هربرت فون کارایان

Herbert von Karajan , 1908 – 1989
Herbert von Karajan , 1908 – 1989
زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.

هربرت فون کارایان یکی از همین نوابغ است. کسی که به همه ی اهداف خود در زندگی نرسید! کارایان میگوید: “کسی که به همه ی اهداف خود برسد مسلما دامنه ی خواسته هایش کوتاه و هدفش پیش پا افتاده بوده است” آیا براستی کارایان به تمام اهداف خود در زندگی نرسید؟

آیا ارکستری بود که کارایان رهبری نکرده باشد؟ آیا اثر موسیقیایی (با ارزشی) باقی مانده بود که توسط کارایان اجرا و ضبط نشده باشد؟ به طنز راجع به کارایان گفته اند:”کارایان سوار تاکسی شد و راننده تاکسی پرسید کجا برویم؟کارایان در پاسخ گفت :هیچ فرقی نمیکند هر کجا بروید من کار دارم!”

هربرت فون کارایان در ۵ آوریل ۱۹۰۸ در زادگاه موزارت سازبورگ به دنیا آمد. موسیقی را با فراگیری ساز پیانو در آکادمی موسیقی موتزارتئم نزد فرانس لدوینکا آغاز کرد. در سال ۱۹۱۷ در حالی که فقط ۹ سال داشت برای اولین بار در یک کنسرت که به مناسبت بزرگداشت موزارت برگزار میشد شرکت کرد و آثاری را اجرا نمود. پس از پایان دروه ی تحصیلی در موتزارتئم در دانشکده فنی وین و نیز در آکادمی موسیقی وین به تحصیل پرداخت. کارایان ابتدا تصمیم داشت به عنوان پیانیست فعالیت کند اما به رهبری ارکستر تمایل پیدا کرد و الهام بخش او در این زمینه توسکانینی بود. کارایان با دیدن اجرای اپرایی از دونیزتی تحت رهبری توسکانینی بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت رهبر ارکستر شود.

دکتر ارنست فون کارایان پدر هربرت جراح مشهوری در شهر سالزبورگ بود و خود ساز کلارینت مینواخت. اجداد خانواده ی کارایان یونانی و نام اصلی آنها کارایانیس بوده است.

هربرت اولین بار با ارکستری که پدرش به طور خصوصی اجاره کرد رهبری نمود. اولین شغل او در این زمینه در شهر اولم آلمان بود. مکان بعدی شهر آخن بود که وی به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک این شهر انتخاب شد و در این مقام ارکستر های زیادی را در آلمان رهبری کرد. در سال ۱۹۳۵ به عنوان ریاست موسیقی آلمان به جامعه ی هنری معرفی شد و میتوان گفت او جوانترین رهبری است که به این مقام رسید.

در سال ۱۹۴۶ رهبری ارکستر فیلارمونیا در لندن را به عهده گرفت و هم زمان با شرکت صفحه پرکنی کلمبیا قرار دادی برای ضبط صفحه بست و اولین صفحه را به بازار عرضه نمود.

کارایان ظرف مدت کوتاهی یکی از شخصیتهای مهم هنری اروپا شد همه جا صحبت از او بود ودر اکثر سازمانهای هنری نقشی داشت وهمه جا حکومت میکرد. خواه روی سکوی رهبری خواه پشت فرمان ماشین کورسی ویا هنگام هدایت هواپیمای خصوصی اش و یا حتی روی چوب اسکی (کارایان یکی از بهترین اسکی بازهای آماتور اروپا بود.)

این طور به نظر میرسید که وی دنیای موسیقی در قاره ی سبز را در اختیار دارد و بر آن سلطنت میکند. در زمینه ی وسیع فعالیت او به عنوان رهبر سرپرستی ارکستر فیلارمونیک برلین یکی از برجسته ترین مشاغل بود و نام وی به همراه فیلارمونیک برلین به صورت یک پدیده ی خاص هنری در جامعه ی موسیقی نیمه ی دوم قرن بیستم درآمد. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین از سال ۱۹۵۵ و بلا فاصله پس از درگذشت ویلهلم فورت ونگلر آغاز گشت و او به عنوان رهبر دائمی این ارکستر به دنیا معرفی شد کارایان با این ارکستر به اکثر نقاط جهان برای اجرای برنامه های متنوع سفر کرد. اسکالای میلان وبایروت نیز از مراکز اپرایی مورد علاقه ی وی بودند و به طور مکرر در آنجا آثاری را به اجرا میگذاشت. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت ودر بهار این سال از سرپرستی ارکستر استعفا داد.

