چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

حسن ریاحی و لوریس چکنواریان
حسن ریاحی و لوریس چکنواریان
سه شنبه ۲۷ دی، تالار وحدت، میزبان ارکستر سمفونیک تهران به رهبری (رهبری میهمان) لوریس چکنواریان بود. ارکستر با اشاره چکناواریان قسمتی از باله گایانه ساخته آرام خاچاتوریان آهنگساز برجسته ارمنی را به اجرا گذاشت. سپس “افق بیکران” ساخته حشمت سنجری و پس از آن “رقص دایره” را از همین آهنگساز نواخت.

این دو قطعه قبلا هم از انتخابهای لوریس چکنواریان برای اجرای آثار آهنگسازان ایرانی بوده، مخصوصا” رقص دایره که بارها توسط ارکسترهای مختلف اجرا شده است (حتی پیش از انقلاب در کنسرتی به رهبری زوبین مهتا در ایران این قطعه اجرا شد)، اما با اینکه این قطعه از همه بیشتر برای اعضای ارکستر سمفونیک تهران آشناست باز شاهد اجرای ضعیفی از آن بودیم! اشکالاتی مثل از ضرب انداختن ضربیهای ارکستر و نرسیدن به تمپو دلخواه رهبر در اجرای آچلراندوها (اجرای اچلراندوها هم در کنسرت داستانی داشت! گویی نوازندگان از یک تمپوی خاصی بالاتر نمیرفتند؛ این مسئله در اجرای چند قطعه دیده می شد که نوازندگان نمی خواهند یا نمی توانند به تمپویی که رهبر می خواهد برسند!)

روی هم رفته اجرای این دو قطعه سنجری در این کنسرت تفاوتهای فاحشی با اجرایی که توسط منوچهر صهبایی ضبط شده داشت، ضمن اینکه صهبایی “رقص دایره” را با همراهی مسعود حبیبی نواخته، ولی در این برنامه ارکستر مثل اجراهای پیش از انقلاب از این قطعه آن را با ضربی های ارکستر اجرا کرد. پیش از این در اجرای استثنایی دیگری هم که توسط ارکستر زهی ارمنستان به رهبری چکنواریان اجرا شد، کنترباس با ریتم گرفتن روی چوب سازش نقش ساز کوبه ای این قطعه را عهده دار شد!

برنامه بعدی ارکستر اجرای “رقص مجار” (شماره ۵) اثر آشنای یوهان برامس و پس از آن سه قسمت از اپرای کارمن اثر ژرژ بیزه به اجرا درآمد که در این قطعات هم تا حدی همان اشکالات قبلی دیده میشد. ولی روی هم رفته زهی های ارکستر (مخصوصا”) خوب ظاهر شدند.نکته ای که شاید توجه اهل موسیقی را در این برنامه و دیگر برنامه های اینچنینی ارکستر سمفونیک تهران به خود جلب میکرد این بود که چرا این ارکستر وقتی قطعه ای از بزرگان موسیقی کلاسیک اجرا می کند، اکثر مواقع ملودیک ترین و کوتاهترینها را انتخاب میکند؟ این سئوال را اگر از رهبران میهمان بپرسید حتما” جواب میدهند که مردم کشش قطعات سنگین را ندارند؛ این پاسخ با توجه به اینکه هنوز پس از سالها فعالیت ارکستر سمفونیک تهران مردم بین مومانها دست میزنند یا موبایلشان را در برنامه خاموش نمی کنند و… تا حدی قابل پذیرش است، ولی همین مردم هم در همین تالار، گاهی شاهد اجرای سمفونیها و برنامه های سنگین دیگری بودند که نه تنها اعتراض نکردند که مورد استقبالشان هم قرار گرفته!

