هربرت فون کارایان

Herbert von Karajan , 1908 – 1989
Herbert von Karajan , 1908 – 1989
زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.

هربرت فون کارایان یکی از همین نوابغ است. کسی که به همه ی اهداف خود در زندگی نرسید! کارایان میگوید: “کسی که به همه ی اهداف خود برسد مسلما دامنه ی خواسته هایش کوتاه و هدفش پیش پا افتاده بوده است” آیا براستی کارایان به تمام اهداف خود در زندگی نرسید؟

آیا ارکستری بود که کارایان رهبری نکرده باشد؟ آیا اثر موسیقیایی (با ارزشی) باقی مانده بود که توسط کارایان اجرا و ضبط نشده باشد؟ به طنز راجع به کارایان گفته اند:”کارایان سوار تاکسی شد و راننده تاکسی پرسید کجا برویم؟کارایان در پاسخ گفت :هیچ فرقی نمیکند هر کجا بروید من کار دارم!”

هربرت فون کارایان در ۵ آوریل ۱۹۰۸ در زادگاه موزارت سازبورگ به دنیا آمد. موسیقی را با فراگیری ساز پیانو در آکادمی موسیقی موتزارتئم نزد فرانس لدوینکا آغاز کرد. در سال ۱۹۱۷ در حالی که فقط ۹ سال داشت برای اولین بار در یک کنسرت که به مناسبت بزرگداشت موزارت برگزار میشد شرکت کرد و آثاری را اجرا نمود. پس از پایان دروه ی تحصیلی در موتزارتئم در دانشکده فنی وین و نیز در آکادمی موسیقی وین به تحصیل پرداخت. کارایان ابتدا تصمیم داشت به عنوان پیانیست فعالیت کند اما به رهبری ارکستر تمایل پیدا کرد و الهام بخش او در این زمینه توسکانینی بود. کارایان با دیدن اجرای اپرایی از دونیزتی تحت رهبری توسکانینی بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت رهبر ارکستر شود.

دکتر ارنست فون کارایان پدر هربرت جراح مشهوری در شهر سالزبورگ بود و خود ساز کلارینت مینواخت. اجداد خانواده ی کارایان یونانی و نام اصلی آنها کارایانیس بوده است.

هربرت اولین بار با ارکستری که پدرش به طور خصوصی اجاره کرد رهبری نمود. اولین شغل او در این زمینه در شهر اولم آلمان بود. مکان بعدی شهر آخن بود که وی به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک این شهر انتخاب شد و در این مقام ارکستر های زیادی را در آلمان رهبری کرد. در سال ۱۹۳۵ به عنوان ریاست موسیقی آلمان به جامعه ی هنری معرفی شد و میتوان گفت او جوانترین رهبری است که به این مقام رسید.

در سال ۱۹۴۶ رهبری ارکستر فیلارمونیا در لندن را به عهده گرفت و هم زمان با شرکت صفحه پرکنی کلمبیا قرار دادی برای ضبط صفحه بست و اولین صفحه را به بازار عرضه نمود.

کارایان ظرف مدت کوتاهی یکی از شخصیتهای مهم هنری اروپا شد همه جا صحبت از او بود ودر اکثر سازمانهای هنری نقشی داشت وهمه جا حکومت میکرد. خواه روی سکوی رهبری خواه پشت فرمان ماشین کورسی ویا هنگام هدایت هواپیمای خصوصی اش و یا حتی روی چوب اسکی (کارایان یکی از بهترین اسکی بازهای آماتور اروپا بود.)

این طور به نظر میرسید که وی دنیای موسیقی در قاره ی سبز را در اختیار دارد و بر آن سلطنت میکند. در زمینه ی وسیع فعالیت او به عنوان رهبر سرپرستی ارکستر فیلارمونیک برلین یکی از برجسته ترین مشاغل بود و نام وی به همراه فیلارمونیک برلین به صورت یک پدیده ی خاص هنری در جامعه ی موسیقی نیمه ی دوم قرن بیستم درآمد. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین از سال ۱۹۵۵ و بلا فاصله پس از درگذشت ویلهلم فورت ونگلر آغاز گشت و او به عنوان رهبر دائمی این ارکستر به دنیا معرفی شد کارایان با این ارکستر به اکثر نقاط جهان برای اجرای برنامه های متنوع سفر کرد. اسکالای میلان وبایروت نیز از مراکز اپرایی مورد علاقه ی وی بودند و به طور مکرر در آنجا آثاری را به اجرا میگذاشت. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت ودر بهار این سال از سرپرستی ارکستر استعفا داد.

کارایان از جمله رهبرانی بود که به دقیق بودن اجرای یک اثر بسیار اعتقاد داشت. خوشبختانه از کارایان فیلم های متعددی باقی است وبه سادگی میتوانیم با مشاهده ی آنها به روش ونحوه ی رهبری او پی ببریم. کارایان با دست و بازو و حرکاتی ضربه ای رهبری نمیکرد وهمان طور که خود گفته ریتم و ضرب را از درون خود به ارکستر منتقل میکرد. وی حافظه ی فوق العاده ای داشت واکثرا آثار بدون پارتیتور رهبری میکرد.

کارایان به استعدادهای جوان توجه زیادی داشت. آن سوفی موتر ویولنیست مطرح از جمله استعداهای کشف شده توسط کارایان است که کارایان از وی حمایت بسیار کرد و آثاری بسیاری از جمله کنسرتو ویولن بتهوون، کنسرتو ویولن چایکوفسکی و. . . را با او اجرا ضبط کرد. در سال ۱۹۶۸ بنیاد هربرت فون کارایان را تاسیس کرد که هدف آن حمایت و پرورش از استعدادهای جوان بود. در این بنیاد آکادمی رهبری را به وجود آورد که هر سال مسابقه ای را بین رهبران جوان برگزار میکرد. از جمله برندگان این مسابقه “کلادیو آبادو” و”سی جی اوزاوا” میباشند.

کاریان شخصیت بسیار پیچیده و مشکلی داشت و به همین دلیل انتقادهای بسیاری از وی شد . اما همین منتقدین نمیتوانستند به آثار او گوش فرا ندهند ویا به کنسرت های او نروند. در مقاله ای تفسیر جالبی از او ارائه داده شده است:”کارایان قرن بیستم را به صورت پلی برای اتصال قرن نوزده و بیست و یکم در آورد”

Audio File قسمتی از فیلم تمرین کارایان با ارکستر

پنج آوریل ۱۹۸۹ کارایان هشتاد و یکمین سال زندگی اش را جشن گرفت. در این زمان مشغول آماده کردن خود برای افتتاحیه سالزبورگ با اپرای بالماسکه از وردی بود اما در شانزده جولای۱۹۸۹ و فقط یازده روز قبل از افتتاح فستیوال در هنگام تمرین اپرا با یک ایست قلبی زندگی را بدرود گفت و دنیای موسیقی را در ماتم فرو برد. یادش گرامی باد.

از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

17 دیدگاه

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۷:۰۷ ب.ظ

    من از آقای خضریان بسیار متعجبم که چگونه مطالب کتاب:”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح” رو از صفحه ۱۸۹ به بعد، عیننا کپی برداری نموده و بدون رعایت قوانین کپی رایت و احترام به حقوق نویسندگان این مطالب رو در اینجا به نام خود ارائه کرده؟! آیا هدف فقط مطرح شون مطرح شدن اسمشون در اینجاست ؟؟و… بسیار جالبتر اینکه کارشناسان سایت چگونه بدون بررسی دقیق و کارشناسی مطالب ،اونها رو در سایت قرار می دهند؟!

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۹:۵۸ ب.ظ

    خب من واقعا عذر میخوام که چنین سوء برداشتی شد. قرار بود قبلا از اینکه این مطلب چاپ شود با دست اندرکاران سایت مکاتبه و بقیه ی جرئیات و مرجع رو معرفی کنم اما متاسفانه مادر برد اینجانب سوخت!
    این کتاب متاسفانه در بازار نایاب بوده و با توجه به اینکه خیلی از عزیزان مایل هستند راجع به کارایان بدانند این مطلب رو فرستادم استفاده از هر مرجع طبیعی است. اما باید مرجع رو هم نام بردو من به خاطر این اتفاق ناخواسته عذر میخواهم.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    دوستان گرامی؛ همانطور که در صفحه کپی رایت اشاره شده است، مسئولیت کپی رایت نوشته های ارسالی با نویسنده است.

    گفتگوی هارمونیک برای انتشار مطالب چهارچوب ها و هنجارهایی دارد که پس از بررسی مطالب چنانچه منطبق با آنها باشد و صحت مطالب تایید شود؛ مطلب منتشر می شود، در این مورد و سایر مطالبی که از طرف دوستان ارسال می شود اینگونه عمل می گردد. حتی اگر مطلبی توسط نویسندگان دائم از منبعی در اینترنت بصورت خالص ترجمه شود (حالت تحقیق نداشته باشد)، منبع انگلیسی آورده می شود، چه رسد به یک کتاب فارسی.

    بدیهی است برای ما این امکان وجود ندارد که برای هر نوشته ارسالی کلیه منابع فارسی و غیر فارسی را برای یافتن نویسنده احتمالی جستجو کنیم، لذا بنا را بر این می گذاریم که ارسال کننده نوشته در صورت نیاز خود به معرفی منبع اقدام خواهد کرد.

    در هر صورت با تشکر از شما که تذکر دادید و با اجازه از دوست خوبمان که مطلب را برای سایت ارسال کرند، متن اصلاح و ماخذ به آن اضافه شد.

    آنچه به واقع باعث خوشحالی دست اندر کاران این سایت است اینکه دیگر برای ما شکی وجود ندارد که اغلب خوانندگان سایت از قشر مطلع و آگاه موسیقی کشور هستند و این بزرگترین افتخار برای ما است که توانسته ایم برای جامعه علاقمند به موسیقی محفل کوچکی در اینترنت فراهم آوریم. از شما عزیزان مجددآ سپاسگذاریم.

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    merci bekhatere in matlab. agar momkene darbareye ravabete herbert von karayan va ali rahbari matalebi eraeh dahid

  • sheyda
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۸:۱۱ ق.ظ

    همین قدر که زحمت پیدا کردن مقاله به این قشنگی رو کشیدین خودش خیلی با ارزشه،مرسی.

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۱ ب.ظ

    با تشکر از توضیحات صمیمانه و دقیق مسئولان سایت ،به نظر من لازمه که اینگونه رفتارها و سپس نطراتی که در رابطه با تایید آنها ابراز می شه مورد بررسی “روانشناسانه” قرار بگیرد.
    اینکه اشخاصی می خواهند بدون طی نمودن مراحل و مدارج دانش و هنر آموزی به هر طریق ممکن – ولو “سرقت آشکار” آثار ادبی یا هنری به نام خود- تنها وجود داشتن خود را اعلام کنند، نشانگر عدم رعایت اصول اخلاقی و حقوقی سایر هنرمندان،بی اطلاع انگاشتن خوانندگان و در یک کلام بی مبالاتی نسبت به هنجارها توسط آنان است.
    آیا چنین رفتارهایی و چنین توجیهات بچگانه ای برای سرپوش گذاری بر اینگونه رفتارها پذیرفتنی ست؟!

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۲ ب.ظ

    بی صبرانه منتظر مطالب بعدی آقای خضریان هستیم

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۴۶ ب.ظ

    با سلام و تشکر باید خدمت شریف شما عرض کنم که کارایان با بسیاری از رهبران دنیا مانند میتروپولس
    رابطه داشته.کارایان در گذشته متهم به نازی بودن
    بوده و برنشتاین متهم به صهیونیست بودن.ولی بنده در عکسی این دو رو در کنار هم دیدم!! رهبری هم یکی
    از همین رهبران است.علی رهبری در سال ۱۹۷۶ در مسابقه ی
    رهبری در فرانسه مدال طلا ودر سال ۱۹۷۷ در ژنو مدال
    نقره ی مسابقات رهبری را به دست میاورند و بدین ترتیب کارایان علاقه مند به دیدن رهبری رهبری میشود
    واز ایشان دعوت میکند تا به عنوان دستیار در ارکستر فیلارمونیک برلن با ایشان همکاری کند.البته همان طور
    که در مطلب آمده کارایان انسانی بسیار مغرور و از
    نظر شخصیتی پیچیده بوده و برقراری رابطه با ایشان
    ساده نبوده اما آقای رهبری میگفتند که کارایان رو
    بهتر از هر کسی میشناسند لازم به ذکر است علی رهبری
    سه بار در سالهای ۱۹۸۲ ۸۴ و ۸۶ به روی سکوی رهبری
    فیلارمونیک برلن رفتند

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۶:۲۴ ق.ظ

    چرا متهم؟؟ کارایان از اعضای هسته ی مرکزی حزب نازی بوده و بعد از از هم پاشیده شدن نازی ها، صرفاً به خاطر مقام هنری اش، محاکمه نمیشه و به کارش ادامه میده.

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    خب من هم همین رو گفتم دوست عزیز وقتی میگن شما متهم به قتل فلانی هستین یعنی قاتل نیستین؟
    موسیقی چه قدر عظمت داره که باعث میشه یک صهیونیست
    و یک نازی در کنار هم عکس بگیرن
    آیا چیزی غیر از موسیقی میتونه یه نازی و یک
    یهودی رو به هم نزدیک کنه.

  • ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۴۰ ق.ظ

    از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • sohrab
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱:۴۳ ب.ظ

    کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ق.ظ

    I am american and I have a lot of respect for Muslims and Arabs.

  • siamak
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    dear Friend ayaya we are not arab we are persian&we have respect for american too

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۲ ق.ظ

    Dear Siamak, I guess you’ve seen that photo of Karajan and Bernstein at my weblog, because it’s exclusively in a book that Karajan’s friend has written, and I scanned it from the original book at the West Vancouver Library
    http://farya.blogspot.com/2005/05/blog-post_28.html

  • محمد خضریان
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۱۷ ب.ظ

    salam .esme aghaye khezriano tasadofi didam
    mikhastam khahesh konam baraye ashnayie bishtar va dar soorate emkan ba man tamas begirand
    ba tashakor.0912 2140061

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ق.ظ

    salam
    mibakhshid in linki ke gozashtin baraye daryafte file kar nemikone!
    mishe eslahesh konid?
    mamnoon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

ششمین جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت با تفاوتی اساسی نسبت به دوره های گذشته روبرو بود، آن هم اینکه، نام جشنواره تغییری اساسی یافت و ضمن تاکید بر نوشته های موسیقی، نام وبلاگ از عنوان جشنواره به کلی حذف گردید. با اینکه در این شش دوره تلاش کردیم با تشویق به وبلاگ نویسی و نشان دادن اهمیت های آن، مشوق فعالین در این عرصه باشیم، نتوانستیم در مقابلِ سونامیِ جهانگیرِ مرگِ وبلاگ ها و فرهنگ وبلاگ نویسی، توفیقی داشته باشیم. امروز تقریبا بر چهره تمام وبلاگ هایی که فعال و مشهور بودند، گرد فراموشی و خاموشی نشسته است و وبلاگ نویسان شان نیز در فضاهای تاریک اپلیکیشن های پیام‌رسان موبایلی، گم شده اند. این جشنواره با تغییر عنوان خود ناگزیر از بازگفتن این واقعیت تلخ بود.

بیانیه داوران ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

در پایان ششمین دوره ی جشنواره می‌توان دید که تعیین و تعریف میدان آنچه دنیایی مجازی خوانده می شود زیر فشار شتابان فناوری دشوار و دشوارتر می‌شود. اکنون بزرگ‌ترین چالشی که به چشم می‌آید همچنان کشیدن مرز به قدر کافی دقیق میان جهان مجازی و غیرمجازی است در حقیقت تقریبا مرزی باقی نمانده است، آنچنان که گاه تعیین مصداق برای رصدگر تیزبین هم نشدنی است. اما علاوه بر در هم شدن مرزها، گرایش استفاده کنندگان از این فضای سیال به پیام‌رسان‌ها، در پی آن افولِ اقبالِ وب سایت‌ها، مرگ وبلاگ‌ها (که سرانجام در تغییر نام جشنواره پژواک یافت) و در نتیجه ظهور پدیده‌ی اینترنتِ تاریک روندی است که به ویژه دسترسی‌پذیری میدان نوشتارهای موسیقی را تهدید می‌کند. این تهدیدی واقعی و جدی است که باید به آن اندیشید.

از روزهای گذشته…

چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

چکناواریان و ارکستر سمفونیک تهران

سه شنبه ۲۷ دی، تالار وحدت، میزبان ارکستر سمفونیک تهران به رهبری(رهبری میهمان) لوریس چکنواریان بود. ارکستر با اشاره چکناواریان قسمتی از باله گایانه ساخته آرام خاچاتوریان آهنگساز برجسته ارمنی را به اجرا گذاشت. سپس “افق بیکران” ساخته حشمت سنجری و پس از آن “رقص دایره” را از همین آهنگساز نواخت.
آخرین خبر موسیقی سال!

آخرین خبر موسیقی سال!

اولین جرقه های نشست صاحبان پایگاهای مجازی در حوزه ی موسیقی ایرانی از دیدارهای دوستانه زده شد و در سال ۱۳۸۶ اولین نشست در شیراز به همت یکی از وبلاگ نویسان “رضا زارعی” برگزار شد. این نشست سه روزه زمینه ی آشنایی وبلاگ نویسان را فراهم کرد. بدیهی است هر نشست اولین، باید دومین و سومین و… را در پی داشته باشد! برای تداوم این نشست ها تلاشهای زیادی برای برگزاری نشست در استان گیلان برای سال ۸۷ توسط نگارنده انجام شد اما متاسفانه به دلیل عدم حمایت نهادهای مربوطه برنامه به کلی لغو شد. به لطف خدا اینک شاهدیم در واپسین روزهای سال ۸۷ دومین نشست، به همت خبرگزاری مهر و همکاری خانه ی موسیقی برگزار شد که در واقع مقدمه ای برای برگزاری اولین جشنواره ی وبلاگ و سایتهای فعال در حوزه ی موسیقی ایرانی بود.
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

فریبا جواهری: روحیه من به ماهور نمی خورد!

متاسفانه شاگرد برجسته ای ندارم. راهی که به شاگردانم گفتم هیچکدام تا به آخر نرفته اند. به هر کس که گفتم عمل نکرد. من خودم تعلیم دیدم که دستانم سریع و چابک باشد، تعلیم دیدم که دستانم پرقدرت بنوازد یعنی اجرای عالی داشته باشم. مطلب داشتن نوازنده از اندیشه اش می آید اما پرقدرت نواختن و کارکردن با انگشتها نیاز به تعلیمات خاص دارد و مطالعه فراوان. به قول آقای دکتر صفوت که همیشه می گفت ژیمناستیک و کارهای آکروبات بازی کردن روی ساز را همه بلدند؛ اجرای پرقدرت و عالی مهم است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

دیدراستای یک فرم‌گرایی موسیقایی ناب که به نقد ویرانگر رابطه‌ی معنی‌دار میان موسیقی و تصویر (و یا موسیقی و هر چیز دیگر، غیر از خودش و تا حدی رقص) بیانجامد یا دیدگاه‌های دیگری چون ضدیت با جریان مردم‌پسند نماهنگ، روابط سرمایه‌سالارانه‌ی چیره بر پیدایی و همه‌گیری‌اش و به یک واژه، مخالفت از بن با اصل…
ادامهٔ مطلب »
درباره آرشه (II)

درباره آرشه (II)

به علت کیفیت پایین و نامرغوب آرشه های قرون ۱۷ و ۱۸، تنها تعداد انگشت شماری از آنها حفظ و احیاء شده اند و هریک از آرشه های دوران مذکور که به هر دلیلی دچار آسیب دیدگی شده، به راحتی کنار گذاشته شده است. سازندگان آرشه دراین دوران (که عموما دستیاران ویولن سازان بوده اند) ارزش وکیفت کارشان چندان مورد توجه قرار نمی گرفت. تا اواخر قرن ۱۸، ساخت آرشه یک حرفه مجزا محسوب نمی شد ومهر زدن یا نشانه گذاری آرشه با نام سازنده آن پس از سال ۱۸۰۰ فراگیر و متداول شد.
کمپانی آر سی ای (I)

کمپانی آر سی ای (I)

RCA Records یکی از پرچمداران مارک Sony BMG Music Entertainment است. RCA Records در سال ۱۹۰۱ به عنوان Victor Talking Machine Company بوجود آمد و RCA مخفف Radio Corporation of America است که میتوان آنرا مادر شرکت BMG دانست.
درگذشت آرت دیویس نوازنده دبل بیس

درگذشت آرت دیویس نوازنده دبل بیس

آرت دیویس، نوازنده نام آور دبل بیس (double bass) که با بزرگان موسیقی جز از جمله جان کولترین (John Coltrane) به اجرای موسیقی پرداخته بود، در اثر حمله قلبی در منزل خود و در سن ۷۳ سالگی درگذشت.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

«سجاد پورقناد» اما معتقد بود که می‌توان به سادگی این دو را از هم تمییز داد و بر خصلت توصیفی آنالیز (به عنوان ممیز) تکیه می‌کرد با این مضمون که «اگر نوشته از شرح این که قطعه چند میزان دارد و هارمونی آن چگونه است و… شروع شود و به همین منوال ادامه بیابد» تجزیه و تحلیل است اما اگر «تاکیدی بر این که چرا و چگونه چنین اتفاقاتی در قطعه افتاده و مسائل جنبی آن» وجود داشته باشد نقد است. «نیوشا مزیدآبادی» با این نظر موافق نبود و معتقد بود که در این صورت آنالیز و نقد باز هم یکی می‌شوند.
برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت سوم)

برنامه مدون آموزش ویولن (قسمت سوم)

ادامه آموزش های مربوط به پوزیسیون ها، اتودها و قطعات ویولن کلاسیک از برنامه های این دوره است. در این ترم، آموزش اتودهای منتخب کتاب ولفارت که از ترم قبل آغاز گردیده بود، پی گیری می گردد.