کارایان از جمله رهبرانی بود که به دقیق بودن اجرای یک اثر بسیار اعتقاد داشت. خوشبختانه از کارایان فیلم های متعددی باقی است وبه سادگی میتوانیم با مشاهده ی آنها به روش ونحوه ی رهبری او پی ببریم. کارایان با دست و بازو و حرکاتی ضربه ای رهبری نمیکرد وهمان طور که خود گفته ریتم و ضرب را از درون خود به ارکستر منتقل میکرد. وی حافظه ی فوق العاده ای داشت واکثرا آثار بدون پارتیتور رهبری میکرد.

کارایان به استعدادهای جوان توجه زیادی داشت. آن سوفی موتر ویولنیست مطرح از جمله استعداهای کشف شده توسط کارایان است که کارایان از وی حمایت بسیار کرد و آثاری بسیاری از جمله کنسرتو ویولن بتهوون، کنسرتو ویولن چایکوفسکی و. . . را با او اجرا ضبط کرد. در سال ۱۹۶۸ بنیاد هربرت فون کارایان را تاسیس کرد که هدف آن حمایت و پرورش از استعدادهای جوان بود. در این بنیاد آکادمی رهبری را به وجود آورد که هر سال مسابقه ای را بین رهبران جوان برگزار میکرد. از جمله برندگان این مسابقه “کلادیو آبادو” و”سی جی اوزاوا” میباشند.

کاریان شخصیت بسیار پیچیده و مشکلی داشت و به همین دلیل انتقادهای بسیاری از وی شد . اما همین منتقدین نمیتوانستند به آثار او گوش فرا ندهند ویا به کنسرت های او نروند. در مقاله ای تفسیر جالبی از او ارائه داده شده است:”کارایان قرن بیستم را به صورت پلی برای اتصال قرن نوزده و بیست و یکم در آورد”

Audio File قسمتی از فیلم تمرین کارایان با ارکستر

پنج آوریل ۱۹۸۹ کارایان هشتاد و یکمین سال زندگی اش را جشن گرفت. در این زمان مشغول آماده کردن خود برای افتتاحیه سالزبورگ با اپرای بالماسکه از وردی بود اما در شانزده جولای۱۹۸۹ و فقط یازده روز قبل از افتتاح فستیوال در هنگام تمرین اپرا با یک ایست قلبی زندگی را بدرود گفت و دنیای موسیقی را در ماتم فرو برد. یادش گرامی باد.

از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

17 دیدگاه

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۷:۰۷ ب.ظ

    من از آقای خضریان بسیار متعجبم که چگونه مطالب کتاب:”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح” رو از صفحه ۱۸۹ به بعد، عیننا کپی برداری نموده و بدون رعایت قوانین کپی رایت و احترام به حقوق نویسندگان این مطالب رو در اینجا به نام خود ارائه کرده؟! آیا هدف فقط مطرح شون مطرح شدن اسمشون در اینجاست ؟؟و… بسیار جالبتر اینکه کارشناسان سایت چگونه بدون بررسی دقیق و کارشناسی مطالب ،اونها رو در سایت قرار می دهند؟!

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۹:۵۸ ب.ظ

    خب من واقعا عذر میخوام که چنین سوء برداشتی شد. قرار بود قبلا از اینکه این مطلب چاپ شود با دست اندرکاران سایت مکاتبه و بقیه ی جرئیات و مرجع رو معرفی کنم اما متاسفانه مادر برد اینجانب سوخت!
    این کتاب متاسفانه در بازار نایاب بوده و با توجه به اینکه خیلی از عزیزان مایل هستند راجع به کارایان بدانند این مطلب رو فرستادم استفاده از هر مرجع طبیعی است. اما باید مرجع رو هم نام بردو من به خاطر این اتفاق ناخواسته عذر میخواهم.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    دوستان گرامی؛ همانطور که در صفحه کپی رایت اشاره شده است، مسئولیت کپی رایت نوشته های ارسالی با نویسنده است.

    گفتگوی هارمونیک برای انتشار مطالب چهارچوب ها و هنجارهایی دارد که پس از بررسی مطالب چنانچه منطبق با آنها باشد و صحت مطالب تایید شود؛ مطلب منتشر می شود، در این مورد و سایر مطالبی که از طرف دوستان ارسال می شود اینگونه عمل می گردد. حتی اگر مطلبی توسط نویسندگان دائم از منبعی در اینترنت بصورت خالص ترجمه شود (حالت تحقیق نداشته باشد)، منبع انگلیسی آورده می شود، چه رسد به یک کتاب فارسی.

