کنسرتوی رموز

هنری وینیاوسکی
هنری وینیاوسکی
کلارینت، تمی ساده و زیبا را، تنها با اجرای شش نت، می نوازد. بزودی، اولین تجربه به اوج رسیدن تم اول، با پیوستن بادی ها و زهی ها آغاز می گردد و در کوتاه زمانی، شنونده همراه با ارکستر، سرگردان درموج این موسیقی جابجا می گردد.

پس از چند میزان رابط کوتاه ، دومین تم آغاز می گردد و بازهم، با نواخته شدن تنها چند میزان، موسیقی به نهایت زیبایی می رسد. در تم دوم نشانی از تلاطم تم آغازین نیست و هرچه هست، حس آرامش و ماندگاری است.

تکنوازاجرای موسیقی را با” دوبل های فاصله دهم” شروع می کند و اینگونه سختی اجرای قطعه از اولین میزان نمایان می گردد، برای نوازنده ویولن اجرای این قطعه، “سراسر دشواری” است.

کنسرتوی ویولن شماره یک هنری وینیاوسکی “H.Wieniawski” که تا امروز، کمترشناخته شده و اجراهای بسیار کمی نیز از آن صورت گرفته است ، جزو قطعات تراز اول و بیاد ماندنی برای ویولن است و از جهات مختلف موسیقایی می تواند به عنوان محکی برای سنجش سایر آثار تصنیف شده برای این ساز باشد.

مسائلی نظیر اجرای دوبل ها با انواع فواصل، آکوردهای سه سیمی واقع در پوزیسیونهای بالای گریف ویولن، پرشهای پوزیسیونی با فواصل بزرگ در سیمهای مختلف و به صورت متوالی و بهره گیری از دوبل فلاژوله ها و ترکیب عوامل اینچنینی با یکدیگر، از این موسیقی دلنواز قطعه ای بسیار پیچیده و تکنیکی می سازد.

در کادانس موومان اول، شاهد استفاده از آرشه های نامتعارفی هستیم، که وینیاوسکی وهنری ویوتامپ “H.Vieuxtemps” از بنیان گذاران آن بودند؛ مانند نواختن” چهل و شش نت استکاتو در یک آرشه”. بی شک، کادانس این کنسرتو و نکات فنی بکار رفته در آن از با ارزش ترین شاهکارهای دنیای ویولن است.

نواختن این کنسرتو برای تکنواز، نیازمند تلفیق دو عنصر اساسی ویولن است: یکی سطح تکنیک بالا در نوازندگی و دیگری دانستن دانش ادیت (Edit) در سطوح “بسیار بالا” ( برای آرشه گذاری ها و انگشت گذاری ها).

جالب این جاست که حتی با داشتن سطح تکنیک بالا در نوازندگی، امکان نواختن این قطعه بوجود نمی آید. زیرا، این کنسرتو،” کنسرتوی رموز” است!

دربسیاری از جملات این کنسرتو رموزی وجود دارد که تنها با ادیت کردن های فنی و داشتن اطلاعات کافی در این علم، می توان موفق به اجرای جملات موسیقی شد. در بسیاری از جملات سولو در موومان اول، تنها یک نوع انگشت گذاری است که مناسب بوده و آنها را قابل اجرا در تمپوی اصلی می گرداند.

فایل های صوتی کل مومان اول کنسرتوی شماره یک وینیاوسکی با اجرای گیل شاهام:

Audio File اورتور
Audio File قسمت اول
Audio File قسمت دوم
Audio File قسمت سوم
Audio File قسمت چهارم
Audio File قسمت پنجم
تفاوت اصلی این اثر با آثاری که نوابغی مانند پاگانینی (Paganini) آفریده اند، در این نکته است که هر چند شاهد زیبایی و دشواری اجرا در قطعات آنها هستیم، ولی هیچگاه تا این اندازه، مسئله اجرا با ادیت کردن های فنی که برای نواختن قطعه لازم می باشد، گره نخورده است.

از جمله دیگر نیازهای اساسی نوازنده برای اجرای این قطعه، قدرت کافی دستان او در ادامه دادن بی وقفه موسیقی تا انتهاست. بطوریکه در اثر اجرای پاساژهای بسیار مشکل آن، دستها دچار خستگی مفرط نگردند و از ادامه اجرا باز نمانند.

مصنف، با استفاده هوشمندانه از امکانات بالقوه ویولن و تکنیک های آن، توانسته از آنها در آفرینش زیبایی موسیقی بهره جوید و اگر چه تا اینجا از دشواری های این موسیقی صحبت شد، اما نبایستی فراموش کرد که آنچه از این اثر یک شاهکار ساخته است، در درجه اول، “زیبایی موسیقی” آن است. در طول موومان اول دو تمی که به آنها اشاره شد، با مهارت تمام با یکدیگر جابجا می شوند و هیچگاه موسیقی از حالت متعادل خود خارج نمی گردد.