پس دلیل واقعی این انتخابها چیز دیگریست، اول جلب توجه مخاطبان عامی که حداقل از نظر مادی تا حدی برای سازمان ارکستر سمفونیک مفید است و دوم نداشتن وقت لازم برای تمرین قطعات طولانی و مشکل؛ مثلا” رهبر همین برنامه لوریس چکنواریان، این چند سال رهبر میهمان بسیاری از ارکسترهای بزرگ و کوچک در خارج از کشور (مخصوصا در ارمنستان) بوده و از فستیوالهای بزرگ تا جشنهای نه چندان مهم و بزرگ به رهبری می پردازد. ایشان نه وقت تمرین های مداوم با ارکستر را دارد نه (به زعم بنده!) علاقه و حوصله چنین کاری!

در این سالها که گاه چکنواریان به عنوان رهبر در تالارهای تهران به کنسرت پرداخته، به ندرت برنامه ای سنگین موسیقی اجرا شده، مخصوصا” به ندرت از نوازندگان برجسته ای که در ایران هستند به عنوان سولیست یک کنسرتو بهره برده شده و اگر هم گاهی کنسرتویی اجرا شده قطعه سنگینی (مانند کنسرتو ویلن یا پیانوی چایکوفسکی یا برامس) نبوده. چند سال پیش وقتی که ارکستر فیلارمونیک ارمنستان به طور مداوم در تهران به اجرای برنامه پرداخت، عده ای از موسیقی دانان معترض بودند که چرا از ارکستر وارداتی استفاده میشود و به جای آن روی ارکستر سمفونیک تهران که اهل ایران و ساکن این کشور هستند سرمایه گذاری نمیشود؟

Loris Tjeknavorian
لوریس چکنواریان در حال رهبری حضار
نوازنده خارجی هر چقدر هم که قوی باشد بالاخره (با توجه به سیاستهای عالی فرهنگی ایران!) اینجا نمی ماند،همانطور که نوازندگان غربی ارکستر فرهاد مشکات هم نماندند. (کمااینکه نوازندگان ایرانی خوب هم معلوم نیست بمانند!) لازم به ذکر است که چندین نوازنده از ارکستر نام برده با هدایت چکناوریان، در ایران یک ارکستر مجلسی تشکیل دادند، اول موسیقیدانان گمان می کردند، حالا که چند نوازنده قوی به ایران آمده اند مردم می توانند گاهی یک اجرای موسیقی مشکل هم در ایران ببینند؛ ولی این ارکستر هم بجز در چند برنامه، باز به اجرای آثار مشهور ساده پرداخت…

چکنواریان به تازگی در مصاحبه ای با روزنامه همشهری گفته بود، “ارکستر سمفونیک برای من نقش همسایه ای را بازی می کند که من اگر چه به آن علاقه بسیار زیادی دارم اما باید از من دعوت کند تا وارد خانه اش شوم.من این سال ها با رهبری قطعه خسوف ساخته محمد سعید شریفیان با ارکستر همکاری داشتم. چندی قبل نیز در تخت جمشید برنامه ای را با این ارکستر اجرا کرده و در جشنواره نیز برنامه ای دیگر با آن داشتم، اما به هر حال همکاری نزدیکی با این ارکستر ندارم و به همین خاطر گاهی مجبورم که با ارکستر سمفونیک ارمنستان آثاری را ضبط کنم که همین مسأله باعث به وجود آمدن این سوء تفاهم شد که من علاقه ای به ارکستر سمفونیک تهران ندارم در حالی که تنها دلیل این موضوع گرفتاری این ارکستر بود.” ولی این سئوال به قوت خود باقیست که چرا زمانی که چکنواریان اقدام به رهبری این ارکستر میکند از قطعات سنگین استفاده نمیکند؟

به آن شب در تالار وحدت برمیگردیم: قسمت بعدی برنامه قسمت هایی از عاشقانه های لوریس چکنواریان بود که با همراهی هارپ به اجرا در آمد. کسانی که اجرای درخشان این قطعات را شنیده بودند به خوبی می توانستند متوجه فرق فاحش این اجرا با ضبطی که به رهبری همین آهنگساز در بازار موجود هست، شوند.

