گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:







«موسیقی صدای بهشت است، صدای مادرانگی جهان و زنان در این میان، نخستین و بیشترین سهم را دارند.»

« بهانه ی برنامه ی امروز نشست پرباری است که با حضور مغتنم شما به روز نخست اسفند، شاهد آن هستیم.»

«سایت زنان موسیقی که سال گذشته تاسیس شد، نخستین برنامه ی رسمی خود را با حضور شما اجرا می کند، در این سایت، به فعالیت های موسیقایی زنان در سه ژانر “موسیقی دستگاهی”، “موسیقی کلاسیک” و “موسیقی فولکلور پرداخته می شود.»


نیکو یوسفی، سردبیر سایت زنان موسیقی اولین سخنران نشست بود که بخشی از اهداف سایت را چنین برشمرد:

«هدف ما موسیقی است، بی مرز و جغرافیای محدود. هدف ما موسیقی است، بی دسته بندی های مرسوم و هدف ما موسیقی است، با اندیشه ی موسیقی و در راه رسیدن به این هدف، پرداختن به موسیقی با تمرکز بر بخش زنانه ی این هنر را مدنظر داریم. نگاه مان بر جنسی است از انسان که محصور است و جنسی است از هنر که ممنوع.»

«واقعیت این است که زنان در فرهنگ های بسیاری از ملل، جنسی فرودست و دورنگه داشته شده بوده اند. اما آیا خود آنان برای رسیدن به جایگاه واقعی خود چه تلاشی کرده اند؟ صحبت از موسیقی است و زن و توجه به این مسئله که در کنار زنانی که بدون در نظر گرفتن جنسیت خود زیسته اند و فعالیت می کنند، هستند گروهی که تنها انتظار بودن دارند و نه بیشتر. محدودیت ها همیشه چهره ای ملموس دارند اما این ما هستیم که می توانیم آنها را کنار بزنیم و بی اعتنا به بودنشان، تلاشی مضاعف داشته باشیم.»

دکتر مسعود میری، ادیب و پژوهشگر متون کهن، در سخنانی با عنوان روایت های هزار و یک شبی از زنان موسیقی، دیگر سخنران مراسم بود:
«زنان موسیقی در داستان های هزار و یک شب نقش خاصی دارند. فضای هزار و یک شبی با فضای متون دینی ما مشابهت و افتراقاتی دارد. هر دوی این متون از تفکر مردم، عوام و اجتماع کوچه و بازار سرچشمه گرفته اند و از یک سرمنشا سیراب می شوند؛ آن هم تفکر معنوی مردم است. جهان شناسی ای که برای متون فولکلور و متون دینی وجود دارد، براساس آنچه که بعد ها دیده شده، نوعی وحدت و کثرت در خود دارد؛ نوعی نگاه ارسطویی به جهان و کل نگر. نگاه انسان همواره به جهان نگاهی میانِ جزءنگری و کل نگری است. در هزار و یک شب که به گونه ای متن ملی ماست، سه ویژگی کلی برای زنان موسیقی دیده می شود. و ضمنن اشاراتی هم پیرامون آغازین نگاه بشر به زن دارد. زنی که در آغاز معلم بشریت بوده است. در این متن، زنان به عنوان معلمانی بیان شده اند که چند چیز را ذاتن داشته اند. خنیاگری و آوازخوانی یکی از این ویژگی ها بوده. در آن دوره، سخن از برتری زنان نسبت به مردان نبوده، بلکه زنان را آموزگارانی موفق تر دانسته اند.»



پخش کلیپ تصویری از فعالیت های سایت زنان موسیقی، بخش بعدی برنامه بود.

دونوازی ویولن “روناک معماری” و ویولن سل “غزاله شیرازی” با قطعه ای از “فیه چایلد” قسمت دیگری از این برنامه بود که به سمع حضار رسید.