    بدیهی است برای ما این امکان وجود ندارد که برای هر نوشته ارسالی کلیه منابع فارسی و غیر فارسی را برای یافتن نویسنده احتمالی جستجو کنیم، لذا بنا را بر این می گذاریم که ارسال کننده نوشته در صورت نیاز خود به معرفی منبع اقدام خواهد کرد.

    در هر صورت با تشکر از شما که تذکر دادید و با اجازه از دوست خوبمان که مطلب را برای سایت ارسال کرند، متن اصلاح و ماخذ به آن اضافه شد.

    آنچه به واقع باعث خوشحالی دست اندر کاران این سایت است اینکه دیگر برای ما شکی وجود ندارد که اغلب خوانندگان سایت از قشر مطلع و آگاه موسیقی کشور هستند و این بزرگترین افتخار برای ما است که توانسته ایم برای جامعه علاقمند به موسیقی محفل کوچکی در اینترنت فراهم آوریم. از شما عزیزان مجددآ سپاسگذاریم.

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    merci bekhatere in matlab. agar momkene darbareye ravabete herbert von karayan va ali rahbari matalebi eraeh dahid

  • sheyda
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۸:۱۱ ق.ظ

    همین قدر که زحمت پیدا کردن مقاله به این قشنگی رو کشیدین خودش خیلی با ارزشه،مرسی.

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۱ ب.ظ

    با تشکر از توضیحات صمیمانه و دقیق مسئولان سایت ،به نظر من لازمه که اینگونه رفتارها و سپس نطراتی که در رابطه با تایید آنها ابراز می شه مورد بررسی “روانشناسانه” قرار بگیرد.
    اینکه اشخاصی می خواهند بدون طی نمودن مراحل و مدارج دانش و هنر آموزی به هر طریق ممکن – ولو “سرقت آشکار” آثار ادبی یا هنری به نام خود- تنها وجود داشتن خود را اعلام کنند، نشانگر عدم رعایت اصول اخلاقی و حقوقی سایر هنرمندان،بی اطلاع انگاشتن خوانندگان و در یک کلام بی مبالاتی نسبت به هنجارها توسط آنان است.
    آیا چنین رفتارهایی و چنین توجیهات بچگانه ای برای سرپوش گذاری بر اینگونه رفتارها پذیرفتنی ست؟!

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۲ ب.ظ

    بی صبرانه منتظر مطالب بعدی آقای خضریان هستیم

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۴۶ ب.ظ

    با سلام و تشکر باید خدمت شریف شما عرض کنم که کارایان با بسیاری از رهبران دنیا مانند میتروپولس
    رابطه داشته.کارایان در گذشته متهم به نازی بودن
    بوده و برنشتاین متهم به صهیونیست بودن.ولی بنده در عکسی این دو رو در کنار هم دیدم!! رهبری هم یکی
    از همین رهبران است.علی رهبری در سال ۱۹۷۶ در مسابقه ی
    رهبری در فرانسه مدال طلا ودر سال ۱۹۷۷ در ژنو مدال
    نقره ی مسابقات رهبری را به دست میاورند و بدین ترتیب کارایان علاقه مند به دیدن رهبری رهبری میشود
    واز ایشان دعوت میکند تا به عنوان دستیار در ارکستر فیلارمونیک برلن با ایشان همکاری کند.البته همان طور
    که در مطلب آمده کارایان انسانی بسیار مغرور و از
    نظر شخصیتی پیچیده بوده و برقراری رابطه با ایشان
    ساده نبوده اما آقای رهبری میگفتند که کارایان رو
    بهتر از هر کسی میشناسند لازم به ذکر است علی رهبری
    سه بار در سالهای ۱۹۸۲ ۸۴ و ۸۶ به روی سکوی رهبری
    فیلارمونیک برلن رفتند

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۶:۲۴ ق.ظ

    چرا متهم؟؟ کارایان از اعضای هسته ی مرکزی حزب نازی بوده و بعد از از هم پاشیده شدن نازی ها، صرفاً به خاطر مقام هنری اش، محاکمه نمیشه و به کارش ادامه میده.

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    خب من هم همین رو گفتم دوست عزیز وقتی میگن شما متهم به قتل فلانی هستین یعنی قاتل نیستین؟
    موسیقی چه قدر عظمت داره که باعث میشه یک صهیونیست
    و یک نازی در کنار هم عکس بگیرن
    آیا چیزی غیر از موسیقی میتونه یه نازی و یک
    یهودی رو به هم نزدیک کنه.

  • ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۴۰ ق.ظ

    از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • sohrab
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱:۴۳ ب.ظ

    کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ق.ظ

    I am american and I have a lot of respect for Muslims and Arabs.