قسمت بعدی برنامه “راپسودی ایرانی” اثر شاهین فرهت بود که این قطعه برای پیانو و ارکستر سمفونیک تنظیم شده بود که با نوازندگی پیانو فرهت به اجرا در آمد. این قطعه نیز همچون بیشتر قطعات این آهنگساز از ساختاری کم تحرک برخوردار بود که در این اثر ملودی های موسیقی قدیم(قاجار) ایران نیز بهره گرفته شده بود؛ روی هم رفته این اثر نسبت به بهترین کار آهنگساز (سمفونی “دماوند”) چندان چشمگیر نبود.

قسمت پایانی برنامه “سوییت ایرانی” در شش قسمت، برای ارکستر سمفونیک و پیانو (در قسمت آخر گروه کر) ساخته حسن (بهمن) ریاحی آهنگساز برجسته ایران بود. شنوندگان پیگیر آهنگهای ارکسترال ایرانی، بعضی از قسمتهای این سوییت را در مجموعه” بوی بهار” اثر بی نظیر حسن ریاحی که سالها پیش توسط انتشارات سروش با رهبری فریدون ناصری (که احتمالا بهترین رهبری ضبط شده از این موسیقیدان است) منتشر شده بود، شنیده بودند. در اجرا این قطعات نوازندگی زیبا و مسلط تیگران مسروپیان، پیانیست این قطعات چشمگیر بود.

در این سوئیت، دو سبک متفاوت آهنگسازی ریاحی شنیده میشد؛ یکی آهنگسازی رومانتیک به سبک استادش حشمت سنجری و دیگری، سبک شخصی او که از فضایی حماسی با ارکستراسیونی رعد آسا برخوردار است.

آخرین قطعه این سوییت، موسیقی کرالی بود که بر روی شعر “بنی آدم اعضای یکدیگرند” جدیدا” تصنیف شده بود( اینجا لازم میدانم اضافه کنم که به عقیده بنده، این بیت در اصل به این صورت بوده که “بنی آدم اعضای یک پیکرند که در آفرینش ز یک گوهرند” و یک اشتباه تاریخی باعث شده “یکدیگر” به جای “یک پیکر” گفته شود؛ چراکه بنی آدم اعضای “یکدیگر”! نیستند بلکه مانند اعضای یک “پیکرند”) این شعر اول توسط فرشاد فولادوند خواننده سولیست یکبار اجرا شد سپس توسط گروه کر (به سرپرستی ابراهیم نظری سنگرودی نوازنده با سابقه فلوت که سابقه رهبری ارکستر نیز داشته) به همراهی گروه کر کودکان (به سرپرستی ناصر نظر) تکرار شده؛ با اینکه به صورت انیسون اجرا شد، بخاطر پرشهایی که در ملودی وجود داشت خوانش آن برای کودکان بسیار مشکل بود که در این اجرا شاگردان آقای نظر موفق بودند. تنها اشکالی که در اجراهای شبهای دیگر روی داد، عدم توانایی کودکان در هماهنگی با تمپوی ارکستر بود که کر کودکان فقط با یک تمپوی خاص قطعه را اجرا می کرد؛ البته این وظیفه بزرگترها در ارکستر بود که خود را با این گروه هماهنگ کنند! مخصوصا” در شب اختتامیه که این قطعه اجرا شد نوازنده پرکاشن ارکستر تا میزانهای پایانی نتوانست ریتم را پیدا کند!

پس از پایان برنامه (۲۷دی) لوریس چکنواریان رهبر ارکستر، از مردم خواست تا یکبار این قطعه را با ارکستر بخوانند! کسانی که پیش از این شاهد کنسرتهای چکنواریان بوده اند این اخلاق او را خوب میشناسند که تا مردم عامی را با خنده (و موسیقیدانان را با گریه!) از سالن بیرون نبرد، کنسرت به دلش نمی چسبد… این قطعه سه بار با مردم اجرا شد!

