گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:







«موسیقی صدای بهشت است، صدای مادرانگی جهان و زنان در این میان، نخستین و بیشترین سهم را دارند.»

« بهانه ی برنامه ی امروز نشست پرباری است که با حضور مغتنم شما به روز نخست اسفند، شاهد آن هستیم.»

«سایت زنان موسیقی که سال گذشته تاسیس شد، نخستین برنامه ی رسمی خود را با حضور شما اجرا می کند، در این سایت، به فعالیت های موسیقایی زنان در سه ژانر “موسیقی دستگاهی”، “موسیقی کلاسیک” و “موسیقی فولکلور پرداخته می شود.»


نیکو یوسفی، سردبیر سایت زنان موسیقی اولین سخنران نشست بود که بخشی از اهداف سایت را چنین برشمرد:

«هدف ما موسیقی است، بی مرز و جغرافیای محدود. هدف ما موسیقی است، بی دسته بندی های مرسوم و هدف ما موسیقی است، با اندیشه ی موسیقی و در راه رسیدن به این هدف، پرداختن به موسیقی با تمرکز بر بخش زنانه ی این هنر را مدنظر داریم. نگاه مان بر جنسی است از انسان که محصور است و جنسی است از هنر که ممنوع.»

«واقعیت این است که زنان در فرهنگ های بسیاری از ملل، جنسی فرودست و دورنگه داشته شده بوده اند. اما آیا خود آنان برای رسیدن به جایگاه واقعی خود چه تلاشی کرده اند؟ صحبت از موسیقی است و زن و توجه به این مسئله که در کنار زنانی که بدون در نظر گرفتن جنسیت خود زیسته اند و فعالیت می کنند، هستند گروهی که تنها انتظار بودن دارند و نه بیشتر. محدودیت ها همیشه چهره ای ملموس دارند اما این ما هستیم که می توانیم آنها را کنار بزنیم و بی اعتنا به بودنشان، تلاشی مضاعف داشته باشیم.»

دکتر مسعود میری، ادیب و پژوهشگر متون کهن، در سخنانی با عنوان روایت های هزار و یک شبی از زنان موسیقی، دیگر سخنران مراسم بود:
«زنان موسیقی در داستان های هزار و یک شب نقش خاصی دارند. فضای هزار و یک شبی با فضای متون دینی ما مشابهت و افتراقاتی دارد. هر دوی این متون از تفکر مردم، عوام و اجتماع کوچه و بازار سرچشمه گرفته اند و از یک سرمنشا سیراب می شوند؛ آن هم تفکر معنوی مردم است. جهان شناسی ای که برای متون فولکلور و متون دینی وجود دارد، براساس آنچه که بعد ها دیده شده، نوعی وحدت و کثرت در خود دارد؛ نوعی نگاه ارسطویی به جهان و کل نگر. نگاه انسان همواره به جهان نگاهی میانِ جزءنگری و کل نگری است. در هزار و یک شب که به گونه ای متن ملی ماست، سه ویژگی کلی برای زنان موسیقی دیده می شود. و ضمنن اشاراتی هم پیرامون آغازین نگاه بشر به زن دارد. زنی که در آغاز معلم بشریت بوده است. در این متن، زنان به عنوان معلمانی بیان شده اند که چند چیز را ذاتن داشته اند. خنیاگری و آوازخوانی یکی از این ویژگی ها بوده. در آن دوره، سخن از برتری زنان نسبت به مردان نبوده، بلکه زنان را آموزگارانی موفق تر دانسته اند.»



پخش کلیپ تصویری از فعالیت های سایت زنان موسیقی، بخش بعدی برنامه بود.

دونوازی ویولن “روناک معماری” و ویولن سل “غزاله شیرازی” با قطعه ای از “فیه چایلد” قسمت دیگری از این برنامه بود که به سمع حضار رسید.