پیمان سلطانی، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و منتقد موسیقی، سخنران بعد مراسم بود که به علت بیماری نتوانست بر روی سن حاضر شود و متن سخنان وی با عنوانِ “بانوی موسیقی من” را اردشیر صالح پور قرائت کرد:
« اصولا زن به دنیا آمدن، به معنای ورود به فضایی محدود و اختصاصی در سیطره ی مردان است… اگر نگاه مان را از زاویه ی تنگ مُد به زن فراتر بریم که دیگر موضوعی دستمالی شده از سوی خاص و عام است و مشخصا دیدمان را متمرکز کنیم بر مطالبات انسانی زن و حضور تمام نمای اش در صحنه ی اجتماع و عدالت مدنی و مساله ی زن را به عنوان پدیده ای آکنده از ارگانیسم پر جنب و جوش جامعه، نه فقط به عنوان نرم تنی که زنیت محافل است ببینیم، آن وقت موضوع آزادی انسان و عدالت اجتماعی مطرح می شود و اینجا باید به شخصیت زن در این مقام انسانی صحه گذاشت. چرا که بدون نمایان ساختن اندام اش نمود یافته است. در چنین شرایطی دیگر زن حتی در مقوله ی هنر نیز به عنوان مادینه ای با خواص جسمانی اش دیده نخواهد شد.»

«مشکل اصلی برخی از زنان موسیقی در ایران تحمیق ستمگرانه ای است به ذات بی پایان و اوج های بزرگ خودشان. قبل از این که تعینات فمنیستی در قرن بیستم به بریز و بپاش های خود برسد، زنِ آرمانی پیش از من زشتی ها و پلشتی های تاریخ خود را پاکباز و خردمند، دوش به دوش و در کنار مردان به نسلی دیگر می رساند و از سلاح تابدار اندام اش چون مزه ی محافل خان نشین سود نمی جوید؛ آری این زن آرمانی ذهن من است که اگر در عرصه ی موسیقی پا به میدان گذارد کمال احترام و افتادگی مرا نیز به پیشگاه خود خواهد داشت.»

« چنان که قمرالملوک وزیری نمونه ی کاملی از زن نوین ایرانی است، او در عین رنج مدام تاریخی که به دوش داشت، در عمق شاعرانگی، گوی سبقت را از بسیاری مردان ربود و آلوده ی کاباره و محفل هایی از این دست نگشت. به همین دلیل است که قمر الملوک وزیری نیمی از عرفان جامعه ی ما می شود و خود را از سایه ها ی خاموش رها می سازد و به چاووشی منفرد بدل می شود.»

« زنانی که من شخصا از نزدیک در جامعه، شاهد فعالیت شان بوده ام، با وجود دو نیمه بودن در فضای قیمومیتی و محدود، مدام باید بکوشند تا ضمن پاییدن خود، با تصوری از خویش همراه شوند. چراکه از کودکی آموخته اند، رفتار و حرکات شان را ارزیابی و ممیزی کنند و همچنین باید هم ارزیاب خود بوده و هم ارزیابی شوند. یعنی هم یک زن باشند و هم یک هستی. سوژه ای با دو هویت جداگانه. »


محسن قانع بصیری، نویسنده و نظریه پرداز در زمینه های اقتصاد و فرهنگ و هنر، به نقش هنر و به ویژه موسیقی در توسعه ی اجتماعی اشاره کرد:
«در جریان تربیت فردی، انسان هنگام تولد، کاملن وابسته است. رابطه ی محیط و والدین با او رابطه ای است فرمانی. دنیایی از نسبیت ها در این فرامین وجود دارد و لذا این فرامین، فرامین سیاسی هستند. در اقتصاد اما رابطه دو سویه است و براساس منطق های مشترک و برهمین اساس، مفهوم دموکراسی و فردیت به وجود آمده است. شرط حضور اقتصاد در یک جامعه، فردیتی است که قدرت تصمیم گیری داشته باشد.»

«اما بهترین شکل رابطه، ارتباطی متقابل و زاینده است. در این رابطه، چیزی مبادله نشده، بلکه خلق می شود. این رابطه ی “فرهنگی” است. در قلمرو ساختارهای تولیدی بشر، تولیدات تکنولوژیک به دست بشر می رسند و بعد از مدتی از بین می روند. اما تولیدات فرهنگی این چنین نیستند و آخرین مرحله ی توانایی زایش بشر، خود را به صورت منبع نشان می دهد. در فرهنگ، ایجاد جاذبه می شود. جامعه ای که توسعه ی شتابان پیدا می کند در واقع جامعه ی سیاسی نیست، جامعه ی فرهنگی است. جامعه ای که از حداکثر فضاهای فرهنگی خود استفاده می کند، قدرتی خواهد داشت که در آینده نقش بازی می کند. حال اگر با همین نگاه، به موسیقی بنگریم خواهیم دانست که هرقدر این هنر از فضای خانه ها به فضای اجتماعی گام بگذارد و وارد جو اجتماعی شود، دارای ظرفیتی عمیق خواهد شد و بالعکس هرقدر در فضاهای دربسته تولید شود، چون امکان نقد ندارد، مبتذل خواهد شد. ما دو هنر را در حال حاضر به همین دلیل مبتذل کردیم، موسیقی و رقص. در مورد رقص که مقوله ای کاملن معنوی است، چون فضای زیست اجتماعی را از آن حذف کردیم، آن را به امری مبتذل تبدیل کردیم و در مورد موسیقی هم با حذف صدای زنانه، چون قدرت زیست اجتماعی را از آن دریغ کرده ایم، در واقع افق آینده ی جامعه را تاریک کرده ایم.»

در بخش بعدی این نشست با تجلیل از پیام سجادیان، طراح اولیه ی سایت، در مورد شیوه ی جدید بارگذاری این سایت موسیقی صحبت شد و علیرضا مهیجی به عنوان دومین طراح سایت زنان موسیقی توضیحاتی را ارائه داد:

«نسخه ی جدید بعد از حدود شش ماه کار تیمی آماده شده و تا نوروز بارگذاری خواهد شد. سایت جدید در دو جهت تغییر کرده، اول به لحاظ ساختار ظاهری و گرافیکی و دوم از نظر محتوا.»

اجرای ساز و آواز با تار سارا رضازاده و آواز رامین بحیرایی بخش بعدی مراسم بود. رامین بحیرایی در چند جمله ی کوتاه، شادمانی خود را به مناسبت برپایی چنین مراسمی اعلام نمود و در پایان ابراز امیدواری کرد که در آینده و در چنین مراسمی خانم های خواننده بتوانند حضوری پر رنگ داشته باشند. اجرای ترانه ی «نرگس مست» و آواز با شعری از بانو سیمین بهبهانی پایان بخش این ساز و آواز بود.

ضیاالدین ناظم پور، آهنگساز و ترانه سرا آخرین سخنران نشست بود که با عنوان «مظلومیت زنان در عرصه ی تاریخ موسیقی ایران»، کلامی را با مروری به تاریخ موسیقی ایران برای حاضرین بیان کرد:
«نه تنها در پژوهش و بازنگری نقش زنان در تاریخ موسیقی ایران که حتا در جایگاه بررسی هنر موسیقی نیز، با چند قرن سکوت سرد و سنگین مواجهیم و دستیابی به هیچ گونه مدرک مستندی دال بر حضور جدی موسیقی در عرصه ی سطوح مختلف مردم جامعه مقدور نیست و حافظ چه خوش تصویر کرده:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند»


اما آخرین بخش نشست سایت زنان موسیقی به انتخاب و تقدیر از بانویی موزیسین اختصاص داشت که پس از مقدمه ای کوتاه در خصوص این انتخاب و بعد از پخش کلیپی حاوی اطلاعاتی درباره ایشان و بیوگرافی و پخش آثاری از این هنرمند گرامی، از بانو سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی سردبیر سایت برای اهدا لوح سپاس و تندیس یاد بود قمرالملوک وزیری دعوت شد تا به صحنه بیایند.

قبل از آن دلایل انتخاب چهره برتر اعلام شد:
«سایت زنان موسیقی تنها در ژانرهای موسیقی کلاسیک ایرانی (دستگاهی-سنتی)، موسیقی فولکلور و موسیقی کلاسیک فعالیت می کند و منتخبین از این نوع موسیقی انتخاب شده اند.»

«شرایط انتخاب برگزیدگان در سال اول: ۱- چهره مورد نظر در قید حیات باشند ۲- قبل از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی متولد شده باشند ۳- در سه دهه اخیر در بخش موسیقی فعالیت داشته باشند ۴- در موسیقی تاثیر گذار یا بنیان گذار بوده باشند.»

«جایزه اولین سال زنان موسیقی از میان چهره های منتخب (خانم ها: پری برکشلی، ارفع اطرایی، گلنوش خالقی، نوین افروز، سیما بینا، شیدا قرچه داغی، پریسا، پری ثمر، سوسن اصلانی، لیلی سرکیسیان، پری زنگنه، فوزیه مجد و فریده بهبود) به قید قرعه به سرکار خانم شیدا قرچه داغی اهدا شد. متاسفانه به دلیل نبود اطلاعات کافی و عدم دسترسی به چهره های موسیقی فولکلور ایران، سایت زنان موسیقی امسال نتوانست این عزیزان را مورد توجه خود قرار دهد و از این رو از تمام علاقه مندان موسیقی اقوام ایرانی پوزش می خواهیم.»

شیدا قرچه داغی، آهنگساز، پیانیست و مدرس موسیقی، چهره ی منتخب سایت زنان موسیقی بود که چون ساکن کشور کانادا هستند و در مراسم حضور نداشتند، نماینده خانم قرچه داغی در ایران آقای احمدرضا احمدی (شاعر) هم به دلیل بیماری تنفسی نتوانستند در مراسم حضور یابند و به پیشنهاد برگزار کنندگان مراسم آقای نادر مشایخی (آهنگساز) به نیابت، جایزه ی وی را از دستان سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی دریافت کردند.

پس از اهدای تندیس و لوح سپاس، نادر مشایخی با یادآوری خاطره ای از حضور روزافزون زنان موزیسین در جامعه یاد کرد: «یادم می آید چند سال پیش پس از برگزاری آزمونی که برای تشکیل یک ارکستر داشتیم و در آن هیات ژوری پشت پرده ای نشسته بودند، دیدیم که ۷۵ درصد نوازنده های منتخب، خانم ها هستند و موثرترین و بی رحم ترین سلاحی که بشر درست کرده را کشف کردیم: منطق.»


پس از اهدای جایزه یادداشت خانم قرچه داغی توسط دکتر اردشیر صالح پور خوانده شد:

«از این که به یاد من بودید، بسیار متشکرم. با این که سال هاست از ایران دورم، اما همیشه سعی و کوششم بر این بوده که علاقه به موسیقی را به بچه ها و جوانان منتقل کنم. به همین خاطر همیشه کنسرت داده ام، مقاله نوشته ام و تدریس کرده ام. سعی من این بوده که پلی بین موسیقی شرق و غرب ایجاد کنم. در عین این که انتظار نداشتم روزی کارها و آثار من، جایی حساب شود، از لطف شما و از این که به یاد من بودید، تشکر می کنم.
شیدا قرچه داغی، مونتریال، فوریه ۲۰۱۳ »

مراسم پایانی این نشست، اجرای رسیتال پیانوی شرمین مهدیزاده بود که به اجرای والس شماره ی ۲ شوپن، اپوس ۷۲ پرداخت.

نشست سایت زنان موسیقی در پایان با حضوراصحاب هنر و فرهنگ، شوری دیگر یافت. به گونه ای که یارتا یاران (پژوهشگر، بازیگر تاتر و عکاس ) و دکتر محمدباقر ضیائی (محقق، پژوهشگر و تصویرگر) که در تالار حضور داشتند، کلامی کوتاه برای سایر شنوندگان ایراد کردند.

این مراسم در تالار شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.
همکاران سایت در سال اول اسفند ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۱ به این شرح بودند:
محسن قانع بصیری، مسعود میری، سهیلا درستکار، ضیاالدین ناظم پور، پیمان سلطانی، کوروش رنجبر، مهیار شادُروان، پیمان ناصح پور، نیکو یوسفی، سجاد پورقناد، شاهین مهاجری، محبوبه خلوتی، محمدرضا شرایلی، غفار ذابح، غلامرضا سلیمانی، رامین بحیرایی، نرگس ذاکر جعفری، فرشاد توکلی، فرید تفسیری، فاطمه خان محمدی، رضا همتی راد، سروش کمالیان، سینا کمال آبادی، سیامند امینی، سینا سلیمانی، روشا سلطانی و Miguel Cruz Guerrero, Manuel Sanchez.