23 دیدگاه

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۴ در ۴:۳۴ ب.ظ

    با تشکر از مطلبتون، اسم جناب مسروپیان “تیگران” هست. که به “تیگرا” نوشتید.
    پیشنهاد میکنم درباره ی این پیانیست نابغه هم مطلبی بنویسید. ظاهرا قرار بود در آکادمی آقای چکناواریان درس بده!!

  • سجاد پورقناد
    ارسال شده در اسفند ۱۲, ۱۳۸۴ در ۸:۵۵ ب.ظ

    با تشکر از دقت شما، اصلاح شد.

  • ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱:۵۰ ق.ظ

    باید دید چرا فقط به این آقا میدان داده شده؟چرا از خیلی ها که کار آماتور میکنند(وحیدی آذر) و با توجه به مشکلات کارشان بهتر است نامی برده نمی شود؟آیا به صرف نان به نرخ روز خوردن و حکومت رابطه به جای ضابطه،یک کار هنری طراز اوّل ارائه میشود؟

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۲:۱۷ ق.ظ

    با تشکر از اصلاح شما. برای نقد کارشناسانه ی شعر حضرت سعدی هم از شما تشکر میکنم.

  • omid
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۱:۰۶ ق.ظ

    shoma fardi dar sathe cheknavarian ro ke shakhsiyate beinolmelali hast ba vahdi azar moghayeseh mikonid?cheknavarian avalin rahbare jaygozine artor tooskanini dar orchester rca amrica bood.karnameye kari ishhon az lahaze jahani moshakhaseh,behtareh aval motale konid bad moghayeseh farmaiid.

  • ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱۲:۳۳ ب.ظ

    با تشکر از مطلب شما. به نظر بنده آقای چکناواریان موسقیدانی با طرز فکر بسیار “خالطور” هستند که اشتباهاً وارد دنیای موسیقی کلاسیک شده اند. شیرینکاریهایی مثل رهبری کردن شنوندگان یا اجرای حرکات پانتومیم و کمدی در شأن جایگاه رهبر ارکستر سمفونیک نیست.

  • ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱:۰۶ ب.ظ

    آقای امید،توصیه می کنم به جای مطالعه بیوگرافی،عملاً دست به مقایسه با چند فرض زیر کنید:
    ۱-میزان حمایت
    ۲-سطح نوازندگان و میزان آماتور بودن
    ۳-سطح تبلیغات
    تا زمانی که این تابو مقایسه های بیجا،تعصبات خشک در ما ایرانی ها از بین نره،باید شاهد همین فرهنگ دست دوم خود باشیم،که حتی توانایی کپی موفق رو هم نداشته باشیم.
    اماسوال من این است:اگر مقاله فوق درست است،دلیلش چیه؟اگر ایشان انی هستند که فرمودید،چرا ایشان خود رو در چنین حدی تنزل داده؟

  • سحر
    ارسال شده در اسفند ۱۳, ۱۳۸۴ در ۱:۳۵ ب.ظ

    مطلب جالبی بود و انتقاداتتون بجا. اما فکر می کنم با وضعیت فعلی موسیقی در کشورمون(از سیاستهایی که به اون اشاره کردید گرفته تا سطح درک و سلیقه عامه) نمی توان بیشتر از اینهم از ارکستر سمفونیک انتظار داشت. بازهم کم تمرین کردن از اصلا” تمرین نکردن بهتراست! مرسی