نکته دیگر اینکه، در این قطعه ” زیبایی های موسیقایی و دشواری های تکنیکی ” فدای یکدیگر نمی گردند؛ تا جاییکه شنونده بیشتر زیبایی های موسیقی را حس می کند تا دشواری ها و مسائل فنی نوازندگی آنرا و این مسئله” تاثیر گذارترین نکته” این کنسرتو ویولن در شنونده است.

هنری وینیاوسکی در هجده سالگی به حدی از توانایی و نبوغ در نوازندگی وهمچنین دانش در آهنگسازی و ارکستراسیون رسیده بود که موومان اول و دوم این کنسرتو را در “لایپزیگ” اجرا نمود. ( او موومان سوم این کنسرتو را یک سال پیشتر اجرا نموده بود! )

 violin virtuoso Gil Shaham
این کنسرتو نمایشی از استادی در ارکستراسیون و استفاده بجا از سازهای ارکستر نیز می باشد. گاهی بادی ها در همراهی با ارکستر چنان می نوازند که گویی قطعه، کنسرتویی برای گروه سازهای بادی است.

باید دانست که یکی دیگر از دلایلی که باعث شده این کنسرتو بسیار به ندرت اجرا گردد، وجود پارتیتور مشکل بخصوص در بخش ویولن های ارکستر است که توانایی بالایی از نوازندگان ارکستر می طلبد.

در مومان دوم بسیار کوتاه و دلنشین این اثر با نام “Prayer”، بعد از مقدمه ای آرام که بادی ها می نوازند و در فضایی سنگین، تکنواز شروع به نواختن ملودی در سیم بم ویولن می نماید و صدای گرم و پخته سیم سل در تمپوی آهسته این موومان، تا انتها پیوندی محکم با ارکستر برقرار می سازد.

موومان سوم این اثر که به فرم روندو است، همانند آخرین موومان کنسرتو ویولن های هنرمندانی چون ویوتم (vieuxtemps) و پاگانینی (paganini) است و حال و هوایی مشابه آخرین موومان کنسرتوهای آن دوران را دارد. تکنواز ملودیی همانند آواز پرندگان می نوازد و سپس به آرامی وارد قسمت آهسته تری می گردد و دوباره این چرخه با همراهی ارکستر ادامه می یابد و در انتهای موومان، تکنواز یک پاساژ سرعتی زیبا را می نوازد و موسیقی با نشاط پایان می پذیرد.

اجراهای ضبط شده از این کنسرتو در دنیا تا زمان نگارش این مقاله به تعداد انگشتان یک دست است. بهترین اجرای این کنسرتو تا امروز متعلق به گیل شاهام (Gil Shaham) به همراه ارکستر سمفونیک لندن و با رهبری لورنس فوستر (Lawrence Foster) می باشد که غیر از اجرای خوب تکنواز و رهبری عالی ارکستر، صدا بردای آن نیز از کیفیت بالایی، برخوردار است. در این ضبط شاهام با ویولن استرادیواریوسی (Stradivarius) متعلق به سال ۱۶۹۹ میلادی می نوازد که بسیار خوش می درخشد.

هر چند دیگر کنسرتو ویولن این آهنگساز از قطعات مشهور و تراز اول ویولن، از لحاظ تکنیکی و شنیداری است و امروزه بسیار بیشتر از اولین کنسرتو اجرا می شود، اما کنسرتوی دوم را، از هیچ روی در مقام مقایسه فنی و اجرایی، نمی توان با کنسرتوی شماره یک قیاس نمود.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

ساختمان این ساز که همانند تار است، یک پارچه از چوب است، دارای چهار رشته سیم از جنس «زه» و دو رشته سیم از جنس مس زرد است که این دو رشته اخیر به یکی از دو سوی دسته ساز نصب شده است؛ این ساز را با یک قطعه مس کوچک که به آن «مضراب» می گویند، می نوازند؛ در ایران دیگر متداول نیست، ولی در سمرقند و بخارا نواختن آن معمول است.
بانوی بزرگ بلوز

بانوی بزرگ بلوز

اتا جیمز (Etta James) با نام جمیستا هاوکینز (Jamesetta Hawkins) در تاریخ ۲۵ ژانویه ۱۹۳۸ در لوس آنجلس به دنیا آمد. منتقدین و بزرگان موسیقی از او اینگونه یاد می کنند، یکی از عظیم ترین قدرتها در موسیقی آمریکا، بزرگترین خواننده پس از بیلی هالیدی، اتا جیمز قلب و روح موسیقی R&B، پر احساس ترین خواننده ایست که خداوند آفریده، بزرگترین خواننده بلوز مدرن که تا به حال به وجود آمده که شکی در آن نیست و …
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

