قانون، سازی زنانه؟!

در فرهنگ موسیقی جهانی سازهایی هستند که به صورت سنتی متعلق به جنسیتی خاص تلقی می شده است؛ در این باره مقالاتی نیز در سایت زنان موسیقی به انتشار رسیده ولی اینکه تا چه حد دلایل این انتخاب ها منطقی و علمی بوده، جای بحث مفصل وجود دارد. مجموعه ای از سازهای بادی به دلیل این که گمان می رود، -به اصطلاح- نیاز به نفس زیاد دارند و تصور عامه چنین است که نوازندگان مرد، از نظر تنفس به بانوان برتری دارند، بیشتر در انحصار مردان درآمده ولی ساز هارپ زنانه تلقی می شود، چراکه گمان عامه چنین است که بانوان از اجرای نوانس ها و تکنیک های ظریف آن به دلیل برخورداری از انگشتانی ظریف تر، بهتر بر می آیند.

در میان سازهای ایرانی بَدَل هارپ در ۳۰ ساله گذشته چنگ بوده است. پیش از پرداختن به چرایی وقوع این اتفاق در ایران، باید اشاره کنیم که این تصورات تا حد زیادی نادرست است؛ این که سه تار را به خاطر ظرافتش زنانه و تار را به خاطر قلدری اش، مردانه بدانیم صحیح نیست.

برای نمونه هنوز نوازنده ی زنی که -به اصطلاح- در ظریف نوازی هم تراز احمد عبادی باشد نداشته ایم و همین طور نوازنده ای مثل صهبا مطلبی، چنان مردانه و قلدر تار می نوازد که کمتر مردی در آن سبک و سیاق موفق بوده است.

طبعا “قانون” هم چنین است و جالب اینجاست که وقتی تاریخ ورود و شیوع ساز قانون را در ایران بررسی می کنیم، بیشتر، مردان را در فهرست نوازندگان بزرگ این ساز می یابیم!

در تاریخ موسیقی ایران می خوانیم که شش دهه پیش، رحیم قانونی که قانون را از اعراب فراگرفته بود به آموزش و نوازندگی این ساز در ایران می پردازد، پس از او جلال قانون با همان روش عربی این ساز را می نوازد. ولی آغاز رواج این ساز به صورت رسمی و آکادمیک در واقع با تلاش های مهدی مفتاح صورت می گیرد.

مهدی مفتاح از شاگردان ویولون ابوالحسن صبا بوده که سال ها به عنوان نوازنده ی ویولون با شیوه ای همسان با سبک استادش به شهرت رسیده بود. مفتاح سابقه ای از آموزش قانون از یک نوازنده ی عرب داشته و به فکر می افتد که این ساز را به صورت جدی در ایران احیا کند؛ چراکه قانون را سازی ایرانی و مصادره شده توسط اعراب می دانسته است (لازم به ذکر است که اعتقاد بعضی از پژوهشگران موسیقی بر این است که مخترع قانون، فارابی دانشمند بزرگ ایرانی است).

مهدی مفتاح در سال پایانی زندگی استادش صبا (۱۳۳۶)، به منظور آموختن شیوه های نوازندگی این ساز نزد اعراب، راهی کشور عراق می شود و پس از بازگشت به ایران، به آموزش این ساز در هنرستان (البته به عنوان ساز دوم) می پردازد.

تا اینجا نوازندگان بزرگ قانون همه مرد هستند. ولی از کجا سلطه ی بانوان به این ساز آغاز می شود؟

مفتاح با شیوه ی عربی به شاگردانش قانون درس می داده است. سیمین آقارضی و ملیحه سعیدی از شاگردان مفتاح بوده اند و با استعدادی که از خود نشان می دهند در نوازندگی از استاد خود نیز پیشی می گیرند.

ولی باز اینجا نیست که نوازندگی قانون به نام بانوان زده می شود! پس از رواج تلویزیون و پخش برنامه های موسیقی ایرانی که مورد توجه هنردوستان قرار می گرفت، گاهی اجراهایی از تکنوازی یا همنوازی قانون با ارکستر ایرانی پخش می شد که تقریبا تمامی این اجراها مربوط به آقارضی و سعیدی بود.