  • bahram tajabadi
    ارسال شده در اسفند ۱۸, ۱۳۸۴ در ۵:۵۷ ب.ظ

    kheyli khryli mazerat mi khaham man daneshjuye reshteye opera conservatoire paris hastam vayeki az eftekharatam inast ke aryaye gorge operaye mana-mani aghaye dehlavi ra dar paris ejra kardam bayad beguyam man taze in matlab ra didam vali nemidanam ta key tchek navariyan mardome iran ra ahmagh va khar tosif karde ta key ma bayad tahamol konim ke be (…)ma bekhandad va be(…) khodash dar iran edame bedahad va takey bayad bebinim ke haghe rahbarhaye irani khorde mishavad ve be in armani miresad man ghablan dar in kharab shode ke armanestan nam darad dars khandam va agar daste man bud tamame armanihaye iran ra az iran ekhraj mikardam motmaen bashid ka loris hich jayi behtar az iran rbaraye ghaleb kardan karhayash nadarad .albate taghsire mardommast ke hamvare in(…) ra be rahbari orchestr ghabul kardand dar halike ishan joz jeste rahbari chise digari nadarand

  • sadeghpour seyed sina
    ارسال شده در اسفند ۲۲, ۱۳۸۴ در ۱:۴۲ ق.ظ

    Be Nevisandeye naghd
    salam – bayad khedmate sarkar ali arz shavad moteasefane bedalil nabude emkanat va amuzeshe kafie navazandegan dar TEHRAN nemitavan entezare bish az had az orchstre samfonie tehran dasht ba4 sal doreye moghadamati dar honarestan va
    daneshkadeye musighi nemitavan be maharate kafi resid dar jai ke dustan bejae pich be saze khod gahi oghat nach va pichhaye digar mibandand az in navazande nemitavan entezar navazandegye herfei va behin dasht gui dar mosabegheye Formul 1 ba Peykan sherkat konim va entezare barande shodan ham dashte bashim besghai ke dar bala be in matlab eshare kardan ke rahbar bayad jedi bashad tosye mikonam ke ketabe honar chist neveshteye Tolstoy ro bekhanand in ketab ro mitunana az entesharate amir kabir tahiye konand Navazande va farghaltahsil Honarestane Musigh va Daneshkadeye mMusighi Tehran Daneshjuye sale akhar Ferankfurt dar Reshteye musighi

  • ماردیت
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    واقعا برای خودمان متاسفم هنوز هم بعد از سالیان سال نمی خواهیم قبول کنیم که نوازندگان ارکستر اصلا نوازنده نیستن بلکه یک عده آدم از خود راضی اند که بر سر جای نشستن در ارکستر دعوا می کنن حال از استد چکناوریان چه انتظاری می رود با این هنرمندان بی فرهنگ پس بیایین یاد بگیریم بهد بگیم مارم بازی بدین
    جناب آقای بهرام تاج آبادی اگر واقعا شما در کنسرواتوار پاریس درس می خوانید پس به جای هیاهو و فحاشی راهنمایی کنید شاید کمکی باشد به فهم این مردم
    با تشکر از مدیریت سایت جناب آقای کامران

  • عليرضا گل بابائي
    ارسال شده در اردیبهشت ۹, ۱۳۸۵ در ۵:۱۵ ب.ظ

    سلام
    ضمن تقدیر و تشکر به خاطر مطلب عالیتون
    باید عرض کنم که با نظر شما در مورد بی حوصله بودن جناب چکناواریان موافقم ولی به هیچ وجه نمیشه منکر سابقه و کلاس بالای جهانی ایشون شد.
    ضمنا داغ دل منو تازه کردین شما رو به خدا بگین این کاست بوی بهار رو از کجا میشه گیر آورد من سال ۶۶ این کاست رو تهیه کردم ولی الآن گمش کردم و خیلی ناراحتم جواب منم تو سایت بدین چون ای میلم خرابه مرسی

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۲:۴۲ ق.ظ

    آقای بهرام تاج آبادی اپرای آقای دهلوی فقط توسط آقای رهبری ضبط شده تازه اون هم بی کلام و حتی اجرا هم نشده .چون اسپانسر نه داشتند.و در ضمن آقای چکناواریان در سن ۲۴ سالگی که شما وجود خارجی نداشتید با اکستر پاریس چایکوفسکی رهبری کردن.و شما که در دانشگاه…. درس میخونید و اداء تونم میشه ” کدوم کارو ساختید که میشینید پشت سر دیگران حرف میزنید البته خسلته موزسینها همینه که شوما فقط از موسیقی اینرو یاد گرفتید.

