به دیگران لازمش داشتی، دیر شده
پس خوب عرق کن، چرا که باید به تنهایی غرق شوی
و با سنگینی به اعماق کشیده شوی

باید اعتراف کنم که کمی گیج شده ام
گاهی تصور میکنم که از من سوء استفاده شده است
باید بیدار شوم، باید سعی کنم که این بیماری را از خود دور کنم
اگر نتوانم به خودم اتکا کنم، چگونه راهم را از میان این هزارتو بیابم؟

کر، ابله و کور، تو فقط وانمود کن
که میتوان از همه استفاده کرد و هیچ کس دوستی واقعی ندارد
و کار درست از نظر تو، تنها گذاشتن برنده است
همه چیز واضح و آشکار انجام شده است
و تو در قلبت ایمان داری، همه قاتلند

آنهایی که در خانه ای پر از درد متولد شده اند
آنهایی که برای نیانداختن تف سربالا تربیت شده اند
آنهایی که گوش به فرمان انسانند
آنهایی که از تربیت مربیان درهم شکسته اند
آنهایی که با قلاده و زنجیر رام شده اند
آنهایی که دلخوش یک نوازشند
آنهایی که از میان سگهای مهاجم گریخته اند
آنهایی که در خانه غریبه اند
آنهایی که در آخر به خاک می افتند
آنهایی که جسدشان در کنار تلفن پیدا میشود
آنهایی که با سنگی بر پا، غرق میشوند


Dogs
You gotta be crazy, you gotta have a real need
You gotta sleep on your toes, and when you’re on the street
You gotta be able to pick out the easy meat with your eyes closed
And then moving in silently, down wind and out of sight
You gotta strike when the moment is right without thinking.

And after a while, you can work on points for style
Like the club tie, and the firm handshake
A certain look in the eye, and an easy smile
You have to be trusted by the people that you lie to
So that when they turn their backs on you
You’ll get the chance to put the knife in.

You gotta keep one eye looking over your shoulder
You know it’s going to get harder, and harder, and harder as you get older
And in the end you’ll pack up, fly down south
Hide your head in the sand
Just another sad old man
All alone and dying of cancer.

And when you lose control, you’ll reap the harvest you have sown
And as the fear grows, the bad blood slows and turns to stone
And it’s too late to lose the weight you used to need to throw around
So have a good drown, as you go down alone
Dragged down by the stone.

I gotta admit that I’m a little bit confused
Sometimes it seems to me as if I’m just being used
Gotta stay awake, gotta try and shake of this creeping malaise
If I don’t stand my own ground, how can I find my way out of this maze?

Deaf, dumb, and blind, you just keep on pretending
That everyone’s expendable and no-one had a real friend
And it seems to you the thing to do would be to isolate the winner
Everything’s done under the sun
And you believe at heart, everyone’s a killer.

Who was born in a house full of pain
Who was trained not to spit in the fan
Who was told what to do by the man
Who was broken by trained personnel
Who was fitted with collar and chain
Who was given a pat on the back
Who was breaking away from the pack
Who was only a stranger at home
Who was ground down in the end
Who was found dead on the phone
Who was dragged down by the stone

مهرداد رحتمی

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (II)

دیدیم که سلیقه و درستی معیارهای خوبی برای ارزشیابی نبودند. اگر کمی بیشتر بگردیم راه دیگری برای پیدا کردن ارزش یا اهمیت چیزها به ذهنمان می‌رسد. ما اغلب برای پیدا کردن اهمیت چیزها با چیزهای مشابه مقایسه‌شان می‌کنیم. ذهن آدم‌ها این‌طور است. برای این که بفهمیم این ماشین خوبی است یا نه آن را با یک یا چند ماشین دیگر مقایسه می‌کنیم و می‌پرسیم؛ سرعتش از آنها بیشتر است؟ پایداری سطحی‌اش چطور؟ مصرف سوخت چطور؟ و بعد روی‌هم از مقایسه‌ی این عوامل نتیجه می‌گیریم.

از روزهای گذشته…

گفتگوی هارمونیک ده ساله شد

گفتگوی هارمونیک ده ساله شد

امروز هجدهم فروردین ۱۳۹۳ سایت گفتگوی هارمونیک وارد اولین دهه فعالیت خود شد… در این یک ده سال تلاش بی وقفه، تنها دلگرمی ما، همراهی صمیمانه شما بود. در مدت یک دهه فعالیت، توانستیم بیش از ۳۷۰۰ شماره، مطلب را به انتشار برسانیم که از این تعداد نوشته، شاخه موسیقی کلاسیک ایرانی با ۱,۴۹۶ شماره و شاخه موسیقی کلاسیک غربی با ۱,۰۶۰ شماره، پرمطلب ترین شاخه ها بودند.
طبقه‌بندی سازها (II)

طبقه‌بندی سازها (II)

