هربرت فون کارایان

Herbert von Karajan , 1908 – 1989
Herbert von Karajan , 1908 – 1989
زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.

هربرت فون کارایان یکی از همین نوابغ است. کسی که به همه ی اهداف خود در زندگی نرسید! کارایان میگوید: “کسی که به همه ی اهداف خود برسد مسلما دامنه ی خواسته هایش کوتاه و هدفش پیش پا افتاده بوده است” آیا براستی کارایان به تمام اهداف خود در زندگی نرسید؟

آیا ارکستری بود که کارایان رهبری نکرده باشد؟ آیا اثر موسیقیایی (با ارزشی) باقی مانده بود که توسط کارایان اجرا و ضبط نشده باشد؟ به طنز راجع به کارایان گفته اند:”کارایان سوار تاکسی شد و راننده تاکسی پرسید کجا برویم؟کارایان در پاسخ گفت :هیچ فرقی نمیکند هر کجا بروید من کار دارم!”

هربرت فون کارایان در ۵ آوریل ۱۹۰۸ در زادگاه موزارت سازبورگ به دنیا آمد. موسیقی را با فراگیری ساز پیانو در آکادمی موسیقی موتزارتئم نزد فرانس لدوینکا آغاز کرد. در سال ۱۹۱۷ در حالی که فقط ۹ سال داشت برای اولین بار در یک کنسرت که به مناسبت بزرگداشت موزارت برگزار میشد شرکت کرد و آثاری را اجرا نمود. پس از پایان دروه ی تحصیلی در موتزارتئم در دانشکده فنی وین و نیز در آکادمی موسیقی وین به تحصیل پرداخت. کارایان ابتدا تصمیم داشت به عنوان پیانیست فعالیت کند اما به رهبری ارکستر تمایل پیدا کرد و الهام بخش او در این زمینه توسکانینی بود. کارایان با دیدن اجرای اپرایی از دونیزتی تحت رهبری توسکانینی بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت رهبر ارکستر شود.

دکتر ارنست فون کارایان پدر هربرت جراح مشهوری در شهر سالزبورگ بود و خود ساز کلارینت مینواخت. اجداد خانواده ی کارایان یونانی و نام اصلی آنها کارایانیس بوده است.

هربرت اولین بار با ارکستری که پدرش به طور خصوصی اجاره کرد رهبری نمود. اولین شغل او در این زمینه در شهر اولم آلمان بود. مکان بعدی شهر آخن بود که وی به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک این شهر انتخاب شد و در این مقام ارکستر های زیادی را در آلمان رهبری کرد. در سال ۱۹۳۵ به عنوان ریاست موسیقی آلمان به جامعه ی هنری معرفی شد و میتوان گفت او جوانترین رهبری است که به این مقام رسید.

در سال ۱۹۴۶ رهبری ارکستر فیلارمونیا در لندن را به عهده گرفت و هم زمان با شرکت صفحه پرکنی کلمبیا قرار دادی برای ضبط صفحه بست و اولین صفحه را به بازار عرضه نمود.

کارایان ظرف مدت کوتاهی یکی از شخصیتهای مهم هنری اروپا شد همه جا صحبت از او بود ودر اکثر سازمانهای هنری نقشی داشت وهمه جا حکومت میکرد. خواه روی سکوی رهبری خواه پشت فرمان ماشین کورسی ویا هنگام هدایت هواپیمای خصوصی اش و یا حتی روی چوب اسکی (کارایان یکی از بهترین اسکی بازهای آماتور اروپا بود.)

این طور به نظر میرسید که وی دنیای موسیقی در قاره ی سبز را در اختیار دارد و بر آن سلطنت میکند. در زمینه ی وسیع فعالیت او به عنوان رهبر سرپرستی ارکستر فیلارمونیک برلین یکی از برجسته ترین مشاغل بود و نام وی به همراه فیلارمونیک برلین به صورت یک پدیده ی خاص هنری در جامعه ی موسیقی نیمه ی دوم قرن بیستم درآمد. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین از سال ۱۹۵۵ و بلا فاصله پس از درگذشت ویلهلم فورت ونگلر آغاز گشت و او به عنوان رهبر دائمی این ارکستر به دنیا معرفی شد کارایان با این ارکستر به اکثر نقاط جهان برای اجرای برنامه های متنوع سفر کرد. اسکالای میلان وبایروت نیز از مراکز اپرایی مورد علاقه ی وی بودند و به طور مکرر در آنجا آثاری را به اجرا میگذاشت. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت ودر بهار این سال از سرپرستی ارکستر استعفا داد.