تکرار این تصاویر و مخصوصا پخش مکرر تکنوازی های سیمین آقارضی (که دقیقا ده سال از سعیدی بزرگ تر بود)، صدای این ساز را شهرتی گسترده تر بخشید و تصویر بانوی خنیاگر با ساز قانون (همچون تصاویر باستانی چنگ نوازان زن) در ذهن عموم، ثبت و ضبط شد.

زیبایی و وقار این ساز در دستان یک بانوی تک نواز، انگیزه ی خوبی بود برای بانوان جوان که این ساز را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کنند و این گونه بود که امروز هم بیشتر نوازندگان برجسته ی قانون را بانوان تشکیل می دهند.

5 دیدگاه

  • سنتور ني
    ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۹۱ در ۱۱:۴۵ ق.ظ

    سلام
    طبق نظرات آقای تورج زاهدی در کتاب نشانه شناسی موسیقی فیلم و سازهای ایرانی سازها بر اساس مرد و زن وجود دسته بندی شده اند
    که مرد و زن وجود سازی مانند تار همسان(۵۰:۵۰) و مرد وجود سازی مانند سنتور بیشتر و سه تار کمتر است .نواختن و صدادهی و فیزیک نوازندگی ساز قانون نیز به مانند سنتور است تا ساز سه تار(صدادهی و نوازندگی ظریف) پس در نشانه شناسی این ساز میتواند بیشتر مردانه باشد تا زنانه اما بنا به مواردی که بحث جداگانه ای می طلبد شاگردان اولیه این ساز بیشتر زن بوده اند تا مرد.

