نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

ارفع اطرائی
ارفع اطرائی
متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با خانم ارفع اطرایی نوازنده و مدرس با سابقه سنتور و نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است که توسط آقای سعید کمالی دهقان به دست ما رسیده . در این مطلب با سوابق و فعالیتهای این هنرمند آشنا می شوید و در مطلب بعدی مصاحبه ای با ایشان را می خوانید.

سرکار خانم ارفع اطرائی متولد تیرماه سال ۱۳۲۰ می باشند. وی سابقه چهل و هفت سال نوازندگی و تدریس مستمر در شغل رسمی و کلاس خصوصی و تربیت شاگردان ممتاز دارد. ایشان هنرجوی سومین دوره هنرستان عالی موسیقی ملی بوده است که دارای دیپلم از هنرستان موسیقی ملی و لیسانس از هنرکده موسیقی ملی می باشد که هر دو دوره را با کسب رتبه اول به پایان رساند.

اطرائی از شاگردان استاد صبا و استاد پایور و استاد محمود کریمی و کلیه اساتید پایه گذار هنرستان موسیقی ملی بوده است که بین سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۵۹ به استخدام رسمی در وزارت فرهنگ و هنر اداره کل فعالیت های هنری جهت تدریس سنتور تخصصی در هنرستان موسیقی در آمد و همچنین بصورت قراردادی در اداره کل فعالیت های هنری تلویزیون جهت تک نوازی و نوازندگی در ارکسترها استخدام شد.

وی همچنین در فعالیت های موسیقی به تکنوازی صوتی و تصویری برای رادیو و تلویزیون پرداخته و برای اجرای کنسرت از طرف وزارتخانه های تابع به کشورهای پاکستان (۱۳۳۹) ، ایتالیا (۱۳۴۲) ، افغانستان (۱۳۴۸) ، ترکیه (۱۳۴۹)، بحرین (۱۳۵۱)، آمریکا (۱۳۵۴)، عراق (۱۳۵۴)، کرواسی (۱۳۷۳) و بوسنی و هرزه گوین (۱۳۷۳) سفر کرده است و همچنین برای اجرای برنامه به شهرهای داخلی متعددی نیز سفر داشته است. وی از سال ۱۳۵۳ سرپرست گروه موسیقی تالار رودکی بوده و با افرادی چون محمد موسوی، ناصر افتاح، لطف الله مجد ، نادر گلچین، خاطره پروانه همکاری کرده است. وی کتب ارزنده ی فرهنگ موسیقی ایران (۱۳۶۰) ، سنتور و ناظمی (۱۳۶۴) دوازده مقام موسیقی ملی ایران (۱۳۶۹) زندگی و آثار حبیب سماعی (۱۳۷۱) بوی جوی مولیان (۱۳۸۱) ویرایش خودآموز سنتور حسین صبا (۱۳۸۱) هفت دستگاه و پنج آواز موسیقی ایرانی (۱۳۸۱) به نگارش درآورده است و آثاری چون سازشناسی موسیقی ایرانی (طبق برنامه درسی وزارت آموزش و پرورش) و قطعات هم نوازی (دوئو طبق برنامه هنرستان های موسیقی ملی) را در دست چاپ دارد.

وی دارای مدرک درجه یک هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و همچنین بعنوان یکی از “زنان نام آور ایران” از طرف دفتر مشارکت زنان امور ریاست جمهوری شناخته شده است و عضو هیئت مدیره اولین دوره کانون پژوهشگران خانه موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و عضو شورای فنی هنرستان موسیقی پسران و دختران و دانشگاه علمی کاربردی می باشد. وی در شورای مرکز موسیقی حوزه هنری عضویت دارد و عضو هیئت انتخاب و داوری جشنواره های موسیقی دانشگاه تهران و جشنواره های بانوان (گل یاس) و جشنواره های موسیقی جوان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (فجر) است.

اطرایی منتخب “برگزیده جشنواره موسیقی بانوان” مرداد ۸۴ شورای شهر تهران و منتخب “بازنشسته نمونه ملی” سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در شهریور ۸۴ و منتخب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان “پیشکسوت نمونه” در شهریور ۸۴ می باشد. وی به اجرای پایان نامه های دانشجویی مشغول است و از خدمات ارزنده ی ایشان می توان به چهل و هفت سال سابقه در موسیقی ایرانی و نوازندگی با سنتور کروماتیک و سنتور کروماتیک باس در ارکستر صبا به رهبری استاد حسین دهلوی و سنتور باس در ارکستر استاد فرامرز پایور و سنتور سل کوک و لا کوک در تکنوازی ها و گروه نوازی ها اشاره کرد.

وی هم اکنون مشغول تدریس مستمر ساز تخصصی سنتور است و در سال های کوتاهی کلاس های فرم موسیقی ایرانی و تئوری موسیقی ایرانی و همراهی ساز و آواز را بر عهده داشته است. در پایان باز از ایشان تشکر می کنیم و از خدواند متعال برای ایشان و تمامی موسیقیدانان این مرز و بوم آرزوی سعادت و کامیابی داریم.

7 دیدگاه

  • ابوطالب خدادادي
    ارسال شده در مهر ۷, ۱۳۸۵ در ۸:۴۰ ق.ظ

    با سلام

    من متاسفانه اولین بار بود که در مورد یک بانوی هنرمند که بهرهمند از کلاس استاد صبا بوده اند می شنیدم. از شما به این حاطر ممنونم که ایشان را به امثال بنده معرفی می کنید و از جهتی هم متاسفم که که من ایرانی چرا تا حالا نباید حتی یک بار قبلا نام ایشان را می شنیدم. امکان قرار دادن نمونه هایی از کارهای ایشان در این سایت هست؟ با سپاس از شما خوبان

  • محمود
    ارسال شده در فروردین ۹, ۱۳۸۶ در ۴:۴۶ ب.ظ

    سلام
    نمی دونم تو ایران هنرمندها رابا تروریست یا آدمکش اشتباه میگیرن که نباید اسنی از اونا برده شه یاشازشون که انگار اسلحه یا چیز دیگه است که نباید نشون داده شه.ما که عادت کردیم

  • مريم
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۸ ب.ظ

    باسلام
    ضمن تشکر از زحمات شما ، خواهشمندم که باز هم به معرفی بانوان هنرمندمون بپردازید چون کم کم داشتم به این نتیجه می رسیدم که موسیقی یه حرفه مردونه است و فقط آقایون در این هنر استعداد دارن .

  • www.musicfarzad1977@yahoo.com
    ارسال شده در بهمن ۱۱, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۳ ب.ظ

    باعرض سلام وخسته نباشید
    اخلاق یگانه هنریست که شخصیت یک هنرمنددربدوورودش به این عرصه ازاوانتظارمی رودامیدوارم استادبزرگوارماخانم ارفع اطرایی ازاین هنرهم مانندهنرموسیقی اصیل ایرانی سرشار باشند
    فرزادمیرزایی

  • بهنوش
    ارسال شده در اسفند ۲۶, ۱۳۹۰ در ۸:۴۱ ب.ظ

    اتفاقا هنر یک حرفه زنونه س ولی چون مردان ایرانی ماشاالله بزنم به تخته راه نمیدن به خانم ها مثلا همین خوانندگی که بهترین خواننده ها در طول تاریخ زن بودن ولی الان مردها از حسادت اجازه نمیدن که زن خودش رو نشون بده در موسیقی هم به همین صورت!!!!!!!!!!!!!!!

  • -
    ارسال شده در فروردین ۱۶, ۱۳۹۱ در ۱:۰۵ ق.ظ

    من دقیقا متوجه نشدم (نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران) جه معنی میده؟ یعنی ایشان اولین کسی از بین خانمها بوده که حرفه اش را نوازندگی قرار داده؟ یعنی اولین خانمی بوده که هنرستان رفته؟ یعنی…؟ فکر کنم نویسنده بهتر بود در مورد دو کلمه اول توضیح میداد: موسیقیدان و حرفه ای. مثلا آیا شما قمرالملوک وزیری (و خیلی های دیکر که بر ایشان مقدمند) را موسیقیدان حساب می کنید؟ آیا حرفه ای یعنی کسی که از راه موسیقی درآمد کسب می کنه؟ یعنی کسی که موسیقی را در هنرستان و از روی روش خاصی آموخته و نوازنده ی خیلی خوبیست؟ یعنی کسی که کنسرت می داده؟ به هر کدام از این معنیها که اعتقاد داشته باشید خانم اطرایی نفر اول نیست. مگر این که منظورتون از موسیقیدان تنها نوازنده باشد (که نادرست است) و منظورتان هم از حرفه ای نه کسب درآمد از اجرای موسیقی و نه اجرای صحنه ای درخشان است. چرا که اگر بود برای اولی نوازندگان زن درباری شناخته شده ی عهد قاجار حداقل از ایشون قدیمی ترند و برای دومی حداقل طلیعه ی کامران رو می شناسیم که در اواخر دههی ۱۳۲۰ (وقتی خانم اطرایی تازه مدرسه می رفته) کنسرت می داده و بخشی از درس های استادش (سماعی) رو نت کرده، با حسین تهرانی دونوازی کرده که ضبط شده و در دسترسه، درسته که سالهای بعد حرفش رو نقاشی قرار داد اما در هر حال ده سالی زودتر ارفع اطرایی اجرای صحنه ای داشته. در مورد نوازندها و شاگردهای احتمالی هنرستان که ممکنه از ایشون جلوتر بودن چیزی نمیدونم اما بهتره وقتی سر و کار با تاریخ میافته کمی دقیقتر باشیم.

  • -
    ارسال شده در فروردین ۲۲, ۱۳۹۱ در ۱۰:۲۹ ق.ظ

    تو کامنت قبلم فراموش کردم اسمهای دیگه ای رو هم بیارم. مثلا توجه کنید که ملکه برومند (که به نام ملکه حکمت شعار و ملکه حکمت هنر و ملکه هنر هم ازش نام برده شده) سالها شاگرد سماعی و صبا بوده و حتا در ۱۳۱۸ همراه صبا به سوریه و لبنان رفته (و با هم دوصدایی خواندن)، از ۱۳۲۳ در جامعه ی باربد فعال بوده و در ۱۳۲۷ به یاد حافظ کنسرت داده و یکی از آثار وزیری رو خونده همین طور در ۱۳۲۸ … حالا یکبار دیگه برگردیم و عنوان این نوشته رو بخونیم: نخستین موسیقی دان حرفه ای جامعه بانوان ایران…
    برعکس کامنت قبلم فکر میکنم این کلمه ی “نخستین” باشه که نیاز به توضیح داره. ظاهرا در این نوشته منظور از نخستین چیز دیگری بوده که من متوجهش نشدم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (II)

نکته‌ی دیگر اینکه ردیف به رغم انجماد در دهه‌های اخیر و تبدیل شدن از یک کارگان مدل به یک کارگان ثابت، کماکان به عنوان تنها مجموعه‌ی منسجمی که بخش اعظمی از محتوای مدال موسیقی کلاسیک ایران را در خود جای داده، کارکرد آموزشی نیز یافته است و در مسیر آموزش آن مطلوب است هنرجویان، به طور عینی منطق فرمال آن را درک کنند. منطقی که به زعم نگارنده و به اعتبار مواجهه‌ی ‌متعدد با این مسأله در کلاس‌های مختلف موسیقی، در ردیف‌های سازی دستگاه مهمی چون شور شفاف نیست و در خصوص آن، ساختار منسجمی در ذهن هنرجویان شکل نمی‌گیرد. نوشته‌ی حاضر سعی بر حل این مسأله دارد.

از روزهای گذشته…

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
اپرای سان فرانسیسکو (IV)

اپرای سان فرانسیسکو (IV)

پاملا روزنبرگ (Pamela Rosenberg) بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ کارگردان اصلی اپرای سان فرانسیسکو بوده است. خانم پاملا روزنبرگ سابقه فعالیت در تولیدات اپرا در آلمان به خصوص در اپرای اشتوتگارت را دارد. در ژانویه ۲۰۰۱ او اولین نوع آوری هنری خود را برای اپرای سن فرنسیسکو، اعلام کرد: اپرای پرتحرک (Animating Opera)
«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

«شوشتری برای ویولون و ارکستر» از نگاه ملاح

کتابی معرفی می‏شود که کلمات، بیان ‏کنندهء اندیشهء نویسنده، یا مترجم آن نیستند، بلکه بیانگر فکر آفرینندهء نخستین و نشان‏ دهندهء قدرت آراینده و اراءدهندهء آن به‏ گونهء علمی، نغمات و یا بنا به اصطلاح این روزگار «نوت» های موسیقی هستند. این اثر موسیقی چند صوتی (پولیفنیک) به جای اینکه بالفعل ارائه گردد، به‏ گونهء اثری بالقوه، به نام «شوشتری برای ویلن و ارکستر» توسط موسیقی‏دان معاصر آقای حسین دهلوی‏ (استاد و رئیس پیشین هنرستان عالی موسیقی ملی) چاپ و در دسترس جامعهء موسیقی‏ علمی نهاده شده است.
وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

وضعیت اجتماعی تنبک نوازان

در سالیان پیش هنر نواختن تنبک به شکل تکنوازی نگریسته نمیشده است. توضیح آنکه خوانندگان دو گونه بودند، یکی آوازخوانان که بر پایه ردیف موسیقی اصیل خوانندگی میکردند و دیگری تصنیف خوانها که تصنیف ها (ترکیب های ریتمیک موسیقی آوازی) را اجرا میکردند.
گفتگو با زیگمونتوویچ

