اقدامی نیکو از شجریان (I)

مجید وفادار
مجید وفادار
در هر جامعه ای عناصر فرهنگی آن به تبع دیگر جنبه های اجتماعی و اقتصادی به تناسب نیاز روز در حال دگرگونی است. موسیقی هر کشور نیز رفته رفته به حسب تغییر شرایط فرهنگی، تغییر میکند. برای مثال اگر موسیقی کشور خودمان را در صد سال گذشته نگاه کنیم متوجه خواهیم شد در هر دوره گذار فرهنگی و اجتماعی، موسیقی نیز متحول شده و ما اگر به یک آهنگ که در دهه ۴۰ یا ۵۰ ساخته شده گوش کنیم شاید آن تأثیری که در زمان ساخت آهنگ بوده امروز نباشد.

البته از این موضوع نباید نتیجه گرفت که گوش کردن به موسیقی گذشتگان حاوی هیچگونه تأثیری نیست و به اصطلاح با شرایط امروزی تطابق ندارد. زیرا ما هنگامی که به آهنگی که در سالهای قبل (حتی قبل از تولد) ما ساخته شده گوش میدهیم، ناخودآگاه سعی میکنیم خود را در حال و هوای آن دوره برده و با پیش زمینه ذهنی با موسیقی ارتباط برقرار کنیم؛ مثلاً جذاب بودن یک تصنیف که در سالهای انقلاب ساخته شده تنها به خاطر این است که خود را در شرایط آن دوران قرار می دهیم و خود موسیقی هم البته ما را به آن حال و هوا می برد.

دیگر اینکه بسیاری از ملودیهای ساخته شده مربوط به دوران خاصی نیست و در هر زمان قابلیت اجرای مجدد را دارد که اجرای مجدد این آثار چند فایده میتواند داشته باشد. اوّلین فایده این است که بسیاری از آثاری که در گذشته ضبط شده امروزه با کیفیتی مطلوب در دست نیست و حتی ممکن است بر اثر گذشت زمان و شرایط بد محیطی صفحه یا ریل مزبور قابل استفاده نباشد و با اجرای دوباره مصون از فراموشی و از بین رفتن شود و با کیفیت صدایی مطلوب در دسترس مردم قرار گیرد. دوّم اینکه ممکن است آهنگی که در گذشته ضبط شده به دلیل برخی محدودیتها مثل تکنیک خواننده یا نوازنده آنطوری که مد نظر آهنگساز یا قابلیت قطعه بوده اجرا نشده اجرای مجدّد این آهنگ ها با امکانات بیشتر باعث عرضه مطلوب شود. سوّم اینکه گاهی اوقات ما یک ملودی را میشنویم و فکر میکنیم میتوان این ملودی را با تنظیم مناسب و سازبندی بهتر اجرا کرد که دارای تأثیر بیشتری باشد؛ یعنی برخی آهنگها هستند که یا به خاطر کمبود ساز یا به خاطر سطح اطلاعات آهنگساز، به طوری که باید پرورش نیافته و میتوان آن را دوباره اجرا کرد.

امروزه ما شاهد باز خوانی برخی تصانیف و قطعات قدیمی هستیم که در قالب نوار یا CD منتشر میشوند. این کار به نظر برخی مفید نیست و نوعی به اصطلاح در جا زدن محسوب میشود و موجب شده شرکتهایی که ناشر آثار موسیقی هستند از انتشار این قبیل آهنگها خودداری کنند مگر به خاطر وجود آهنگساز یا نوازنده مورد قبول مردم، در واقع بازخوانی این آثار توسط افراد خاصی مقدور است.

هر چند این نکته را هم باید در نظر داشت که اجرای مجدد آثار قدیمی میبایست در جهت بالا بردن کیفی آن قطعه باشد و صرفاً افرادی که در این کار صلاحیت دارند باید متولی این امر شوند. استاد فرامرز پایور را میتوان به عنوان پیشگام این عرصه نامید. اجرا و انتشار آثاردرویش خان، رکن الدین مختاری، صبا، وزیری و بسیاری از تصنیفهای قدیمی ترانه سرایان مشهور موسیقی ایران مثل عارف، شیدا، امیرجاهد و… توسط گروه پایور در جهت نیل به این هدف بوده که قابلیت و امکانات ملودیک این قطعات به خوبی به نمایش گذاشته شود.