  • ناشناس
    ارسال شده در بهمن ۱۷, ۱۳۹۱ در ۱۲:۱۸ ب.ظ

    naaaaaaaaaaaaaaaaaa

  • جاوید جعفری
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۱ در ۶:۵۰ ق.ظ

    سلام.بطور کلی مردانه و زنانه عنوان کردن هنر و اندیشه در نگرش روشنفکرانه به موضوعات جایی ندارد.بلکه همه ی این زمینه های بسیار مهم،انسانی است.تحلیل تخصصی هر موضوعی باید با دلایل منطقی باشد.کلی گویی بدون در نظر گرفتن مفاهیم به صورت مشخص نظر جدی و دقیقی محسوب نمی شود.اینکه عوام در مورد موضوعات مختلف چه نظری دارند هیچ ارزشی ندارد.چرا که برای نظر دادن درست و جدی در هر زمینه ای تخصص لازم است.سالیان دراز است که با حرفهای بی اساسی از قبیل اینکه:(اثری که مردم بپسندند ماندگار است یا اثر ارزشمند آن است که مردم بپسندند و اهل فن تائید کنند.حالا باز خوب است که این بخش دوم را اضافه کرده اند!)اندیشه و هنر در این کشور به سخره گرفته شده است.مشخص نیست منظور از مردم چه کسانی هستند؟ مردمی که برای امثال جواد یساری! و اندی! و کامران و هومن!و احسان خواجه امیری!می میرند و حتی اسم کسانی مانند ایگور استراوینسکی،بهمن رجبی ،ژان پل سارتر،احمد شاملو و… حتی به گوششان هم نخورده چطور می توانند معیاری برای تشخیص باشند؟!..
    کسانی که می گویند ساز تار قلدری دارد و سه تار ظرافت!کاملاً افراد ناآگاهی هستند. تار که از زیباترین و با ظرافت ترین سازهای جهان است قدرتمند است نه قلدر.چرا که واژه و مفهوم قلدری در هنر و اندیشه هیچ جایگاهی ندارد.این که چون اندازه ی تار بزرگتر است و صدایش پر طنین تر،آن را فاقد ظرافت بدانیم و سه تار را به دلیل کوچکتر بودن و حجم صدای کمتر ظریف بنامیم بسیار ساده انگارانه است.هم تار و هم سه تار هر دو می توانند با ظرافت و زیبایی و قدرتمند نواخته شوند یا نشوند.معیار زیبایی داشتن ارزش فکری و هنری است.در ضمن خانم صهبا مطلبی نوازنده ای کاملاً معمولی هستند و کارشان ارزش خاصی ندارد.چرا که ایشان تقلید ناقصی از سبک دیگر تارنوازان می کنند.اگر کسی محکم(و نه قوی) مضراب بزند و شلوغ(به معنی عوام پسند) ساز بزند به این معنی نیست که قدرتمند ساز می زند.اینکه چه کسانی به چه کاری بیشتر پرداخته اند با اینکه چه کسانی در آن کار موفق بوده اند متفاوت است.به عنوان یک مثال ساده:بسیاری از عوام می پندارند که زنان در آشپزی و خیاطی موفق تر از مردان هستند و این در حالی است که در کشورهای پیشرفته هم مردان و هم زنان در سطح بالایی به این دو کار می پردازند و بسیار هم موفق هستند.مسلماً با مصداق های عینی تا کنون زنان نه تنها تار را بلکه مثلا سه تار و نی و سنتور و تنبک و کمانچه را نیز در حد مردان ننواخته اند.مقایسه کنید مثلاً خانم ها: صهبا مطلبی و بهاره فیاضی را باآقایان: جلیل شهناز و فرهنگ شریف و علینقی وزیری!ولی این به این معنی نیست که زنان نمی توانند خوب ساز بزنند.بلکه به این معنی است که تا کنون مردان در بسیاری موارد موفق تر بوده اند.در کشورهای پیشرفته(مثلاً:کشورهای اروپایی،آمریکا،ژاپن و..)زنان نیز نوازندگان قدرتمندی هستند و حرفهای بسیاری برای گفتن دارند.مثلاً خانم کلارا هسکل از برجسته ترین نوازندگان پیانو در جهان محسوب می شود(که البته سالهاست فوت کرده).ساز قانون هم مانند سازهای دیگر سازی است که هم آقایان و هم خانمها می توانند خوب بنوازند یا بد بنوازند.مردم ایران تار و سنتور و ویولن که سازهای به اصطلاح شناخته شده ای هستند را از یکدیگر تشخیص نمی دهند.قانون که سازی است که به دلایلی شناخته نشده است و مسلماً هر چیزی باید شناخته شود تا به آن پرداخته شود.این ساز ایرانی در شهرهایی از ایران حتی قابل تهیه و در دسترس هم نیست.که این نشان از فقر فرهنگی این کشور دارد.تلویزیون این کشور هم که در نابود کردن فرهنگ و هنر تلاش بسیار دارد! فیزیک بدن زن و مرد با یکدیگر متفاوت است واین واقعیت امری مشخص است که مثلاً فیزیک آقایان برای ساز تار بسیار مناسب تر از زنان است.ولی اینگونه تحلیل های تخصصی نباید باعث ایجاد منحصر قلمداد کردن چیزی به مردان یا زنان شود. جلیل شهناز چنان مهارتی در اجرای ظرایف و نوانس ها و صدا گیری از ساز دارد که منحصر به فرد است، با دستهایی که هم فربه است و هم کشیده.احمد عبادی نیز همانطور که شما اشاره کردید بسیار با ظرافت می نواخت.در ضمن،اینکه قانون در دستان زنان تناسب دارد در مورد سازهای دیگری نیز برای خانمها نمونه دارد.به هر صورت،به این نکته ی مهم باید توجه داشت که برچسب زدن با عنوانهایی کلی و نامعلوم در مورد هر موضوعی چه برای مردان و چه برای زنان توسط بسیاری با هدف منفی شمردن،امری غیر روشنفکرانه است…

  • جاوید جعفری
    ارسال شده در اسفند ۳, ۱۳۹۱ در ۴:۴۰ ب.ظ

    با سلام.در ابتدای خط دهم نظر من کلمه ی (حتی)اضافه است.و سهواً تایپ شده.