  • siamak
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    dear Friend ayaya we are not arab we are persian&we have respect for american too

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۲ ق.ظ

    Dear Siamak, I guess you’ve seen that photo of Karajan and Bernstein at my weblog, because it’s exclusively in a book that Karajan’s friend has written, and I scanned it from the original book at the West Vancouver Library
    http://farya.blogspot.com/2005/05/blog-post_28.html

  • محمد خضریان
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۱۷ ب.ظ

    salam .esme aghaye khezriano tasadofi didam
    mikhastam khahesh konam baraye ashnayie bishtar va dar soorate emkan ba man tamas begirand
    ba tashakor.0912 2140061

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ق.ظ

    salam
    mibakhshid in linki ke gozashtin baraye daryafte file kar nemikone!
    mishe eslahesh konid?
    mamnoon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

در جستجوی موسیقی سنتی (II)

تصویر سورآلیستی ای در نظرم آمد که قافله ای از چندین و چند شتر همه سی دی های سمفونی کوه البرز را بار کرده از دروازه های ارمنستان قدم در جاده ابریشم گذاشته و “سی دی ها را روانه بازار” می نمایند و به هر شهر و دیاری که می رسند جمیع مشتاقان، سی دی پلیر به دست، دم دروازه ها منتظر رسیدن قافله ایستاده اند و هلهله می کنند! (البته این استقبال بی سابقه مشتاقان موسیقی سمفونیک از این آثار را باید بیشتر مرهون نقد جانانه ای دانست که در فصلنامه ای وزین به قلم منتقد و و موسیقی شناسی برجسته نوشته شده و در آنجا خواندم که اثر به سبک آثار ریشارد واگنر ساخته شده و با آنها کوس برابری می زند و بسیار عالی و جهانی است.)

برنامه ریزی بخش های تمرین (I)

در بسیاری از موارد دلیل انجام کارهای خلاقانه نوع برنامه ریزی تمرین شما خواهد بود. یک برنامه ریزی موثر شما را برای دستیابی به اهداف موسیقایی تان یاری می کند و همچنین برنامه ریزی اشتباه موزسین را به سمت تمرین نامنظم و بی فایده و یا تجربه های آسیب زا می کشاند. بنابراین این بخش ۵ راهنمای تمرین را پیشنهاد می کند تا همچنین موضوعات مرتبط با مدیریت تمرین را نیز مطرح کند.

از روزهای گذشته…

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

تاریخ به ما نشان داده است، نزاع بر سر سنت و مدرنیته کاری بس بیهوده بوده است. با این همه، همچنان نقش پرنگی در جامعه ما به خصوص جامعه موسیقی که بحث مورد نظر ماست، دارد. از یک سو سنت، تهی و تو خالی بودن ارزش های مدرنیته و از سوی دیگر مدرن ها، کهنه گرایی و ناکارآمد بودن سنت را به یکدیگر گوشزد می کنند.
کورت مازور، رهبری بشر دوست (I)

کورت مازور، رهبری بشر دوست (I)

کورت مازور رهبر آلمانی، یکی از تحسین برانگیزترین موسیقیدانان نسل خویش که نه تنها به عنوان یک رهبر پر شور بلکه به عنوان یک بشر دوست سرآمد عموم و موسیقیدانان است، در جهان هنر شناخته میشود. او متولد ۱۹۲۷ سال است. رابطه نزدیک وی با ارکستر فیلارمونیک نیویورک باعث شد که در سال ۱۹۹۱ به رهبری آنجا درآید که آن دوره ای با کیفیت نوازندگی بالا و هنری غنی برای فیلارمونیک بود. کورت مازور در کالج موسیقی لپزیگ، به تحصیل پیانو، آهنگسازی و رهبری پرداخته است. در سال ۱۹۴۸ به رهبری ارکستر تئاتر شهر برگزیده شده و کمی بعد رهبر ارکستر تئاتر اپرای لپزیگ و ارفورت شده است.
وضعیت حاکم برسازندگان ساز

وضعیت حاکم برسازندگان ساز

براستی امروز در کجای تاریخ سازگری ایران در مقایسه با روند معمول نظام آموزشی متدوال در دنیا و یا در حداقل رعایت اصول استاندارد های جهانی به لحاظ علمی و تجربی به سر می بریم؟ گذشته سازگری ما وابسته به کدام پشتوانه مکتوب و قابل تدریس وهمچنین قابل نقد و بررسی می باشد؟ آیا به جز وجود سازهای متعدد که بوسیله سازندگان معروف در دهه های گذشته تولید شده اند، چه آثار دیگری به جهت منبع وماخذ برای استفاده و بهره وری موجود می باشد؟
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