پیمان سلطانی، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و منتقد موسیقی، سخنران بعد مراسم بود که به علت بیماری نتوانست بر روی سن حاضر شود و متن سخنان وی با عنوانِ “بانوی موسیقی من” را اردشیر صالح پور قرائت کرد:
« اصولا زن به دنیا آمدن، به معنای ورود به فضایی محدود و اختصاصی در سیطره ی مردان است… اگر نگاه مان را از زاویه ی تنگ مُد به زن فراتر بریم که دیگر موضوعی دستمالی شده از سوی خاص و عام است و مشخصا دیدمان را متمرکز کنیم بر مطالبات انسانی زن و حضور تمام نمای اش در صحنه ی اجتماع و عدالت مدنی و مساله ی زن را به عنوان پدیده ای آکنده از ارگانیسم پر جنب و جوش جامعه، نه فقط به عنوان نرم تنی که زنیت محافل است ببینیم، آن وقت موضوع آزادی انسان و عدالت اجتماعی مطرح می شود و اینجا باید به شخصیت زن در این مقام انسانی صحه گذاشت. چرا که بدون نمایان ساختن اندام اش نمود یافته است. در چنین شرایطی دیگر زن حتی در مقوله ی هنر نیز به عنوان مادینه ای با خواص جسمانی اش دیده نخواهد شد.»

«مشکل اصلی برخی از زنان موسیقی در ایران تحمیق ستمگرانه ای است به ذات بی پایان و اوج های بزرگ خودشان. قبل از این که تعینات فمنیستی در قرن بیستم به بریز و بپاش های خود برسد، زنِ آرمانی پیش از من زشتی ها و پلشتی های تاریخ خود را پاکباز و خردمند، دوش به دوش و در کنار مردان به نسلی دیگر می رساند و از سلاح تابدار اندام اش چون مزه ی محافل خان نشین سود نمی جوید؛ آری این زن آرمانی ذهن من است که اگر در عرصه ی موسیقی پا به میدان گذارد کمال احترام و افتادگی مرا نیز به پیشگاه خود خواهد داشت.»

« چنان که قمرالملوک وزیری نمونه ی کاملی از زن نوین ایرانی است، او در عین رنج مدام تاریخی که به دوش داشت، در عمق شاعرانگی، گوی سبقت را از بسیاری مردان ربود و آلوده ی کاباره و محفل هایی از این دست نگشت. به همین دلیل است که قمر الملوک وزیری نیمی از عرفان جامعه ی ما می شود و خود را از سایه ها ی خاموش رها می سازد و به چاووشی منفرد بدل می شود.»

« زنانی که من شخصا از نزدیک در جامعه، شاهد فعالیت شان بوده ام، با وجود دو نیمه بودن در فضای قیمومیتی و محدود، مدام باید بکوشند تا ضمن پاییدن خود، با تصوری از خویش همراه شوند. چراکه از کودکی آموخته اند، رفتار و حرکات شان را ارزیابی و ممیزی کنند و همچنین باید هم ارزیاب خود بوده و هم ارزیابی شوند. یعنی هم یک زن باشند و هم یک هستی. سوژه ای با دو هویت جداگانه. »


محسن قانع بصیری، نویسنده و نظریه پرداز در زمینه های اقتصاد و فرهنگ و هنر، به نقش هنر و به ویژه موسیقی در توسعه ی اجتماعی اشاره کرد:
«در جریان تربیت فردی، انسان هنگام تولد، کاملن وابسته است. رابطه ی محیط و والدین با او رابطه ای است فرمانی. دنیایی از نسبیت ها در این فرامین وجود دارد و لذا این فرامین، فرامین سیاسی هستند. در اقتصاد اما رابطه دو سویه است و براساس منطق های مشترک و برهمین اساس، مفهوم دموکراسی و فردیت به وجود آمده است. شرط حضور اقتصاد در یک جامعه، فردیتی است که قدرت تصمیم گیری داشته باشد.»