استفاده‌ی دیگر ساز‌ها به‌کارگیری‌ آن در رقص بود. پارتیتورهای سازی به علت عدم نیاز به ندرت وجود داشت؛ چرا که موسیقی‌دانان با تکیه بر رپرتوار محدودی از ملودی‌ها بداهه‌نوازی می‌کردند. حتا نواختن ساز‌های زهی، تقلید کورکورانه‌ای از صدای انسان بود، که تا پیش از دوره‌ی باروک، نسبت به هر نوع ساز دیگر جایگاه بالاتری داشت. در طی دوره‌ی رنسانس سازها، نوازندگان و سازندگان‌شان، از منزلت خاصی برخوردار شدند. به‌تدریج اما بدون شبهه، موسیقی‌دانان که در جایگاه کم‌ اهمیت‌تری نسبت به خوانندگان قرار داشتند، با رسیدن به خود باوری همچون نقاشان، مجسمه‌سازان و شاعران دوره‌ی رنسانس جایگاه خاص خود را یافتند. اقتصاد پویای آن دوران نیز در هنر سازسازی بی‌تاثیر نبود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
گروه ریمونز (VI)

گروه ریمونز (VI)

ایرا روبینز (Ira Robbins) و اسکات ایسلر (Scott Isler) از گروه Trouser Press جنبش ریمونز را اینگونه توصیف کردند: “تنها با چهار عضو و سرعت بسیار بالا! ریمونز نیویورک، انفجاری بود در موسیقی راک دهه ۷۰، آنها مجددا موسیقی را متحرک سازی کردند. استعداد فوق العاده آنها باعث شد که زیبایی شناسی موجود در موسیقی پاپ را با افزودن ماهیتی مخرب و فرهنگی شوخ و ریتم گیتار مینیمالیستی از نو بسازند.”
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XII)

در اینجا صحبتم را تمام می‌کنم و توجه را جلب می‌کنم به منابع مکمل شفاهی و مکتوب و تاریخی‌ای که وجود دارند و در نهایت باز هم به جناب آقای دکتر قادری تبریک می‌گویم چون این ردیف نزد معدودی از اهل فن مشهور بود و می‌شناختند و سال‌ها رویش کار می‌کردند ولی تا وقتی اجرا نشود و به نت‌نویسی‌ای قابل فهم برای اکثریت جامعۀ موسیقی تبدیل نشود تأثیری ندارد، کمااینکه چند سال است نسخۀ خطی نت‌نوشته‌های هدایت چاپ شده و فکر نمی‌کنم کسی دیده باشد و شاید پنج نفر، ده نفر با آن دست‌وپنجه نرم کرده‌ باشند. به همین خاطر، قطعاً این کتاب در معرفی‌ این ردیف به جامعۀ بزرگ‌تر موسیقی بسیار ارزشمند است و امیدوارم در آینده هر دو دوست عزیزمان به این نکات استیل اجرایی هم بیش از پیش توجه کنند.
Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

Sonny Boy اسطوره سازدهنی بلوز(V)

اما سانی بوی را نباید صرفا یک نوازنده هارمونیکا بدانیم. او اساسا یک Bluesman به تمام معنا است که بسیاری از کارهایش امروزه به استانداردهای بلوز (Blues Standards) بدل شده اند. سانی بوی یک خواننده برجسته است با صدایی بم و گرفته و اصطلاحا ته حلقی (guttural) و سبک نواختن ساز دهنی اش هم با سبک آوازی اش عجین شده است. او مهارت خاصی در تلفیق آوازش با صدای سازش داشت و به سرعت بین این دو حالت جابجا میشد و ادامه آواز را به صدای سازش متصل می کرد به گونه ای که شنوندگان آن زمان به هیچ رو فکر نمی کردند که خواننده و نوازنده سازدهنی در آن آهنگ هر دو یک نفر باشند.
وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وقتی ردیف استاد دوامی را گوش می دهیم متوجه می شویم که به دلیل اینکه ایشان ضربگیر بوده و در کنار بسیار از استادان آن دوره به همکاری پرداخته است، هم آواز خوانی خیلی ها را شنیده، هم از ساز بسیاری از استادان آن دوره استفاده و در محضرشان تلمذ کرده است، جمله بندی تحریر های ایشان بسیار شبیه به جمله بندی تحریر های تار است؛ تکیه های ساز کسی مثل میرزاحسینقلی، شکستن ریتم ها، بالا و پایین کردن سرعت تحریر ها همه قرابت زیادی با ساز تار دارد.
مروری بر آلبوم «سالنامه»

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.
شیفراژ

شیفراژ

Figured Bass به معنای باس شماره گذاری شده، که در کشور ما بیشتر با اصطلاح “شیفراژ” بکار برده می شود نوعی روش استفاده از اعداد برای مشخص کردن فاصله های موجود در آکودرها نسبت به نت بخش باس است. این روش معرفی آکوردها بیشتر در دوران باروک بخصوص برای همراهی سازی مانند ارگ با گروه کر، کاربرد داشته است و امروزه نیز در کتب مختلف برای آموزش هارمونی از آن استفاده می شود.
زوموزیکولوژی

زوموزیکولوژی

Zoomusicology یکی از شاخه های موزیکولوژی و جانورشاسی میباشد. این شاخه به بررسی موسیقی در میان حیوانات میپردازد که میتوان به دو عنوان تبدیل شود : ۱- تاثیر موسیقی بر حیوانات ۲- صوت و نقش آن در ارتباط ما بین همنوعانشان.