ما معمولا برای هر آلات و ابزاری در هر فعل و عملی دو وجه مهم و برجسته را انتظار داریم، یکی کمیت شامل مولفه های بصری، فیزیکی، راحتی، نوع ساخت و هر خصلتی را که بتوان برای آن وسیله یا ابزار در نظر گرفت که بصورت کمی آنرا موجه تر و راحت تر کند و یا نشان دهد و وجه دوم، کیفی است که در این ابزار و آلت که برای ایجاد صوت و صدای موسیقیایی بکار برده می شود.
مقدمه ای بر مدولاسیون

مقدمه ای بر مدولاسیون

مدولاسیون به معنای تغییر تونالیته می باشد و بیشتر برای جلوگیری از یکنواختی و ایجاد کنتراست در موسیقی بکار برده می شود. هرچند هرگز نمی توان برای هنر چهارچوب تهیه کرد اما روشهای مختلفی برای انجام مدولاسیون در موسیقی وجود دارد که اغلب آنها ابتدا سعی در سست کردن پایه های تنالیته مبدا و در عین حال تقویت پایه های تنالیته مقصد را دارند.
انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

انتشار تاریخچه هنرستان موسیقی تبریز

به مناسبت پنجاهمین سالگرد تاسیس هنرستان هنرهای زیبا در تبریز، کتاب «هنرستان موسیقی تبریز» به قلم فرهود صفرزاده (پژوهشگر موسیقی ایرانی) به چاپ رسیده است .
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

دو کتاب دیگر هر دو به موضوعاتی تخصصی می‌پردازند. کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران»، کتابی است که برخلاف عنوان‌اش تجزیه و تحلیلی در مورد ردیف و بنیان‌ها و خاستگاه‌هایش نمی‌دهد و با رویکردی قدیمی و رد شده صرفاً برداشت‌های دوره‌ی جوانی مؤلف نسبت به ردیف را بازمی‌نمایاند و نشانی از یافته‌های اخیر در حوزه‌ی ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی ندارد. موسیقی‌شناسان ایرانی در گذشته، هرچند رسالات قدیمی را مدنظر قرار می‌دادند اما به جز برخی شباهت‌های اسمی، معمولاً در کارهایشان چیزی که متن رسالات را به عمل موسیقایی امروز وصل کند وجود نداشت. چنین ارتباطی شاید با مدنظر قرار دادن موسیقی کشورهای همجوار که در آنها سنت موسیقایی، همچون جفرافیای امروز ایران منقطع نبوده، می‌توانست محقق گردد که در دو دهه‌ی گذشته پژوهش‌های ارزشمندی در این خصوص صورت گرفته است.
پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (II)

ودیم گلوزمن (Vadim Gluzman) که ویولون استرادیواری قبلی لئوپالد آئور (Leopald Auer) را که از انجمن قرض گرفته است می نوازد، نواختن آن را اینگونه توصیف می کند: “درست مثل این می ماند که پس سالها رانندگی با فورد حالا پشت لامبورگینی بنشینید!”
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (III)

والتر در یکم نوامبر ۱۹۳۹ از راه دریا به ایالات متحده رفت. او در بورلی هیلز ساکن شد و با بسیاری از تبعیدی های آلمان مانند توماس مان همسایه بود. والتر تأثیر زیادی بر موسیقی گذاشت اما در کتاب خود به نام Of Music and Making که در سال ۱۹۵۷ می نویسد عنوان میکند که تأثیر زیادی از رودلف اشتاینرِ فیلسوف (Rudolf Steiner) گرفته است.
خانلری و موسیقی (II)

خانلری و موسیقی (II)

آشنایی با شادروان خالقی، سبب بیداری ذوق موسیقی در خانلری شد، مدتی به‏ نوازندگی ویلن پرداخت، ولی چون نمی‏توانست بطور جدّی به موسیقی بپردازد، بتدریج‏ نواختن ویلن را ترک کرد و به این اندیشه روی آورد که دربارهء«آهنگ کلام»مطالعه‏ کند، و عناصر سازندهء«لحن را در لفظ»مورد بررسی قرار بدهد؛به همین سبب نه تنها موضوع رسالهء دکتری خود را«وزن شعر فارسی»انتخاب کرد، بلکه بعدها هم که برای‏ ادامهء مطلاعات به کشور فراسنه رفت(۱۳۲۷ خورشیدی)بسوی دانش فونتیک‏ tique ? Phone و زبان‏شناسی روی آورد. خود او نوشته است: