سیر تحول صدا (بخش اول)

نوشته ریچار تورپ Richard Turp
ایتالیا سر منشاء هنر و علم خوانندگی اپرا است زیرا هنگامی که کلودیو مونته وردی Claudio Monteverdi و اعضای کامراتا فیورنتینا Camerata Fiorentina (گروهی انقلابی از پژوهشگران، هنرمندان و فیلسوفان که ابداع کننده موسیقی نوین قرن ۱۷ ایتالیا بودند)، مفهوم کلی اپرا را ابداع کردند، انقلابی در موسیقی غرب به وجود آوردند. اعتقاد اعضای کامراتا به این مساله که صدای آوازی باید بازتاب احساسات و اصالت تئاتر کلاسیک باشد، بنیان گذار مفهومی شد که امروز آنرا به نام بل کانتو bel canto (زیبا خواندن) میشناسیم.نسلهای بعدی آهنگسازان، روش از بر خوانی (در مقابل روخوانی اشعار) را دگرگون کردند و آن را به سبکی بسیار پیچیده تر و نیازمند به مهارتهای صوتی ملودیک مبدل کردند.

پیشگامان این سبک جدید دو موسیقیدان به نامهای اسکارلاتی Scarlatti (1725-1660 آهنگساز سبک باروک ایتالیایی) و استفانی Steffani (1728-1653 متخصص امور اداره کلیساها، سیاستمدار و آهنگساز ایتالیایی) بودند و موجب شدند که در پایان قرن هفدهم اجرای آن به مهارتهای تکنیکی فراوانی نیاز داشته باشد. اپرا به عنوان یکی از محصولات دوران باروک، آینه تمام نمای نقاشی و مجسمه سازی این دوره بود و به زودی به یک فرم هنری مستقل مبدل شد و متعاقب آن کنسرواتوارهای موسیقی، مدارس و مدرسین آواز نیز پدیدار شدند.

کاستراتی castrati
بیشتر معلمان آواز کاستراتی (خواجه) بودند، این موجودات نیمه اسطوره ای جهان اپرا را تا سالهای ۱۸۰۰ تحت تسلط خود داشتند. مردانی که به طور طبیعی یا در اثر برداشتن بیضه ها، به بلوغ جنسی و در نتیجه تغییر یافتن صدا دچار نمیشدند،نه تنها میتوانستند زیبایی، دامنه و انعطاف پذیری صدای نوجوانی خود را حفظ کنند بلکه از قدرت بدنی و حجم ریه یک بزرگسال نیز بهره مند باشند.

کسانی چون پورپورا Porpora، کافارلی Caffarelli و فارینلی Farinelli به بزرگترین خوانندگان تکنیکی دوران خود مبدل شدند و بسیاری از آنان مانند توسی Tosiو مانچینی Mancini به معلمینی با شهرت افسانه ای بدل شدند که کتابهای راهنمای آواز آنان شامل قوانینی برای زیبا خواندن و تربیت صدا است. به مرور زمان، طبقه بندی صدا معنا دارتر شد. سوپرانوهایی چون کاتزونی Cuzzoni، بوردونی Bordoni، استرادا Strada و دوراستانی Durastani، بوچی Boschi خواننده باس و صدای تنور پیو Pio، فابری Fabbri و بروزینی Borosini نمونه صداهای طبقه بندی شده در دوران اولیه آن بوده اند.

افراط در مهارتهای هنر آواز خوانی با ظهور اپراهای نمایشی گلوک Gluck ( اپرا نویس آلمانی قرن هجدهم) که به ارزشهای کلاسیک و خط آواز ساده بازگشته بود، به تدریج کمرنگ شد. آثار گلوک را میتوان نسخه مطول و پیچیده تر اپرای فرانسوی که به نام French tragédie lyrique شهرت دارد و توسط ژان بابتیست لالی (آهنگساز ایتالیایی الاصل فرانسوی قرن ۱۷) و ژان فیلیپ رامو Jean-Philippe Rameau (مهمترین آهنگساز و نظریه پرداز موسیقی فرانسه در دوران باروک، قرن ۱۷ و ۱۸) ساخته و پرداخته شد، دانست.

البته روش آواز خوانی فرانسوی که بیشتر به دکلمه شباهت داشت، هیچ وجه مشترکی با سبک نرم و روان، نتهای کشیده و آوازی ایتالیایی که هر قطعه آن تنها با استفاده از نیمی از قدرت آوازی خواننده آغاز میشد، نداشت . ایتالیاییها سبک فرانسوی را “با فریاد خواندن” توصیف میکردند.

در طول قرن هجدهم، اپرای رسمی و موقرانه یا اپرا سریاopera seria ایتالیایی بر تمام اروپا- به غیر از فرانسه- حکمرانی میکرد. فرم دیگری از تخصص آوازی در ایتالیا رخ داده بود و خوانندگان جدی اپراهای رسمی را از خوانندگان اپرای کمدی متمایز میکرد. با ورود روسینی Rossini (آهنگساز ایتالیایی قرن ۱۸ و ۱۹ نویسنده اپرا و موسیقی روحانی)، حصارهای میان صداهای متزوی شخصیتهای کمیک و خوانندگان جدی تر اپراهای رسمی، شکننده تر شد. مهمتر اینکه اپرای سریای ناپل روسینی، موجب پدید آمدن شیوه های تازه ای در خوانندگی شد. او با کمک عده ای از خوانندگان در بهترین گروهی که تا کنون گردآمده است، توانست سبک نمایشی کولوراتورا coloratura را تکمیل کند.

اجرای این سبک که نامش از کلمه لاتین coloratus به نام رنگ کردن گرفته شده است، تنها از عهده عده اندکی از خوانندگان سوپرانو برمی آید، که تارهای صوتیشان میتوانند طیف وسیعی از زیر و بمها و نتهای مقطع را اجرا کرده و همچنین میتوانند نت را به مدت طولانی نگه داشته و بکشند. تکمیل این شیوه نه تنها موجب پدید آمدن و توسعه چند نوع صدا از جمله سوپرانوی کولوراتورا، باریتنورbaritenore (صدایی بین باریتون و تنور) و تنور کنترآلتینو contraltino tenore شد، بلکه موجب خلق سبکی در آهنگسازی شد که زمینه را برای دوران رمانتیک و موسیقی دانانی چون بلینی Bellini، دونیزتی Donizetti، برلیوز Berlioz و میربیر Meyerbeer فراهم نمود. این موسیقی به خصوص در اپراهای فرانسوی روسینی، جایی که بخش ساده شده آواز پر معناتر و برونگرایانه تر شده است، به چشم میخورد.

scena.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (II)

آیا در آفریقا به اتنوموزیکولوژی نیازمندیم؟ (II)

تردید دارم که آن دسته از آفریقایی ها که خود را اتنوموزیکولوژیست می نامند عمیقاً با عواقب چنین امری آشنایی داشته باشند. در ادامه دلایل نامناسب بودن اتنوموزیکولوژی را برای مطالعات موسیقی در آفریقا بیان می کنم.
میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

میرهادی: فیوژن ایرانی با عوام گرایی مخلوط شده!

همانطور که قبلا” اشاره شد این امکان برای سایت گفتگوی هارمونیک مهیا شد تا از نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان بنام عصر حاضر کشورمان در باره موسیقی روز کشور آگاه شویم. قسمت اول این مصاحبه تحت عنوان دیدگاه های کیوان میرهادی راجع به موسیقی امروز قبلا” منتشر شد دراینجا از شما دعوت میکنیم تا به قسمت دوم نظرات ایشان توجه نمایید.
جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین، موسیقی جهانی روی گیتار!

جان مک لافلین (John McLaughlin)در ۴ ژانویه سال ۱۹۴۲ یورکشایر انگلستان متولد شد. بسیاری وی را با خواننده و نوازنده پاپ/راک با عنوان Jon McLaughlin اشتباه میگیرند! اما جایگاه جان مک لافلین گیتاریست جز همواره در تاریخ موسیقی جز بعنوان یکی از برترین ها جاودان شده است.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (X)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (X)

در میزان ۱۰۲ با پایان یافتن بخش ویولون سولو روی “لا” که تا اینجا مو به مو مطابق با نوشته ابوالحسن صبا بود، همزمان ورود سازهای ایرانی را می شنویم و در واقع با کادانس حذفی یا فرود حذفی برخورد می کنیم.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VII)

«صفوت می گوید: بداهه نوازی یکی از ویژگی های مهم در موسیقی ایرانی است. این ویژگی ابزاری در دست استاد در نوازندگی است، که آشنایی کاملی با موسیقی سنتی پیدا کرده است، چون بداهه نوازی فنی است که نوازنده استاد را قادر به اعمال تغییرات دلخواه در ملودی برحسب احساس خود نماید. بر اساس سنت، شاگرد مجبور است برای فراگیری کامل ردیف سال های متمادی وقت صرف نماید.
فراخوان نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

فراخوان نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی

نخستین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی در تاریخ ۱۵ خرداد ماه در تهران برگزار میشود. این جشنواره پیش از این به صورت رقابتی نبود و تنها قرار بود هر سال گردهمایی مدیران پایگاه های اینترنتی موسیقی در مکانی بوجود آید. لازم به ذکر است این جشنواره در سال گذشته به دلیل پاره ای از مشکلات به تاخیر افتاد و امسال قرار است در ۸ بخش رقابتی برگزار شود.
گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

گفتمان موسیقی ایرانی در فضای عامیانگی (IV)

اینکه قطعات «غیر موزون»، «به شکل باکلام» دارای «ریتمِ برگرفته از وزن یا بحر عروضی شعر» است، که «به صورت آزاد» اجرا می شوند، منسجم نیست: چگونه قطعه های«غیر موزون»، «ریتمِ برگرفته از وزن» را دارند، و مبهم است، چرا که«صورت آزاد»، تعریف نشده است و وضع «قطعات غیر موزون به شکل بی کلام» هم بررسی نشده است، و اصولاً (نثرالنغمات) بمعنی «غیر موزون» نیست. در ادبیات «نثر موزون» شناخته شده است. (گلستان سعدی و (نک جعفرزاده ۱۳۹۶ وزن در فرم آواز ص ۲۳۴) نکته مبهم دیگر«موسیقی قدیم» است که قدمتش معلوم نیست. در ضمن در این اثر واژه های «دستگاه» و «مقام» هم مترادف هستند. (همچنین در مورد استفاده از واژه «ضرب» برای دو مفهوم مختلفِ نقره یا «بیت» فرنگی و تاکید یا «اکسان» فرنگی نگاه کنید جعفرزاده ۱۳۹۶ ص ۲۰۰)
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (I)

بطور کلی چندین روش بعنوان روشهای آموزش موسیقی کودک در دنیا وجود دارد که در حقیقت تدوین این روشها از ابتدای قرن بیستم بنا به ضرورت و نیاز به روشهای موثر و مفید آموزشی و وجود آشفتگی و سردرگمی فراوان در امر آموزش موسیقی کودک بوجود آمده است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (I)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (I)

سر توماس بیچام، بارونت دوم و دارای نشان هنرمند افتخاری سلطنتی رهبر ارکستر و مدیر اپرای مشهور انگلیسی بود. بیچام از اوایل قرن بیست تا پایان عمرش تأثیر مهمی بر زندگی موسیقایی بریتانیا داشت و به قول نویل کاردوس (Neville Cardus) اولین رهبر ارکستر انگلیسی بود که به طور بین المللی مدام مشغول به کار بود.
استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

استولزمن و سبکهای مختلف با کلارینت

تک نوازی با بیش از ۱۰۰ ارکستر، نوازندی ای چیره دست، هنرمندی بزرگ در عرصه موسیقی مجلسی و هنرمند مبتکر سبک جاز. ذوق هنری، نوازندگی و جاذبه بالای شخصیت استولزمن باعث رسیدن او به قله های بلند موفقیت بین المللی شد و او را به یکی ازهنرمندان موفق موسیقی در عصر حاضر تبدیل کرده؛ استولزمن منتقدین و شنوندگان آثار خود را با اجرای زیبای انواع موسیقی مجذوب خود کرده است.