احساسات واگنر

Richard Wagner , 1813 – 1883
Richard Wagner , 1813 – 1883
اگر موسیقی دان گمنام قرون وسطی که تنها هدفش ظاهرآ خدمت در راه خدا و تامین امر معاش بود و فقط بر حسب تصادف احساسات شخصی خود را در تصنیفاتش بیان می کرد را استثنا کنیم، واگنر در نقطه مقابل کلیه موسیقیدانهای دیگر ایستاد. همه موسیقیدانها همانند همه مردم عادی احساسات داشتند اما تا پیش از واگنر اغلب قریب به اتفاق آنها مجبور بودند که احساس خود را در لفافه بیان کنند.

با ظهور ریچارد واگنر داعیه استقلال طلبی موسیقی دان، بعنوان هنرمند به مرحله نهایی رسید. در واقع باید گفت که با ظهور او، موسیقی دان بعنوان یک هنرمند، نه تنها آزادی اجتماعی بدست آورد بلکه تا پایه خدایان مورد ستایش قرار گرفت.

بتدریج که موسیقی از لحاظ فنی غنی تر شد، فرصت بیان احساسات شخصی هم افزایش پیدا کرد تا جایی که در زمان بتهوون بیان احساسات شخصی در موسیقی بقدری زیاد شد که امروزه یک محقق مجرب می تواند شرح احوال روحی آن مصنف بزرگ را از تغییراتی که در حالت موسیقی او طی زمان رخ داده است؛ استنباط کند.

خوشبختانه موقعی که نیروی آفرینش واگنر به اوج کمال رسید برای بیان تنگ حوصلگی و هیجانات روحی اش این فرصت و امکان از زمان بتهوون به نسبت افزایش آن از زمان اولاندو دی لاسو (Orlando di Lasso موسیقی دان اروپایی قرن شانزدهم اهل کشور بلژیک امروز) تا بتهوون بیشتر بود. وجود واگنر در دوره قرون وسطی غیر قابل تصور است چون تنها کاری که می توانست انجام دهد این بود که از فشار روحی منفجر شود.

واگنر بقدری مجذوب نفس خود بود که نظیرش در هیچ دوره ای از ادوار تاریخ بشر یافت نمی شود، چون در هر نغمه ای از آهنگهایی که تصنیف می کرد قسمتی از تمایلات شدید خودخواهانه مادام العمر خود را نمودار می ساخت.

البته بدیهی است که ظهور و نمود اشخاصی مانند واگنر تنها هنگامی میسر است که یک سلسله از قید و بندهای اجتماعی از بین رفته باشد. واگنر نه فقط اصرار می روزید ثابت کند که تمام افراد بشر حتی پادشاهان از لحاظ اجتماعی با یکدیگر برابرند، بلکه گاه از این هم تجاورز می کرد و معتقد بود که خود او از کلیه افراد بشر برتر است. به عبارت دیگر در راه تامین حقوق و امتیازات خاصه نوابغ پافشاری می کرد.

در مقابل؛ تعبیر “حقوق و امتیازات خاص نوابغ” برای فردی همانند باخ کاملآ بی معنی بود و حتی هندل هم که در دنیای نسبتآ پر تجمل و فریبنده انگلستان سده هجدهم بسر می برد نیز فقط یک استنباط محدود و مختصر از آن داشت.

هایدن وضع اجتماعی خود را بعنوان نوکری در یک خاندان سلطنتی، بدون چون و چرا پذیرفته بود و تصور پیشوایی و پیش قدمی در عالم موسیقی مطلقآ به ذهنش خطور نمی کرد. تنها هنگامی که یک اتفاق مساعد موجب آزادی او شد تا حدی پر و بال پیدا کرد.

موتزارت واقعآ از ضعف و بی نیرویی از جهان رفت زیرا شخصیت خارق العاده و بی سابقه او با شرایط ارباب و رعیتی آن زمان وفق نمی کرد. لئوپولد (پدرش) افتخار می کرد که در خدمت شاهزاده ای بسر برد در حالی که حتی فکر آن هم پسرش (موتزارت) را از خشم به لرزه در می آورد؛ لیکن او نیرو و توان مقابله با این وضعیت را نداشت.