گفتگو با زیگمونتوویچ

کتاب ویلون ساز نوشته جان مارکیز که اوایل آوریل سال ۲۰۰۷ منتشر شد زندگی زیگمونتوویچ را در حال ساخت ویولون یوجین دراکر ویولونست Emerson String Quartet به تصویر می کشد. این کتاب که حول دیدگاه مارکیز به عنوان یک نوازنده ترومپت، انتظارات دراکر از یک ویولون و فرایند ساخت پیچیده زیگمونتوویچ می چرخد کتاب بسیار جالبی است. نویسنده یک سال تمام زیگمونتوویچ را زیر نظر داشت و من کنجکاو بودم که نظر زیگمونتوویچ را درباره این کتاب بدانم. متن مصاحبه با او از این قرار است:
گفتگو با سارا چانگ (II)

گفتگو با سارا چانگ (II)

روش تمرینم در طی سالها تغییر کرده است. فکر می کنم در حال حاضر بیشتر از قبل توجه ام روی پایه است، البته هیچ گاه هم آن اصول پایه ای را نادیده نگرفتم. اینگونه به من درس داده شد که هیچ وقت فرم اولیه، تمرینهای ویبره، تمرین گام و آرپژ و درسهایم را از یاد نبرم، همچنان به انجامشان ادامه می دهم، به خصوص در حال حاضر، این روزها وقتی شما تک نوازی بعد از تک نوازی و گروه نوازی بعد از گروه نوازی را دارید، احتیاج زیادی به دقیق شدن در اصول پایه ای خودتان پیدا می کنید، بنابراین سعی می کنم که این تمرینها را حداقل ۱ یا ۲ ساعت در هر روز انجام بدهم.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

ایرانیان به طور علمی موسیقی را بررسی کردند و الحان موسیقی را بر اساس روزهای هفته به هفت لحن تقسیم کردند که آنها را هفت خسروانی نامیدند. بعدها خسروانی به دستان و دستان به دستگاه تغییر نام داد و در نهایت هفت خسروانی به هفت دستگاه تبدیل شد.
لورین مازل درگذشت!

لورین مازل درگذشت!

لورین مازل (که در واقع ماهزل تلفظ می شود) در ۸۴ سالگی بر اثر مشکلاتی که ناشی از نارسایی ریوی بود در محل زندگیش در مزرعه کسلتن درگذشت. مازل، رهبر ارکستر و ویولنیست، روزهای آخر عمر خود را مشغول تمرین برای جشنواره کسلتن بود که خود راه اندازی کرده بود.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (II)

سازهای موسیقی ایرانی سازهای کهنی هستند و موسیقی ما نیز موسیقی کهنی است. اگر بخواهید نظر بنده را بدانید، من مطمئن هستم که در آینده نسلهای بعدی این تعصب جاهلانه را کنار خواهند زد و سازهای ما هم مثل افکار و رفتار و کردار و منش و تفکرمان پیشرفت خواهند کرد و آنروز روزی خواهد بود که مثل اروپاییان که سازهایی چون ربک و ویول و لاوویول و کلاوسن و هارپسیکورد را در موارد خاص برای شنیدن موسیقی کهن یا بهتر بگوییم، موسیقی قرون وسطایی خود استفاده می کنند، ما نیز از این سازها برای شنیدن موسیقی قرنهای گذشته ی خود استفاده کنیم… این محقق نمی شود مگر اینکه امروز به تجربیات و تلاشهای افرادی چون استاد شجریان عزیز و استاد قنبری مهر گرامی ارج نهیم و به آنها توجه کنیم و بجای کوبیدن و به سخره گرفتن و مقایسه های بی ربط، مطالعه علمی کنیم و انتقاد سازنده کنیم و محققانه آنرا تبدیل به یک علم کنیم و از آن پلی بسازیم برای به پیش رفتن و نه چسبیدن به تعصبات و توهمات کهنه…. ولی اول باید به عقاید خودمان به دیده ی”شک و تردید” بنگریم چیزی که من در استاد شجریان دیدم و به همین دلیل تا آخرش ایستاده ام…
هادی سپهری

هادی سپهری

متولد ۱۳۵۶ تهران فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشگاه هنرهای زیبا اتنوموزیکولوگ و نوازنده تار، سه تار، دیوان، دف و تنبک sepehrimusic@gmail.com