جایگاه رهبر (II)

یکی رهبر حرفه ای غیر از اینکه در دوره های آموزشی با روشهای حرکت دست ( با چوب یا بدون آن) آشنا شده است و میداند چه حرکتی حواس نوازنده را به خود جلب کرده و چه حرکتی اشتباه است و نوازنده را گیج میکند، آشنایی کلی ای با روشهای مختلف نگارش و اصطلاحات نوشته شده توسط آهنگساز (به زبانهای مختلف و البته معروف) دارد. این اشراف بخاطر دیدن نت های مختلف و آموزشهای قبلی او حاصل شده و از عهده یک نوازنده ساده و غیر پی گیر(در این زمینه) خارج است.

از مشخصه های مهم یک رهبر خوب آشنایی او به علم ادیت است که به او این امکان را میدهد که موسیقی را از نظر قوی و ضعیف شدن نتها (‍ پیانو فورته ها) و تغییر دادن نت های منفصل و متصل و همچنین گلیساندو و ویبراسیون ها، تغییراتی به دلخواهش در قطعه بوجود آورد که نسبت به اجراهای دیگر از این قطعه رنگ و بویی جدید داشته باشد.

یک رهبر اختیار تام دارد که روی فورته پیانو هایی که آهنگساز نوشته است،(اگر باب تبطع اش نبود) تغییراتی ایجاد کند تا صدایی که مطلوب اوست و فضای دلخواه او را بوجود می آورد اجرا شود.

بسیار پیش می آید که دو ساز که ترکیب صدایی آنها به خوش صدا بودن مشهور است، در تکنیک خاصی و یا حتی با پیانو و فورته شدن، صدایی کاملا متضاد با تعریف عمومی آنها شود. اینجاست که یک رهبر با تجربه وارد عمل میشود و حتی خواست واقعی آهنگساز را که در این قسمت اثرش نقصان بوجود آمده را به عمل میرساند و با تغییری در ادیت، مناسبترین صدا را از ارکستر میگیرد.

آشنایی کامل روی این فن، بخاطر لزوم دانستن و تسلط داشتن بر علم سازشناسی و ارکستراسیون، از هر کسی برنمی آید مگر یک رهبر ارکستر و حتی یک رهبر با تحصیلات بالا هم، با کسب تجربه های بیشتر و سالها کار کردن با ارکستر، با روشهایی آشنا میشود که میتواند یک ارکستر را در بهترین وضعیت به صحنه آورد.

یک اجرای ارکسترال بیشتر به خاطر داشتن تفاوت نظر و تنوع در دید رهبران مختلف است که شنوندگان را بارها به سالن اجرا میکشد و نباید تصور کرد که فقط یک نوع اجرا و ادیت میتواند درست و دیگری غلط باشد. برای روشن تر شدن این موضوع audio file “اورتور بیژن و منیژه”ساخته حسین دهلوی را با رهبری توماس کریستین داوید بشنوید و مقایسه کنید با audio file با رهبری علی رهبری از همین اثر.

مثلا یک رهبر کار کشته ممکن است، در یک قطعه که روی پارتیتور نوشته شده: دو فلوت… حتی ۴ فلوت را به روی سن بیاورد و بافت ارکستر را از نظر تعداد نوازنده تغییر دهد یا در قطعه خاصی از نوازنده فلوت بخواهد که سر ساز را عوض کند یا از نوازنده دیگری بخواهد مثلا قمیش را تغییر دهد تا یک نت بم به خوبی اجرا شود.

بسته به سلیقه های مختلف رهبران و شخصیتهای آنها، یک اجرا دستخوش تغییر میشود، البته این به معنی تاثیر نداشتن حال و برداشت نوازندگان از قطعه نیست، ولی بدون شک حرکات و صحبتهای رهبر، تاثیرات بسیار زیادی روی نوازندگان میگذارد. مثلا بشنوید audio file اجرای جان کانترو در نقش رهبر و ویولن سولیست، در کنسرتو شماره یک پاگانینی و مقایسه کنید با audio file رهبری منوچهر صهبایی و ویولن آریا صهبایی از همین اثر. در این دو قسمت شنیدید که تفاوتها به چه حدی می تواند در دو اجرا خودنمایی کند. مثلا در اجرای منوچهر صهبایی به همراه فرزندش آریا، موسیقی پاگانینی با ضرب آهنگی سنگین و با وقار پیش میرفت، سازهای ویلنسل، فاگوت و آلتو ها با صدایی رساتر نسبت به اجرای جان کانترو شنیده میشدند؛ اما در اجرای جان کانترو، بیشتر صدای ویولونها غالب بود و موسیقی حالت بازیگوش تر و سبکسرانه تری داشت.

پس خود رهبر هم همواره در حال تجربه است و مخصوصا اگر رهبر دائم آن ارکستر باشد، بخاطر آشنایش با توانایی های ارکسترش میتواند به شکل بهتری از دیگر رهبران از ارکستر صدا بگیرد و درخواست های معقولی داشته باشد.

در نتیجه یک ارکستر با یک رهبر کار کشته است که میتواند در دراز مدت با خیالی آسوده و بدون نگرانی به فعالیت بپردازد و اینکه هر روز چند نوازنده با هم به شور بنشینند و درخواست هایی از ارکستر کنند، حکایت آشپزی میشود که دو تا شده! (البته نباید اینطور برداشت شود که مشورت عملی ناپسند است، هیچ رهبری هم نمی تواند ادعا کند که از نوازنده ای که سالهاست با ساز تخصصیش کار میکند، بهتر آن ساز را میشناسد، مگر اینکه خود نوازنده آن ساز باشد پس مشورت میتواند برای رهبر مفید هم باشد، ولی وقتی این افراد حول محور یک رهبر که کارشناس در این زمینه است به یک جمع بندی نرسند نتیجه مطلوبی نمیتوان گرفت. اگر هم این ارکستر از چنین فردی بهره میگیرد، پس در واقع یک رهبر آماتور دارد که روی سن نمی آید!)


یکی خواهان تغییرات جسورانه در موسیقی است و دیگران بیشتر مواقع با اینگونه تغییرات موافق نیستند و در آخر پس از مشورت، به یک ادیت کلیشه ای میرسند. یک نوازنده بخاطر مشغولیتش به تمرین و اجرا کمتر وقت دارد که از یک اثر چندین و چند اجرا را بشنود. یک رهبر به این خاطر که از زمان ورود به این عرصه، دغدغه رهبری داشته، به اجراهای مختلف با دید یک رهبر نگاه کرده و ریز بینی بالایی داشته است.

البته ارکسترهایی بوده اند که بدون رهبر، اجراهای سطح بالایی را هم پدید آورده اند ولی اولا بسیار کم تعداد بوده اند، دوما” از نوازندگان بسیار قدرتمندی برخوردار بوده اند که غیر از این کار قدرت تفسیر یک اثر و ادیت کردن آن را به طرز مطلوب داشته اند، سوما” وقت و هزینه ای بالا گذاشته اند، چون همانطور که گفته شد وقتی رهبر نباشد اولین مشکلات، ( که همان از دست دادن ریتم است در آثاری است که بافتی پیچیده و ریتمهایی نامحسوس دارند.) خود نمایی میکنند و بدون رهبر، کار بر نوازندگان مشکل خواهد شد.

رهبر ارکستر، را میتوان به یک سر مربی تیم ورزشی تشبیه کرد. او توانایی های نوازندگانش را میشناسد، روزهایی که ارکستر برای تمرین یک قطعه خاص نیاز دارد را می داند، روزهای اجرا را از ماهها قبل و حتی سال قبل میداند.

تمام این برنامه ریزیها را شخص رهبر با مشورت مدیر ارکستر انجام میدهد (البته رهبران میهمان مسلما برنامه دراز مدتی برای ارکستر نمیتوانند داشته باشند)

امروزه وظایف رهبر و فرمان های او با گذشته بسیار تفاوت کرده است. همانطور که در شماره اول خواندید، در گذشته رهبری یک تخصص نبود و یک موسیقیدان با تجربه به راحتی میتوانست بر سکوی رهبری بایستاد. پس از تخصصی تر شدن علم رهبری و بزرگ شدن سازمان ارکستر سمفونیک ها و اپرا ها، وظایف تقسیم و طبقه بندی شد و رهبر نیز وظایف خاصی پیدا کرد.

تا پیش از ظهور رهبران امروزی، برای نوازندگان بسیار پیش می آمد که بخاطر یک نت فالش، رهبری با پرخاشگری، نوازنده را از ارکستر بیرون میکرد! ولی امروزه کمتر ارکستری هست که رهبر آن بدون مشورت با کادر فنی ارکستر، اقدام به بازنشستگی یا اخراج نوازنده ای از ارکستر کند. برنامه ریزی برای برنامه های ارکستر و رسیدگی و امور اداری نوازندگان، گاهی به قدری برای یک رهبر مشکل و مسئولیت آور میشود که بعضی از رهبران، ترجیع میدهند، رهبر میهمان باشند تا اینکه از عنوان دهن پر کن رهبر دائم برخوردار باشند.