بتهوون این وضعیت را درهم شکست. البته نباید تصور کرد که اینکار را به تنهایی انجام داد. گذشت زمانه چنین تحولی را مناسب و مقتضی ساخته بود و عده بسیاری در مراحل و مشاغل مختلف در راه رهایی خود از این قید و بندها در کوشش و تلاش بودند، و هنگامی که سد شکسته شد، اقدام بعد فقط این نبود که خود مختاری موسیقیدان تضمین شود؛ بلکه لازم بود تا امر معاش او نیز تامین شود و هاله ای از نور چون اولیاء خداوند گراداگرد چهره اش بگذارند.

واگنر اعتقاد داشت که مرد بزرگی است و برای ابناء بشر پیامی دارد و دنیا آنقدر به وی مدیون است که باید امر معاشش را تامین کند. او برای اینکه جهانیان را به این حقایق آگاه سازد مدتی طولانی صرف کرد و این امر با خلق و خو و روحیه ای که داشت برای او بسیار خطرناک بود.

اما نکته جالب توجه در باره واگنر آن است که پس از اینکه با این افکار و عقاید خارق العاده شروع بکار کرد، درست با همان ارزشی که برای خود فرض می کرد، خود را به جهانیان تحمیل نمود و آنقدر زنده ماند تا ستایش در حد پرسش مردم را هم بخود ببیند.

از کتاب “مردان موسیقی”
نوشته والاس براک وی و هربرت واینستاک
ترجمه دکتر مهدی فروغ

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

چاشنی های تانگوی کِرِمر

چاشنی های تانگوی کِرِمر

“ویولونیست جسور با پیاتزولا طعم تازه ای به «چهار فصل» ویوالدی می بخشد.” زمان مهم ترین مسئله برای پیوند دادن معروف ترین قطعه موسیقی کلاسیک – «چهار فصل» ویوالدی – با یادگار فصلی سلطان تانگوی جدید، آستور پیاتزولا (Astor Piazzolla) بود. باید خرسند بود از اینکه گیدون کرمرِ (Gidon Kremer) ویولونیست اولین کسی بود که به این کار پرداخت. کرمر نه تنها استاد برجسته و شناخته شده رپرتوار استاندارد و اسطوره اصلی موسیقی نو است بلکه این نوازنده ۵۳ ساله لاتویایی الاصل به یکی از مفسران ماهر و متعهد پیاتزولا نیز تبدیل شده است.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (IV)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (IV)

از طرف دیگر می توان به خشه ای مانند “ش” با تغییر شکل لبها فرمانت بخشید. این کار با تغییر شکل لب جهت ادای “او” یا “ای” و ادای همزمان “ش” امکان پذیر است. تمام آواهای گفتاری از پارامترهایی مانند “شدت”، “کشش” نیز بهره می برند. مثلا با توجه به شدت بیشتر صدای سایش در “س” نسبت به “ز” و از آنجاییکه “س” صامت و “ز” مصوت است، می توان نتیجه گرفت که صامت ها “سخت”و مصوت ها “نرم” اند. کشش صامتها از مصوتها بیشتر است به همین دلیل صامت سایشی سخت مانند “س” از مصوت سایشی نرم مانند “ز” کشیده تر است یا صامت انفجاری مانند “ت” زمان خیلی کوتاهی دارد.
مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (I)

مجید کیانی و «طبیعت در هنر موسیقی» (I)

خبر گزاری ایسنا ٬ خبر کنسرت پژوهشی “طبیعت در هنر موسیقی” که به سرپرستی “مجید کیانی” در تاریخ جمعه ۱۶ شهریور۱۳۸۶ – در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد را اعلام کرد. مجید کیانی در این برنامه نظراتی ارائه داد مبنی بر اینکه عالم بالا یعنی ماه و ستارگان بر فواصل و ریتم موسیقی دستگاهی ایران تاثیر گذاربوده است٬ ۱۲ مقام در ارتباط با ۱۲ برج فلکی می باشند٬ بنا به اعتقاد حکما ساختار گام های طبیعی در ارتباط با فواصل بین ستاره ها می باشد و … این مطالب گویای اعتقاد ایشان به موسیقی افلاکی است.
موسیقی تنهائی (I)

موسیقی تنهائی (I)

در این نوشتار کلمه ی “تنهائی” نه به عنوان صفتی شاعرانه در وصف موسیقی ایرانی، که به مثابه یک ویژگی بنیادی و فنی مورد بررسی قرار گرفته است که اتفاقاُ تاُثیر آن بر فرم و محتوای موسیقی ایران گاه جلوه های شاعرانه هم به خود می گیرد. هرچند تاریخ کم فراز و پر نشیب موسیقی ایرانی قدمتی چند هزار ساله را در صفحات معدود اما گرانبار خود به ثبت رسانیده است، لیکن ویژگی های ذاتی این هنر شریف و صبور ایرانی همواره به گونه ای بوده است که بنا به دلایل فنی و گاه فرهنگی، با تنهائی عجین شده است.
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت اول