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۲:۴۹ ق.ظ

    آقای ماردیت شوما از نوازندگی چیزی سرت میشه ؟ که امرن نمیشه که اگه میدونی بگو ایراده نوازنگیشون کجاست .حتما نشستی یه جا دو نفر حرفه موفت زدند تو هم داری اینجا انعکاسش میدی .خیلی دوست دارم بدونم ایرادشون کجاست . در ضمن نخاله هم دارن این رو قیول دارم اما این حرف شما در مورد همشون درست نیست .

  • مهدی
    ارسال شده در شهریور ۱۷, ۱۳۸۵ در ۲:۵۰ ق.ظ

    آقای ماردیت شما از نوازندگی چیزی سرت میشه ؟ که امرن نمیشه که اگه میدونی بگو ایراده نوازنگیشون کجاست .حتما نشستی یه جا دو نفر حرفه موفت زدند تو هم داری اینجا انعکاسش میدی .خیلی دوست دارم بدونم ایرادشون کجاست . در ضمن نخاله هم دارن این رو قیول دارم اما این حرف شما در مورد همشون درست نیست .

  • ُSoloist
    ارسال شده در شهریور ۱۸, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۴ ق.ظ

    اینجا چه خبره؟؟؟؟ شده میدون چنگ؟؟ کمی منطق و ادب هم بد نیست والا!! اینجا رو دیگه نکنید میدان جنگ ترک و ارمنی. هر کدام از موزیسینهای عزیز وقتی تونستند در کارنگی هال برن روی سن و کارهاشون رو اجرا کنند اونوقت همدیگه رو رد کنند!

  • ارسال شده در آذر ۲۳, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۱ ب.ظ

    mr soheil besiar motasefam.ke gadr musician bozorg mr tjeknavorian ro nemidonid.bekhater kjoda kami etelateton ro balla bebarid badan nazar bedahid…………

  • sevan
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۷ ب.ظ

    man mi khastam chand nokteyi ro be aghaye bahrame tajabadi yadavari konam ke oon kharob shodyi ro ko shoma be nam armanestan zekr kardid hamn jaist ke hezaran irani daran jadaran tahsil mi konan va besyarrazi hastand nokteyedovom mikhastam begam ke shoma age kheyli deletun baraye orchestre somfoniye keshvaretun misuze shomayi ke edea dari ke dar paris tahsil mi koni mi tuni byay va rahbary koni be nazare man in in neveshteye shoma dar shaane yek muzisian nist sevan hastam honarjuye sale akhare honarestane musghi tehran

  • sevan
    ارسال شده در دی ۲۹, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۹ ب.ظ

    jenabe aghaye bahram tajabadi un kharab shodeyi ro ke shoma be nam aramanestan zekr kardid hamun jayie ke hezaran irani daran unja tahsil mi konan shoma avalin kasi hastid ke man in harfo dar morede armanestan mi sh navam va be nazaram moshkel az khodetun bude albate faghat shoma nistin motasefane har iranii ke pasho az iran birun mi zare(makhsusan dar reshteye musigh)fekr mi kone ke dige setare shode vali intor nist man khodam ba aghaye cheknavaryan moafegh nistam vali ba vazyati ke navazandegane orkestr daran rahbar behtar az in nemishod peyda kard