13 دیدگاه

  • مجتبی
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۵ در ۴:۳۵ ق.ظ

    مطالب روی سایت متنوع وجالب است اما فکر می کنم باید روی بعضی از موضوعها بیشتر کار کرد ضمنا در قسمت نتها کنسرتو خاچاطوریان لینکش خراب است متشکرم

  • akbar
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۵ در ۷:۴۱ ب.ظ

    با سلام و تشکر می خواستم خواهش کنم اگر ممکن است در باره ی اقای لئونارد برنشتاین بطور مفصل بنویسید و مقایسه ایی با رهبری اقای کارایان انجام دهید.مچکرم.

  • مطلبی
    ارسال شده در مهر ۲۴, ۱۳۸۵ در ۸:۳۵ ب.ظ

    akbar jan ketabe donyaye rahbarane orchester neveshteh kamelia masih ro motaleh kon,

  • ali
    ارسال شده در مهر ۲۵, ۱۳۸۵ در ۴:۲۸ ق.ظ

    entekhab e navazandegan dar orchestr be ohde che kasi ast??

  • mohsen ghasemi
    ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۸:۱۴ ب.ظ

    salam kheyli khoshhalam ke belakhare too iranam ye hamchin siti rah andazi shode .site besyar jaleb va amozandeyiye .az modire site mamnoonam .faghat age mishe gostarde tar beshe
    mer 30

  • ارسال شده در اسفند ۲۱, ۱۳۸۵ در ۱۱:۰۵ ب.ظ

    معمولا هیت هنری ارکستر نوازندگان را تعیین میکنند ولی در ارکسترهای غیر رسمی ممکن است خود نوازندگان دور هم جمع شوند یا رهبر نوازندگان را تعیین کند.

  • سارا
    ارسال شده در خرداد ۵, ۱۳۸۶ در ۱۲:۰۱ ب.ظ

    کارتان جالب بود
    مرسی

  • ارسال شده در آذر ۶, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۲ ب.ظ

    خوب که به سایت شما سر زدم وگر نه معلمم منو کشته بود! عالیه

  • محسن
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۲:۲۹ ب.ظ

    عالیه…….خوبه………….

  • محمد
    ارسال شده در اسفند ۱۵, ۱۳۸۶ در ۶:۵۱ ب.ظ

    خیلی خوب

  • ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۸۷ در ۶:۱۱ ب.ظ

    mamnon az matalebe por mohtavaton.faghat agar momkene dar bareye rahbar orkester:shhrdad rohani matalebi ra benevisid,hmchenin biography samvel yarvinyan violin zan armani ro mikhastam.mamnon

  • ماهان
    ارسال شده در اسفند ۲۴, ۱۳۸۷ در ۸:۴۶ ب.ظ

    دستتون درد نکنه انشاالله بهتر بنویسید

  • رضا شفیع زاده
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۷ ق.ظ

    سلام
    یه کم ادبیات نوشته ضعیفه مثلا اولا دوما سوما اینا مفهومی تو فارسی نداره

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

زود یاد بگیرید (II)

زود یاد بگیرید (II)

وقت زیادی را صرف نواختن هر صفحه نکنید. زمان تمرین روی تریوی سیویلش، درست در همان ابتدا گرفتار شدیم. بنابراین تصمیم گرفتیم از بخش پایانی شروع کنیم، به این شکل کارمان بسیار ساده تر شد و اعتماد به نفس پیدا کردیم. بعد که قسمت اول را نواختیم؛ خیلی بهتر از قبل بود چون توانستیم آن را با کل موومان متناسب کنیم.
موسیقی پست مدرن (III)

موسیقی پست مدرن (III)

در اواخر سال‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تعدادی از سبک‌ها، تحت تاثیر موسیقی پاپ قرار گرفتند و شرایط پست مدرن شروع به شکل‌گیری و سبک‌های موجود شروع به ترکیب عناصر پست مدرن کردند. موسیقی عوامانه، «جاز»، «ریتم اند بلوز» و «راک اند رول» اولیه، نه تنها به‌وسیله‌ی تکنولوژی جدید بلکه به‌طور اساسی توسط شیوه‌ی متفاوتی از فن‌‌آوری ضبط شروع به شکل‌گیری کردند. به‌جای تلاش برای نیل به یک صدای سه بعدی شفاف به پیروی از تجارب حاصل از کنسرت، آواها در ضبط به طور فزاینده‌ای مورد توجه واقع شد و باقی اصوات، به صورت دیواری پشت تراک اصلی قرار گرفتند.
about violin design – طرح و مدل (IV)

about violin design – طرح و مدل (IV)

در مرحله دیگر باید در نظر داشت که ساختار از اشکال ساده قرار است ایجاد شود و یا از اشکال پیچیده و یا به نوعی دیگر خواسته صوتی و نیاز موسیقی با توجه به تاریخ و گذشته آن هر چند کوتاه و مختصر چه روندی را طی نموده است، این خواستگاه در اشکال ساده تعریف می شود و یا در اشکال چند بعدی، سطوح تخت هستند و یا محدب، در معیار سطوح تخت با کیفیت های ساده مواجهیم و یا چند وجهی، همچنین نیز در سطوح محدب با چه نوع کیفیتی مواجه خواهیم بود؟
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (III)

در سال ۱۹۲۱ ارکستر فیلارمونیک با ارکستر سمفونی ملی نیویورک یکی شدند. با ترکیب این دو ارکستر، فیلارمونیک رهبری هلندی به نام ویلم منگل برخ (Willem Mengelberg) را منسوب کرد. برای فصلهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۳ استرانسکی و منگل برخ رهبری ارکستر را به طور مشترک بر عهده داشتند، اما استرانسکی بعد از پایان یک فصل مشترک آنجا را ترک کرد و منگل برخ برای مدت نه سال رهبری اصلی ارکستر را در میان دیگر رهبران بر عهده داشت از جمله؛ برونو والتر (Bruno Walter)، ویلهم فورت وانگلر (Wilhelm Furtwängler)، ایگور استراوینسکی (Igor Stravinsky) و آرتور توسکانینی (Arturo Toscanini). در این دوره، فیلارمونیک اولین ارکستر آمریکا بود که سری سمفونیهایی را در کنسرتهای تابستانی با قیمت پائین در استادیوم لویسون، منتهتن، برگزار کرد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (V)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (V)

در وهله نخست می بینیم که فاصله چهارم هایی که در موسیقی ایرانی مورد استفاده هستند، بیش از چهار و در واقع شش تا هستند و نام گذاری آنها با نام دستگاه ها، نامناسب و گمراه کننده است.
گفتگو با فیلیپ میرس (III)

گفتگو با فیلیپ میرس (III)

ساز من دشوارترین ساز است؛ این جمله ایست که وقتی درخواست افزایش حقوق می دهم می گویم! در موارد دیگر هورن فرانسوی به اندازه سازهای دیگر دشوار است! در واقع، (نواختن هورن) از جنبه هایی یک عمر شکست محسوب می شود زیرا اغلب اوقات نمی توانید آنچه را که در ذهنتان تصور می کنید را از نظر تکنیکی اجرا کنید. هر شب برای اجرا روی صحنه می روید و تقریبا هر شب هم شکست می خورید؛ «اَه لعنتی … آنچه در ذهن داشتم بهتر از آنچه نواختم بودم… شکست خوردم» و این باعث ایجاد حس مزخرفی درون شما می شود اما هیچ گاه نیز نمی توانید دست از تلاش بردارید.
ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ

ارکستر فیلارمونیک مونیخ (Munich Philharmonic) به همراه ارکستر سمفونیک رادیو باورین و ارکستر باورین، سه ارکستر سمفونی مهم شهر مونیخ می باشند. از سال ۱۹۸۵ این ارکستر در مرکز فرهنگی گاستیگ استقرار یافت. ارکستر فیلارمونیک مونیخ در سال ۱۹۸۳ در شهر مونیخ توسط فرانز کایم (Franz Kaim) به وجود آمد. کایم فرزند کارخانه دار سازنده پیانو بود. در سال ۱۸۹۵ در تالار کنسرت شهر “تونهال”، این ارکستر کنسرتهای خود را برگزار می کرد. فیلارمونیک مونیخ، در میان ارکسترهای اروپایی بلند آوازه و غرق در سنت بود، بدین ترتیب بسیار سریع مورد توجه رهبران برجسته دنیا قرار گرفت همچون: ریچارد استرائوس، هربرت فن کارایان و نیز گوستاو مالر که برای اولین بار ارکستر را در سال ۱۸۹۷ با اجرای سمفونی شماره ۴ و شماره ۹ خود رهبری کرد.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

تجربه شده که جدای از مسئله ی هوش بسیار بالا (شاید در حد یک نابغه) عاملی که باعث موفقیتِ اکثر هنرمندانِ برجسته شده “پشتکار و تمرینِ مدام و پیوسته” بوده است. همانطور که در شماره ى اول گفته شد شیوه اى که قصدِ شرحِ آنرا دارم، پیشرفتِ متعادل و مستمرى را براى شاگردان فراهم مى کند و قابلیت این نیز وجود دارد که رفته رفته به موسیقى جدى تر نگاه کنند و قصدِ حرفه اى شدن را در سر بپرورانند.
ادامه مصاحبه با کیاوش صاحب نسق همراه با آلبوم عکس

ادامه مصاحبه با کیاوش صاحب نسق همراه با آلبوم عکس

بدنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت پایانی آنرا میخوانید.