استاد محمد رضا شجریان نیز با اجرای مجدّد بسیاری از تصنیفهای قدیمی به همراه گروهها و ارکستر های مختلف سهم قابل توجهی در این زمینه دارد. البته او آثاری که قبلاً خود اجرا کرده و از رادیو پخش شده یا برخی اجراهای خصوصی که بیشتر در اوخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ ضبط شده آثاری را که قابلیت انتشار داشته مثل “سر عشق” یا” نوا مرکب خوانی” را منتشر نموده است. در سال ۸۴ اثری از محمدرضا شجریان منتشر شد به نام “جام تهی” که با همکاری فریدون شهبازیان و تکنوازی مرحوم حبیب الله بدیعی دربرنامه شماره ۷۷ گلها پخش شده بود. این اثر تا قبل از انتشار با کیفیت نامناسب و مقداری تغییر کوک به واسطه دور تند ضبط شدن آن در دست مردم بود، که پس از انتشار، این نقایص بر طرف گردید.

دیگر خوانندها نیز مثل علیرضا افتخاری ،شهرام ناظری و… چند اثر قدیمی را بازخوانی کرده اند. همایون شجریان هم با بازخوانی دو تصنیف قدیمی نشان داده که نسبت به این موضوع بی تفاوت نبوده. اولین تصنیفی که با آواز وی پخش شده از ساخته های مرتضی نی داوود با مطلع “آتشی در سینه دارم جاودانی” بود که قبلاً در باره این تصانیف مطالبی در سایت نوشته شده. دوّمین تصنیفی که وی اجرا کرده audio file “شب جدایی” از ساخته های مجید وفادار نام دارد. در قسمت بعد راجع به این تصنیف بیشتر خواهیم گفت.

29 دیدگاه

  • سحر
    ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۵ در ۹:۲۱ ب.ظ

    با تشکر از مطلب خوبتون، به نظر من این اجراهای مجدد نه تنها بد نیست بلکه بسیار خوب و مفید هم هست. اگر به طور مثال به آثار کلاسیک غربی توجه کنیم می بینیم که این اثار با اجراهای “هزاران باره”همیشه غنا و پرورش پیدا کرده اند. در مورد بازخوانی های همایون شجریان هم من فکر می کنم این تصنیف ها از مجموعه قطعاتی که برای این خواننده مستعد تا به حال ساخته شده “به مراتب” بهتر اند پس چرا با دگم اندیشی مانع بوجود آمدن چنین اجراها و ضبط های ارزنده ای باشیم؟!

  • سمن
    ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۰۸ ب.ظ

    بسیار عالی !
    به نظر من یکی از توانهای بسیار بالا در اجرای مجدد آثار قدیمی فرزند برومند استادشجریان جناب همایون شجریان است.ایشان مخصوصا بسیار در اجرای آثاری که قبلا با صدای استاد قوامی خوانده شده توانمند به نظر میرسند.

  • دیدار
    ارسال شده در اردیبهشت ۴, ۱۳۸۵ در ۱۰:۲۴ ب.ظ

    مرسی از این که به این مقوله پرداختید!
    اما خیلی وقتها هم این اجراها با تنظیمهای ضعیف و اجراهای ضعیفتر خاطره ی خوب آهنگها را در ذهن آدم خراب هم میکند..اینجوری هم کم نیست!
    و واقعا باید از تنظیم کننده ی این آهنگ و همایون خواننده ی آن تشکر کرد که اجرای زیبایی از آنرا عرضه کردند.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۵, ۱۳۸۵ در ۶:۴۳ ب.ظ

