اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

در روز ۱۹ آوریل ۲۰۰۵، کوارتت زهی هنرهای زیبا (Fine Arts Quartet)
، کوارتت زهی شماره ۱ اثر بهزاد رنجبران – آهنگساز ایرانی – در شهر میلواکی در آمریکا به اجرا درخواهد آمد.

کوارتت زهی شماره ۱
مائستزو
آداجیو کانتابیله
آلگرو

بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی، در سن نه سالگی وارد کنسرواتوار تهران [هنرستان عالی موسیقی] شد. وی در سال ۱۹۷۴/۱۳۵۳ به آمریکا آمد و وارد دانشگاه ایندیانا شد. رنجبران در نهایت از دانشگاه جولیارد در نیویورک دکترا دریافت کرد؛ دانشگاهی که اکنون در آن به تدریس اشتغال دارد.

او از سوی شورای هنر نیوجرسی، «هنرمند برجسته» لقب گرفت و جوایزی از بنیاد میت دِ کامپوزر و جایزه ملی برای هنرها را به خود اختصاص داده است. وی همچنین برنده جایزه چارلز ایوس از فرهنگستان ادب و هنر آمریکا است. آثار بهزاد رنجبران در ایالات متحده، اروپا و آمریکای جنوبی به اجرا درآمده است و در این فصل هنری مجموعه ای از آثار ارکستری او با نام «سه گانه ایرانی» که به وسیله ارکستر سمفونیک لندن به رهبری جوان فالتا اجرا شده بود توسط مؤسسه دلوس اینترنشنال انتشار یافت. جوشوآ بل (joshua bell) در ماه های مارس و آوریل نخستین اجرای آمریکایی و کانادایی از کنسرتو ویلن رنجبران را همراه با ارکستر سمفونیک ایندیاناپولیس (به رهبری ماریو ونزاگو) و ارکستر سمفونیک تورنتو (به رهبری پیتر اونجیان) ارائه کرد. شانتل جولیت و ارکستر فیلادلفیا به رهبری شارل دوتوا ضمن اجرای این کنسرتو در اقامت تابستانی رنجبران در ساراتوگا (در نزدیکی نیویورک) ، نخستین اجرا از اثر ارکستریِ او با نام «ساراتوگا» که برای جشن چهلمین سالگرد جشنواره ساراتوگا ساخته شده است را نیز به اجرا درآوردند.

لوسی میلر (Lucy Miller)
درباره این اثر می نویسد: «کوارتت زهی شماره یک از رنجبران یک اثر پیچیده همراه با خلاقیتی چشمگیر است. برای بحث درباره آثار مدرن، این وسوسه وجود دارد که اثر با کارهای بلا بارتوک سنجیده شود ولی با اینهمه ناعادلانه است که این اثر «عالی» قلمداد نشود. رنجبران در این اثر – که پیش از شناخته شدن او به عنوان یک آهنگساز مهم ساخته شده است – به روشنی زبان موسیقی مختص خود را بیان می کند. تاثیر احساسی و توانایی های آهنگسازی او به روشنی از سرآغاز محکم و استادانه ای که به یک خط ملودیک پرسوز می رسد قابل مشاهده است. تند و تیزیِ موومان یکم جای خود را به حالتی عمیق که به وسیله تکنیک های جالب و گوناگون سازهای زهی پدید آمده می دهد. پس از یک کادانس ناگهانی، آداجیویی زیبا و غمگین به اجرا در می آید. در موومان میانی، نه تنها حس عمیق سوگواری بلکه هارمونی نت های نزدیک به هم به یک فضای بزرگ گسترش می یابد. این حس به وجود می آید که همه چیز در حال جدا شدن از هم هستند. موومانِ بی قرارِ سوم، علیرغم توان ریتمیک و بیان پرطمطراقش، بسیار مغموم و جدی است. با پایان درخشان کوارتت درمی یابیم که جداً یک اثر مهم را شنیده ایم.»

رنجبران درباره این اثر می گوید: «ساخت این کوارتت را در ۱۹۸۸ به پایان بردم. در آغاز قطعه، یک موتیف پنج نتی شنیده می شود که بنیان های ملودیک و هارمونیک بسیاری را برای موومان های یکم و سوم فراهم می کنند. در نخستین موومان، موتیف پیش گفته با تِمی بسیار تندتر که در ابتدا به وسیله ویولا شنیده می شود رد و بدل می گردد.»

« کاراکتر اصلی موومان به وسیله بخش هایی کوتاه و آرام پدید می آید و موومان با کودا، دارای پایانی پرقدرت می شود. دومین موومان، پرمعنا و شاعرانه است. این موومان بر اساس یک موتیف چهارنتی که در آغاز موومان شنیده می شود بنا شده است. این تِم به آرامی در طول موومان به جلو می رود و به نهایت شور و حرارت می رسد و در ادامه با فرودی تدریجی به پایان بخشی آرام که آغاز موومان را تداعی می کند می رسد.»

سومین موومان، فضایی محلی دارد که بوسیله وزن های ترکیبی – معمول در موسیقی محلی ایران – توسعه داده شده است. این موومان در موتیف پنج نتیِ نخستین موومان ریشه دارد و با ریتم های گوناگون رقص نیز آمیخته شده است. تِمِ موومان دوم ظاهر می شود و با درخشندگی به تم موومان میانی اشاره می کند و بدین شکل به کل اثر، وحدت می بخشد. در نهایت یک کودا با نوای آتشین ویولا به کوارتت پایانی نشاط انگیز می دهد.

خالقى از زبان خالقی – ۲

در اوایل زمستان ۱۳۰۲روزی آگهی افتتاح مدرسه عالی موسیقی را در روزنامه خواندم و بی درنگ برای اسم نویسی به کوچه آقا قاسم شیروانی واقع در خیابان نادری رفتم. علی نقی

خان در اطاق، پشت میز نشسته بود.

کلنل که ازنوشتن نامم در دفتر فارق شده بود سر بلند کرد و گفت : “نت میدانید؟ ”

گفتم : “خیر.”

پرسید : “به چه سازی علاقه مند هستید؟”

گفتم : “ویلن.”

گفت : “من این کتاب را برای تار نوشته ام ولی چون قواعد خط موسیقی نیز در آن بیان شده است بکار شما میآید یک هفته دیگر به مدرسه- واقع درخیابان منوچهری – مراجعه کنید.”

برخواستم و بیرون آمدم و روزی که وعده داده بودند درمدرسه حاضر شدم. عده شاگردان در حدود ۱۰۰ تن میشد که همه ما را به کلاسهای مختلف تقسیم کردند. من از سایر شاگردان

کوچکتر بودم، در میان آنها مردان چهل ساله هم دیده میشد.

سلیمان خان که قبلاً شاگرد علی اکبر خان بود آمد شاگردان را حاضر غایب کرد و رفت. بعد کلنل وارد شد و پس از آنکه مقدمه ای را گفت، شروع به درس گفتن کرد و نت را به ما یاد

داد و پس از آن پشت ارگ نشست و صداها را نواخت و ما خواندیم. چند جلسه به همین ترتیب گذشت ولی کلنل از کسی درس نپرسید.

یک روز گفت: “حال میخواهم ببینم در این مدت چه مقدار یاد گرفته اید.”

عده بسیارکمی درس را درست جواب دادند. نوبت به من رسید و خوب خواندم. سری به رضایت تکان داد و نامم را پرسید.

یک ماه گذشت و ناظم به کلاس آمد و تذکر داد که دفعه بعد برای پرداخت شهریه ماه آتیه به دفتر مدرسه مراجعه کنید. روز دیگر وقتی به مدرسه رفتم چند تن بیشتر نیامده بودند. عده ای

در حدود ۲۰ تن باقی ماندند که همه ما را در یک کلاس جای دادند. وزیری با یک یک ما جداگانه کار میکرد ولی چون این ترتیب خیلی وقت میگرفت ابوالحسن را به باز پس گرفتن درس ما

مامور کرد.

بعد از تعطیلات ایام عید ۱۳۰۳ وقتی برای درس به مدرسه موسیقی رفتیم ما را به اطاق بزرگی راهنمایی کردند. شاگردان در اطراف اطاق نشسته و خدمتگزاران چای و شیرینی آوردند.

بعداز اظهار تبریک؛ کلنل ویلن را از جعبه در آورد و سلیمان سپانلو تار را برداشت، ابوالحسن صدیقی هم ساز خود را کوک کرد وسه تایی با هم چند قطعه را نواختند. بعد از خاتمه

ارکستر، سپانلو تار را به کلنل داد واز استاد خواهش کرد به جای عیدی برای شاگردان به تنهایی ساز بزند.

وزیری که تا آن وقت ایستاده بوده نشست و تار را به دست گرفت و نواخت. وقتی تار را زمین گذارد مانند مردم حیرت زده با تعجب و تحسین به او مینگریستیم و اورا تشویق مینمودیم.

هنگامی که استاد برخاست و گفت که این درس امروز ما بود. یکییکی نزد او
رفتیم و بردست و صورتش بوسه های تشکر زدیم.

کلنل گفت: “سپانلو، معروفی، سنجری، صدیقی وصبا اینجا باشند،”

فهمیدیم یعنی سایرین بروند. وقتی وارد حیاط شدیم با یکدیگر صحبت کردیم واز آنچه امروز شنیده بودیم اظهار تعجب و مسرت نمودیم. گفتگوی ما زیاد طول کشید، صبا وسنجری

ومعروفی هم از سالن بیرون آمدند. دور آنها حلقه زدیم که ببینیم استاد چه گفته است. اظهار داشتند که آنها برای شرکت در ارکستر دعوت شده اند. همه با خود گفتیم ای کاش ما هم آنجا

بودیم.

موسی معروفی که از همه مسن تر بود گفت: عجله نکنید، با کوشش و کار نوبت به شما هم خواهد رسید. جلسه نوروزی ما با این خوبی وخوشی به پایان رسید. فردا صبح مطابق معمول

به مدرسه آمریکایی رفتم. موسیقی را که تا آن زمان در درجه دوم اهمیت میدادم بر درسهای مدرسه ترجیح دادم. معلمین مدرسه به تغییر حالت من پی برده بودند زیرا دیگر توجه سابق را

به درس ومدرسه نداشتم. اما عاشق که عاقل نیست.

بهار گذشت و امتحانات مدرسه تمام شد و من هم قبول شدم. سه ماه تعطیلی داشتم وسخت به کارپرداختم. روزی استاد گفت وقت آزمایش فرا رسیده است هرکس از عهده بر آید در ارکستر

پذیرفته میشود. امتحان من خوب شد و وارد ارکستر شدم. من هم ویلن دوم میزدم.

پدر

پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و
هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است.

ترانه زیبای
پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است
که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درس های زندگی هستند.


audio file
Papa

به ترجمه آزاد از متن این ترانه توجه کنید:

پدر

پدر هر روز مشغول کار بود،
میکوشید تا به هر زحمتی مخارج زندگی را تهیه کند،
می کوشید تا غذایی برای خوردن و کفشی برای پوشیدن آماده سازد.

پدر هر شب مرا به اطاقم میبرد، رختخوابم را مرتب میکرد و پس از آنکه دعایم را میخواندم، پیشانیم را می بوسید.

در تمام این سالها، سالهایی از اندوه و اشک هم بود که در تمام آنها ما در کنار هم استوار بودیم.

زمانه ناسازگار بود و پدر شکست ناپذیر، و در تمام این دوران مادر را در کنار خود داشت.

بزرگ شدن در کنار آنها آسان بود، زمان به سرعت میگذشت و سالها پرواز کنان دور میشدند.

آنها سالخورده شدند و من نیز و حالا میفهمیدم که مادر رنجور است – و از بیماری ناراحتی می کشد – و این واقعیتی بود که پدر در اعماق وجود خود آنرا میدانست و مادر هم همینطور.

زمانی که مادر رفت، پدر درهم شکست و گریست و تنها توانست بگوید : ” چرا او؟ خدایا مرا ببر!”

پدر هر روز آنجا مینشست و در صندلی خود به خواب میرفت،
او هرگز به اتاق مشترکشان نرفت، زیرا او دیگر آنجا نبود.

روزی پدر گفت : “فرزندم، از آنچه در تو میبینم شادمانم، به جهان قدم بگذار و زندگی خود را بساز، نگران من مباش که به تنهایی خو گرفته ام.”

او می گفت که در جهان کارهای بسیاری برای انجام دادن و چیزهای بسیاری برای دیدن وجود دارند،
چشمانش هنگام خداحافظی با من پر از غم بود.

اما حالا، هر زمان که کودکانم را می بوسم، سخنان پدر در گوشم طنین انداز میشوند که می گفت:
“کودکان در سرتا سر وجود تو زندگی می کنند، بگذار بزرگ شوند، آنها هم روزی تو را ترک می کنند.”

من تمام کلمات پدر را به خاطر دارم، فرزندانم را می بوسم و آرزو میکنم که آنها هم مرا این چنین به یاد بیاورند.

آه چقدر آرزو دارم که آنها روزی مرا این چنین به خاطر آورند.

آنکا در دهه ۹۰ کار بازیگری را از سر گرفت و در فیلم Ordinary Magic و چند فیلم دیگر به ایفای نقش پرداخت. در سال ۱۹۹۹ به سرزمین اجدادی اش، لبنان، سفر کرد و یک

برنامه بسیار موفق در سالن شهرداری بیروت اجرا کرد. در این سالها پل آنکا همچنان به اجرای برنامه در لاس وگاس و آتلانتیک سیتی میپردازد و هر از گاهی کنسرت های خصوصی

در برنامه های رسمی برگذار میکند.

پاول آنکا در سال ۱۹۹۰ رسما” شهروند آمریکایی شد. او در طی سالهای فعالیت خود جوایز و افتخارات فراوانی، از جمله جایزه جونو (Juno award) در سال ۷۵ برای بهترین

آهنگساز سال و نشان شوالیه گری هنر و ادبیات در سال ۹۱ از دولت فرانسه کسب کرده است.

امروز او یکی از مولتی میلیونرهای آمریکا می باشد که تنها راز موفقیت خود را عشق و علاقه به موسیقی مردمی می داند. سرمایه گذاری وی در راه اندازی دو مجتمع انتشاراتی و

توانایی مدیریت باشگاه های موسیقی از جمله عواملی هستند که وی را به موفقیت نزدیکتر کردند.

گفتگوی هارمونیک

Neapolitan 6th

شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در
قرون ۱۷ و ۱۸ بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا” در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.

این آکورد را که به اختصار N6 هم نمایش می دهند در واقع یک آکورد ماژور میباشد که روی درجه دوم گام که نیم

پرده بمل شده است ساخته می شود.

این آکورد بندرت در حالت پایگی استفاده می شود و معمولا” معکوس اول آن

کاربرد بسیار دارد. در حالت vocing چهار صدایی هم غالب اوقات درجه سوم در قسمت باس تکرار می شود.

بعنوان مثال برای ساختن آکورد ناپولیتن در دو ماژور روی درجه دوم بمل شده یعنی Db یک آکورد ماژور می

سازیم و درجه سوم این آکورد را در باس تکرار می کنیم، به شکل دقت کنید. در این شکل آکورد N6 را برای دو

گام بزرگ و کوچک دو، مشاهده می کنید.

جایگزینی آکورد N6 در توالی آکورد ii-V-I

کاربرد و عملکرد یک آکورد ناپولیتن آن است که معمولا” جایگزین آکوردهای درجه ii یا IV می شود. بنابراین در

توالی آکوردهای معمول جایگاه آن قبل از درجه V در یک کادانس متداول می باشد.

به شکل دوم توجه کنید که

چگونه آکورد N6 بجای آکورد درجه دو در یک توالی آکورد ii-V-I نشسته است.

ناپولیتن شش چنانچه در حالت پایگی استفاده شود تمایل زیادی به فرود روی پایه گام را دارد.

شما می توانید در کارهای باخ، موتزارت، بتهوون و شوپن بوضوح کاربرد این آکورد را مشاهده کنید. بعنوان مثال

بتهوون در سونات مهتاب بارها از این آکورد زیبا در توالی آکورد i-N5-V7-i استفاده کرده است.

Neapolitan Sixth (ii-V-I)

کاربرد آکورد ناپولیتن در سونات مهتاب توسط بتهوون

گفتگوی هارمونیک

علت ترس شرکت های ضبط موسیقی از اینترنت

جف توییدی (Jeff Tweedy) خواننده اصلی گروه ویلکو (Wilco)، که یک گروه کانتری راک محبوب است، از گرایشهای منفی دست اندرکاران موسیقی به اینترنت انتقاد کرده است.
در صنعتی که “سرقت” حقوق خود را بیش از همه از اینترنت میداند، ویلکو از معدود افرادی است که نظر متفاوتی داشته و از این رسانه به نفع خود استفاده کرده است.

این گروه با چهارمین آلبوم خود Yankee Hotel Foxtrot بیش از پیش به موفقیت دست یافتند، و جالب اینکه این آلبوم از سال ۲۰۰۲ به طور رایگان در اینترنت عرضه شده است. توییدی در برنامه The Music Biz program کانال BBC گفته است: ” اینترنت، نوع جدیدی از فن آوری است و چیزی نیست که از آن بترسیم. بعضی مردم از این رسانه سوء استفاده میکنند – آنها به دزدی موسیقی می پردازند، همیشه این کار را میکردند – اما این همان مسئله ای است که در مورد کاست هم وجود داشت. کاستهای موسیقی هم – بنا به گفته ای – صنعت موسیقی را نابود می کردند و اگر به اندازه کافی به عقب برگردیم میبینیم که رادیو هم قرار بود این صنعت را نابود کند.”

نداشتن مشخصات تجاری، موجب پرفروشی آلبوم شد

ویلکو زمانی به اینترنت روی آورد که کمپانی ضبط صفحه طرف قراردادشان آلبوم Yankee Hotel Foxtrot را به دلیل “دارا نبودن مشخصات تجاری” رد کرد. کمی پس از آن، گروه ویلکو تمام حقوق آلبوم را از کمپانی خرید و آنرا به رایگان در اینترنت قرار داد. آلبوم بلافاصله توسط ۲۰۰,۰۰۰ نفر دانلود شد.

اما زمانی که گروه بالاخره موفق به انتشار CD این آلبوم شد، میزان فروش آلبوم نه تنها صدمه ندیده بود بلکه به طور فزاینده ای بالا رفته و در نهایت Yankee Hotel Foxtrot به پرفروش ترین اثر گروه مبدل شده بود.


audio file
Yankee Hotel Foxtrot

نتیجه اینکه گروه ویلکو برای اثر جدید خود A Ghost Is Born نیز به همین ترتیب عمل کردند و بعد با فروشی بیش از آلبوم قبلی روبرو شدند. درحال حاضر در وب سایت ویلکو ترانه ها ، ویدیو کلیپ و نسخه ضبط شده اجراهای زنده به طور رایگان در دسترس علاقمندان قرار دارد.

به گفته توییدی: ” این روشی واقعا فوق العاده برای حفظ رابطه دائم با مخاطب است”. من نمیدانم که اگر در گروهی بودم که امکان اجرای زنده یا ارتباط مستقیم با مخاطب از آن گرفته شده بود چه احساسی میداشتم. اما ویلکو گروهی است که به مقدار زیادی متکی به ارتباط زنده با مخاطب است، این روشی است که ما برای حمایت از خود به آن متکی هستیم، بیشتر درآمد ما در این سالها از اجرای زنده بوده است، به همین دلیل زمانی که ما آلبوم Yankee Hotel Foxtrot را در شبکه قرار دادیم به هیچ وجه به درآمد آن از فروش صفحه فکر نمی کردیم. تا زمانی که موسیقی ما شنونده داشته باشد، برای ما واقعا تفاوتی ندارد از چه طریق شنیده شده باشد. شاید بعد بخواهند برای دیدن اجرا و دیدن گروه به برنامه بیایند.”

شیوه ارائه CD
توییدی گفته است تاثیر اجرای تور زنده، بعد از انتشار آلبوم، بر فروش اثر یا میزان دانلود کردن آن از وب سایت، تقریبا یکسان است. او می گوید :

“از طرفی، اگر کسی بداند که چگونه یک آلبوم را به کامپیوتر منتقل کند، تقریبا هرکسی میتواند یک کپی از آن را داشته باشد. حفظ رابطه زنده و پویا با مخاطب – از طریق اینترنت – بسیار فوق العاده است، به این ترتیب مخاطب برای حفظ رابطه، به آلبومهایی که هر دو سال یک بار منتشر میشوند متکی نخواهد بود.”

اما به گفته توییدی، او همچنان علاقمند است تا بعضی از جنبه های هنری کار مانند طرح جلد، مشخصات کامل هنری و اشعار را تنها در CD به اجرا درآورد تا کسانی که موسیقی را دانلود میکنند، به خریدن CD هم تشویق شوند.

دلیل اصلی ترس تولید کنندگان
” اینترنت میتواند هم به عنوان یک آرشیو و هم به جای رادیو عمل کند. در اینترنت مردم این امکان را دارندکه بنا به میل خودشان موسیقی ما را بشنوند. به نظر من آنچه کمپانیها را واقعا دچار وحشت میکند این است که مردم میتوانند قبل از خریدن یک محصول موسیقی، آنرا بشنوند و در اکثر موارد متوجه شوند که این اثر به درد خریدن نمیخورد. دلیل اصلی ترس تولید کنندگان همین است.”

گفتگوس هارمونیک

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است.

وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.

در ۲۸ دسامبر سال ۱۹۵۳ متولد و در کودکی با پیانو آشنا شد. پدر او که یک معلم پیانو بود از همان کودکی وی را با مقدمات پیانو آشنا کرد و بعدها نقش یک تکیه گاه برای فراگیری موسیقی را بازی کرد. ریچارد در سن شش سالگی توانایی کامل و ماهرانه خواندن موسیقی از روی نت را داشت و در این میان از سایر فرانسوی های هم سن و سال خود به مراتب برتر بود.


audio file
Nostalgy

او در سن دوازده سالگی وارد کنسرواتوار موسیقی شد و در شانزده سالگی اولین جایزه نوازندگی پیانو را از کنسرواتوار موسیقی پاریس دریافت کرد. منتقدین موسیقی در ابتدا پیش بینی می کردند که در آینده او یک نوازنده تمام عیار موسیقی کلاسیک شود که با تکنیک نوازندگی خود باعث حیرت مردم شود اما او هرگز این مسیر را برای ادامه فعالیت هنری خود انتخاب نکرد. در این ارتباط می گوید :

“من می خواستم کار جدیدی انجام دهم. بنابراین با چند نفر از دوستانم یک گروه موسیقی pop/rock راه اندازی کردیم. کار سختی بود چون پول نداشتیم و تعداد زیادی گروه مشابه وجود داشت. درواقع می توانم بگویم که شاید این بدترین روشی بود که می تونستم احساسات درونم را متبلور کنم.”


audio file
Ave Maria

در دورانی که وی کار موسیقی خود را شروع کرد، پدرش بیمار بود و توانایی حمایت مالی از او را نداشت. بنابراین ریچارد تصمیم گرفت که برای بدست آوردن درآمد بعنوان یک همراهی کننده پیانو در برنامه های مختلف موسیقی، مشغول فعالیت شود. او می گوید :

“من از این کار لذت می بردم و در عین حال درآمد خوبی هم داشت. در واقع شاید به اینصورت بود که من از موسیقی کلاسیک مجبور شدم کنار بکشم. هرچند فعالیت و تمرینهای من در این سبک از موسیقی پشتوانه بسیار خوبی برای کارهای آتی من بود.”


audio file
Rhapsody in Blue

توانایی بالای او در Accompaniment با گروه های موسیقی باعث شد که خیلی زود بعنوان نوازنده پیانو برای خوانندگان بزرگ فرانسه فعالیت کند.


audio file
Desperado

“من واقعا علاقه ای به ستاره شدن نداشتم و تنها خوشحالی من این بود که در یک گروه نقش نوازنده و همراهی کننده پیانو را داشته باشم.”

گفتگوی هارمونیک

اهمیت شنیدن

هنگامی که به وضعیت موجود بسیاری ازهنرجویان نوازندگی نگاهی می کنیم متاسفانه ضعف شدید درشناخت و شنیدن آثار تصنیف شده مصنفان برای ساز مورد علاقه شان را شاهد
هستیم. زمانی که هنرجویی در شناخت آثار ساز تخصصی خود ناتوان است، تکلیف شنیدن آثار موسیقایی سایر سازها و قطعات گروهی و… نیز ناگفته پیداست.

این فقر شنوایی تأثر انگیز موزیسینِ آینده، شاید در ابتدا مهم به نظر نیآید، ولی در بسیاری افراد با گذشت زمان منتهی به کنار گذاشتن ساز می شود. هنرجو، که شناختی از دایره آثار

ندارد و از این نیاز بی اطلاع است اما، هنرآموز نیز با توجه به عواملی مثل کثرت مواردی که بایستی دریک جلسه به هنرجو تدریس کند و زمان بسیار محدود و ناچیز(ی که این روزها

برای کلاسهای موسیقی در نظر گرفته می شود) و… فرصتی برای معرفی قطعات ندارد.

یکی از منطقی ترین راههایی که منتهی به علاقه مندی انسان به امور مختلف میشود بوجود آمدن شناخت از آن امر در فرد است. تا زمانی که شناختی از چیزی نداریم، علاقه ای نیز به آن

پیدا نمی کنیم. هرچه زمان می گذرد و در راه شناخت گام بر می داریم، به موضوع علاقمند تر می شویم.

در راه طولانی آموختن نوازندگی، که هنرجو با مشکلات مستقیمی مثل بدست آوردن توانایی های تکنیکی در نواختن و … و مشکلات غیر مستقیمی نظیر مسائل مالی تحصیل یا

مشکلات آمد و رفت به کلاس و … روبروست، تنها یک انگیزه و علاقه مندی شدید در طول زمان می تواند به ادامه راه کمک کند.

خیلی اوقات، تنها “آرزومندیِ” بوجود آمده از این شناخت است که نوازنده را به ادامه این راه صعب، ترغیب می کند. دراینجاست که اهمیت شنیدن آثار توسط هنرجویان رخ می نماید.

طبیعی است زمانی که شعور موسیقایی نوازنده با کسب عواملی نظیر مهارت در نواختن، شناخت سبکهای هنری و شنیدن آثار به درجات بالاتری می رسد، آرزوهای موسیقایی گذشته نیز

با قطعات جدیدی جایگزین خواهند شد که ذهن او در گذشته از هضم آنها، ناتوان بوده است.

پس از این مقدمه، به موارد فنی که در اثر شنیدن به وجود می آید، می پردازیم:

از مواردی که در اجرای هر قطعه بسیار به یاری ذهن ما می آید،” شنیدن موسیقی آن از روی اجراهای ضبط شده” می باشد. به خاطر داشتن موسیقی، باعث می شود بتوانیم از تمام

قطعه، کلّیتی صحیح در ذهن داشته باشیم.

هرچه تعداد اجراهای بیشتری را بشنویم، به ارزیابی کلی تری از سطح تکنیک مطلوب برای اجرای قطعه مورد نظر خواهیم رسید.

غالبا” هنگامی که اثری ضبط شده را می شنویم و خود نیز تصمیم به اجرای آن داریم، تمپوی موسیقی را بسیار بیش از آنچه در واقعیت اجرا می شود، در ذهنمان می شنویم (اصطلاحأ

قطعه را سریعتر می شنویم) که این به علت ضعف در تکنیک نوازندگی است و در اثر تمرین این نقص برطرف می گردد.

سطح فهم هنری نوازنده همراه با عامل مهم گذشت زمان، دچار تغییر می گردد و شنیدن آثار موسیقایی که از موارد کلیدی است، به این تغییر کمک شایانی می کند.

تفاوت دیدگاه استادان بزرگ موسیقی نسبت به یک اثر، درشنیدن سبک اجرای آنها، مشهود می گردد و درک تفاوتها وتجربه آنها توسط نوازنده باعث شناخت عمیق تر او از اثر شده و

در عین حال با بالاتر رفتن مهارت های نوازندگی به مرور زمان باعث شکوفایی سبک در او می شود. این زمان او” راوی یک اندیشه با ذهنیت خاص خود” گشته، که اجرا وسیله ای

برای بیان احساساتش است.

حریم شخصی تفکر یک هنرمند حیطه ای است بسیار درونی که عناصری چون تجربه و تفکر در آن بهم گره خورده اند و بوجود آورنده سبک شده اند. در این میان تکنیک به وسیله ای

برای بیان رساتر اندیشه تبدیل شده و در سایه آن قرار می گیرد .

پیچیده ترین مهارت ها در خدمت والا ترین تفکرات قرار گرفته و این سطح رویارویی تکنیک و تفکر، آفریننده شاهکارهای بشری می گردد.