«اما بهترین شکل رابطه، ارتباطی متقابل و زاینده است. در این رابطه، چیزی مبادله نشده، بلکه خلق می شود. این رابطه ی “فرهنگی” است. در قلمرو ساختارهای تولیدی بشر، تولیدات تکنولوژیک به دست بشر می رسند و بعد از مدتی از بین می روند. اما تولیدات فرهنگی این چنین نیستند و آخرین مرحله ی توانایی زایش بشر، خود را به صورت منبع نشان می دهد. در فرهنگ، ایجاد جاذبه می شود. جامعه ای که توسعه ی شتابان پیدا می کند در واقع جامعه ی سیاسی نیست، جامعه ی فرهنگی است. جامعه ای که از حداکثر فضاهای فرهنگی خود استفاده می کند، قدرتی خواهد داشت که در آینده نقش بازی می کند. حال اگر با همین نگاه، به موسیقی بنگریم خواهیم دانست که هرقدر این هنر از فضای خانه ها به فضای اجتماعی گام بگذارد و وارد جو اجتماعی شود، دارای ظرفیتی عمیق خواهد شد و بالعکس هرقدر در فضاهای دربسته تولید شود، چون امکان نقد ندارد، مبتذل خواهد شد. ما دو هنر را در حال حاضر به همین دلیل مبتذل کردیم، موسیقی و رقص. در مورد رقص که مقوله ای کاملن معنوی است، چون فضای زیست اجتماعی را از آن حذف کردیم، آن را به امری مبتذل تبدیل کردیم و در مورد موسیقی هم با حذف صدای زنانه، چون قدرت زیست اجتماعی را از آن دریغ کرده ایم، در واقع افق آینده ی جامعه را تاریک کرده ایم.»

در بخش بعدی این نشست با تجلیل از پیام سجادیان، طراح اولیه ی سایت، در مورد شیوه ی جدید بارگذاری این سایت موسیقی صحبت شد و علیرضا مهیجی به عنوان دومین طراح سایت زنان موسیقی توضیحاتی را ارائه داد:

«نسخه ی جدید بعد از حدود شش ماه کار تیمی آماده شده و تا نوروز بارگذاری خواهد شد. سایت جدید در دو جهت تغییر کرده، اول به لحاظ ساختار ظاهری و گرافیکی و دوم از نظر محتوا.»

اجرای ساز و آواز با تار سارا رضازاده و آواز رامین بحیرایی بخش بعدی مراسم بود. رامین بحیرایی در چند جمله ی کوتاه، شادمانی خود را به مناسبت برپایی چنین مراسمی اعلام نمود و در پایان ابراز امیدواری کرد که در آینده و در چنین مراسمی خانم های خواننده بتوانند حضوری پر رنگ داشته باشند. اجرای ترانه ی «نرگس مست» و آواز با شعری از بانو سیمین بهبهانی پایان بخش این ساز و آواز بود.

ضیاالدین ناظم پور، آهنگساز و ترانه سرا آخرین سخنران نشست بود که با عنوان «مظلومیت زنان در عرصه ی تاریخ موسیقی ایران»، کلامی را با مروری به تاریخ موسیقی ایران برای حاضرین بیان کرد:
«نه تنها در پژوهش و بازنگری نقش زنان در تاریخ موسیقی ایران که حتا در جایگاه بررسی هنر موسیقی نیز، با چند قرن سکوت سرد و سنگین مواجهیم و دستیابی به هیچ گونه مدرک مستندی دال بر حضور جدی موسیقی در عرصه ی سطوح مختلف مردم جامعه مقدور نیست و حافظ چه خوش تصویر کرده:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند»


اما آخرین بخش نشست سایت زنان موسیقی به انتخاب و تقدیر از بانویی موزیسین اختصاص داشت که پس از مقدمه ای کوتاه در خصوص این انتخاب و بعد از پخش کلیپی حاوی اطلاعاتی درباره ایشان و بیوگرافی و پخش آثاری از این هنرمند گرامی، از بانو سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی سردبیر سایت برای اهدا لوح سپاس و تندیس یاد بود قمرالملوک وزیری دعوت شد تا به صحنه بیایند.

قبل از آن دلایل انتخاب چهره برتر اعلام شد:
«سایت زنان موسیقی تنها در ژانرهای موسیقی کلاسیک ایرانی (دستگاهی-سنتی)، موسیقی فولکلور و موسیقی کلاسیک فعالیت می کند و منتخبین از این نوع موسیقی انتخاب شده اند.»

«شرایط انتخاب برگزیدگان در سال اول: ۱- چهره مورد نظر در قید حیات باشند ۲- قبل از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی متولد شده باشند ۳- در سه دهه اخیر در بخش موسیقی فعالیت داشته باشند ۴- در موسیقی تاثیر گذار یا بنیان گذار بوده باشند.»