    ostad bia ta dar kharabat berim …berim be didare khaje hafez berim /// benoushim jami az an jame sharab ….berim be didare an mah rokhe ziba berim // bashad ta dami aram girad ghalbe khasteman … berim be aan jebheye roya berim …………..man khodam dar hadi namibinam ke bekham dar morede kar haye ostade bozorgvaram ezhare nazar konam ….man ino midoonam ke ostadam hich gah bedoone fekro tadbir kari anjam namidahad .nemooneye karhaye bozorge ostad perojeye baghe honare bam hast .vaghen be joat migam ke in bozorgtarin khedmati bood ke mishod dar haghe in mardome zajr dide va ghose dar kard . in kare ostad ham hamchoon porojeye baghe honare bam ba arzesh va javdane khahad bood .va nasle ayande az ostadam be niki yad khahand kard . hamchoon khajeye bozorg hafeze shiraz va ya aref bozorg sadie shirazi va hezaran chehreye javdane ke dar in saraye hasti va in mahde tamadon sal haye toolani omre khodeshoon ro sarf pishrafte va hefze in tamadon kardan . man in harfaro goftam va mikham natijeye khoobi az oon begiram ….inke ostad ham edame dahandeye rahe oon bozorgan hast pas biayid ma ham edame dahandeye rahe ostad bashim ….in rah chizi nist joz khedmat be khalghe khoda …baraye hameye honarmandan\ va honardoostane aziz arezooye salamati va movafaghiat daram … khake paye mardom iran ……

  • پوریا فرجی
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۵ در ۱:۲۴ ق.ظ

    با سلام متاسفانه این امر کمرنگ شده و به قول اکثریت این کارهادر جازدنه ولی آیا همنطور که ردیف موسیقی ایران همیشه جاودانه مونده تصانیف قدیمی هم تموم شده به نظر میاد؟ خوشبختانه دوباره به این رویکرد توجه داره میشه و شرکت ماهور با انتشار اثر شش تصنیف قدیمی و اثر ۱۸۶ تصنیف قدیمی که آقای کرامتی خونده و در دست انتشار هست حرکت بزرگی کردند.امیدوارم این قبیل کارها بیشتر انجام بشه.باتشکر

  • peyman
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱:۱۰ ب.ظ

    اجرای بسیار استادانه ای بود.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱۱:۲۵ ق.ظ

    Salam
    Ostad Shajarian Dar hale Hazer Tak Satareye Kamelan Derakhshane Mosigheye Asill e Iran zamin Ast .
    Ghadr Bedanim ta Hast

  • آنک
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۴, ۱۳۸۵ در ۱:۲۵ ب.ظ

    اینقدر زیبا بودکه من جرات نمی کنم درباره اش نظربدهم.

  • ارسال شده در اردیبهشت ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    امیدواریم که ستاره هنر استاد شجریان و فرزند گرامیشان در آسمان هنر این مرز و بوم هر روز پر فروغ تر گردد .دعای صاحب دلان توشه راه تو.

  • Vahid
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۴, ۱۳۸۵ در ۸:۴۶ ق.ظ

    salam
    Ba in ke sedaye homayoon khobe vali hanooz baraye behtar shodan dare a be moroore zaman pokhte tar va baz tar khahad shod

  • sepideh
    ارسال شده در خرداد ۱, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    be nazare man homayoon nemoneye bologhe mosighi ast

  • زهرا طالبی
    ارسال شده در خرداد ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۱۳ ب.ظ

    من دانشجوی گرافیک رایانه هستم و چون تا حدودی به برنامه پریمیر اشنایی دارم ازموسیقی اقای همایون شجریان بنام نبسته ام به کس دل یک کلیپ از فاطمه زهرا ساخته ام .
    میخواستم این نمونه کارم را برای ایشان بفرستم .
    اگر تمایل به دیدن این کلیپ که با موسیقی ایشان درست کرده ام داشتید از طریق ایملی که نوشته ام برایم پیغام بگذارید. ممنونم

  • محمود مشهودي
    ارسال شده در تیر ۲۰, ۱۳۸۵ در ۲:۱۹ ق.ظ

    من هم از استاد متشکرم.

  • ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۳۴ ق.ظ

    محمد علی حقیقت بین

    درود بر خسرو آواز ایران

    مرداد۸٫ ۱۳۸۵

  • ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    به آنان که با سوختن شمع وجودشان پاسدار فرهنگ ایرانی بوده اند.

