هربرت فون کارایان

Herbert von Karajan , 1908 – 1989
Herbert von Karajan , 1908 – 1989
زمان گذرا است و انسانهای زیادی پا به عرصه ی وجود میگذارند. بعضی از آنها با بقیه تفاوت دارند. تفاوت آنها در این نیست که فوق العاده باهوش و یا خیلی با استعداد تر از دیگران هستند بلکه در این است که استعداد و علاقه ی خود را یافته و سالها در جهت پرورش این استعداد زمان میگذارند. در واقع گاهی اهمیت این نوابغ آن قدر زیاد است که زمان را به قبل و بعد از خود تقسیم میکنند.

هربرت فون کارایان یکی از همین نوابغ است. کسی که به همه ی اهداف خود در زندگی نرسید! کارایان میگوید: “کسی که به همه ی اهداف خود برسد مسلما دامنه ی خواسته هایش کوتاه و هدفش پیش پا افتاده بوده است” آیا براستی کارایان به تمام اهداف خود در زندگی نرسید؟

آیا ارکستری بود که کارایان رهبری نکرده باشد؟ آیا اثر موسیقیایی (با ارزشی) باقی مانده بود که توسط کارایان اجرا و ضبط نشده باشد؟ به طنز راجع به کارایان گفته اند:”کارایان سوار تاکسی شد و راننده تاکسی پرسید کجا برویم؟کارایان در پاسخ گفت :هیچ فرقی نمیکند هر کجا بروید من کار دارم!”

هربرت فون کارایان در ۵ آوریل ۱۹۰۸ در زادگاه موزارت سازبورگ به دنیا آمد. موسیقی را با فراگیری ساز پیانو در آکادمی موسیقی موتزارتئم نزد فرانس لدوینکا آغاز کرد. در سال ۱۹۱۷ در حالی که فقط ۹ سال داشت برای اولین بار در یک کنسرت که به مناسبت بزرگداشت موزارت برگزار میشد شرکت کرد و آثاری را اجرا نمود. پس از پایان دروه ی تحصیلی در موتزارتئم در دانشکده فنی وین و نیز در آکادمی موسیقی وین به تحصیل پرداخت. کارایان ابتدا تصمیم داشت به عنوان پیانیست فعالیت کند اما به رهبری ارکستر تمایل پیدا کرد و الهام بخش او در این زمینه توسکانینی بود. کارایان با دیدن اجرای اپرایی از دونیزتی تحت رهبری توسکانینی بسیار تحت تاثیر قرار گرفت و تصمیم گرفت رهبر ارکستر شود.

دکتر ارنست فون کارایان پدر هربرت جراح مشهوری در شهر سالزبورگ بود و خود ساز کلارینت مینواخت. اجداد خانواده ی کارایان یونانی و نام اصلی آنها کارایانیس بوده است.

هربرت اولین بار با ارکستری که پدرش به طور خصوصی اجاره کرد رهبری نمود. اولین شغل او در این زمینه در شهر اولم آلمان بود. مکان بعدی شهر آخن بود که وی به عنوان رهبر ارکستر سمفونیک این شهر انتخاب شد و در این مقام ارکستر های زیادی را در آلمان رهبری کرد. در سال ۱۹۳۵ به عنوان ریاست موسیقی آلمان به جامعه ی هنری معرفی شد و میتوان گفت او جوانترین رهبری است که به این مقام رسید.

در سال ۱۹۴۶ رهبری ارکستر فیلارمونیا در لندن را به عهده گرفت و هم زمان با شرکت صفحه پرکنی کلمبیا قرار دادی برای ضبط صفحه بست و اولین صفحه را به بازار عرضه نمود.

کارایان ظرف مدت کوتاهی یکی از شخصیتهای مهم هنری اروپا شد همه جا صحبت از او بود ودر اکثر سازمانهای هنری نقشی داشت وهمه جا حکومت میکرد. خواه روی سکوی رهبری خواه پشت فرمان ماشین کورسی ویا هنگام هدایت هواپیمای خصوصی اش و یا حتی روی چوب اسکی (کارایان یکی از بهترین اسکی بازهای آماتور اروپا بود.)

این طور به نظر میرسید که وی دنیای موسیقی در قاره ی سبز را در اختیار دارد و بر آن سلطنت میکند. در زمینه ی وسیع فعالیت او به عنوان رهبر سرپرستی ارکستر فیلارمونیک برلین یکی از برجسته ترین مشاغل بود و نام وی به همراه فیلارمونیک برلین به صورت یک پدیده ی خاص هنری در جامعه ی موسیقی نیمه ی دوم قرن بیستم درآمد. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین از سال ۱۹۵۵ و بلا فاصله پس از درگذشت ویلهلم فورت ونگلر آغاز گشت و او به عنوان رهبر دائمی این ارکستر به دنیا معرفی شد کارایان با این ارکستر به اکثر نقاط جهان برای اجرای برنامه های متنوع سفر کرد. اسکالای میلان وبایروت نیز از مراکز اپرایی مورد علاقه ی وی بودند و به طور مکرر در آنجا آثاری را به اجرا میگذاشت. همکاری کارایان با ارکستر فیلارمونیک برلین تا سال ۱۹۸۸ ادامه داشت ودر بهار این سال از سرپرستی ارکستر استعفا داد.

کارایان از جمله رهبرانی بود که به دقیق بودن اجرای یک اثر بسیار اعتقاد داشت. خوشبختانه از کارایان فیلم های متعددی باقی است وبه سادگی میتوانیم با مشاهده ی آنها به روش ونحوه ی رهبری او پی ببریم. کارایان با دست و بازو و حرکاتی ضربه ای رهبری نمیکرد وهمان طور که خود گفته ریتم و ضرب را از درون خود به ارکستر منتقل میکرد. وی حافظه ی فوق العاده ای داشت واکثرا آثار بدون پارتیتور رهبری میکرد.

کارایان به استعدادهای جوان توجه زیادی داشت. آن سوفی موتر ویولنیست مطرح از جمله استعداهای کشف شده توسط کارایان است که کارایان از وی حمایت بسیار کرد و آثاری بسیاری از جمله کنسرتو ویولن بتهوون، کنسرتو ویولن چایکوفسکی و. . . را با او اجرا ضبط کرد. در سال ۱۹۶۸ بنیاد هربرت فون کارایان را تاسیس کرد که هدف آن حمایت و پرورش از استعدادهای جوان بود. در این بنیاد آکادمی رهبری را به وجود آورد که هر سال مسابقه ای را بین رهبران جوان برگزار میکرد. از جمله برندگان این مسابقه “کلادیو آبادو” و”سی جی اوزاوا” میباشند.

کاریان شخصیت بسیار پیچیده و مشکلی داشت و به همین دلیل انتقادهای بسیاری از وی شد . اما همین منتقدین نمیتوانستند به آثار او گوش فرا ندهند ویا به کنسرت های او نروند. در مقاله ای تفسیر جالبی از او ارائه داده شده است:”کارایان قرن بیستم را به صورت پلی برای اتصال قرن نوزده و بیست و یکم در آورد”

Audio File قسمتی از فیلم تمرین کارایان با ارکستر

پنج آوریل ۱۹۸۹ کارایان هشتاد و یکمین سال زندگی اش را جشن گرفت. در این زمان مشغول آماده کردن خود برای افتتاحیه سالزبورگ با اپرای بالماسکه از وردی بود اما در شانزده جولای۱۹۸۹ و فقط یازده روز قبل از افتتاح فستیوال در هنگام تمرین اپرا با یک ایست قلبی زندگی را بدرود گفت و دنیای موسیقی را در ماتم فرو برد. یادش گرامی باد.

از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

17 دیدگاه

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۷:۰۷ ب.ظ

    من از آقای خضریان بسیار متعجبم که چگونه مطالب کتاب:”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح” رو از صفحه ۱۸۹ به بعد، عیننا کپی برداری نموده و بدون رعایت قوانین کپی رایت و احترام به حقوق نویسندگان این مطالب رو در اینجا به نام خود ارائه کرده؟! آیا هدف فقط مطرح شون مطرح شدن اسمشون در اینجاست ؟؟و… بسیار جالبتر اینکه کارشناسان سایت چگونه بدون بررسی دقیق و کارشناسی مطالب ،اونها رو در سایت قرار می دهند؟!

  • siamak
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۹:۵۸ ب.ظ

    خب من واقعا عذر میخوام که چنین سوء برداشتی شد. قرار بود قبلا از اینکه این مطلب چاپ شود با دست اندرکاران سایت مکاتبه و بقیه ی جرئیات و مرجع رو معرفی کنم اما متاسفانه مادر برد اینجانب سوخت!
    این کتاب متاسفانه در بازار نایاب بوده و با توجه به اینکه خیلی از عزیزان مایل هستند راجع به کارایان بدانند این مطلب رو فرستادم استفاده از هر مرجع طبیعی است. اما باید مرجع رو هم نام بردو من به خاطر این اتفاق ناخواسته عذر میخواهم.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۸۴ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    دوستان گرامی؛ همانطور که در صفحه کپی رایت اشاره شده است، مسئولیت کپی رایت نوشته های ارسالی با نویسنده است.