«جایزه اولین سال زنان موسیقی از میان چهره های منتخب (خانم ها: پری برکشلی، ارفع اطرایی، گلنوش خالقی، نوین افروز، سیما بینا، شیدا قرچه داغی، پریسا، پری ثمر، سوسن اصلانی، لیلی سرکیسیان، پری زنگنه، فوزیه مجد و فریده بهبود) به قید قرعه به سرکار خانم شیدا قرچه داغی اهدا شد. متاسفانه به دلیل نبود اطلاعات کافی و عدم دسترسی به چهره های موسیقی فولکلور ایران، سایت زنان موسیقی امسال نتوانست این عزیزان را مورد توجه خود قرار دهد و از این رو از تمام علاقه مندان موسیقی اقوام ایرانی پوزش می خواهیم.»

شیدا قرچه داغی، آهنگساز، پیانیست و مدرس موسیقی، چهره ی منتخب سایت زنان موسیقی بود که چون ساکن کشور کانادا هستند و در مراسم حضور نداشتند، نماینده خانم قرچه داغی در ایران آقای احمدرضا احمدی (شاعر) هم به دلیل بیماری تنفسی نتوانستند در مراسم حضور یابند و به پیشنهاد برگزار کنندگان مراسم آقای نادر مشایخی (آهنگساز) به نیابت، جایزه ی وی را از دستان سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی دریافت کردند.

پس از اهدای تندیس و لوح سپاس، نادر مشایخی با یادآوری خاطره ای از حضور روزافزون زنان موزیسین در جامعه یاد کرد: «یادم می آید چند سال پیش پس از برگزاری آزمونی که برای تشکیل یک ارکستر داشتیم و در آن هیات ژوری پشت پرده ای نشسته بودند، دیدیم که ۷۵ درصد نوازنده های منتخب، خانم ها هستند و موثرترین و بی رحم ترین سلاحی که بشر درست کرده را کشف کردیم: منطق.»


پس از اهدای جایزه یادداشت خانم قرچه داغی توسط دکتر اردشیر صالح پور خوانده شد:

«از این که به یاد من بودید، بسیار متشکرم. با این که سال هاست از ایران دورم، اما همیشه سعی و کوششم بر این بوده که علاقه به موسیقی را به بچه ها و جوانان منتقل کنم. به همین خاطر همیشه کنسرت داده ام، مقاله نوشته ام و تدریس کرده ام. سعی من این بوده که پلی بین موسیقی شرق و غرب ایجاد کنم. در عین این که انتظار نداشتم روزی کارها و آثار من، جایی حساب شود، از لطف شما و از این که به یاد من بودید، تشکر می کنم.
شیدا قرچه داغی، مونتریال، فوریه ۲۰۱۳ »

مراسم پایانی این نشست، اجرای رسیتال پیانوی شرمین مهدیزاده بود که به اجرای والس شماره ی ۲ شوپن، اپوس ۷۲ پرداخت.

نشست سایت زنان موسیقی در پایان با حضوراصحاب هنر و فرهنگ، شوری دیگر یافت. به گونه ای که یارتا یاران (پژوهشگر، بازیگر تاتر و عکاس ) و دکتر محمدباقر ضیائی (محقق، پژوهشگر و تصویرگر) که در تالار حضور داشتند، کلامی کوتاه برای سایر شنوندگان ایراد کردند.

این مراسم در تالار شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.
همکاران سایت در سال اول اسفند ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۱ به این شرح بودند:
محسن قانع بصیری، مسعود میری، سهیلا درستکار، ضیاالدین ناظم پور، پیمان سلطانی، کوروش رنجبر، مهیار شادُروان، پیمان ناصح پور، نیکو یوسفی، سجاد پورقناد، شاهین مهاجری، محبوبه خلوتی، محمدرضا شرایلی، غفار ذابح، غلامرضا سلیمانی، رامین بحیرایی، نرگس ذاکر جعفری، فرشاد توکلی، فرید تفسیری، فاطمه خان محمدی، رضا همتی راد، سروش کمالیان، سینا کمال آبادی، سیامند امینی، سینا سلیمانی، روشا سلطانی و Miguel Cruz Guerrero, Manuel Sanchez.