برای همراهی با سایت زنان موسیقی می توانید به فیس بوک ما مراجعه کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

اطلاعیه چهارم مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران ۸۷

اطلاعیه چهارم مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران ۸۷

مرحله مقدماتی این مسابقات طی سه روز متوالی در خانه هنرمندان از ساعت ۱۰:۰۰ الی ۱۹:۰۰ به شرح زیر برگزار خواهد شد: روز اول – سه شنبه ۲۹ / مرداد / ۸۷ (سالن ناصری)
بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.
به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)

به بهانه انتشار کنسرت ارکستر مضرابی (II)

قسمت سوم “سرود گل” است؛ یکی از مشهورترین ساخته های حسین دهلوی که با توجه به زیبایی و در عین حال ساده بودن تکنیکی آن، بسیار مورد توجه ارکسترهای تلفیقی سازهای غربی و ایرانی است (که با نام ارکستر ملی مشهورند). هرچند وجود قسمتهای کششی زیاد در این اثر، لطف آن را در اجرا با ارکستر مضرابی کم کرده و مخصوصا صدابرداری نامناسب این کنسرت هم به بدتر شنیده شدن این اثر زیبا افزوده است.
توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

توماس فتس والر، اسطوره جز (I)

به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده Jazz ای که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر.
پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

پدرام فریوسفی: پیانیست های ما علاقه ای به آکومپانیمان ندارند!

نام پدرام فریوسفی بیشتر از ده سال است در آلبومهای موسیقی دیده میشود، او با وجود اینکه هنوز به دهه چهارم زندگی خود نرسیده، جایگاه مناسبی در میان اهالی موسیقی مخصوصا ساز ویولون دارد. امروز فریوسفی به عنوان کنسرت مایستر ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس فعال است، همچنین در خرداد ماه امسال در اقدامی جسورانه برخلاف همیشه با ویولا “سوگواری باد” را ساخته آهنگساز معاصر، گیا کانچلی را با ارکستر فیلارمونیک ایرانیان به روی صحنه برد که مورد استقبال علاقمندان جدی موسیقی کلاسیک قرار گرفت. امروز با او به گفتگو مینشینیم.
افسانه ۱۹۰۰

افسانه ۱۹۰۰

فیلم داستان زندگی مردی است که هیچگاه پا روی خشکی نگذاشته و همواره در یک کشتی تا هنگام مرگ زندگی می کند و پیانو می نوازد.
فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.
مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

مروری بر «کتاب گوشه؛ فرهنگ نواهای ایران» (I)

انتشار «کتاب گوشه» رخداد مسرت‌بخشی برای موسیقی ایران است. در این فرهنگ، تلاش‌های گذشته با آنچه ارشد تهماسبی گردآورده به تلاقی رسیده‌اند. این فرهنگ می‌تواند به بسیاری از داستان‌سرایی‌ها و افسانه‌‌بافی‌ها و اطلاعات اشتباهی که در کلاس‌های موسیقی رد و بدل می‌شود پایان دهد. دقت، همت و پشتکار مؤلف در بیش از بیست سال کار بر روی این کتاب در جای‌جایِ آن هویداست. منظم کردن پانصد مدخلِ ابوتراب رازانی و حذف چهار عنوان تکراری در آن، تنها یک از صدها نمونه از این دقتِ کمیاب است. این فرهنگ، در مقام یک کار فردی شگفت‌انگیز است وآن را تنها می‌توان نتیجه‌ی یک عشق بزرگ دانست.
جسور و ایرانی (III)

جسور و ایرانی (III)

بعد از چند بار تکرار این الگو، جمله ای ملودیک با سرعتی بالا در تضاد با آنچه تا آن لحظه نواخته می شد شنیده می شود، مانند اتفاقی بزرگ میان تکرار روزمرگی ها. بعد از آن دوباره همان پایه با همراهی تنبک نواخته می شود که این بار تپش و ضربان تداعی می شود. اما با پیش رفتن قطعه، احساسی که ممکن است هنگام شنیدن این قطعه به شنونده دست دهد نه احساس تکرار که بیشتر احساس بی قراری و حرکت رو به مقصدی سرنوشت ساز است، شاید حاصل از اتفاقی بزرگ که در میان آن ”ضربان خسته ی تکرار” رخ داده باشد، بماند که ناشر در جلد سی دی داستان دیگری برای این قطعه دارد.
مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

مد، نمایان و محسوس در موسیقی ایرانی (III)

اینگونه است که حرکت ملودی در موسیقی ایرانی را بر مبنای مد می نامند نه گام زیرا بیشتر سیطره ی «ملودی مدل» عموما در محدوده ی یک دانگ (چهارم درست) شکل می گیرد نه یک اکتاو (هشتم درست) اما واریاسیون های ملودی معمولا در محدوده ی فضای یک اکتاو می تواند جریان یابد.