  • Setareh
    ارسال شده در دی ۳۰, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۳ ب.ظ

    ba arz salam,
    sevan mikhastam beshoma begam kekamelan bashoma moafegham man dar Iran hastam va hichvaght nadidam ke boodan aramanedar keshvare ma baesnarahati mishavad anha najaye ma ra tang kardeand na chize digar (bar khalafe gofteye aghaye Bahram Tajabadi)hamantorke dar iran aramanenizzendegi mikonand bazi azafrad farsiniz dar armanestan betahsil mi pardazand vabekomak aramanebe bemoafaghyathaye ziadi residand

  • Asal
    ارسال شده در مرداد ۲۶, ۱۳۸۶ در ۱۲:۴۸ ق.ظ

    ba arze salam, man emshab conserte aghaye Chaknavarian boodam kheeeeeeeeeeili aly bood:) be nazare man ishoon vagha’an bi nazir hastan.

  • شهریار
    ارسال شده در آبان ۲۲, ۱۳۸۶ در ۹:۲۰ ق.ظ

    سلام.مختصرا عرض کنم که داستان شما حکایت مردرندی و خود خرابی است.

  • tina
    ارسال شده در تیر ۳, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۷ ق.ظ

    salam…..ma emshab 2 tir mahe 92 be concerte ishoon raftim…..be nazaram ishon in shabha na baraye dele shoma naghadan balke baraye dele mardom minavazand……dar in roozhaye tire va ghamgine zendegi ghoroobe yek jome ba hozoore ishoon baraye ma shaad shod….moham nist ahang az zarb bioftad balke mohem ast zarbe ghamgine dele mardom ra bala bebarid….man az ishoon samimane sepasgozaram

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آگاهی بی پایان (II)

همچون الماس هایی بالغ به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه…
ادامهٔ مطلب »

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

از روزهای گذشته…

شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

شارون بیزالی، پاگانینی فلوت!

توصیف شده توسط روزنامه تایمز: “خداوند هدیه ای را به دنیای نوازندگی فلوت هدیه کرد!” شارون بیزالی توسط prestigious Klassik Echo آلمان و در سال ۲۰۰۲ به عنوان نوازنده سال انتخاب شد و در سال ۲۰۰۳ جایزه جوانترین هنرمند سال را از سوی Cannes Classical از آن خود نمود. مجله Classics Today از او با عنوان فلوتیستی غیر زمینی که همتای دیگری ندارد یاد میکند و آثار و اجراهایش را فراتر از دیگر نوازندگان میدانند؛ چه در اجرا، چه در بیان، نبوغ و زیبایی ای در نواختنش وجود دارد که موجب تحسین همگان شده است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IV)

در بخش آغازین هر سه کتاب چنان که در اکثر کتاب‌های آموزشی موسیقی ایرانی مرسوم است فصلی به توضیح نکات مربوط به قواعد نغمه‌نگاری در کتاب اختصاص یافته است. این بخش در کتاب منا مفصل‌تر و کامل‌تر است. وی آن را به صورت مقاله‌ای در مورد رسم‌الخط در نغمه‌نگاری آثار سنتور درآورده که خلاصه‌ای است از (منا ۱۳۸۳). برای این که تفاوت مقدمه‌ی وی با بقیه مشخص شود توجه کنید که در هیچ یک از راهنماهای چاپ شده در ابتدای کتاب‌های مورد بررسی چیزی در مورد روش نغمه‌نگاری دیگران نمی‌یابیم در حالی که منا گاه گاه در متن به نقد و اصلاح علایم و اختصارات پیشین نیز پرداخته است.
افشاری: انتظاراتی که بازار از تولید کننده دارد در جهت پایین آمدن قیمت و کیفیت است

افشاری: انتظاراتی که بازار از تولید کننده دارد در جهت پایین آمدن قیمت و کیفیت است

چهار نوع بلز که عبارتند از ۱٫۵ اکتاو دیاتونیک (در ۳ سایز کوچک،متوسط وبزرگ) و نیز بلز۲ اکتاوکروماتیک، سه مدل متالوفون( باس، آلتو و سوپرانو) و سه مدل سیلوفون(باس،آلتو و سوپرانو).
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.
کنترباس (I)