برای همراهی با سایت زنان موسیقی می توانید به فیس بوک ما مراجعه کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IV)

شکل و هیئت معماری مدرن، بیادآوردنده هیچ فرمی از گذشته و تاریخ یا خاطره ای قومی یا ملی نیست، بلکه نشان دهنده دیدگاه و تفکر «مدرن» ی است که با واقعیت گرایی در پی شناخت حقیقتِ فرم و مصالح است. جمله معروف «کمتر، بیشتر است» معرف برنامه معماری مدرن شد.

پیرگلو: برای انتخاب اجباری سنتور خوشحالم

من ۲۶ آبان هزار و سیصد و سی نه در تهران بدنیا آمده ام و موسیقی را از کتاب خانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در واقع در پارک نیاوران (گمان می کنم سال ۱۳۴۸ یا ۴۹) شروع کرده ام. در آن مقطع مربیان زیادی می آمدند و می رفتند از جمله خانم ابراهیمی، آقای راسخ ولی تنها کسی که روی من تاثیر به سزابی گذاشتند و راهم را در زندگی عوض کردند، آقای محمد رضا درویشی بوده اند و اولین قطعه ای هم که راه من را مشخص کرده است، سونات اول بتهوون، سونات پاتیتیک بوده است که آن آکورد اول راه بنده را در زندگی عوض کرده و تا امروز هم ادامه دارد.

از روزهای گذشته…

نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
نقش گم شده‌ی ویراستار (I)

نقش گم شده‌ی ویراستار (I)

موسیقی قرن بیستم همان که با نام‌هایی مانند مدرن و … به آن اشاره می‌شود در ایران هم مورد توجه قرار گرفته است. سوءال‌های زیادی در مورد دلایل این پذیرش مطرح است. به هر حال کنسرت‌ها و فعالیت‌های مرتبط با این نوع موسیقی (چه داخلی چه خارجی) در ایران با استقبال نسبی علاقه‌مندان موسیقی مواجه شده (۱). از همین رو عده‌ی روزافزونی از هنرجویان و علاقه‌مندان موسیقی مایلند که در مورد این نوع موسیقی بیاموزند یا اطلاعاتی جانبی کسب کنند.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی سی و هفتمین نشست پژوهشی خود را با همکاری انجمن موسیقی این بار با موضوع « مروری بر آثار رضاقلی میرزا ظلی» روز جمعه ۲۵ خرداد۸۶ از ساعت ۴ الی ۶:۴۵ در تالار رودکی برگزار کرد. در این برنامه پژوهشی کاربردی، ضمن دیسکوگرافی و تجزیه وتحلیل اثار ظلی، نمونه هایی از صفحات او پخش و برخی نیز بازخوانی شد. فهرست برنامه به این شرح بود
شبی با هارپ (I)

شبی با هارپ (I)

در دو هفته‌ی گذشته در تهران و شیراز کنسرت شبی با هارپ اجرا شد. هارپ سازی است که دستکم بعد از انقلاب در ایران تنها در بعضی اجراهای معدود ارکستر سمفونیک حضوری کمرنگ داشته است. در برنامه‌ای با عنوان «شبی با هارپ» که به همت فتانه شاهین و با کمک انجمن موسیقی ایران و شعبه‌ی استان فارس این انجمن برپا شده بود این ساز رویایی به نوا درآمد.
حفظ کنیم یا نه؟ (II)

حفظ کنیم یا نه؟ (II)

همسر متکاف، امیلی والهوت، نوازنده ویلون سل است و با ارکسترشان برخی از آثار قرون شانزدهم و هفدهم را اجرا می کند. اعضای ارکستر به این نتیجه رسیده اند که واکنش شنوندگان زمانی که آنها از نت استفاده نمی کنند خیلی بیشتر است:“ شنوندگان عاشق دیدن این صحنه هستند.”
بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

بررسیِ مقاله‏ «مُدلی جدید برای اتنوموزیکولوژی» (III)