موسیقی Jazz در آذربایجان شوروی، توسط ارکستر ملی State Popular Orchestra که به نام جز ملی (State Jazz) نیز شهرت دارد پایه گذاری شد.
الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین، پیانیست و آهنگساز بزرگ روسی (I)

الکساندر اسکریابین (Alexander Nikolayevich Scriabin) در سال ۱۸۷۲ در مسکو متولد شد. در سال ۱۸۸۸ در کنسرواتوار مسکو نزد تانیف و آرنسکی به تحصیل نوازندگی پیانو و آهنگسازی مشغول گشت. او پس از فراغت از تحصیل، مدت پنج سال را به سیر و سیاحت در غرب پرداخت و در سال ۱۸۹۷ به وطن بازگشت، ازدواج کرد و به عنوان استاد پیانو در کنسرواتوار مسکو مشغول به کار شد. در سال ۱۹۰۳، اسکریابین که حامی هنر پرور بسیار سخاوتمندی یافته بود، مجددا به سیر و سیاحت پرداخت و در سال ۱۹۰۵، همسر و چهار فرزندش را ترک و زندگی با زنی را آغاز کرد که با وی در فلسفه نیچه، سوسیالیسم و عرفان، اشتراک نظر داشت و هم مسلک او محسوب می شد.
فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا خوانندهء هنرمند ایرانی

فاخره صبا یکی از تاثیر گذار ترین هنرمندان ایران در زمینه آواز کلاسیک بود؛ او سالها غیر از اجرای آثار موسیقی کلاسیک، به تعلیم هنرمندان زیادی در زمینه آواز پرداخت که از نام آورترین شاگردان او میتوان به منصوره قصری و محمد نوری اشاره کرد. درگذشت این هنرمند در فراموشی کامل اهالی موسیقی در سال ۱۳۸۶ اتفاق افتاد. با درگذشت فاخره صبا، پیامهای تسلیتی با عناوینی مانند، “درگذشت همسر خیر مهندس افضلی پور” در مطبوعات از طرف مسئولان وزارت علوم به انتشار رسید، بدون اینکه اشاره ای به فعالیت های گسترده هنری او بشود. شاید اگر او و همسرش زنده یاد مهندس علیرضا افضلی ‌پور، بنیانگذاری دانشگاهی در کرمان را در سال ۱۳۴۹ با هزینه شخصی به عهده نمیگرفتند، همین پیامهای درگذشت هم به انتشار نمیرسید! نوشته ای که پیش رو دارید، نقدی است بر کنسرت وی در سال ۱۳۳۲ که در مجله “شیوه” نوشته شده است.
پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (III)

پرکار در جزییات، سردرگم در کلیّت (III)

ذکر این نکته ضروری است که تعریف کاراکترهای مختلف بر اساس تمهیدات صوتی متفاوت (مثلاً تمایز مد اجرایی، الگوی ریتمیک، سازبندی و غیره) طبیعتاً در این مورد مسئله ای ضروری و لازم بوده و نگارنده بر این امر آگاه است، اما مشکل اصلی آنجا پدیدار می گردد که در کنار این تلاش برای تعریف موقعیتها، حالت ها و کاراکترهای گوناگون، پیوند اندکی بین آنها وجود دارد؛ مانند مهره هایی از یک تسبیح که رشته ارتباطی آنها از هم گسسته باشد. در بخش پیش رو، تلاش خواهد شد که به بررسی بیشتر این عدم انسجام پرداخته شود.
شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

در ادامه مباحثی که راجع به موسیقی دهه ۶۰ تهیه شد، توجه شما را به قسمت دیگری از این سری مطالب جلب میکنیم.
استفان گراپللی

استفان گراپللی

نام استفان گراپللی میتوانست تنها به خاطر نقش مهمش در کوینتت هات کلاب فرانسه، در کتاب تاریخ موسیقی جز جاودانه شود. دوران حرفه ای دیرپا و شیوه نواختن همیشه مشتاقانه گراپللی، نقش بسیار مهمی در تثبیت مقام ویولون به عنوان یک ساز موسیقی جز داشته است.