گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (II)

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:

درباره فرهنگ ارمنی از گریگوریان سئوال میکنم. خیلی حرف میزنم. درباره ویژگی های آن میپرسم، درباره خط مشترکی که در شکل های مختلف فرهنگ و هنر ارامنه وجود دارد، درباره استحکام شخصیت فرهنگی ارامنه، در مورد پایگاهش، تاثیراتی که گرفته است، تاثیراتی که داشته است و چیزهای دیگر. اما تمام اینها از آن رشته سئوال هایی است که گریگوریان در پاسخ آن، حرف خودش را می زند:

“ارامنه، با ایرانی ها بزرگ شده اند. در گذشته، مذهب و فرهنگشان یکی بوده است و حتی زبانشان نزدیکی غریبی به هم دارد. از لحاظ شیوه زندگی، احساسات و تاریخ، دو قوم جدائی ناپذیرند. موسیقی محلی بلوچستان مثلا یا کردستان، یا هر گوشه ایران، با شباهت هایی از لحاظ ریتم، حالت و غیره، در ارمنستان هم هست. این نزدیکی، در معماری، نقاشی، ادبیات و تمام نمودهای فرهنگی این دو قوم هست. ارامنه هم مثل ایرانیان، ملتی قدیمی با تمدنی قدیمی هستند، این در فرهنگ و هنرشان منعکس است.”

فکرش به جاهای دیگر میرود و میگوید:” آمریکا، تمدنی در واقع دویست ساله دارد و سعی میکند برای خودش تاریخ بسازد، تمدن آمریکایی دست و پا کند. اما ما، این همه تاریخ پر ارزش را پشت سر داریم و قدرش را نمیدانیم.”

“تکنیک را میتوان خرید، اما تمدن و فرهنگ خریدنی نیست. غربی ها، منبع الهام، انگیزه ها و مواد فرهنگی شان را تمام کرده اند، (به شوخی میگوید) پرتقال غرب دیگر آب ندارد، حتی مسیان، خود را خالی از موسیقی می یابد.حالا از اروپا برای به دست آوردن انگیزه و ماده به اینجا می آیند. من برای هنر خاورمیانه، آینده درخشانی میبینم و نمیتوان منکر بود که ایران در این میان جای مهمی دارد. خوشحالم که میبینم در بیست و پنج سالی که از اینجا دور بوده ام، ما ظرفیت ان را داریم که با ژرف نگری، در تمدن امروز، جای مهمی برای موسیقی ایران بیابیم”

درباره موسیقی صحبت میشود. به سئوال قدیمی” کدام دوره را میپسندید؟” میرسیم؛ گریگوریان می گوید:” از آهنگسازان تمام دوره ها، کار اجرا میکنم. حتی مدرنیست ها را خیلی دوست دارم. البته آهنگسازان کلاسیک، رمانتیک ها و امپرسیونیست ها را هرگز نمیتوان فراموش کرد. اگر فقط به موسیقی مدرن بپردازیم و ساخته های مدرن اجرا کنیم و گوش دهیم، نمیتوانیم لذت پیشرفت و گسترش را حس کنیم. شارل مانش (Charles Munch)همیشه توصیه میکرد که قطعات مدرن را در اواسط برنامه جای دهیم؛ یعنی برنامه با یک اثر کلاسیک آغاز شود و با یک اثر کلاسیک به پایان برسد. میگفت این ترتیب سبب میشود گروه بیشتری از مردم، از برنامه لذت ببرند.”

صحبت درباره موسیقی مدرن و واکنش مردم ادامه یافت، گریگوریان میگفت:”در آمریکا، اصطلاحی هست با عنوان مسئولیت در برابر گیشه یا مثلا مسئولیت فروش بلیت و خلاصه اینکه برنامه باید طوری تنظیم شود که مردم را جلب کند و بلیت ها را به فروش برساند.” و به دنبال اشاره به این نکته، که مسائل مادی بهرحال مورد توجه مردم و مسئولان برنامه هاست ادامه داد که:”در بوستون، کنسرتی از ساخته های آهنگسازان مدرن اجرا میشد، برای ما دست اندر کاران، برنامه جالبی بود اما برای مردم نه. در اواسط برنامه خانمی که نزدیک من نشسته بود در اوج اجرای یکی از قطعات گفت چه سروصدای گرانی است. و شاید هم از دیدگاه خود درست میگفت.”

مونش تاثیر فوق العاده ای در زندگی من داشت، شاید در زندگی هر کسی چنین عاملی باشد. شاید مونش بود که باعث شد من با قدرت کارم را ادامه دهم.
گریگوریان می گفت:” آهنگسازان مدرن و آوانگارد، در حال تجربه هستند، خودشان هم می دانند و معترفند که نباید روی تمام ساخته هایشان به عنوان آثار قطعی و ماندنی حساب کرد. چند سال پیش اشتکهاوزن در کنسرواتوار بوستون سخنرانی داشت می گفت: آمده ام شما را در تجربیاتم سهیم کنم. و این درست است، باید تجربه را ادامه داد و دیگران را در آن شرکت داد تا به نتیجه قطعی رسید. در هر حال آنچه روشن است این که ما هرگز نمیتوانیم روابطمان را با گذشته قطع کنیم.”

از گریگوریان پرسیدم که آیا بیست و پنج سال زندگی و کار در آمریکا روی او تاثیری داشته است؟ چه تاثیری داشته است؟ گریگوریان باز هم مطابق میل خودش جواب داد: “مهمترین عاملی که در زندگی من تاثیر داشته، شارل مونش بوده است، مرا مثل پسرش دوست می داشت (چشمهای گریگوریان پر از اشک می شود) یک روز دور هم نشسته بودیم، دو سه نفر بودیم مونش جمع های خصوصی و نزدیک را دوست می داشت، می گفت: پس از سالها اجرای برنامه و به دست آوردن موفقیت های هنری و مالی، پس از سالها رهبری، مهمترین چیزی که فهمیده ام که باید به مردم عشق ورزید. مونش تاثیر فوق العاده ای در زندگی من داشت، شاید در زندگی هر کسی چنین عاملی باشد. شاید مونش بود که باعث شد من با قدرت کارم را ادامه دهم، چه آدم بزرگی بود، (به شوخی می گوید) میکروب را او به من داد.”

بعد وقتی دوباره تاثیر مونش در کار آهنگسازیش از او سئوال می کنم، میگوید:” آهنگسازی مثل نویسندگی یا شاعری است، آموختی نیست، حسی خدادادی می خواهد، تاثیر البته همیشه هست اما فقط کار هر کس را تزئین میکند، شسته و رفته می کند”

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است