سقوط اضطراری! (II)

“بخت سرکش” تصنیف دوم این کاست و بر روی شعر مشهور حافظ با مطلع “عیشم مدام است از لعل دلخواه …” ساخته شده که با اینکه در میان دیگر تصانیف این آلبوم جایگاه والاتری دارد، اما بیشتر حال تصانیف ضعیف کار و عملی- که آهنگساز روی ریتمی که شعر القاء می کند بر گوشه های مختلف ملودی سازی می کند- را دارد.

پس از این تصنیف تکنوازی کوتاه تار را می شنویم که در انتهای روی اول کاست قرار دارد؛ این تکنوازی تشکیل شده از چند جمله آوازی کوتاه پس از آن روی A پایان می یابد! (البته واضح است که درCDاین آلبوم چنین نیست)

قسمت بعدی چهارمضراب مخالف است که با آواز همراه می شود و ضربی مخالف سه گاه”درخیال” را تداعی می کند، که البته به آن قدرت نیست. تصنیف “مست نگاه” سومین تصنیف این آلبوم که باز در مخالف سه گاه اجرا شده در سبک تصانیف یاد شده ضرابیان است که سالها پیش با خوانندگی علیرضا افتخاری ضبط شده بود.

پس از این تصنیف آواز “دریای دل” که با نی بهروز الوندی پور و کمانچه سینا جهان آبادی اجرا شده را می شنویم این آواز با اینکه جملات مثنوی سه گاه در آن تا حدی تکراری به نظر می رسد، ولی پخته و روان است و می تواند امتیازی در کارنامه هنری هر سه آنها باشد.

تصنیف “بت عاشقان” قطعه پایانی این آلبوم است که یک نمونه کامل تصنیف سازی شبه کار و عملی ضرابیان است، مخصوصا” در شعر هم دچار ضعف است. این دست تصانیف ضرابیان بیشتر بازی با ریتم روی ملودیهای ساده و غیر متعارف است.

آهنگسازی های اینچنینی در آثار جلیل عندلیبی هم دیده می شود. جالب است که ضرابیان و عندلیبی از چند نظر به هم شباهت دارند اول اینکه هردو نوازنده سنتور هستند ولی کمتر در آثارشان تکنوازی می کنند، دوم هر دو شاگرد آهنگسازان کلاسیک کار بزرگ ایرانی هستند(منظور کلاسیک غربی است) ولی گاهی تصانیف وقطعاتی ابتدایی می سازند، سوم هردو به استادی در موسیقی ایرانی مشهورند و آثار قدرتمندی دارند ولی گاهی بقدری آثار ضعیف تولید می کنند که شنونده به سابقه هنری آنها شک می کند و چهارم هر دو طبع شعر هم دارند ولی بسیار پیش پا افتاده شعر می گویند!

یکی از نقاط قوت شوق دوست جواب آوازهای شهرام میرجلالی است. میرجلالی نوازنده عود، تار و سازنده تار است. جواب آوازهای این اثر هم مانند نواخته های سابق میرجلالی یکدست و پخته است؛ البته در این کار روانی میرجلالی روی جملات آوازی نمود بیشتری نسبت به کارهای قبلی او دارد. قسمت زیادی از جملات آوازیی که میرجلالی در تارنوازیش استفاده می کند قبلا” توسط جلیل شهناز(که میرجلالی خود از محضر او بهره گرفته است) و نیز فرهنگ شریف شنیده شده؛ در واقع تارنوازی او ترکیبی از تارنوازیهای جلیل شهناز و فرهنگ شریف و جملات شخصی خودش است. گذشته از این میرجلالی جزو بهترین تارسازان تاریخ موسیقی ایران بشمار می رود که این موضوع موجب شناخت بسیار عالی او از صدای تار (مخصوصا”صدا گیری از تار هنگام اجرا ) شده است.

audio file به قسمتی از ساز و آواز شهرام میرجلالی و همایون شجریان توجه کنید.

“شوق دوست” با اینکه ارکستر نسبتا” بزرگی دارد به اصطلاح تنظیم پیچیده ای ندارد و ارکستر بجز چند قسمت کوتاه وارد حیطه چند صدایی نمی شود. این سئوال در ذهن شنونده ای که به جلد اثر نگاه می کند بوجود می آید که واقعا” کارایی این تعداد ساز فقط برای حجم صداست؟ البته نسبت تعداد نوازندگان گروه سماع به تنظیم موسیقی آن، در مقابل کارهایی مانند “به یاد طاهرزاده” منطقی تر به نظر می رسد!

روی هم رفته شوق دوست بدون داشتن قسمتهای آوازی چندان اثر شنیدنی نیست و حرف خاصی برای گفتن ندارد.

در مصاحبه ای که اخیرا” با همایون شجریان شده چنین احساس می شود که او خود را مقید به ارائه سالی حداقل یک آلبوم می داند. البته در تولید سالی یک آلبوم و حتی بیست آلبوم هیچ اشکالی نیست بلکه برای رشد موسیقی بسیار هم مثبت است، اما به شرط آنکه دارای کیفیت باشد.

دلیل انتظاراتی که مخاطبان از هنرمندان برای تولید فراوان اثر دارند را باید در خود هنرمندان جستجو کرد، همین انتظارات است که باعث می شود هنرمند بیش از حد توانش به تولید موسیقی بپردازد و آثار کم مایه ای تولید کند. اگر این انتظار در مخاطبان بوجود نیامده بود هیچگاه کاستی عجولانه و کم کیفیت وارد بازار نمی شد.

باید قبول کرد که خلق موسیقی کاشت گندم نیست که برداشت سال آینده آن قابل پیش بینی باشد و نباید فراموش کرد که هنرمندانی چون حسین دهلوی فقط به دو کاست با ارزش خود بسنده کرده اند…

11 دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۸۵ در ۱۲:۵۰ ب.ظ

    من
    مدتهاست
    در زمینه
    آهنگسازی
    فعالیت
    می کنم.در
    طول
    حدودا ۴
    سال
    مجموعه
    قطعاتی
    برای
    گیتار
    کلاسیک
    آماده
    کردم و
    تقریبا
    یکمها
    پیش هم
    موفق شدم
    قطعات را
    ضبط کنم.

    یکی از
    دوستانم
    که در
    زمینه
    موسیسق
    فعالیت
    می کند
    پیشنهاد
    کرد به
    صدا و
    سیما(مرکز
    اصفهان)
    مراجعه
    کنم

    و نظر
    واحد
    موسیقی
    سازمان
    رو در
    مورد این
    مجموعه
    جویا شوم.

    خلاصه
    اینکه
    دیروزوقت
    ملاقات
    گرفتم و
    با اینکه
    می
    دانستم
    اینکار
    کاملا
    بیهوده
    است اما
    حس
    کنجکاوی
    جالبی من
    را تا
    آنجا
    کشاند …و
    این هم
    شرح
    ماجرا:

    مسئول
    واحد
    وقتی
    فهمید
    قطعات
    تنها
    برای
    گیتار
    ضبط شده
    از من
    پرسید
    چرا
    کارها را
    به همراه
    ارکستر
    اجرا
    نکردم و
    وقتی
    توضیحات
    ایشان
    کامل شد
    من متوجه
    شدم
    منظور
    ایشان از
    ارکستر

    در حقیقت
    همان ارگ
    و
    خواننده
    است!!

    در ادامه
    ایشان از
    من
    خواستند
    قطعه ای
    به سبک و
    سیاق
    مذکور
    آماده
    کنم چرا
    که مرکز
    تهران
    برای
    موسیقی
    بدون
    کلام
    بودجه ای
    اختصاص
    نمیدهد(
    با این
    استدلال
    که مشابه
    خارجی آن
    زیاد است!!)
    اما
    موسیقی
    که توسط
    ارگ یا به
    عبارتی
    ارکستر و
    خواننده
    اجرا شود
    در صورت
    تایید به
    مبلغ هر
    قطعه
    ۶۰۰هزار
    تومان
    خریداری
    می شود.

    در ادامه
    ایشان پس
    از شنیدن
    آثار من
    حدس زدند
    که با
    گیتار
    الحمرا
    ضبط شده
    است و در
    ضمن یکی
    از قطعات
    هم
    برایشان
    کاملا
    آشنا بود
    و من در
    حالیکه
    فوق
    العاده
    تحت
    تاثیر
    دانش
    موسیقی
    ایشان
    قرار
    گرفته
    بودم
    آنجا را
    ترک کردم.

  • فرید
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۲:۱۰ ب.ظ

    با سلام و خسته نباشید.
    دوست و استاد عزیزم سجاد چه که نمی کند!
    ایکاش کمی جامعه موسیقی ما نسبت به این نوع نقدهای تفقد داشته باشد چراکه این نقدها بلا برنده و استعلایی است. قدری مفهوم نقد در جامعه موسیقی ما تقلیل یافته است.
    نکته ای که می خواستم بگویم. آواز و جواب آواز این اثر از جمله آثار بی بدیل تاریخ موسیقی ایران است.
    همچنین تا یادم نرفته بگویم. مجله هفت هنر به خاطر ناروایی به من و امثال سجاد این مجله در قطعه محدودی منتشر کرد و حتی مقاله من درباره پیوند شعر و موسیقی را اصلاً ارائه نکرد.
    نکته دیگر اینکه بعدها برخی از نویسندگان از مقاله من و سجاد در روزنامه ها استفاده کردند.

  • mahan
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    be nazare man naghde kari ke khanade kari joz taghlid sedaye pedar nemikonad kari bi hoode ast
    moosighie avazi anghadr be peykareye moosighie in marzo boodm zarbe zade va anghadr kare navazandegan ra kam azrzesh jelve dade ke be aghideye man behtar ast chandi ham shode moosighie avazi ra faramoosh konim va laagahl
    ghadri dar morede saze asatid naghadi konim

  • mahan
    ارسال شده در مهر ۱۲, ۱۳۸۵ در ۱۱:۵۳ ب.ظ

    tare mirjalali na tanha noghteye gujvate n kar nist balke an ham taghlidi mahz az saze ostad jalile sahnaz ast
    daghighan mitavan goft agar saze ostad sahnaz ra ba dore tond goosh konim mishavad tare mirjalali
    akhar taghlid ta key
    mokhatabe moosighi digar khaste shode ast az taghlido tekra
    az orkstre tak sedayee ba in shiveye orkesrasion
    ke sedaye sazha hich senkhiati ba ham nadarand va hich ghaedeye elmi bar chidemane sazha dar kenare ham hokmrani nemikonad khaste shode ast

  • ارسال شده در مهر ۱۳, ۱۳۸۵ در ۳:۲۱ ب.ظ

    دوست عزیز محسن! این واقعیت نداره که مردم از تقلید کردن همایون از پدرش خسته شده اند چراکه فروش بالای این آثار را هنوز هم شاهدیم.
    این موضوع که در آواز به چه چیز میتونیم بگیم تقلید و به چه چیز نو آوری جای بحث زیادی داره… به عقیده من مردم وقتی آواز یا سازی را تقلیدی (به شکل زننده) میدونن که اون موسیقی لحن های شخصی (یا همون ادیت شخصی) نوازنده یا خواننده دیگری را تقلید کنه. مثلا من اگر صدام شبیه پدرم یا عموم باشه این کسی را اذیت نمی کنه ولی وقتی بخوام ادای اونها را در بیارم خیلی زننده خواهد بود چون در اونجا خودم نیستم.
    باید توجه داشت که بخش اعظمی از موسیقی تکرار میشه، مثل تحریرها گوشه ها و تکنیکهای مختلف سازی و آوازی… ولی وقتی میبینیم که موسیقیدانی لحن های شخصی کس دیگری را تقلید میکنه و خودش نیست خیلی برامون جالب نیست. مثلا ما خواننده هایی داریم که فقط حرکاتشون مثل شجریان هست و از نظر تکنیکی بسیار با شجریان فاصله دارند ولی مردم میگن فلانی در “آواز”!ادای شجریان را در میاره! این کاملا اشتباه است.
    یک جاهایی کاوه دیلمی صداش شبیه به بنان میشه و یا همایون شبیه شجریان میشه ولی برای من زننده نیست چون با حس خودشون میخونن و سعی ندارن که از نظر لحن های شخصی کس دیگری را تقلید کنند.

  • فرید
    ارسال شده در مهر ۱۵, ۱۳۸۵ در ۱۰:۵۲ ق.ظ

    سجاد جان راستی یک سئوال چرا این آلبوم استاد همایون با قمصری . فروش نرفت.
    خبر داری که به شجریان گفتند فقط ترانه بخوان.
    خبر داری که پ م گفته که همایون یک شرکت زده که فقط موسیقی پاپ و جاز را تبلیغ می کنن.
    راستی چرا نوار همایون شجریان مثل نسیم وصل فروش نکرد. حتی دلالان در بازار سیاه هم تحویلش نگرفتند!
    در ضمن همایون قابلی این را دارد که از پدرش قدرتمندتر و حجیم تر بخواند. اما حیف که به بازار نگاه می کند و آهنگساز و تنظیم کننده خوب هم نداریم.

  • amin
    ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۵ در ۳:۱۳ ق.ظ

    be nazare man dar morede in asar keyli kam lotfi kardid chon hamin ke shenevande razi bashe mohemtare ta inke inghadr tekniki bekhahim ba in kar barkhord konim

  • ارسال شده در دی ۲۷, ۱۳۸۵ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    دوست عزیز من اگر جایی حرفی از اشکالات تکنیکی و فنی میزنم دقیقا به این خاطر هست که شنونده به خاطر این اشکالات از موسیقی احساس راضیت نمیکند(البته شنونده مورد نظر من نه یک حرفه ای به تمام معنای موسیقی هست که فقط کارهای پیچیده راضیش میکنه و نه یک قشر ساده پسند و عامی) و در واقع سلیقه قشر فرهیخته را در نظر میگیرم. اگر شما از این قشر هستید و همنظران زیادی هم دارید حتما اشکال از من است.

  • ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۶ در ۱۲:۱۷ ب.ظ

    با سلام به خدمت استاد آواز ایران آقای همایون شجریان
    من یکی از طرفداران شما هستم و همیشه کاستهای شما و پدر محترمتان که خسرو آواز ایران است را گوش می دهم
    دوستدار شماسیامک و رضا

  • صنعی
    ارسال شده در اردیبهشت ۶, ۱۳۹۲ در ۱۲:۳۱ ق.ظ

    به نظرمن قسمت درامد اواز سه گاه طولانی وخسته کننده است ولی پارت دوم به لحاظ تنوع هم ارکستر وهم جواب اواز حال وهوای بهتری نسبت به پارت اول دارد بجز تکنوازی کمانچه درپارت دوم که ضعیف است

  • رضا شفیع زاده
    ارسال شده در تیر ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۲۸ ق.ظ

    سلام سجاد
    نقد خوبی بود. بازم از این کارا بکن

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (III)

محمدالله مستوفی گوید: در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی بصد درم قانع نمیشد بهرام گوراز هندوستان دوازده هزار لولی آورد که نوادگان ایشان هنوز در ایران مطربی می کنند.

از روزهای گذشته…

گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

گفتگوی هارمونیک سه ساله شد

با همیاری شما دوستان، “گفتگوی هارمونیک” به سومین سال از فعالیت خود رسید. در این سال قصد داریم به فعالیت های بیشتر و جدی تری در محیط غیر مجازی بپردازیم و با همیاری دیگر دوستان محیط وب، برنامه هایی را برای معرفی بهتر هنر موسیقی و بحث های پیرامون آن به مردم، اجرا کنیم.
روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

سه سالی که کوجی می بایستی در شرابخانه به عمویش کمک می کرد مسیر تربیتی ای را که در توکیو طی کرده بود، به راه دیگری انداخت. به طور اساسی راه تربیتش را دگرگون شده بود. با تاسف ما متوجه شدیم که رفتارش با اطراف و محیط زیستش ناپسند است، به این دلیل ابتدا شروع کردیم به سرزنش و توبیخ، کار دیگری می توانستیم بکنیم؟ اما توبیخ و سرزنش کار خوبی نیست و باید از این رفتار خودداری می کردیم. یکی از روزها که کوجی در مدرسه بود، همگی ما به یک قول و قراری رسیدیم. در آن سه سال کوجی محیط زیست سخت و آداب و معاشرت ناشایست و بدی را تجربه کرده بود.
ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

ضرابی: ممکن است استادان در مورد سونوریته خوب توافق نداشته باشند

آقای پایور قبلا با صراحت زیادی درباره این نوازندگان صحبت میکردند ولی این اواخر که نظرشان را پرسیدم بسیار با لطافت و ظرافت جواب دادند و چیزی که جواب دادند تعریف شامخی از نوازندگی آقای مشکاتیان و کامکار نبود، البته این به نظر من رسید و نمیدانم تا چه حد دقیقا نظر ایشان است، برداشتی که من کردم اینطور بود که مثلا ایشان نسبت به زمانی که کار کرده اند خیلی خوب است مثلا آقای مشکاتیان نسبت به این استادانی که داشته و این زمانی که ساز زده است بسیار خوب مینوازد.
درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (I)

حسن مشحون در جلد ۲ تاریخ موسیقی ص ۵۴۳ می نویسد: «حسین خان معروف به اسماعیل زاده فرزند اسماعیل خان نوازنده می باشد و استاد اواخر عصر قاجاریه». حسین خان تحت زیر نظر پدر به نواختن کمانچه مشغول شد ولی بیشتر نوازندگی را از عموی خود قلی خان فرا گرفت. از نوازندگان حرفه ای کمانچه بود و محل کارش در محله سرپولک (بازار تهران) بود وی به اشاره ظهیرالدوله از جمع عوام خارج و با طبقات عالی و رجال دمساز شد و در جلسات انجمن اخوت حضور یافت و به تاسیس کلاس و تربیت شاگردان پرداخت. از شاگردان ممتاز وی در نوازندگی: رضا محجوبی، رکن الدین مختاری، ابوالحسن صبا، حسین یاحقی، ابراهیم منصوری، شهباز برمکی و حسین میرخانی را می توان نام برد.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (II)

تک‌نوازی سنتور مشکاتیان؛ چیزی که خیلی‌ها منتظرش بودند، با حال و هوایی شبیه آن‌چه در نوار «مژده‌ی بهار» شنیده بودیم آغاز شد. این شیوه‌ی سنتورنوازی را (از دیدگاه صدادهی، ملودی و همراهی‌ها) آغازگر جریانی می‌دانند که بعدها به سنتورنوازی معاصر شهرت یافت. گونه‌ای از نوازندگی این ساز خوش صدا که در آن سال‌ها سخت تازه بود، اما امروز دیگر این طور نیست. ساز مشکاتیان با آواز «نوربخش» همراهی می‌شد.
پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد

با پایان مهلت ارائه آثار به جایزه بین المللی پیانوی باربد، بیش از صد اثر به دبیرخانه این جایزه ارسال شد. به گزارش روابط عمومی جایزه بین المللی پیانوی باربد، مهلت ارائه آثار به دبیرخانه این جایزه که به درخواست داوطلبان تمدید شده بود، دهم آذرماه به پایان رسید و بیش از صد اثر برای حضور در دو گروه سنی ۱۱ تا ۱۸ سال و ۱۸ تا ۳۵ سال به دبیرخانه این جایزه ارسال شد.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

برای این موضوع یک قرینه‌ی روشن در خود کتاب هست؛ مدخل «فلسفه و موسیقی». در حالی که اکثر درایه‌ها شرحی حداکثر در حدود چند صفحه دارند شرح این یکی ۳۲ صفحه به درازا کشیده است. علت به گمان من این است که بابک احمدی در فلسفه متخصص است و درست به همین دلیل بسیاری از متن‌های فلسفی مرتبط با موسیقی و موسیقی‌شناسی را به خوبی می‌شناخته و توضیح‌شان داده است.
در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

در نقد آلبوم سخنی نیست (II)

پس از این «حسین علیزاده» فرا می‌رسد. او امکاناتی را که در خود موسیقی دستگاهی موجود است به شکلی هوشمندانه به کار می‌گیرد. مساله برای علیزاده‌ی اواخر دهه‌ی ۱۳۶۰ این بود که از دل خود آواز کلاسیک ایرانی، بدون تسطیح یا تغییر بنیادی، هم‌آوایی برآورد. او ذهنیت منجر به آن تجربه‌ها را سال‌ها بعد چنین شرح می‌دهد: « می‌خواستیم [هم‌آوایی] شکل قراردادی یا تکراری کر که بیشتر شبیه به آوازهای غربی [است] نباشد به این فکر رسیدم که چگونه می‌شود در خود آوازهای موسیقی ایرانی یک حالت پولیفونی در آواز ایجاد کرد و در عین حال هر کدام از خطوط استقلال خودشان را داشته باشند و جملاتی را که می‌خوانند همان تکنیک موسیقی آوازی در آن باشد.» (۵)
فستیوال جز مونترو

فستیوال جز مونترو

یکی از برترین فستیوال های موسیقی جز که هر ساله خیل عظیمی از علاقمندان به این سبک از موسیقی را به سوی خود جذب مینماید، فستیوال جز Montreux میباشد که هر سال در ماه جولای و در کنار دریاچه Geneva و در کشور سوئیس برگزار میشود.