گزارشی از نشست اولین سالگرد سایت زنان موسیقی

یکم اسفند ۱۳۹۱، خانه ی هنرمندان میزبان نشستی با عنوان “زنان موسیقی” بود. این برنامه که با همت گردانندگان و همکاران “سایت زنان موسیقی” برگزار شده بود، جشنی بود به مناسبت تولد یک سالگی این سایت. نخست دکتر اردشیر صالح پور به عنوان مجری، دقایقی در معرفی برنامه و نقش زنان در موسیقی سخن گفت:







«موسیقی صدای بهشت است، صدای مادرانگی جهان و زنان در این میان، نخستین و بیشترین سهم را دارند.»

« بهانه ی برنامه ی امروز نشست پرباری است که با حضور مغتنم شما به روز نخست اسفند، شاهد آن هستیم.»

«سایت زنان موسیقی که سال گذشته تاسیس شد، نخستین برنامه ی رسمی خود را با حضور شما اجرا می کند، در این سایت، به فعالیت های موسیقایی زنان در سه ژانر “موسیقی دستگاهی”، “موسیقی کلاسیک” و “موسیقی فولکلور پرداخته می شود.»


نیکو یوسفی، سردبیر سایت زنان موسیقی اولین سخنران نشست بود که بخشی از اهداف سایت را چنین برشمرد:

«هدف ما موسیقی است، بی مرز و جغرافیای محدود. هدف ما موسیقی است، بی دسته بندی های مرسوم و هدف ما موسیقی است، با اندیشه ی موسیقی و در راه رسیدن به این هدف، پرداختن به موسیقی با تمرکز بر بخش زنانه ی این هنر را مدنظر داریم. نگاه مان بر جنسی است از انسان که محصور است و جنسی است از هنر که ممنوع.»

«واقعیت این است که زنان در فرهنگ های بسیاری از ملل، جنسی فرودست و دورنگه داشته شده بوده اند. اما آیا خود آنان برای رسیدن به جایگاه واقعی خود چه تلاشی کرده اند؟ صحبت از موسیقی است و زن و توجه به این مسئله که در کنار زنانی که بدون در نظر گرفتن جنسیت خود زیسته اند و فعالیت می کنند، هستند گروهی که تنها انتظار بودن دارند و نه بیشتر. محدودیت ها همیشه چهره ای ملموس دارند اما این ما هستیم که می توانیم آنها را کنار بزنیم و بی اعتنا به بودنشان، تلاشی مضاعف داشته باشیم.»

دکتر مسعود میری، ادیب و پژوهشگر متون کهن، در سخنانی با عنوان روایت های هزار و یک شبی از زنان موسیقی، دیگر سخنران مراسم بود:
«زنان موسیقی در داستان های هزار و یک شب نقش خاصی دارند. فضای هزار و یک شبی با فضای متون دینی ما مشابهت و افتراقاتی دارد. هر دوی این متون از تفکر مردم، عوام و اجتماع کوچه و بازار سرچشمه گرفته اند و از یک سرمنشا سیراب می شوند؛ آن هم تفکر معنوی مردم است. جهان شناسی ای که برای متون فولکلور و متون دینی وجود دارد، براساس آنچه که بعد ها دیده شده، نوعی وحدت و کثرت در خود دارد؛ نوعی نگاه ارسطویی به جهان و کل نگر. نگاه انسان همواره به جهان نگاهی میانِ جزءنگری و کل نگری است. در هزار و یک شب که به گونه ای متن ملی ماست، سه ویژگی کلی برای زنان موسیقی دیده می شود. و ضمنن اشاراتی هم پیرامون آغازین نگاه بشر به زن دارد. زنی که در آغاز معلم بشریت بوده است. در این متن، زنان به عنوان معلمانی بیان شده اند که چند چیز را ذاتن داشته اند. خنیاگری و آوازخوانی یکی از این ویژگی ها بوده. در آن دوره، سخن از برتری زنان نسبت به مردان نبوده، بلکه زنان را آموزگارانی موفق تر دانسته اند.»



پخش کلیپ تصویری از فعالیت های سایت زنان موسیقی، بخش بعدی برنامه بود.

دونوازی ویولن “روناک معماری” و ویولن سل “غزاله شیرازی” با قطعه ای از “فیه چایلد” قسمت دیگری از این برنامه بود که به سمع حضار رسید.



پیمان سلطانی، آهنگساز، رهبر ارکستر، نوازنده و منتقد موسیقی، سخنران بعد مراسم بود که به علت بیماری نتوانست بر روی سن حاضر شود و متن سخنان وی با عنوانِ “بانوی موسیقی من” را اردشیر صالح پور قرائت کرد:
« اصولا زن به دنیا آمدن، به معنای ورود به فضایی محدود و اختصاصی در سیطره ی مردان است… اگر نگاه مان را از زاویه ی تنگ مُد به زن فراتر بریم که دیگر موضوعی دستمالی شده از سوی خاص و عام است و مشخصا دیدمان را متمرکز کنیم بر مطالبات انسانی زن و حضور تمام نمای اش در صحنه ی اجتماع و عدالت مدنی و مساله ی زن را به عنوان پدیده ای آکنده از ارگانیسم پر جنب و جوش جامعه، نه فقط به عنوان نرم تنی که زنیت محافل است ببینیم، آن وقت موضوع آزادی انسان و عدالت اجتماعی مطرح می شود و اینجا باید به شخصیت زن در این مقام انسانی صحه گذاشت. چرا که بدون نمایان ساختن اندام اش نمود یافته است. در چنین شرایطی دیگر زن حتی در مقوله ی هنر نیز به عنوان مادینه ای با خواص جسمانی اش دیده نخواهد شد.»

«مشکل اصلی برخی از زنان موسیقی در ایران تحمیق ستمگرانه ای است به ذات بی پایان و اوج های بزرگ خودشان. قبل از این که تعینات فمنیستی در قرن بیستم به بریز و بپاش های خود برسد، زنِ آرمانی پیش از من زشتی ها و پلشتی های تاریخ خود را پاکباز و خردمند، دوش به دوش و در کنار مردان به نسلی دیگر می رساند و از سلاح تابدار اندام اش چون مزه ی محافل خان نشین سود نمی جوید؛ آری این زن آرمانی ذهن من است که اگر در عرصه ی موسیقی پا به میدان گذارد کمال احترام و افتادگی مرا نیز به پیشگاه خود خواهد داشت.»

« چنان که قمرالملوک وزیری نمونه ی کاملی از زن نوین ایرانی است، او در عین رنج مدام تاریخی که به دوش داشت، در عمق شاعرانگی، گوی سبقت را از بسیاری مردان ربود و آلوده ی کاباره و محفل هایی از این دست نگشت. به همین دلیل است که قمر الملوک وزیری نیمی از عرفان جامعه ی ما می شود و خود را از سایه ها ی خاموش رها می سازد و به چاووشی منفرد بدل می شود.»

« زنانی که من شخصا از نزدیک در جامعه، شاهد فعالیت شان بوده ام، با وجود دو نیمه بودن در فضای قیمومیتی و محدود، مدام باید بکوشند تا ضمن پاییدن خود، با تصوری از خویش همراه شوند. چراکه از کودکی آموخته اند، رفتار و حرکات شان را ارزیابی و ممیزی کنند و همچنین باید هم ارزیاب خود بوده و هم ارزیابی شوند. یعنی هم یک زن باشند و هم یک هستی. سوژه ای با دو هویت جداگانه. »


محسن قانع بصیری، نویسنده و نظریه پرداز در زمینه های اقتصاد و فرهنگ و هنر، به نقش هنر و به ویژه موسیقی در توسعه ی اجتماعی اشاره کرد:
«در جریان تربیت فردی، انسان هنگام تولد، کاملن وابسته است. رابطه ی محیط و والدین با او رابطه ای است فرمانی. دنیایی از نسبیت ها در این فرامین وجود دارد و لذا این فرامین، فرامین سیاسی هستند. در اقتصاد اما رابطه دو سویه است و براساس منطق های مشترک و برهمین اساس، مفهوم دموکراسی و فردیت به وجود آمده است. شرط حضور اقتصاد در یک جامعه، فردیتی است که قدرت تصمیم گیری داشته باشد.»

«اما بهترین شکل رابطه، ارتباطی متقابل و زاینده است. در این رابطه، چیزی مبادله نشده، بلکه خلق می شود. این رابطه ی “فرهنگی” است. در قلمرو ساختارهای تولیدی بشر، تولیدات تکنولوژیک به دست بشر می رسند و بعد از مدتی از بین می روند. اما تولیدات فرهنگی این چنین نیستند و آخرین مرحله ی توانایی زایش بشر، خود را به صورت منبع نشان می دهد. در فرهنگ، ایجاد جاذبه می شود. جامعه ای که توسعه ی شتابان پیدا می کند در واقع جامعه ی سیاسی نیست، جامعه ی فرهنگی است. جامعه ای که از حداکثر فضاهای فرهنگی خود استفاده می کند، قدرتی خواهد داشت که در آینده نقش بازی می کند. حال اگر با همین نگاه، به موسیقی بنگریم خواهیم دانست که هرقدر این هنر از فضای خانه ها به فضای اجتماعی گام بگذارد و وارد جو اجتماعی شود، دارای ظرفیتی عمیق خواهد شد و بالعکس هرقدر در فضاهای دربسته تولید شود، چون امکان نقد ندارد، مبتذل خواهد شد. ما دو هنر را در حال حاضر به همین دلیل مبتذل کردیم، موسیقی و رقص. در مورد رقص که مقوله ای کاملن معنوی است، چون فضای زیست اجتماعی را از آن حذف کردیم، آن را به امری مبتذل تبدیل کردیم و در مورد موسیقی هم با حذف صدای زنانه، چون قدرت زیست اجتماعی را از آن دریغ کرده ایم، در واقع افق آینده ی جامعه را تاریک کرده ایم.»

در بخش بعدی این نشست با تجلیل از پیام سجادیان، طراح اولیه ی سایت، در مورد شیوه ی جدید بارگذاری این سایت موسیقی صحبت شد و علیرضا مهیجی به عنوان دومین طراح سایت زنان موسیقی توضیحاتی را ارائه داد:

«نسخه ی جدید بعد از حدود شش ماه کار تیمی آماده شده و تا نوروز بارگذاری خواهد شد. سایت جدید در دو جهت تغییر کرده، اول به لحاظ ساختار ظاهری و گرافیکی و دوم از نظر محتوا.»

اجرای ساز و آواز با تار سارا رضازاده و آواز رامین بحیرایی بخش بعدی مراسم بود. رامین بحیرایی در چند جمله ی کوتاه، شادمانی خود را به مناسبت برپایی چنین مراسمی اعلام نمود و در پایان ابراز امیدواری کرد که در آینده و در چنین مراسمی خانم های خواننده بتوانند حضوری پر رنگ داشته باشند. اجرای ترانه ی «نرگس مست» و آواز با شعری از بانو سیمین بهبهانی پایان بخش این ساز و آواز بود.

ضیاالدین ناظم پور، آهنگساز و ترانه سرا آخرین سخنران نشست بود که با عنوان «مظلومیت زنان در عرصه ی تاریخ موسیقی ایران»، کلامی را با مروری به تاریخ موسیقی ایران برای حاضرین بیان کرد:
«نه تنها در پژوهش و بازنگری نقش زنان در تاریخ موسیقی ایران که حتا در جایگاه بررسی هنر موسیقی نیز، با چند قرن سکوت سرد و سنگین مواجهیم و دستیابی به هیچ گونه مدرک مستندی دال بر حضور جدی موسیقی در عرصه ی سطوح مختلف مردم جامعه مقدور نیست و حافظ چه خوش تصویر کرده:
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند»


اما آخرین بخش نشست سایت زنان موسیقی به انتخاب و تقدیر از بانویی موزیسین اختصاص داشت که پس از مقدمه ای کوتاه در خصوص این انتخاب و بعد از پخش کلیپی حاوی اطلاعاتی درباره ایشان و بیوگرافی و پخش آثاری از این هنرمند گرامی، از بانو سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی سردبیر سایت برای اهدا لوح سپاس و تندیس یاد بود قمرالملوک وزیری دعوت شد تا به صحنه بیایند.

قبل از آن دلایل انتخاب چهره برتر اعلام شد:
«سایت زنان موسیقی تنها در ژانرهای موسیقی کلاسیک ایرانی (دستگاهی-سنتی)، موسیقی فولکلور و موسیقی کلاسیک فعالیت می کند و منتخبین از این نوع موسیقی انتخاب شده اند.»

«شرایط انتخاب برگزیدگان در سال اول: ۱- چهره مورد نظر در قید حیات باشند ۲- قبل از دهه ۱۳۳۰ خورشیدی متولد شده باشند ۳- در سه دهه اخیر در بخش موسیقی فعالیت داشته باشند ۴- در موسیقی تاثیر گذار یا بنیان گذار بوده باشند.»

«جایزه اولین سال زنان موسیقی از میان چهره های منتخب (خانم ها: پری برکشلی، ارفع اطرایی، گلنوش خالقی، نوین افروز، سیما بینا، شیدا قرچه داغی، پریسا، پری ثمر، سوسن اصلانی، لیلی سرکیسیان، پری زنگنه، فوزیه مجد و فریده بهبود) به قید قرعه به سرکار خانم شیدا قرچه داغی اهدا شد. متاسفانه به دلیل نبود اطلاعات کافی و عدم دسترسی به چهره های موسیقی فولکلور ایران، سایت زنان موسیقی امسال نتوانست این عزیزان را مورد توجه خود قرار دهد و از این رو از تمام علاقه مندان موسیقی اقوام ایرانی پوزش می خواهیم.»

شیدا قرچه داغی، آهنگساز، پیانیست و مدرس موسیقی، چهره ی منتخب سایت زنان موسیقی بود که چون ساکن کشور کانادا هستند و در مراسم حضور نداشتند، نماینده خانم قرچه داغی در ایران آقای احمدرضا احمدی (شاعر) هم به دلیل بیماری تنفسی نتوانستند در مراسم حضور یابند و به پیشنهاد برگزار کنندگان مراسم آقای نادر مشایخی (آهنگساز) به نیابت، جایزه ی وی را از دستان سیمین بهبهانی و نیکو یوسفی دریافت کردند.

پس از اهدای تندیس و لوح سپاس، نادر مشایخی با یادآوری خاطره ای از حضور روزافزون زنان موزیسین در جامعه یاد کرد: «یادم می آید چند سال پیش پس از برگزاری آزمونی که برای تشکیل یک ارکستر داشتیم و در آن هیات ژوری پشت پرده ای نشسته بودند، دیدیم که ۷۵ درصد نوازنده های منتخب، خانم ها هستند و موثرترین و بی رحم ترین سلاحی که بشر درست کرده را کشف کردیم: منطق.»


پس از اهدای جایزه یادداشت خانم قرچه داغی توسط دکتر اردشیر صالح پور خوانده شد:

«از این که به یاد من بودید، بسیار متشکرم. با این که سال هاست از ایران دورم، اما همیشه سعی و کوششم بر این بوده که علاقه به موسیقی را به بچه ها و جوانان منتقل کنم. به همین خاطر همیشه کنسرت داده ام، مقاله نوشته ام و تدریس کرده ام. سعی من این بوده که پلی بین موسیقی شرق و غرب ایجاد کنم. در عین این که انتظار نداشتم روزی کارها و آثار من، جایی حساب شود، از لطف شما و از این که به یاد من بودید، تشکر می کنم.
شیدا قرچه داغی، مونتریال، فوریه ۲۰۱۳ »

مراسم پایانی این نشست، اجرای رسیتال پیانوی شرمین مهدیزاده بود که به اجرای والس شماره ی ۲ شوپن، اپوس ۷۲ پرداخت.

نشست سایت زنان موسیقی در پایان با حضوراصحاب هنر و فرهنگ، شوری دیگر یافت. به گونه ای که یارتا یاران (پژوهشگر، بازیگر تاتر و عکاس ) و دکتر محمدباقر ضیائی (محقق، پژوهشگر و تصویرگر) که در تالار حضور داشتند، کلامی کوتاه برای سایر شنوندگان ایراد کردند.

این مراسم در تالار شهناز خانه هنرمندان برگزار شد.
همکاران سایت در سال اول اسفند ۱۳۹۰ تا اسفند ۱۳۹۱ به این شرح بودند:
محسن قانع بصیری، مسعود میری، سهیلا درستکار، ضیاالدین ناظم پور، پیمان سلطانی، کوروش رنجبر، مهیار شادُروان، پیمان ناصح پور، نیکو یوسفی، سجاد پورقناد، شاهین مهاجری، محبوبه خلوتی، محمدرضا شرایلی، غفار ذابح، غلامرضا سلیمانی، رامین بحیرایی، نرگس ذاکر جعفری، فرشاد توکلی، فرید تفسیری، فاطمه خان محمدی، رضا همتی راد، سروش کمالیان، سینا کمال آبادی، سیامند امینی، سینا سلیمانی، روشا سلطانی و Miguel Cruz Guerrero, Manuel Sanchez.

برای همراهی با سایت زنان موسیقی می توانید به فیس بوک ما مراجعه کنید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

از روزهای گذشته…

فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

فراخوان سومین جشنواره سازدهنی ایران

جشنواره سازدهنی ایران، که با سه سال سابقه ی فعالیت مستمر، معتبرترین رویداد موسیقایی کشور در زمینه ی سازدهنی به شمار می رود؛ ویترین تمام نمای سازدهنی ایران در تمامی جنبه ها و گونه های آن است. این جشنواره هر ساله در سه بخش اصلی رقابتی، کارگاهی و اجرایی برگزار می گردد. اساسنامه ی این جشنواره توسط شورای سیاستگذاری تیم سازدهنی ایران که اعضای آن متشکل از چند تن از مدرسان و نوازندگان مطرح کشور در سراسر ایران می باشد تبیین شده است و این شورا مسئولیت نظارت بر جشنواره و نحوه اجرای آن می باشد. از اهم اهداف و ارزش های برگزاری این جشنواره می توان به موارد زیر اشاره کرد:
چگونه همیشه به نواختن گیتار کلاسیک علاقه مند باشیم؟