آهنگساز با برگزیدن نامی برای اثر خود چه هدفی را دنبال می کند و اگر تصمیم می گیرد اثرش عنوانی نداشته باشد، در حقیقت از چه چیزی چشم پوشی کرده است؟ اینکه در تاریخ موسیقی غرب بویژه تا قبل از امپرسیونیستها و سمبولیستها، معدود آثار موسیقی نام خاص مطلق داشته اند و باخ، موتسارت، بتهوون و بسیاری دیگران به آسانی، با یک عدد! و با اشاره ای به فرم اثر، بسیاری از قطعاتشان را نامگذاری کرده اند و صدها اثر حتی بعد از آن دوران نیز به همین شیوه نامگذاری شده، ناشی از چه عواملی است و ریشه این نام ها و نامگذاری ها از کجا آب می خورد!؟ چه چیزی برای استراوینسکی به هنگام نامگذاری باله ای با عنوان “پرندهی آتش”! مهم است که برای شوپن چندان اهمیتی ندارد؟ یا این هر دو در چه نکته ای در این خصوص اختلاف نظر بنیادی با هم دارند؟
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«چرا نقد دانشگاهی دست رد به سنیۀ تحلیل ذاتی و درونی می‌زند؟ (البته اصل تحلیل ذاتی غالبا چندان درک نمی‌شود). پاسخهایی که فعلا می‌توان داد، پاسخهای ممکن است: شاید علتش اطاعت بی‌چون و چرا از مرام جبر علمی است که به موجب آن اثر حتما «معلول» علتی است و علل بیرونی بیشتر از علل دیگر «علت» پنداشته می‌شوند. شاید نیز به این جهت است که رد نقد علی و قبول نقد کارکردها و دلالتها مستلزم تغییر عمیق ضوابط دانش، یعنی تغییر شیوه است و این کار تغییر شغل فرد دانشگاهی محسوب می‌شود.» (ص ۳۶)
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (V)

سال ۱۹۸۳ کلود لُلوش (Claude Lelouch) ، کارگردانِ فرانسوی، فیلمی به نام «ادیت و مارسل» (Édith et Marcel) ساخت که این بخش از زندگی پیاف و رابطه ی بسیار عاشقانه اش را با این ورزشکار که کمتر از دو سال به طول انجامید، ترسیم می کرد. هنرپیشه فرانسوی اِولین بوایکس (Évelyne Bouix) در این فیلم نقش پیاف را بازی کرد. کلود لُلوش در مورد این دو شخصیت چنین گفته است: «سِردان به من زندگی را آموخت، پیاف به من عشق ورزیدن را آموخت و هر دو آن ها به من مرگ را آموختند.»
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

مشکل اصلی وزن شناسی در تئوری پردازی ها، عدم توجه و تفکیک بین دو مفهوم مهم «ضرب و تاکید» در وزن شناسی است. «ضرب» و «تاکید»، پدیده های وابسته به هم و اغلب در هم ادغام شده هستند؛ آنچنان که تفکیک آنها از هم مشکل است. مشکل دیگر این است که واژه ها تعریف هایِ دقیق و تدوین شده ندارند. واژه «ضرب» در نوشته های موجود به مراتب بیشتر از «تاکید» اما با مفهوم های متفاوت مورد استفاده است.
فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

فرافکنی در کمانچه نوازی! (I)

مدتی پیش در محل خبرگزاری مهر، برنامه ای درمورد نوازندگی کمانچه برگزار شد که نگارنده مطلبی داشتم پیرامون نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی. در این مقاله، نواخته های نوازندگان آذری با نوازندگان ایرانی نیز مقایسه شدند. پس از این برنامه گفتگوهایی با هنرمندان این ساز توسط خبرگزاری مهر و روزنامه های مختلف انجام شد که در این گفتگوها، نوازندگان نظرات خود را در مورد نوازندگی و پیشرفت های این ساز بیان داشتند.
انتخاب رپرتوار برای کنسرت

انتخاب رپرتوار برای کنسرت

در ایام تحصیل در مدرسه‌ی موسیقی برای فارغ‌التحصیلی و دریافت مدرک مجبوریم رپرتوار ویژه‌ای را کار کنیم. این رپرتوار می‌تواند از سوی معلمهایمان به ما محول شود یا اینکه برنامه‌ی آموزشی آن را به ما تحمیل کند.
گفتگو با ریچی (I)

گفتگو با ریچی (I)

هر آنچه که بزرگترین نوازندگان ویولون انجام داده اند را وی نیز به تنهایی به انجام رسانده است. نقد مجله نیویورک در (سال ۱۹۲۹ در زمینه اجراهای ریچی). از سن ۱۱ سالگی در دنیای موسیقی به عنوان کودک و اعجوبه نوازندگی ویولون مطرح شد! خودش اینگونه بیان میدارد که : وقتی که نه – ده سال سن داشتم به من میگفتند نابغه! او هم اکنون (هنگام مصاحبه ۲۰۰۷ ) ۸۹ سال سن دارد و بر روی صندلی آشپزخانه به همراه همسرش جولیا که کنار او نشسته است با ما آغاز به گفتگو میکند.
مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.