  • حمید کلاه دوز
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۹۲ در ۴:۱۲ ق.ظ

    باعث تأسف است که این مرز بندی کهنه زن و مرد در هنر باز به ظهور رسیده . فکر کنم اندیشه نسل جوان فهمیده باشد که دیگر جایگاهی برای این مرزبندی ها نیست و در نظر یک شنونده این ملودی است که مهم است نه زن و مرد بودن نوازنده آن.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

قطعاتی برای آموزش موسیقی

پنج شش سال پیش مقاله ای نوشتم در ارتباط با این موضوع که در سایت گفتگوی هارمونیک منتشر شد. به طور خیلی خلاصه می توانم بگویم که هدف از نوشتن آن مقاله که مقاله حاضر نیز در ادامه آن است آموزش نکاتی در موسیقی از طریق قطعاتی بود که به همین منظور ساخته بودم. پس از چند سال فرصت، انگیزه دوباره ای به وجود آمد برای پی گرفتن دوباره این جریان که قرار بود به نوشتن کتابی با همین محتوا ختم شود و به نوعی این مقاله مقدمه ای بر مجموعه مقالاتی است که در نهایت –در صورت مثبت بودن شرایط- به صورت کتاب منتشر خواهند شد.

از روزهای گذشته…

کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

در نظر داریم در حد توان با اساتید و دست اندرکاران موسیقی کشور گفتگوهایی را داشته باشیم تا شاید بتوانیم از این طریق به افزایش آگاهی دوستداران موسیقی از وضعیت موسیقی در کشور کمک کرده باشیم. لذا طی مصاحبه ای آزاد، نظرات آقای کیوان میرهادی راجع به وضعیت موسیقی حال حاضر کشور را جویا شدیم که در اینجا قسمت اول این مصاحبه را ملاحظه می کنید، درضمن نهایت سعی بر این بوده که عین کلام ایشان بدون دخل و تصرف آورده شود.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (IX)

پس از این قطعات، الگار بر روی آثار سمفونیک متمرکز شد. در آغاز و در سال ۱۸۹۸ او می خواست یک سمفونی بر اساس شخصیت ژنرال گوردون بنویسد که پس از تلاشی کوتاه متوقف شد. در سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۰۸ بود که طی اقامت خود در شهر رم، دوباره دست به کار نگارش این قطعه شد. “سمفونی شماره یک” در سی بمل ماژور برای بار اول در دسامبر ۱۹۰۸ و در شهر منچستر اجرا شد. این اثر به “هانس ریشتر” تقدیم شده و توسط خود او رهبری شده بود. ریشتر درباره ی این سمفونی چنین می گوید: ” آقایان! بگذارید اکنون بزرگترین سمفونی دوران معاصر را تمرین کنیم. سمفونی ای که توسط بزرگترین آهنگساز زمان ما نگاشته شده است”! این اثر با اشتیاق فراوان همراه بود و صدها اجرا از آن در انگلستان و سراسر جهان اعم از اروپا و آمریکا و استرالیا و روسیه به عمل آمد. برخی از ناشران موسیقی بر این باور بودند که سرعت پایین این سمفونی با آثار بتهوون قابل مقایسه است.
واریاسون روی ii-V-I، قسمت اول

واریاسون روی ii-V-I، قسمت اول

بسیاری از قطعات موسیقی Jazz از توالی آکورد ii-V-I یا واریاسیونهای مختلفی که روی آن انجام می شود بدست می آید. می خواهیم راجع به چند توالی آکورد دیگر که می تواند از این توالی ساده ساخته شود صحبت کنیم.
شنیدن ژرفای سکوت

شنیدن ژرفای سکوت

مجموعه‌ی “گربنگری به سویم” را که در قالب یک لوح فشرده صوتی بوسیله شرکت ماه ریز انتشار یافته است، می‌توان به عنوان تاریخچه‌ی زندگی موسیقایی فوزیه مجد آهنگساز و قوم موسیقی شناس ایرانی درنظر گرفت، چرا که این لوح با آثاری از سن نوجوانی آهنگساز آغاز می‌شود و با آخرین آثار او که در سالهای اخیر ساخته شده پایان می‌یابد.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VI)