او آنچه رایس به عنوان مدل مریام نمایش داده را «استخوان‏های لختِ این مدل» تعبیر می‏ کند. در این‏باره اِلِن کاسکف (۱۳۸۵: ۱۶۵) بیان می‏کند: «نوعی فُلکلُر درباره‏ سادگی فریبنده‏ [… مدل مریام] رشد کرده که احتمالاً روابط پیچیده ‏ترِ میان انسان، موسیقی و فرهنگ را که شاید مورد نظر مریام بوده از نظر پنهان کرده ‏است». در این راستا او براساس بررسی دقیق‏ترِ توضیحاتِ مریام ساختار و شکل پیچیده‏ تری از مدل مریام را نشان می‏دهد (نک. همان: ۱۷۰). در واکنش به نظر دیگر رایس، سیگر دلیل رویکردهای متنوع شاگردان مریام در پژوهش‏های انسان‏ شناختی موسیقی که منجر به گزارش نتایج مختلف شده را نه محدود بودن آن‏ها، بلکه به خاطر مبتنی بودن «مباحثات و کار»ِ آن‏ها بر آثار اندیشمندانی مانند مارکس، وبر، دورکهایم و زیمل می‏ داند.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

حضور گروه موسیقی دل آوا در فستیوال رنسانس ارمنستان

گروه موسیقی دل آوا مقام نخست بخش موسیقی فولکلور را در فستیوال موسیقی رنسانس ارمنستان دریافت کرد. این فستیوال هر سال به مناسبت سالگرد کشتار ارامنه و یادمان این واقعه تاریخی در شهر گیومری از ۱۰ آوریل تا ۱۰ می‌ برگزار می‌گردد و از تمامی‌ دنیا گروه‌های موسیقی در بخش‌های مختلف و سبک‌های گوناگون موسیقی در آن شرکت می‌کنند. این فستیوال بین‌‌المللی، چندی قبل فراخوانی اینترنتی برای شرکتِ گروه‌های مختلف موسیقی از سراسر جهان داده بود که در آن امکان حضور گروه‌های مختلف در سبک هایی مثل جز، راک، کلاسیک، موسیقی کانتری و… وجود داشت.
گفتگو با آرش محافظ (II)

گفتگو با آرش محافظ (II)

الان خوشبختانه یکسری افراد شروع به آهنگسازی کرده‌اند. به اینکه متد موسیقی صفوی یا تیموری داشته باشیم که یاد دهیم، نیازی نیست هرچند شاید زمانی این کار را بکنیم. من در ترکیه که کار میدانی می‌کردم راجع به مقام‌ها و ریتم‌ها با ده‌ها استاد مصاحبه کردم که مثلا فلان دور یا مقام را چگونه آموزش می‌دهید؟ همگی جوابشان این است که آهنگسازی یا تقسیم‌زدن را یاد نمی‌دهند، شاگرد فقط باید قطعه بزند. شما در موسیقی ایرانی به‌سختی برای هر دستگاه می‌توانید ۲۰ قطعه کلاسیک درجه یک پیدا کنید. یاد گرفتن اینها یک متد بیشتر ندارد؛ باید نواخت. کم‌کم قوانین آن به دست‌تان می‌آید که ارتباط این ملودی با آن ریتم چیست؟ ۳۰ قطعه در شوق نامه و ۷۰ قطعه در کتاب عجملر وجود دارند و موارد دیگر. متد خاص نه‌تنها در ایران بلکه در جاهای دیگر هم وجود ندارد. شاید زمانی برسد که در آهنگسازی شرقی مثل آهنگسازی غربی بتوانیم همه چیز را تئوریزیه کنیم. غیرممکن نیست و حتما مفید هم هست. اما الان مسأله این نیست که چون متد نداریم، چکار کنیم؟ مقام را باید زد تا یاد گرفت.
اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

اجرای هنرجویان موسیقی ایرانی بر صحنه آمستردام

یکی از هنرمندان فعال در عرصه‌ی موسیقی ایرانی در هلند حمید ‌متبسم‌ است. تک‌نواز تار و سه‌تار که البته سال‌ها در آلمان ساکن بود، ولی مدتی است که مقیم هلند شده است. حمید متبسم در کنار برنامه‌های اجرایی متعدد خود در زمینه‌‌ی آموزش هم فعالیت‌های زیادی دارد و سیزدهم دسامبر، تعداد زیادی از هنرجویانش در مرکز فرهنگی «خریفیون» وابسته به دانشگاه آزاد آمستردام، کنسرتی اجرا می‌کنند. به همین بهانه با حمید متبسم گفت‌ و گو کردم. ابتدا از پیشینه‌ی برگزاری چنین برنامه‌هایی پرسیدم.