    متشکرم

    مرداد۸٫ ۱۳۸۵

  • ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۳ ق.ظ

    به آنان که با سوختن شمع وجودشان پاسدار فرهنگ ایرانی بوده اند.

    متشکرم

  • ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۴۷ ق.ظ

    دلا بسوز که سوز تو کارها بکند

    نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند

  • ارسال شده در مرداد ۸, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۲ ق.ظ

    مصلت نیست که از پرده برون افتد راز

    ورنه در مجلس رندان خبری نیست که نیست

  • آرش
    ارسال شده در آبان ۴, ۱۳۸۵ در ۴:۴۷ ب.ظ

    واقعا متاسفم هم برای جواد ضرابیان و هم همایون شجریان
    مدتهاست انتظار یک آلبوم خوب رو داریم ولی کارهای همایون روز به روز بدتر میشه.
    همایون باید با اساتیدی چون درخشانی مشکاتیان لطفی کار کند نه با (…)

  • زماني
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۵ در ۱۱:۱۰ ق.ظ

    عجیب است که نویسنده مقاله آلبوم”نوا مرکب خوانی” را در زمره ی اجراهای خصوصی آورده است.

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۷, ۱۳۸۵ در ۴:۲۷ ب.ظ

    آواز نوار مرکب خوانی در منزل شجریان ضبط شده و خصوصی است.

  • روح الله طهماسبی
    ارسال شده در فروردین ۲۰, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۴ ب.ظ

    هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست
    ور نه تشریف تو بر بالای کس کوتاه نیست
    ممنون از خسرو موسیقی ایران

  • کردستان
    ارسال شده در اردیبهشت ۱۰, ۱۳۸۶ در ۶:۴۸ ب.ظ

    سلام واقعاالبومهای (نای شکسته.کوچه سارشب)ازاستاد شجریانوالبومهای (ناشکیبا.شوق دوست)ازهمایون شنیدنی است.

  • sara
    ارسال شده در مرداد ۱۵, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۲ ق.ظ

    تمامی البوم های خود استاد و پسرشان(همایون شجریان)بسیار عالی وزیباست.

    باتشکرفراوان
    از”استادشجریان وهمایون شجریان”

  • ارسال شده در شهریور ۹, ۱۳۸۶ در ۱۲:۳۰ ق.ظ

    ازاینکه مو سقیی ایران حرف اول دردنیا می زند شک نکنید

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۲۴, ۱۳۸۶ در ۴:۰۰ ق.ظ

    سلام سلام
    سپاس

  • چلچله
    ارسال شده در دی ۸, ۱۳۸۸ در ۴:۲۵ ب.ظ

    در باز خوانی ترانه ها و تصنیف های قدیمی هیچ کس به پای علیرض افتخاری نمیرسه و اجراهای ایشان حتی از اجراهای اولیه زیباتر قوی تر و جذابتر است

    ممنون

  • غضنفر
    ارسال شده در فروردین ۲۱, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۶ ق.ظ

    با درود و خسته نباشید.

    بسیار عالی

    یک سئوال. چرا نسل جوان به سمت موسیقی ایرانی

    گرایش ندارد.

  • mahdis
    ارسال شده در تیر ۱۳, ۱۳۹۰ در ۲:۲۶ ب.ظ

    man ham asheghe sedaye homayounam o ham babash,b khoda harf nadaran .sedashun divane konandas,b nazare shoma intor nis?!!!!!!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایران زمین»

سوال این است که آیا می‌توان خلاقیت را آموزش داد؟ و جواب این که حتا اگر هم نتوان، حداقل می‌شود با برانگیختن و آزاد گذاشتن، آدم‌های صاحب خلاقیت را تشویق به استفاده از آن کرد و پروراند. آنچه هشت آهنگساز نوجوان آلبوم ایران‌زمین و مدیر هوشیار «پروژه‌ی آهنگسازان جوان»، امیرمهیار تفرشی پور، به اعتبار موسیقی‌شان به صحنه‌ی امروزین موسیقی ما می‌آورند دقیقا پاسخی است که دیدیم.