کنترباس (I)

دوبل باس یا همان کنترباس، سالهای سال است که بعنوان بزرگترین ساز زهی، عضو جدایی ناپذیرارکسترهای سمفونیک قلمداد می شود. علاوه بر آن از زمان پیداش موسیقی Jazz استفاده از این ساز در ارکسترهای کوچک و بزرگ Jazz بعنوان یک عامل اصلی نگهدارنده ریتم، در کنار درامز و نیز اجرای سولو همواره مورد توجه بوده است.
تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

تارا کمانگر، پیانونوازی از دیار هاروارد (II)

دیدیم تارا کمانگر پیانیست و ویولونیستی است جهانی، فارغ‌التحصیل از هاروارد. تارا در بسیاری کنسرتهای موفق در سراسر دنیا آثار موسیقی کلاسیک را اجرا کرده، از باخ تا امین‌الله حسین. اما برنامه‌هایی که تارا اخیرا با محسن نامجو و کیوسک داشته مصاحبه کننده را برآن داشته در مورد حدود و ثغور موسیقی کلاسیک و پاپ از تارا بپرسد. در قسمت اول تارا مقدمه‌ای پرداخت در این باب، و اینک باقی داستان.
علیزاده: رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند

علیزاده: رئیس جمهور آینده باید با افتخار از موسیقی حمایت کند

نمیگویم حتما عمدی است و من نمی خواهم موضوع را سیاسی کنم؛ وقتی که احساس نمیکنند این موسیقی مشکل دارد طبیعتا هر مشکلی که سر راه آن باشد را اهمیت نمیدهند و در بسیاری از موارد هم به عقیده من تشخیص نمیدهند. برای مثال کسی که موسیقی گوش نمیکند یا اصلا با آن مخالف است، برایش مهم نیست که موسیقی چه مشکلاتی را سر راه خود دارد، مثلا این همه دانشجو در دانشگاه دارند موسیقی می خوانند که آخر سر بیایند و بیکار این مملکت شوند و یا همیشه بی حرمتی شود به رشته ای که خواندند!
قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا

قصر هنر های ملکه سوفیا (El Palau de les Arts Reina Sofía) خانه اپرا و مرکزی فرهنگی است در والنسیای اسپانیا. سالن تئاترآنجا در ۸ اکتبر ۲۰۰۵ بازگشایی شد. اولین اپرایی که آنجا اجرا شد، Fidelio اثر بتهوون بود که در ۲۵ اکنبر ۲۰۰۵ به روی سن رفت. هلگا اشمیت (Helga Schmidt) مدیر امور اداری کمپانی می باشد که او پیش از آن این سمت در خانه اپرای رویال لندن از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۱ مسئولیت داشت. اشمیت چندی از هنرمندان مشهور را جذب کرد تا به قصر ملکه سوفیا بپیوندند.
ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

ارسلان کامکار: کار کردن با یک رهبر خسته کننده است

در سال ۵۹ یا۶۰ بود که در دانشکده هنرهای زیبا درس می‌خواندم در آن زمان آقای کامبیز روشن روان برای اجرای قطعه «جمعه خونین» احتیاج به چند نوازنده کمکی داشت؛ به همین خاطر من به همراه چند نوازنده دیگر برای اجرای این قطعه به ارکستر سمفونیک دعوت شدیم، در آن زمان مایستر ارکستر یک نوازنده آمریکایی بود. من از جو ارکستر خوشم آمد و بعد از سه چهار ماه امتحان دادم و در ارکستر ماندگار شدم.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (IX)

از آلات موسیقی این دوره بر اساس شاهنامه، اظهارات مورخین و آثار منقوش بر روی سنگ‌ها و ظروف چنین است: