نگاهی به اپرای مولوی (X)

در ادامه این پرده، همانطور که نظاره گر خلسه و سماع مولانا هستیم، ناگهان با تصویری عجیب روبرو می شویم، مولانا در همان حالت سماع ولی در میان کوچه آن هم در میان خنده و تمسخر مردمان! آری، کارگردان و نویسنده این اثر، باز با زیرکی به ما می گوید که تمام این تصاویر دل انگیز در ذهن مولوی روی داده و در این لحظه او را از منظری خارج از ذهن او می نگریم… کودکان با تمسخر او در کنار او می دوند و مریدان سابقش به نصیحت او می پردازند… در این صحنه بهروز غریب پور حتی صحنه را هم تغییر نمی دهد و فقط نورپردازی تغییر می کند!

یکی از مریدان سابق که خوانندگی نقش او را اسحاق انور به عهده دارد، در بوسلیک اصفهان می خواند: «گر لطیفی زشت را در پی کند تسخری باشد که او بر وی کند»

در پس «بوسلیک» خواننده (بدون دستور آهنگساز در پارتیتور و ماکت اثر) فرودی هم به «شوشتری» می آید و چند تحریر هم در فواصل آن می زند که جدیت این بخش آواز با محتوای کنایه آمیز شعر، طنز آواز پیرمرد مرید را افزایش می دهد.

در اپرای مولوی، اسحاق انور یکی از برجسته ترین نقشها را دارد، هرچند که در نقشهای اپرا جزو پنج نقش اصلی هم نیست ولی اجرای هوشمندانه و تاثیرگذار او چنان است که نقش کلیدی انور در این اپرا غیر قابل چشم پوشی است. نقش اسحاق انور در این اثر، نسبت به دیگر خواننده-بازیگران آن، بالاترین جنبه دراماتیک را دارد و به همین دلیل آهنگساز و کارگردان این اثر نسبت به دیگر هنرمندان، دست او را در احیای اثر باز گذاشته اند.

در ادامه این صحنه، همسر مولانا گریان به سویش می آید و می خواند: «ای دریغا عرصه ی افهام خلق، سخت تنگ آمد، ندارد خلق، حلق. ای ضیاء الحق به حذق رای تو، حلق بخشد سنگ را حلوای تو». همسر مولوی با اینکه دلیل شیدایی همسرش را نمی داند ولی از بی احترامی های خلق آزرده است.

ملیحه مرادی خواننده جوان و خوش آتیه در این اپرا نقش همسر مولانا را خوانده است. ملیحه مرادی از صدای پر حجمی برخوردار است و بر خلاف بسیاری از خوانندگان آواز ایرانی هم تکنیک و هم صدای حجیم را توامان دارد. * این آواز تنها قسمتی است که در این اپرا در دستگاه سه گاه تصنیف شده است.

در این پرده از همراهی سازهای ارکستر سمفونیک خبری نیست و تنها صدای سازهای کوبه ای که صوت غیر آشنایی دارند و به سرو صداهای آلات غیر موسیقایی می مانند می آید. در این میان صدای با صلابت دف و آواز مولانا باز از سماع و رقص و عاشقی می گوید… «آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای، در خم گردون فکنم هر نفسی غلغله‌ای، زیر قدم می‌سپرم هر سحری بادیه‌ای، خون جگر می‌سپرم در طلب قافله‌ای»

(*) قدرت صدای این خواننده و (به اصطلاح) زنگ صدای او به قدری بالاست که صدا بردار این اپرا، حمید آداب در بعضی قسمتها بالاجبار، تریبل صدایش را کم می کرد!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

سرگذشت ارکستر سمفونیک تهران (II)

از سال ۱۳۲۵ این ارکستر با هدایت پرویز محمود رسما تحت عنوان «ارکستر سمفونیک تهران» شروع به کار می کند و مرتضی حنانه در خاطرات خودش می نویسد: «شب ها به دلیل اینکه نوازندگان هر یک برای کسب به کاباره ها روی می آوردند، من و چند تن از دوستان به زور مانع رفتن آنها به کاباره می شدیم تا آنان را جمع کنیم تا تمرین ها را بتوانیم سر وقت با محمود شروع کنیم. این شده بود دغدغه شبانه من. پرویز محمود تا سال ۱۳۲۸ ارکستر را رهبری می کند و ناگهان در یک عصر غم انگیز خزان، به ما اطلاع دادند که همه ما به مهرآباد جنوبی برویم. من و چند تن از بچه ها به مهرآباد جنوبی رفتیم و دیدیدم که محمود در آنجا از همه خداحافظی کرده و چوب رهبری را برای همیشه رها کرد.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

پس از بازگشت به ایران با مخالفت شدید جناب میرزا حسینقلی با محصول ضبط شده می گردند جناب میرزا حسینقلی به عنوان ریاست موسیقی دربار قاجار در سال ۱۲۹۱ ش در ضبط چهارم آن دوره در تهران تنها میرزا اسدالله خان را به دلیل پیشکسوتی و سن بالا به ضبط دعوت می ناید حتی باقرخان داماد خودش در این دوره از ضبط حضور ندارد.
ویلنسل (V)

ویلنسل (V)

ویولنسل، نمونه ی تکامل یافته ای از باس ویولن است که در سال ۱۵۵۶ توسط Jambe de Fer برای اولین بار عرضه شد که در ابتدا سازی با سه سیم بود. احتمالاً گابریلی نخستین آهنگسازی بود که باس ویولن را در اثر خود به نام Sacrae symphoniae به سال ۱۵۹۷ مورد توجه خاص قرار داد.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت دوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت دوم)

البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که بحث فرهنگ پذیری و تعامل فرهنگی ملت ها در دوره های متفاوت تاریخی، امری انکار ناپدیر و حتی ضروری و مبارک است. صحبت ما بر سر این «چگونگی» این فرهنگ پذیری است. چه بسا، آن چنان که پیداست به عنوان نمونه، موسیقی غرب نیز هیچ گاه از تأثیر فرهنگ موسیقایی سایر ملل بی نصیب نمانده است و در ادوار مختلف نیز به کرّات این اثر گذاری فرهنگی بر موسیقی غرب، مورد استقبال عالمان و فرهنگ دوستان آن قرار گرفته است.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (III)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (III)

سومریها برای همنوازی با چنگ های بزرگ و کوچک از بربط در اندازه و شکلهای مختلف استفاده می کردند. یکی از معروف ترین نمونه های نقش های بدوی که از تل حلف در مرز سوریه به دست آمده است، یک شیر را در حال نواختن بربطی باریک با پنج زه نشان می دهد. ساختمان کاسه ساز ساده است و در روی آن سر گاوی که در نمونه های مشابه دیده می شود وجود ندارد. همچنین نمونه هایی از کروتای سلتی یا روت که قبل از مسیحیت در شمال اروپا استفاده می شدند برای ما باقی مانده است. از این مطلب این طور استنباط می شود که سومری ها این ساز را حتی قبل از اینکه به بین النهرین رسیده باشند می شناختند.
دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

دیزی گیلیسپی و جز مدرن (III)

جاز آفریقایی-کوبایی بر اساس ریتمهای کوبایی است. دیزی گیلیسپی در سال ۱۹۴۷ توسط ماریو بائوزا (Mario Bauza) به چانو پوزو (Chano Pozo) ترومپت نواز جاز آمریکای لاتین معرفی شد. پوزو درامر کانگای گروه گیلیسپی شد. گیلیسپی همچنین به همراه بائوزا در کلوپهای جاز خیابان ۵۲ نیویورک و چندین کلوپ رقص در تئاتر آپولو و پالادئوم نوازندگی کرد. آنان در گروه چیک وب و کب کالاووی نواختند جایی که گیلیسپی و بائوزا دوستان همیشگی شدند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت سی ام)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت سی ام)

مسلماً انگیزه خلق اثر و تاریخ پیدایش اصل و هر یک از اجراها و یا تفسیری مختصر اما کارشناسانه از هر اثر و هر اجرا و اقوال مشاهیر و صاحب نظران در مورد آن، همگی میتوانند بر ارزش تاریخی و غنای چنین فهرستی بیفزایند. چنین گامی تنها اقدامی فرهنگی و تاریخی نبوده بلکه ادای دینی است به استاد وزیری و شاگرد و دوست وفادارش.
John Broadwood & Sons

John Broadwood & Sons

از قدیمی ترین و شاید حتی اولین تولید کننده رسمی پیانو در انگلستان می توان به کمپانی John Broadwood & Sons اشاره کرد. اولین پیانوهای ساخت این کارخانه که به پیانوهای مربعی (Square-Pianos) معروف بود شهرت جهانی داشته و کارخانه تولید پیانو Broadwood در طول قرن هجدهم و نوزدهم از بزرگترین و مهمترین سازندگان پیانو در جهان بوده است.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.
نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IX)

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (IX)

برای درک بهتر رویکرد واروژان باید این حقیقت را مد نظر داشت که موسیقی فولکلور موسیقی پاپ نیست. موسیقی فولکلور در تمام کشورهای جهان «داستان زندگی» است و به همین دلیل در سطحی متفاوت و فراتر از موسیقی پاپ با مردم هر کشور ارتباط می‌گیرد. برای همین هم موسیقی فولکلور به‌معنی«موسیقیِ مردم» است؛ مفهومی عمیق‌تر و بسیار پر‌نفوذ‌تر از مفهوم موسیقی «مردم‌پسند» یا پاپ. موسیقی فولکلور از دورانی به دوران دیگر می‌رود، توسط خواننده‌ها و نوازنده‌های بسیاری اجرا می‌شود، تنظیم می‌شود و باز تنظیم می‌شود اما هیچ‌گاه کنار گذاشته نمی‌شود و از یاد نمی‌رود. با اینکه معمولاً مشخص نیست دقیقاً چه کسی سازنده‌ی آن‌ها بوده و با اینکه عمرشان گاهی چند صد سال است، برای مردم هر عصری تازه‌اند و داستانشان شنیدنی است.