البته شجریان سهم قابل ملاحظه ای در پی ریزی و غنای مکتب آوازی ایران داشته است. در عین حال من بر آن نیستم که بگویم او مبدع خلاقیتی خاص بوده است. اما معاصرین و اخلاف او همه ی اجراهایش را بدون نقد و بی هیچ برخورد پذیرفته اند. شاید سبک روایی (نقالی) و موجز شجریان، یا بیان هنرمندانه او از احساسات و تجربیات، یا تحلیل های موشکافانه ی وی از درون انسان عواملی هستند که او با تکیه بر آنها می تواند چنین میراثی از خود بر جای بگذارد.
فقط یک دقیقه سکوت !

فقط یک دقیقه سکوت !

گروه Qeen که پس از درگذشت فردی مرکوری در سال ۱۹۹۱، با خواننده جدید خود بنام پاول راجرز (Paul Rodgers) مجددا” مشغول به فعالیت می باشد، با وجود آنکه احتمال لغو شدن کنسرت خود را به علت مرگ پاپ می داد، روز دوشنبه هفته جاری وارد شهر رم شد.
در باب متافیزیک موسیقی (IX)

در باب متافیزیک موسیقی (IX)

یک رشته آکورد کنسونانت، همچون کرختی ناشی از برآورده شدن امیال، ملال آور و خسته کننده و پوچ می شود. از این رو گرچه دیسونانس ها ناراحت کننده اند و تاثیری تقریبا دردناک دارند، با این حالب باید به کار روند، اما تنها برای آنکه دوباره و با آمادگی مناسب در کنسونانس ها حل شوند. در حقیقت، در سرتاسر موسیقی تنها دو آکورد اصلی وجود دارد، یعنی آکورد دیسونانت هفتم و تریاد هارمونیک و تمامی آکوردهای موجود را می توان به این دو آکورد برگرداند.
آلفرد اشنیتکه  و سبک پلی استایلیسم(I)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم(I)

آلفرد اشنیتکه (Alfred Garyevich Schnittke) متولد ۲۴ نوامبر سال ۱۹۳۴، یک آهنگساز یهود روسی- آلمانی بود. پدرش روسی تباری متولد فرانکفورت و مادرش یک Volga German متولد روسیه بود .(Volga German یکی از نژادهای آلمان است که مردمانش در نزدیکی رودخانه Volga می زیستند و اکثریت آنها در قرن های ۱۹ و ۲۰ به کشورهای آمریکایی، برزیل و دیگر کشورها مهاجرت کردند.)
سزار فرانک، آهنگساز بلژیکی-فرانسوی

سزار فرانک، آهنگساز بلژیکی-فرانسوی

سزار آگوسته جین گیلام فرانک (César Auguste Jean Guillaume Hubert Franck) آهنگساز، نوازنده ارگ و استاد موسیقی بلژیکی-فرانسوی، یکی از بزرگترین چهره های موسیقی رومانتیک نیمه دوم قرن نوزدهم است. فرانک در شهر لژ، بلژیک از پدری آلمانی-بلژیکی و مادری آلمانی به دنیا آمد. پدرش آرزو داشت فرانک پیانیست ماهری شود. وی پیش از آنکه در سال ۱۸۳۸ به کنسرواتوآر پاریس برود، در لژ تحصیل موسیقی را آغاز نمود.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (I)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (I)

فردریک فرانسیس شوپن (Fredric Francois Chopin) در مارچ سال ۱۸۱۰ میلادی در شهر زلازولا لهستان متولد شد و در اکتبر ۱۸۴۹ میلادی در ۳۹ سالگی از دنیا رفت. او ابداع کننده نوآوری­هایی در فرم­های سونات، والس، نوکتورن، اتود، پرلود و پولونز بوده است.