آلبوم «در محاصره» با آهنگسازی منتشر شد

یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی و آهنگسازی بهزاد عبدی در قالب آلبوم صوتی تصویری «در محاصره» به خوانندگی محمد معتمدی، توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» منتشر شد. آلبوم «در محاصره» مشتمل بر یکی از کنسرت‌های ارکستر «خنیاگران مهر» به سرپرستی بهزاد عبدی که مرداد ماه سال ۱۳۹۵ به خوانندگی محمد معتمدی در تالار وحدت تهران روی صحنه رفت، در قالب یک اثر صوتی تصویری توسط نشر «پردیس موسیقی معاصر» وارد بازار موسیقی شد. این مجموعه همزمان با کنسرت‌های اروپایی ارکستر «خنیاگران مهر» در کشورهای فرانسه، سوئیس، کانادا و آمریکا نیز به صورت فیزیکی و دیجیتال در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

از روزهای گذشته…

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

Il Carlo IX di Francia del 1566 (قسمت اول)

تاریخ در گذر خود رایحه روشن جاری در لحظه ها را لمس می کند و زمان جریان دیگری را از حضور نگاهی دیگر به ارمغان می برد زمانی که روزها از پی هم می گذشتند و ماه ها پیوند سترگ فصلها را نوید می دادند، در عمق تمدنی زیبا و پر شکوه به آرامی تولدی دیگر بدون آنکه هیچ پیش گویی خبر از حادثه ای شور انگیز را تجسم کند، صدای نفسی آرام آرام از درون عشقی مملو پا به هستی بی همتا گشود و به سادگی تکراری جاوید او را آندرا نامیدند، آندرا آماتی سر سلسله آغاز پدیده ای به نام ویولون.
جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (I)

گوشه را شاید بتوان کاملترین – کوچکترین جز ردیف موسیقی ایرانی دانست. به نظر می آید مفهوم و ساختار گوشه از مهمترین عواملی است که موسیقی ایرانی را از موسیقی های عربی و ترکی متفاوت می کند. با آنکه ساختارهایی مشابه گوشه در موسیقی کلاسیک آذری وجود دارد (دورینگ، ایرانیکا) اما مفهوم گوشه – با رعایت همه ی ساختارهایش – احتمالن فقط در موسیقی کلاسیک ایرانی وجود دارد. برخورد موسیقی دان کلاسیک ایرانی با دستگاه و مقام یا مایه از راه گوشه انجام می شود.<
بد فهمی از گفتار وزیری (II)

بد فهمی از گفتار وزیری (II)

وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (II)

با چنین انگیزه ای بوده است که گوستاو مالر نامِ “ترانه ای برای درد و رنج زمین” را که در ابتدا برای اثرِ معروف خود برگزیده بود، با این هدف که از بار اندوه اثر برای مخاطب بکاهد، به “ترانه ی زمین” تغییر می دهد که حقیقتن دو عنوان، با دو بارِ عاطفی متفاوت اند.
جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

جلوگیری از فشار بیش‌از‌حدِ دست چپ در نواختن گیتار کلاسیک (I)

همه‌ی آنها که دستی در نواختن سازی دارند احتمالاً در دوره‌ای از نوازندگی درگیر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای شده‌اند؛ از گردن و شانه گرفته تا انگشت‌ها و مجاری تنفسی هنگام نوازندگی می‌توانند زیر فشار بیش‌از‌حد قرار بگیرند. این فشارها سبب هدر‌رفتن انرژی نوازنده و اغلب اُفت کیفیت نوازندگی می‌شوند. برای برخی این مشکل مقطعی است و سرانجام با تمرین درست و تمرکز برطرف می‌شود، اما عده‌ی قابل توجهی از نوازندگان همواره با این معضل دست‌به‌گریبان می‌مانند و آسیب‌هایی جدی می‌خورند. از آنجا که من نوازنده‌ی گیتار کلاسیک هستم، این نوشته را بر فشارهای اضافی ماهیچه‌ای در نواختن همین ساز محدود می‌کنم.
به بهانه انتشار کتاب «فرم موسیقی»