چگونه همیشه به نواختن گیتار کلاسیک علاقه مند باشیم؟

می گویند روزی مردی به نزد یکی از استادان ذن رفت و از او سوال کرد: استاد می شود برای من مهمترین نکاتی را که در سطح استادی در فلسفه ذن باید بدانم برروی کاغذی بنویسید؟ استاد قلم را برداشت و کلمه دقت را نوشت. مرد گفت فقط همین؟ استاد قلم را دوباره برداشت ونوشت دقت، دقت… مرد گفت من معنای عمیقی در این کلمه نمی بینم. مگر شما چیز خاصی را در معنای این لغت می بینید؟ استاد گفت دقت یعنی دقت.
کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

یکشنبه سوم مرداد ۱۳۹۵، فرهنگ‌سرای نیاوران شاهد اولین اجرای گروه «مرغ سحر» به خوانندگی «غفار ذابح» (زادبه) خواهد بود. تنظیم قطعات را در این اجرا، «پویا سرایی» به‌عهده داشته و گرچه نوع این تنظیم به آنسامبل بیشتر نزدیک است، اما رنگ صدایی این ارکستر با بهره‌گیری از سازهای تار، پیانو، ویولن، ویولا، ‌ویولن‌سل و تنبک، اندکی متفاوت خواهد بود.
دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

دیبازر: امروز مدیریت تخصصی است

به هر حال این وضعیت یک دوره گذار از یک شکل سنی به شکل معاصر است و در جهان معاصر، کشورهای دیگر هم در حال فعالیت هستند و توقف ندارند. رسیدن به نسبتی بین آنچه که داشتیم و آنچه می خواهیم و آنچه که در حال حاضر وجود دارد و امکانات بالقوه و اینکه چطور می خواهیم آن را بالفعل کنیم به نظرم زمان می برد.
پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

پاسخی به نوشته علیرضا جواهری در مورد خواننده سالاری (II)

حال من مسئله‏اى دیگر را مطرح مى‏کنم آن آثار نه به خاطر علیزاده و مشکاتیان و لطفى و… و نه به خاطر شجریان و یا ناظرى و… ماندگار شد. بلکه به خاطر همدلى این هنرمندان با مردم بود. یعنى آنها آن چیزى را ساختند و خواندند که مردم نیاز داشتند نه آن چه را که دلشان مى‏خواست. این مردم هستند که آثار را باید ماندگار بدانند یا بى‏اثر.
گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
«خُرده‌روایت‌های صوتی» (I)

«خُرده‌روایت‌های صوتی» (I)

بیش از نیم قرن از ظهور موسیقی اوانگارد گذشته است. در طول دهه‌های گذشته موسیقیدانان بسیاری در گوشه و کنار جهان و از جمله در ایران آثار بیشماری در این نوع از موسیقی خلق کرده‌ اند. مقالات و نوشته‌های فراوانی نیز در شرح و بسط این آثار نوشته ‌شده‌اند. اما به رغم تثبیت جایگاه این نوع از آثار موسیقی، نیک می دانیم چه در بین شنوندگان عام و چه در بین جامعه‌ی موسیقیدانان، شمار افرادیکه با بیان دلایل مختلف، این گونه آثار را فاقد ارزش موسیقایی و هنری می‌دانند اندک نیستند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (III)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (III)

از حدود ۱۷۳۱ گوارنری دل جزو کارگاه خود را راه اندازی کرد و ویولون هایش را با نام خودش برچسب زد. در این زمان بود که گوارنری دل جزو مدل زیبا و قابل تشخیص خودش که آلتر ناتیوی اصیل و قابل مقایسه با مدل های آنتونیو استرادیواری است را تکمیل کرد. ویولون های ساخته شده در این بازه بسیار زیبا هستند.
اپرای لا بوهم (I)

اپرای لا بوهم (I)

لا بوهم (La bohème) اپرایی در چهار قسمت اثر جاکومو پوچینی (Giacomo Puccini) و اشعار اپرا از لوئیجی ایلیسا (Luigi Illica) و جوسپه جوسوکا (Giuseppe Giacosa) که اولین اجرای جهانی آن در اول فوریه ۱۸۹۶ در تئاتر رجیو شهر تورین ایتالیا، با رهبری آرتور توسکانینی جوان و جان پیرس (Jan Peerce) در نقش رودولفو و لیسیا آلبانس (Licia Albanese) در نقش می می به روی سن رفت.