    گفتگوی هارمونیک برای انتشار مطالب چهارچوب ها و هنجارهایی دارد که پس از بررسی مطالب چنانچه منطبق با آنها باشد و صحت مطالب تایید شود؛ مطلب منتشر می شود، در این مورد و سایر مطالبی که از طرف دوستان ارسال می شود اینگونه عمل می گردد. حتی اگر مطلبی توسط نویسندگان دائم از منبعی در اینترنت بصورت خالص ترجمه شود (حالت تحقیق نداشته باشد)، منبع انگلیسی آورده می شود، چه رسد به یک کتاب فارسی.

    بدیهی است برای ما این امکان وجود ندارد که برای هر نوشته ارسالی کلیه منابع فارسی و غیر فارسی را برای یافتن نویسنده احتمالی جستجو کنیم، لذا بنا را بر این می گذاریم که ارسال کننده نوشته در صورت نیاز خود به معرفی منبع اقدام خواهد کرد.

    در هر صورت با تشکر از شما که تذکر دادید و با اجازه از دوست خوبمان که مطلب را برای سایت ارسال کرند، متن اصلاح و ماخذ به آن اضافه شد.

    آنچه به واقع باعث خوشحالی دست اندر کاران این سایت است اینکه دیگر برای ما شکی وجود ندارد که اغلب خوانندگان سایت از قشر مطلع و آگاه موسیقی کشور هستند و این بزرگترین افتخار برای ما است که توانسته ایم برای جامعه علاقمند به موسیقی محفل کوچکی در اینترنت فراهم آوریم. از شما عزیزان مجددآ سپاسگذاریم.

  • ehsan
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۱۲:۴۵ ق.ظ

    merci bekhatere in matlab. agar momkene darbareye ravabete herbert von karayan va ali rahbari matalebi eraeh dahid

  • sheyda
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۸:۱۱ ق.ظ

    همین قدر که زحمت پیدا کردن مقاله به این قشنگی رو کشیدین خودش خیلی با ارزشه،مرسی.

  • motalebi
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۱ ب.ظ

    با تشکر از توضیحات صمیمانه و دقیق مسئولان سایت ،به نظر من لازمه که اینگونه رفتارها و سپس نطراتی که در رابطه با تایید آنها ابراز می شه مورد بررسی “روانشناسانه” قرار بگیرد.
    اینکه اشخاصی می خواهند بدون طی نمودن مراحل و مدارج دانش و هنر آموزی به هر طریق ممکن – ولو “سرقت آشکار” آثار ادبی یا هنری به نام خود- تنها وجود داشتن خود را اعلام کنند، نشانگر عدم رعایت اصول اخلاقی و حقوقی سایر هنرمندان،بی اطلاع انگاشتن خوانندگان و در یک کلام بی مبالاتی نسبت به هنجارها توسط آنان است.
    آیا چنین رفتارهایی و چنین توجیهات بچگانه ای برای سرپوش گذاری بر اینگونه رفتارها پذیرفتنی ست؟!

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۳۲ ب.ظ

    بی صبرانه منتظر مطالب بعدی آقای خضریان هستیم

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۴ در ۹:۴۶ ب.ظ

    با سلام و تشکر باید خدمت شریف شما عرض کنم که کارایان با بسیاری از رهبران دنیا مانند میتروپولس
    رابطه داشته.کارایان در گذشته متهم به نازی بودن
    بوده و برنشتاین متهم به صهیونیست بودن.ولی بنده در عکسی این دو رو در کنار هم دیدم!! رهبری هم یکی
    از همین رهبران است.علی رهبری در سال ۱۹۷۶ در مسابقه ی
    رهبری در فرانسه مدال طلا ودر سال ۱۹۷۷ در ژنو مدال
    نقره ی مسابقات رهبری را به دست میاورند و بدین ترتیب کارایان علاقه مند به دیدن رهبری رهبری میشود
    واز ایشان دعوت میکند تا به عنوان دستیار در ارکستر فیلارمونیک برلن با ایشان همکاری کند.البته همان طور
    که در مطلب آمده کارایان انسانی بسیار مغرور و از
    نظر شخصیتی پیچیده بوده و برقراری رابطه با ایشان
    ساده نبوده اما آقای رهبری میگفتند که کارایان رو
    بهتر از هر کسی میشناسند لازم به ذکر است علی رهبری
    سه بار در سالهای ۱۹۸۲ ۸۴ و ۸۶ به روی سکوی رهبری
    فیلارمونیک برلن رفتند

  • Soloist
    ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۶:۲۴ ق.ظ

    چرا متهم؟؟ کارایان از اعضای هسته ی مرکزی حزب نازی بوده و بعد از از هم پاشیده شدن نازی ها، صرفاً به خاطر مقام هنری اش، محاکمه نمیشه و به کارش ادامه میده.

  • ارسال شده در اسفند ۲۵, ۱۳۸۴ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    خب من هم همین رو گفتم دوست عزیز وقتی میگن شما متهم به قتل فلانی هستین یعنی قاتل نیستین؟
    موسیقی چه قدر عظمت داره که باعث میشه یک صهیونیست
    و یک نازی در کنار هم عکس بگیرن
    آیا چیزی غیر از موسیقی میتونه یه نازی و یک
    یهودی رو به هم نزدیک کنه.

  • ارسال شده در فروردین ۷, ۱۳۸۵ در ۱:۴۰ ق.ظ

    از کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • sohrab
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۸۵ در ۱:۴۳ ب.ظ

    کتاب ”دنیای رهبران ارکستر” نوشته “کاملیا مسیح”

  • ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ق.ظ

    I am american and I have a lot of respect for Muslims and Arabs.

  • siamak
    ارسال شده در فروردین ۱۰, ۱۳۸۵ در ۲:۵۴ ب.ظ

    dear Friend ayaya we are not arab we are persian&we have respect for american too

  • ارسال شده در خرداد ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱:۰۲ ق.ظ

    Dear Siamak, I guess you’ve seen that photo of Karajan and Bernstein at my weblog, because it’s exclusively in a book that Karajan’s friend has written, and I scanned it from the original book at the West Vancouver Library
    http://farya.blogspot.com/2005/05/blog-post_28.html

  • محمد خضریان
    ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۵ در ۷:۱۷ ب.ظ

    salam .esme aghaye khezriano tasadofi didam
    mikhastam khahesh konam baraye ashnayie bishtar va dar soorate emkan ba man tamas begirand
    ba tashakor.0912 2140061

  • ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۸ ق.ظ

    salam
    mibakhshid in linki ke gozashtin baraye daryafte file kar nemikone!
    mishe eslahesh konid?
    mamnoon

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمد سعید شریفیان، گوهری از موسیقی کلاسیک

برای ما ایرانیها که بطور معمول، به دلیل محدودیتها (یا دست کم محدودیت در زمینه موسیقی)، اساتید بزرگ موسیقی کلاسیک را غیر ایرانی می دانیم، شاید دانستن اینکه یکی از این اساتید بزرگ اتفاقا ایرانی است می تواند بسیار مسرت بخش باشد. اگر بخواهیم با چشمانی باز به دور از تعصب و با منطق مطلق به دنبال یادگیری موسیقی کلاسیک باشیم و پله پله این مسیر تاریک و دور از دسترس را بپیماییم، دکتر محمد سعید شریفیان نهایت هدفی است که می توان به دنبال آن بود او یکی از نخبگان موسیقی کلاسیک است که حضور خودخواسته اش در داخل ایران، قابل ستایش است.

طراحی با اتوکد (II)

حال نقطه تقاطع را مرکز دایره خود قرار داده، دایره ای با همین شعاع رسم می کنیم. برای این کار از نوار ابزار گزینه Circle را انتخاب یا حرف C را وارد و Enter را می زنیم. اکنون موس را به نقطه مورد نظر برده و کلیک کرده و حرکت می دهیم، سپس عدد 80 میلیمتر را که شعاع ماست وارد می کنیم. دایره مورد نظر رسم شد.

از روزهای گذشته…

Capriccio Espanola و غنای موسیقی اسپانیا

Capriccio Espanola و غنای موسیقی اسپانیا

نیکلای ریمسکی کورساکوف (N.R. Korsakov) آهنگساز بزرگ روس فقط سه روز از عمر خود را بعنوان یک افسر نیروی دریایی در بندری بنام کادیز در اسپانیا گذراند و سالها بعد وقتی Capriccio Espanola را تصنیف کرد نشان داد که سفر سه روزه او به اسپانیا خیلی بیشتر از یک سفر ساده نظامی در او تاثیر گذاشته است.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».
ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

ویژگی های یک سنتور خوب (VIII)

جدای از مسائل فنی در ساخت ساز، موارد دیگری که می توان به آن اشاره کرد نحوه ی استفاده و نگهداری نوازنده از ساز می باشد. به عبارت دیگر چگونگی کارکرد استفاده کننده در راستای بهبود یک ساز خوب که در شماره ی گذشته کمی به آن پرداختم و حال ادامه ی آن:
نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (II)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (II)

در ابتدا تمی توسط سه تار ارائه میشود، سپس این تم به عود و پس از آن به کمانچه سپرده میشود”بهره گیری از تکنیک ایمیتاسیون (تقلید)”.
یک توالی آکورد هشت میزانی

یک توالی آکورد هشت میزانی

معمول این است که توالی آکوردهای زیبایی که آهنگسازان و نوازندگان موسیقی جز در کارهای خود بکار می برند، توسط سایرین بعنوان الگوی اولیه آهنگسازی یا بداهه نوازی استفاده می شود. در اینجا توجه شما را به یکی از توالی آکوردهای کارهای Bill Evans جلب می کنیم.
جوزف تال (I)

جوزف تال (I)

جوزف تال آهنگساز اسرائیلی را به عنوان پدر موسیقی اسرائیل می شناسند و به عنوان آهنگساز از سالهای 1960 جایگاهی بین المللی یافته است. آثار پر بار جوزف تال شامل؛ سه اپرا به زبان عبری، چهار اپرا به زبان آلمانی، شش سمفونی، سیزده کنسرتو (concerti)، موسیقی مجلسی، سه کوارتت زهی، قطعه هایی برای سازها به طور تک یا به همراه و آثاری برای سازهای الکترونیک است. جوزف تال در شهر پنوی نزدیک امپراطوری آلمان (هم اکنون متعلق به کشور لهستان) به دنیا آمد. پس از تولد وی؛ خانواده اش به برلین نقل مکان کردند، پدرش زبان شناس بود و در دبیرستان مخصوص یهودیان به تدریس می پرداخت.
نوازندگی نی (I)

نوازندگی نی (I)

نی به عنوان تنها ساز رسمی بادی موسیقی ما، سازیست که قابلیت تولید دو نوع صدای کاملا متفاوت از هم را دارد. در سازهای بادی موسیقی کلاسیک معمولا برای تغییر رنگ صدایی از وسیله ای به نام سوردین استفاده میکنند که بنا به نظر آهنگساز از این وسیله برای بیان بهتر حالت اجرای یک قطعه استفاده میشود. سوردین وسیله ای است که در ساز قرار می دهند و باعث می شود صدای ساز به نحوی محسوس تغییر کند، به طوریکه اگر شنونده ای که با این وسیله و کاربرد آن آشنا نباشد، تصور می کند این صدا از سازجدیدی تولید می شود.
شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

شریفیان: تکلیفمان را روشن کنیم

اینها حقیقتاً انسان را ناراحت و دلزده می کند و فکر می کنم راهش این است که یک بازنگری ها و فکرهایی برای به وجود آوردن فضای مناسب رشد برای خود مان بکنیم. تکلیف خود مان را یک مقدار روشن کنیم و به خلاقیت ها بپردازیم و به آنها اجازه رشد بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در سینما می افتند می بینیم جنبه های انتقادی اجتماعی دارند. خب این خیلی خوب است. اما در نهایت انتقادی که راه حل نداشته باشد…
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

آموختن دستگاه‌ها از شناسایی نام‌ها آغاز می‌شود. گوینده نام‌ها را یک به یک می‌گوید و سپس مانند قبل، با پرسش‌هایی به بچه‌ها کمک می‌کند یادگیری خود را بیازمایند. جالب این است که نام‌های نادرست دستگاه‌ها همگی نام‌‌هایی است که در کاربردهای دیگر درست است؛ مانند: ابوموسی، هما و … در شیار 8 اشارات کوتاهی به فرم در موسیقی دیده می‌شود.
پن فلوت (I)

پن فلوت (I)

پن فلوت pan flute (که به نامهای سیرینکس syrinx یا کوییلز quillsهم خوانده میشود) یکی از باستانی ترین سازها است که بر اساس قوانین لوله های صوتی بسته ساخته میشود و معمولا با ده یا بیش از ده نی که به ترتیب طول و گاهی قطر کنار هم چیده شده اند ساخته میشود.