به بهانه انتشار کتاب «فرم موسیقی»

نوشته ای که پیش رو دارید توسط رضا شایگان درباره کتاب «فرم موسیقی» تهیه شده است. این کتاب ترجمه مسعود ابراهیمی است که پیشتر از وی آثاری چون: تئوری کمپوزسیون معاصر، بیایید آهنگ بسازیم-پودوالا، تمرین های هارمونی با پیانو، هارمونی – دوبووسکی و…، فرم – ای. و. اسپاسبین، پلی فونی-گریگوریف و مبانی آهنگسازی-مسنر از زبان روسی ترجمه شده است. از مسعود ابراهیمی دو کتاب نیز به نامهای: «نگاه» و «قطعاتی برای پیانو» منتشر شده است.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XIII)

مثلاً اگر سرعت و زمان بندی یک مقام یا گوشه کمتر یا بیشتر شود، امکان تجلی محتوای واقعی آن موسیقی مشکل می شود. یا مثلاً اگر زمان بندی طرح ها و نقش های داخلی یا بیرونی یک گنبد تغییر کند و ابعاد آن چند برابر بزرگتر یا کوچکتر شود، تأثیر بصری و حسی متفاوتی را نسبت به اصل خود در بیننده ایجاد می کند. بنابراین: موسیقی های سنتی ما زمان-بندی و سرعت ویژه خود را داشته اند. این زمان بندی و سرعت با آنچه امروزه از سرعت استنباط می شود متفاوت است.
«ایرانیان گوش موسیقی ندارند»

«ایرانیان گوش موسیقی ندارند»

حمید طباطبایی، آهنگساز و نوازنده‌ی پیانو، از هنرمندان ایرانی مقیم هلند است. طباطبایی موسیقی را از نُه‌ سالگی با آکاردئون آغاز کرد و درتهران و مشهد با آقایان روح‌افزا و صحاف کار کرد. بعدها به نواختن پیانو روی آورد و حدود بیست‌سال است که در هلند ساکن است. وی یک دوره‌ی آهنگسازی نیز در دانشگاه آمستردام گذرانده است.
ایزایی پادشاه ویولون (I)

ایزایی پادشاه ویولون (I)

اوژن ایزایی (Eugène Ysaÿe) ویلنیست، آهنگساز و رهبر بزرگ بلژیکی است. تئو ایزل (۱۸۶۵-۱۹۱۸) برادر وی: آهنگساز و پیانیست بود. اوژن ایزایی به نام “پادشاه ویلن” شهرت دارد. اگرچه ایزل در خانواده ای روستایی به دنیا آمد اما بیشتر اعضای خانواده نسل در نسل ساز می زدند.
باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

باغسنگانی: اگر اجازه داشتم، شب ها هم در رادیو می ماندم!

این موضوع بعد از مدتها یکی از مشکلات من هم شده بود. گاهی وقتها حجم کار به حدی بود که تقریبا هر روز یکی از مجلات یا روزنامه های آن روز یک مطلب از من را منتشر کرده بود یا حتی روزهایی هم بوده است که پنج روزنامه و مجله مطلبم را منتشر کرده اند. با تمام اینها هم افزایش این دیدارها و گفتگو و هم نفس مباحثی که با محققان و هنرمندان و شخصیت های فکری برجسته، همه و همه، این نکته را به من یادآوری می کردند که ای کاش می شد تمام این مباحث را به گونه ای بتوان بازنشر کرد. کاری که تقریبا اغلب کسانی که روزی روزگاری این حجم از کار را در اختیار داشته اند تقریبا مطالب خودشان را یکجا منتشر کرده اند. منتها اگر من می خواستم منتشر کنم ده ها جلد مطلب بود که خود این موضوع هم باعث شد که راه دیگری را انتخاب کنم. راه دوم تغییر مسیر بود؛ به این معنا که دست از پراکنده کاری بردارم و مستقلا درباره موضوعات و اشخاص کار کنم.