کارایان از جمله رهبرانی بود که به دقیق بودن اجرای یک اثر بسیار اعتقاد داشت. خوشبختانه از کارایان فیلم های متعددی باقی است وبه سادگی میتوانیم با مشاهده ی آنها به روش ونحوه ی رهبری او پی ببریم. کارایان با دست و بازو و حرکاتی ضربه ای رهبری نمیکرد وهمان طور که خود گفته ریتم و ضرب را از درون خود به ارکستر منتقل میکرد. وی حافظه ی فوق العاده ای داشت واکثرا آثار بدون پارتیتور رهبری میکرد.

کارایان به استعدادهای جوان توجه زیادی داشت. آن سوفی موتر ویولنیست مطرح از جمله استعداهای کشف شده توسط کارایان است که کارایان از وی حمایت بسیار کرد و آثاری بسیاری از جمله کنسرتو ویولن بتهوون، کنسرتو ویولن چایکوفسکی و. . . را با او اجرا ضبط کرد. در سال ۱۹۶۸ بنیاد هربرت فون کارایان را تاسیس کرد که هدف آن حمایت و پرورش از استعدادهای جوان بود. در این بنیاد آکادمی رهبری را به وجود آورد که هر سال مسابقه ای را بین رهبران جوان برگزار میکرد. از جمله برندگان این مسابقه “کلادیو آبادو” و”سی جی اوزاوا” میباشند.

کاریان شخصیت بسیار پیچیده و مشکلی داشت و به همین دلیل انتقادهای بسیاری از وی شد . اما همین منتقدین نمیتوانستند به آثار او گوش فرا ندهند ویا به کنسرت های او نروند. در مقاله ای تفسیر جالبی از او ارائه داده شده است:”کارایان قرن بیستم را به صورت پلی برای اتصال قرن نوزده و بیست و یکم در آورد”

Audio File قسمتی از فیلم تمرین کارایان با ارکستر

پنج آوریل ۱۹۸۹ کارایان هشتاد و یکمین سال زندگی اش را جشن گرفت. در این زمان مشغول آماده کردن خود برای افتتاحیه سالزبورگ با اپرای بالماسکه از وردی بود اما در شانزده جولای۱۹۸۹ و فقط یازده روز قبل از افتتاح فستیوال در هنگام تمرین اپرا با یک ایست قلبی زندگی را بدرود گفت و دنیای موسیقی را در ماتم فرو برد. یادش گرامی باد.

از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

17 دیدگاه

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۷:۰۷ ب.ظ

    من از آقای خضریان بسیار متعجبم که چگونه مطالب کتاب:”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح” رو از صفحه ۱۸۹ به بعد، عیننا کپی برداری نموده و بدون رعایت قوانین کپی رایت و احترام به حقوق نویسندگان این مطالب رو در اینجا به نام خود ارائه کرده؟! آیا هدف فقط مطرح شون مطرح شدن اسمشون در اینجاست ؟؟و… بسیار جالبتر اینکه کارشناسان سایت چگونه بدون بررسی دقیق و کارشناسی مطالب ،اونها رو در سایت قرار می دهند؟!

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۹:۵۸ ب.ظ

    خب من واقعا عذر میخوام که چنین سوء برداشتی شد. قرار بود قبلا از اینکه این مطلب چاپ شود با دست اندرکاران سایت مکاتبه و بقیه ی جرئیات و مرجع رو معرفی کنم اما متاسفانه مادر برد اینجانب سوخت!
    این کتاب متاسفانه در بازار نایاب بوده و با توجه به اینکه خیلی از عزیزان مایل هستند راجع به کارایان بدانند این مطلب رو فرستادم استفاده از هر مرجع طبیعی است. اما باید مرجع رو هم نام بردو من به خاطر این اتفاق ناخواسته عذر میخواهم.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    دوستان گرامی؛ همانطور که در صفحه کپی رایت اشاره شده است، مسئولیت کپی رایت نوشته های ارسالی با نویسنده است.

    گفتگوی هارمونیک برای انتشار مطالب چهارچوب ها و هنجارهایی دارد که پس از بررسی مطالب چنانچه منطبق با آنها باشد و صحت مطالب تایید شود؛ مطلب منتشر می شود، در این مورد و سایر مطالبی که از طرف دوستان ارسال می شود اینگونه عمل می گردد. حتی اگر مطلبی توسط نویسندگان دائم از منبعی در اینترنت بصورت خالص ترجمه شود (حالت تحقیق نداشته باشد)، منبع انگلیسی آورده می شود، چه رسد به یک کتاب فارسی.

    بدیهی است برای ما این امکان وجود ندارد که برای هر نوشته ارسالی کلیه منابع فارسی و غیر فارسی را برای یافتن نویسنده احتمالی جستجو کنیم، لذا بنا را بر این می گذاریم که ارسال کننده نوشته در صورت نیاز خود به معرفی منبع اقدام خواهد کرد.

    در هر صورت با تشکر از شما که تذکر دادید و با اجازه از دوست خوبمان که مطلب را برای سایت ارسال کرند، متن اصلاح و ماخذ به آن اضافه شد.

    آنچه به واقع باعث خوشحالی دست اندر کاران این سایت است اینکه دیگر برای ما شکی وجود ندارد که اغلب خوانندگان سایت از قشر مطلع و آگاه موسیقی کشور هستند و این بزرگترین افتخار برای ما است که توانسته ایم برای جامعه علاقمند به موسیقی محفل کوچکی در اینترنت فراهم آوریم. از شما عزیزان مجددآ سپاسگذاریم.

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    merci bekhatere in matlab. agar momkene darbareye ravabete herbert von karayan va ali rahbari matalebi eraeh dahid

  • sheyda
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۸:۱۱ ق.ظ

    همین قدر که زحمت پیدا کردن مقاله به این قشنگی رو کشیدین خودش خیلی با ارزشه،مرسی.

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۱ ب.ظ

    با تشکر از توضیحات صمیمانه و دقیق مسئولان سایت ،به نظر من لازمه که اینگونه رفتارها و سپس نطراتی که در رابطه با تایید آنها ابراز می شه مورد بررسی “روانشناسانه” قرار بگیرد.
    اینکه اشخاصی می خواهند بدون طی نمودن مراحل و مدارج دانش و هنر آموزی به هر طریق ممکن – ولو “سرقت آشکار” آثار ادبی یا هنری به نام خود- تنها وجود داشتن خود را اعلام کنند، نشانگر عدم رعایت اصول اخلاقی و حقوقی سایر هنرمندان،بی اطلاع انگاشتن خوانندگان و در یک کلام بی مبالاتی نسبت به هنجارها توسط آنان است.
    آیا چنین رفتارهایی و چنین توجیهات بچگانه ای برای سرپوش گذاری بر اینگونه رفتارها پذیرفتنی ست؟!

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۲ ب.ظ

    بی صبرانه منتظر مطالب بعدی آقای خضریان هستیم

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۴۶ ب.ظ

    با سلام و تشکر باید خدمت شریف شما عرض کنم که کارایان با بسیاری از رهبران دنیا مانند میتروپولس
    رابطه داشته.کارایان در گذشته متهم به نازی بودن
    بوده و برنشتاین متهم به صهیونیست بودن.ولی بنده در عکسی این دو رو در کنار هم دیدم!! رهبری هم یکی
    از همین رهبران است.علی رهبری در سال ۱۹۷۶ در مسابقه ی
    رهبری در فرانسه مدال طلا ودر سال ۱۹۷۷ در ژنو مدال
    نقره ی مسابقات رهبری را به دست میاورند و بدین ترتیب کارایان علاقه مند به دیدن رهبری رهبری میشود
    واز ایشان دعوت میکند تا به عنوان دستیار در ارکستر فیلارمونیک برلن با ایشان همکاری کند.البته همان طور
    که در مطلب آمده کارایان انسانی بسیار مغرور و از
    نظر شخصیتی پیچیده بوده و برقراری رابطه با ایشان
    ساده نبوده اما آقای رهبری میگفتند که کارایان رو
    بهتر از هر کسی میشناسند لازم به ذکر است علی رهبری
    سه بار در سالهای ۱۹۸۲ ۸۴ و ۸۶ به روی سکوی رهبری
    فیلارمونیک برلن رفتند

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۶:۲۴ ق.ظ

    چرا متهم؟؟ کارایان از اعضای هسته ی مرکزی حزب نازی بوده و بعد از از هم پاشیده شدن نازی ها، صرفاً به خاطر مقام هنری اش، محاکمه نمیشه و به کارش ادامه میده.

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    خب من هم همین رو گفتم دوست عزیز وقتی میگن شما متهم به قتل فلانی هستین یعنی قاتل نیستین؟
    موسیقی چه قدر عظمت داره که باعث میشه یک صهیونیست
    و یک نازی در کنار هم عکس بگیرن
    آیا چیزی غیر از موسیقی میتونه یه نازی و یک
    یهودی رو به هم نزدیک کنه.

  • ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۴۰ ق.ظ

    از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • sohrab
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱:۴۳ ب.ظ

    کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ق.ظ

    I am american and I have a lot of respect for Muslims and Arabs.

  • siamak
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    dear Friend ayaya we are not arab we are persian&we have respect for american too

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۲ ق.ظ

    Dear Siamak, I guess you’ve seen that photo of Karajan and Bernstein at my weblog, because it’s exclusively in a book that Karajan’s friend has written, and I scanned it from the original book at the West Vancouver Library
    http://farya.blogspot.com/2005/05/blog-post_28.html

  • محمد خضریان
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۱۷ ب.ظ

    salam .esme aghaye khezriano tasadofi didam
    mikhastam khahesh konam baraye ashnayie bishtar va dar soorate emkan ba man tamas begirand
    ba tashakor.0912 2140061

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ق.ظ

    salam
    mibakhshid in linki ke gozashtin baraye daryafte file kar nemikone!
    mishe eslahesh konid?
    mamnoon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گاه های گمشده (II)

حال مناسب است که معانی لغوی این واژگان با استناد به لغت نامه ها و فرهنگ های معتبر منعکس شود. قابل ذکر است که در اینجا تنها معانی مرتبط با بحث ارائه شده است.

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

اغلب ضعف های نگارندگان نت و اجراکنندگان از روی نت مشترک است. تقویت شناخت نظری و در نهایت تسلط عملی به مواردی که به عنوان ضعف های مشترک نوازندگان و نگارندگان مطرح می گردد، به ارتقاء کیفیتِ نتِ نگارش یافته و اجرای مطلوب تر و نزدیکتر به اصل قطعه از روی نت می انجامد. حال به صورت تیتروار، و نه به شکل مرتب بر اساس اولویت، مواردی را معرفی میکنم(بدیهی است فهرست زیر بسیار ناقص است و حالت کامل تر آن در کتابی که در دست نگارش دارم، آمده):

از روزهای گذشته…

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

دورژاک، آهنگسازی از چک (III)

سمفونی شماره 8 در ماژور C در تضاد شدید با سمفونی هفتم است زیرا مملو از حسی خوشبینانه تر و گرمتر می باشد. کارل شومان این اثر را با اثر گوستاو مالر مقایسه کرده است. بسیاری از منتقدان این سمفونی را اثری برتر از سمفونی نهم دانستند، اما محبوبیت و شهرت سمفونی نهم بر تمام آثار قبلی دورژاک سایه گسترد. سمفونی شماره 9 به عنوان بهترین سمفونی دورژاک با نام “دنیای نو” شناخته شده، دورژاک این اثر را در مدت اقامتش در نیویورک نوشته است.
گذر از مرز ستایشِ محض (II)

گذر از مرز ستایشِ محض (II)

در بعضی نقاط جنگ سرد و در بعضی نقاط (کره، ویتنام، الجزایر و …) جنگ گرم جریان داشت. محیط روشنفکرانه‌ی آمریکا و اروپا سخت تحت تاثیر این وقایع به‌ویژه جنگ ویتنام بود و به همین دلیل گفتمان روشنفکرانه‌ی ایدئولوژیک درباره‌ی هر چیزی از جمله موسیقی فراوان خریدار داشت و بسیار معمول شمرده می‌شد، از این زاویه نیز نقدهای زیادی بر آثار اشتوکهاوزن و زیباشناسی اعلام شده و نشده‌اش وارد آمد که همه –چنان که خواهیم دید- تابعی از مخالفت سرسختانه‌ی چپ‌گراهای پیش‌رو با «هنر نخبگان» (High Art) بود و به عنوان نتیجه‌ای منطقی از اعتراض جنبش چپ به «فرهنگ نخبگان» (High Culture) بر می‌آمد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

برای این موضوع یک قرینه‌ی روشن در خود کتاب هست؛ مدخل «فلسفه و موسیقی». در حالی که اکثر درایه‌ها شرحی حداکثر در حدود چند صفحه دارند شرح این یکی 32 صفحه به درازا کشیده است. علت به گمان من این است که بابک احمدی در فلسفه متخصص است و درست به همین دلیل بسیاری از متن‌های فلسفی مرتبط با موسیقی و موسیقی‌شناسی را به خوبی می‌شناخته و توضیح‌شان داده است.
رموز ویولن (I)

رموز ویولن (I)

صحبت و بحث در رابطه با ساختار و پدیده ای به نام ویولن کار ساده ای نیست، هرچند که در دوره های مختلف به طریقی آنرا مطرح کرده اند و میل عمومی بر این بوده است که ویولون را در معیار و قالبی تقریبا مشخص تعریف و تعیین کنند، اما این موضوع همچون سایر پدیده های هستی فقط در حد و حدود چهار چوبهایی که ما خود آنها را قانون و اصل نامیده ایم قابل توضیح است.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (II)

آهنگ سوم حالا تمام شده و نوبت به قطعه‌ی چهارم می‌رسد که اسمش هست «ترانه‌ی شنها» (Song of Sands). اولریش توضیح می‌دهد که این قطعه، ترانه‏‌ای‌ست درباره‏ی انرژی و پویایی. ترانه‏ی شنها شروع می‌شود. ضرباهنگی پُرجنب و جوش و لنگی خاصی که مخصوص جَز است، با ملودی‌های کوتاه و بریده‏بریده‏ی کلارینت‏باس با رَنگی خَش‌دار آغاز می‏شود. آن ضرباهنگ ادامه می‏یابد و این ملودی‏ها، جنب‏وجوش نهفته در نٌتها را به صدا بدل می‏کنند. بازی‌های ظریف و خلوت با ریتم بین درامز و پیانو به آهنگ پایان می‌بخشند.
اصول نوازندگی ویولن (IX)

اصول نوازندگی ویولن (IX)

نحوه تمرین مطلوب اجرای دوبل نت های مرکب از دو شماره انگشت متفاوت، اجرای هر یک از نت ها در آرشه های جداگانه و با تمپو پایین و دقت نوازنده در اجرای صحیح هر یک نت ها از لحاظ زیر و بمی و سپس اجرای دوبل مورد نظر در آرشه دیگر و با دقت در صدای حاصله از دوبل است.
Richard William Wright II

Richard William Wright II

یک سال بعد پینک فلوید آلبوم More و Ummagumma را تهیه کرد. گروه تصمیم گرفت که در آلبوم دوم بسیار آزاد و بصورت زنده کار کند، آلبوم چهار قسمت داشت و هر قسمت توسط یک نفر ضبط شد. سهم ریچارد رایت از این آلبوم چهار قسمت بود که Sysyphus نام یکی از مشاهیر افسانه ای یونان نام گرفت.
راک کلاسیک-قسمت دوم

راک کلاسیک-قسمت دوم

وجود ترانه های متفاوتی از گروههای مذکور در فهرست ترانه های راک کلاسیک حتمی است. تعدادی از هنرمندان راک آمریکا نیز از مهره های اصلی راک کلاسیک به شمار میروند، از جمله Jimi Hendrix، Aerosmith، The Doors، the Eagles، Lynyrd Skynyrd، The Allman Brothers Band، Alice Cooper، Tom Petty، Creedence Clearwater Revival و Joe Walsh. گروههای ارینا راک Arena rock مانند Styx، Boston ، Journey، Foreigner و Supertramp نیز در ایستگاههای راک کلاسیک پخش میشوند.
انتشار آثار پیانوی فوزیه مجد

انتشار آثار پیانوی فوزیه مجد

فوزیه مجد، آهنگساز و موسیقی شناس برجسته ایرانی نزدیک به سه دهه است که حضور چندانی در صحنه موسیقی ایران نداشته است. وی در انگلستان و فرانسه به تحصیل موسیقی اشتغال داشته و در تهران هم چندی نزد فرامرز پایور و مجید کیانی به آموختن سنتور پرداخته است.
تدسکو آهنگساز یهودی گیتار

تدسکو آهنگساز یهودی گیتار

مایرو تدسکو (Mario Castelnuovo-Tedesco) آهنگسار شهیر ایتالیایی در آوریل سال 1895 در شهر فلورانس ایتالیا چشم به جهان گشود. در خانواده ای ثروتمند که بانکداران بزرگی در کشورشان بودند. اولین کسی که وی را با پیانو آشنا نمود مادرش بود و اولین قطعه اش را در سن نه سالگی ساخت. بعد از کامل کردن مهارتهایش در نوازندگی در زمینه پیانو در سال 1914 وی شروع به فراگیری اصول آهنگسازی زیر نظر آهنگساز و پیانیست ایتالیایی Ildebrando Pizzetti نمود و توانست دیپلم آهنگسازی را در سال 1918 دریافت نماید.