فواصل در موسیقی


در موسیقی به فضای میان دو نتی که با یکدیگر مقایسه می شنود، فاصله بین آنها گفته می شود. ممکن است این دو نت یا باهم نواخته شوند (بصورت آکورد) و یا بطور متوالی (بصورت

ملودی) به دنبال هم.

– در گام دو ماژور فاصله میان نتهای “دو” تا “ر بمل” یعنی از C تا Db را دوم کوچک میگویند که معادل نیم پرده است. حالا اگر پایه گام شما مثلآ “سل” باشد، فاصله G تا Ab بازهم

معادل دوم کوچک است.

– فاصله بین نت “دو” تا نت “ر” یعنی از C تا D را فاصله دوم بزرگ می گویند که معادل یک پرده کامل است. حالا اگر همین فاصه را از گام Eb ماژور که در Jazz زیاد هم بکار برده

می شود بخواهیم اجرا کنیم، فاصله دوم بزرگ چیزی نیست جز فاصله میان Eb و F (نت “فا”).

– در همان گام دوماژور فاصله میان نت “دو” و بمل شده نت “می” یعنی C تا Eb را سوم کوچک می گوییم که صدای کاملا” آشنایی دارد و از مشخص های اصلی یک آکورد مینور است.

فاصله سوم کوچک از یکی از دو مهمترین فاصله ها در موسیقی است که شامل یک ونیم پرده است.

– فاصله میان “دو” و “می” در گام دو ماژور یعنی C تا E بنام سوم بزرگ است که شامل دو پرده کامل است. این فاصله هم در ساختن آکوردها بسیار مهم است. نکته کاربردی آن که

گوش یک موزیسین خوب باید بتواند به راحتی فاصله های سوم کوچک و بزرگ را از هم تشخیص بدهد، که این مهم جز با تمرین بدست نمی آید.

– فاصله بعدی در گام دو ماژور فاصله چهارم درست (یا Perfect) است یعنی بین C و F. عمومآ گیتاریست هایی که آکوردهای Suspended مانند sus4 استفاده کرده باشند این

فاصله را بخوبی می شناسند. همین فاصله در گام لا ماژور تبدیل به فاصله بین A تا D که معادل دو و نیم پرده است، می شود.

– فاصله مهم بعدی در گام دو ماژور فاصله ای معراف به tritone است که بعدها خواهیم دید که چگونه این فاصله میتواند جایگزین آکورد درجه پنجم گام شود. این فاصله در واقع افزوده

شده چهارم درست است یعنی معادل سه پرده کامل. در گام دو ماژور اگر فاصله چهارم درست (‍C-F) را نیم پرده اضافه کنید به tritone که به آن چهارم افزوده یا augmented 4th

هم گفته می شود خواهید رسید. فراموش نکنید که این این فاصله را میتوان به دو فاصله کوچک یک و نیم پرده ای نیز تعبیر کرد.

– فاصله پنجم که از همه معروف تراست، در گام دو ماژور از “دو” تا “سل” یا در گام می ماژور از “می” تا “سی” و الی آخر مشخص می شود. این فاصله که معادل سه و نیم پرده است

را می توان جمع یک فاصله سوم بزرگ با یک سوم کوچک دانست. در یک گام معتدل (گامی که همه نیم پرده ها مساوی هستند) اگه از این فاصله نیم پرده کم کنیم به همون فاصله قبلی یعنی

tritone خواهیم رسید. که به آن diminished 5th گفته میشود.

– فاصله پنجم افزوده هم خیلی کاربرد دارد کافی نیم پرده فاصله پنجم درست را بالا ببریم تا به augmented 5th برسیم، یعنی از ‍C تا G#.

– فاصله بعدی ششم بزرگ است یعنی از “دو” تا لا “یا” در گام “لا” بمل ماژور از Ab تا F، این فاصله معادل نه عدد نیم پرده است. از این فاصله اگه نیم پرده کم کنیم به minor 6th یا

ششم کوچک می رسیم که در موسیقی از آن زیاد استفاده می شود. همینطور اگه نیم پرده به آن اضافه کنیم به ششم افزوده یا augmented 6th خواهیم رسید.

– فاصله بعدی هفتم بزرگ است که از یازده نیم پرده تشکیل شده و بعنوان مثال از “دو” تا “سی” یا در گام سی بمل ماژور از Bb تا A است. می توان آنرا ترکیب دو فاصله سوم بزرگ و

یک سوم کوچک هم دانست. مشخصه اصلی یک آکورد پر کاربرد CMaj همین فاصله است.

– فاصله متداول دیگر در موسیقی Jazz هفتم کوچک است. یعنی در گام دو ماژور فاصله “دو” تا “سی” را نیم پرده پایین بیاریم، به “دو” تا “سی” بمل برسیم به یک فاصله هفتم کوچک

رسیده ایم. .ویا در گام می بمل ماژور به Eb تا Db میرسیم. این فاصله از یازده نیم پرده تشکیل میشود.

– فاصله بعدی همون اکتاو یا هشتم است که معادل فاصله یک نت با نت یک اکتاو بالاتر خود است.

رکوئیم های مرگ موتسارت


موتزارت در آخرین سال از زندگی کوتاه خود با شخصی که حاضر نبود چهره خود را به او نمایان کند ملاقات می کند.

این مرد سیاه پوش به موتسارت سفارش ساخت رکوییم یا مسی را برای مرگ می دهد و ادعا می کند که از طرف مردی این درخواست را دارد که برای گرامی داشتن خاطره همسر فوت شده اش نیاز به این موسیقی دارد.

نامناسب بودن شرایط روحی و مالی موتسارت و درگیری او با بیماری به ظاهر لاعلاج باعث می شود که او این پیشنهاد را بپذیرد. او هرگز موتسارت چهره سیاه پوش، پنهان و شگفت انگیز آن پیغام آور را از خاطر نمی برد و با توجه به اینکه خوب می دانست که بزودی به علت بیماری خواهد مرد، همواره در این فکر بود که رکوییم ها را باید برای مرگ خود بنویسد؛ او همواره به آن شخص سیاه پوش به چشم فردی که از دنیای دیگر آمده و می خواهد جانش را بگیرد نگاه میکرد.

audio file
مقدمه رکوئیم

audio file
Requiem 1

audio file
Requiem 2

audio file
Requiem 3

تمام سعی خود را برای ساختن رکوییم های مرگ کرد. اما متاسفانه عمر کوتاه به او فرصت نداد تا آنها را به اتمام برساند.

راجع به مرگ موتسارت نظریه های زیادی مطرح می شود. عده ای معتقد هستند که سالیری (Slieri) که تا قبل از ورود موتزارت به دنیای موسیقی، آوازه اش همه جا را گرفته بود به دلیل حسادت موتسارت را مسموم کرده است و عده ای نیز معتقدند که او بر اثر مصرف زیاد مشروبات الکلی جان خود را از دست داده است.

برنارد شاو در مورد این موسیقیدان بزرگ گفته است که:

“جای تعجب نیست که برخی آوازهایی را که موتسارت سراییده از دهان فرشتگان بارگاه خداوند بشنویم”.

رکوییم موسیقی یی است برای مرگ که عموما” کاتولیک های رومی از آن در مراسم مرگ استفاده می کنند. اصل لغت بمعنای نماز ترس و وحشت است ولی در موسیقی نوعی رقص سه قسمتی است که بدون تنفس در سه مومان اجرا میشود.

قسمت اول این فرم به بیان ارتباط انسان با مرگ می پردازد و معمولا” سنگین و با وقار است. قسمت دوم بازیگوشانه و تفریحی تر بوده و نمایانگر زندگی انسانی است و در نهایت قسمت سوم عموما” بیان کننده این مطلب است که چگونه انسان به دام مرگ اسیر می شود.

گفتگوی هارمونیک

تلونیوس مانک


بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.

تلونیوس مانک (Thelonious Monk) از دسته هنرمندان گروه دوم است. اگر کارهای او را گوش کنید، تایید خواهید کرد که به دنیای دیگه ای تعلق دارد، به فضا، سیاره ای دیگر و …

هرچه هست هیچ شباهتی به کارهای موسیقیدان زمینی ندارد.

گویی برداشت او از موسیقی به گونه دیگری بوده و یا گوشهای او اصوات موسیقی را به صورت خاصی برای مغز ترجمه می کرده است.

در یکی از شماره های قدیمی مجله نیویورک تایمز (۱۸ فوریه ۸۲) می خوانیم Thelonious Monk, Created Wry Jazz Melodies and New Harmonies

مانک کسی است که ملودی های کج و معوج (!) و هارومونی های جدید درست میکند.

در سال ۱۹۸۴ مجله Jazz Magazine راجع به اون مقاله ای مینویسد و از او به نام کسی یاد میکند که از زاویه دیگری به موسیقی نگاه میکند.

Monk در ایالت کارولینا بدنیا اومد و از بنیان گذاران سبک bebop بود. سبکی که در آن المان ریتم بطور محسوسی تحت تغییرات شدید هست، سبکی که در آن نتهای گام به دفعات و

سرعت تغییرات کروماتیک پیدا میکنند و بخصوص فاصله های پنجم که اغلب کاسته میشوند.

در bebop به وفور از آکوردهای ۱۱ و ۱۳ استفاده میشود. خصیصه اصلی که بسیاری از کارهای Monk می تواند مشاهده کرد استفاده بسیار زیاد این او گامهای whole-tone

است.

بعد از آشنایی با کارهای این نوازنده باید هفته ها به کارهای او گوش کرد تا بتوان کمی آنها را درک کرد. چرا که گوشهای ما اغلب با این از سبک و فاصله ها آشنایی ندارد.

audio file
Off Minor

Monk در سن ۱۰ سالگی شروع به نواختن پیانو کرد، در سن ۱۷ سالگی از دبیرستان اخراج شده همراه یک گروه مبلغ دینی شروع به مسافرت برای تبلیغ دین میکند. این مسافرت ها به

او کمک می کند که با تعدادی از بزرگان پیانو آشنا شود.

از ۲۲ سالگی همانند بسیاری از بزرگان Jazz در کلوبهای شبانه هارلم نوازندگی میکرد. کارهای اولیه او تحت تاثیر افرادی چون Teddy Wilson و Duke Ellington است و

بسادگی در اوایل فعالیت حرفه ایش میتوان حضور روح موسیقایی این افراد را در موسیقی او حس کرد.

عجیب و کم حرف بود و تقریبا” برای تمام اطرافیان غیر قابل شناخت. مانک در سالهای آخر عمر به مواد مخدر معتاد می شود و حتی چند بار به جرم حمل مواد دستگیر و زندانی می

شود.

audio file
Well you needn’t

گفتگوی هارمونیک

شکستن چهارچوب ها


مسئله شکستن چهارچوب ها می تواند در زمینه های مختلفی کاربرد داشته باشه و صد البته احتمالآ ده ها دردسر؛ اما نه در دنیای هنر.

در زندگی اجتماعی، ما ناگزیر هستیم تا قوانین و مقررات اجتماعی را رعایت کنیم چرا که عدم رعایت آنها باعث هرج و مرج و در نهایت فراهم شدن مشکلات بی شماری میشود. اما در

مقوله هنر نه تنها این قضیه مشکلی را ایجاد نمی کند بلکه اصولآ اگر هنرمندان همواره چهارچوبهای خاصی را رعایت کنند، ما هرگز شاهد سبکهای جدید هنری نخواهیم بود.

مثلا” در موسیقی اگر قرار بود که موتسارت همانند قوانین و مقررات زمان باروک به ساخت موسیقی بپردازد هیچوقت موسیقی کلاسیک بوجود نمی آمد، یا اگر بتهوون و شوپن می خواستند

قوانین کلاسیک را رعایت کنند شاخه رمانتیک در موسیقی بوجود نمی آمد و …

شکستن چهار چوب ها نیازی است که هر تحولی در علم و هنر به آن احتیاج دارد، یک ساده محیطی است که هم اکنون ارتباط ما و شما را ممکن ساخته است، یعنی اینترنت. ما روی وب

دوستانی داریم که واقعا” نمی دانیم کجا هستند؟ چه قیافه ای دارند و… تنها از روی مطالبی که می نویسند از آنها شناخت داریم. این یعنی پذیرفتن یک روش جدید در برقراری ارتباط حال آنکه در جامعه بسیاری هستند که این روش ارتباطی را به هزار و یک دلیل نمی پسندند.

مشکل بزرگی که عمومآ متوجه بحث شکستن چهارچوبها می شود این است که عموم مردم توانایی قبول روش ها یا نگرش های جدید را ندارند، لذا اغلب با آن مخالفت کرده و یا بر سر

راه اجرای آنها مانع تراشی می کنند.

موسیقی جز (Jazz) پایه های هارمونی، ملودی و‌ ریتم را به یکباره به هم ریخت و مواردی را در موسیقی مطرح کرد که طرفداران سبکهای قدیم با آنها بیگانه بودند.

سیر تکاملی موسیقی از باروک به کلاسیک یا از کلاسیک به رمانتیک پیوسته است اما در روند رسیدن موسیقی به جز (Jazz) نوع گسستگی دیده می شود، نوعی پرش و جهش فکری در موسیقی.

گفتگوی هارمونیک

آکوردهای هفتم ساده شده


تا سال ۱۹۴۰ اغلب پیانیست های Jazz از متدی که بنام oom-pah معروف بود برای همرای ملودی دست راست یا موسیقی استفاده میکردند. اما در این زمان Bud Powell (از

پیانیست های مشهور Jazz) روش دیگری برای همراهی بکار برد که بتدریج موسیقی Jazz را متحول ساخت.

به شکل زیر دقت کنید، نوازنده برای همراهی آکورد C7 با روش oom-pah اینگونه عمل میکند.

oom-pah به قطعات بیشتر حالت رگ تایم میدهد و آنها را بسیار ریتمیک میکند در حالی در بسیاری از فضاسازی های جز مدرن به چنین ریتم ثابتی نیاز نیست.

از آنجایی که یک نوازنده پیانو Jazz معمولا” حداقل با همراهی یک کنترباس و درامز موسیقی اجرا میکند، Bud Powell تصمیم گرفت که برای همراهی از روش دیگری که به

Simplified Seventh Chords معروف شده است استفاده کند.

او خیلی ساده در همراهی با ملودی فقط از دو نت آکورد مورد نظر را اجرا می کرد. به شکل زیر دقت کنید آکورد میزان اول میتواند Cm7 یا C7 باشد، و یا برای گرفتن آکورد Cm6

دیگر لازم نیست نتهای دو، می بمل، سل و لا رو باهم بگیرید، میتوانید خیلی ساده تنها Eb و A را با هم اجرا کنید؛ البته این آکورد میتواند نمایش دهنده F7 هم باشد. در میزان سوم که

نتهای دو و لا اجرا شده اند، آکورد اجرا شده میتواند نمایش دهنده C6 یا F یا D7 و … هم باشند.

این نوع از voicing آکوردها امروزه به مراتب بیشتر از سایر روشها استفاده میشود و اغلب نوازندگان پیانو به آن علاقه دارند. از مزایای دیگر این روش آن است که وصل آکورد ها به

هم دیگه معمولا” خیلی ساده تر و زیبا تر شکل می گیرند. به این شکل نگاه کنید.

گفتگوی هارمونیک

Tears in Heaven


اریک کلپتون (Eric Clapton) در سال ۱۹۴۵ در انگلیس متولد شده و مسئولیت بزرگ کردن او را مادر بزرگش بعهده می گیرد. او که از کودکی به موسیقی سبک Blues علاقه بسیاری داشته است، از سن ۱۵ سالگی شروع به نواختن گیتار میکند.

برای تحصیل به کالج کینگستون (Kingston) میرود و اغلب اوقات جوانی خود را در بارها به نوازندگی گیتار می پردازد و شاید به همین دلیل خیلی زود از کالج اخراج میشود.

بتدریج بعد از خروج از کالج به سبک R&B/Rock گرایش بیشتری پیدا کرده، شروع به نوازندگی در کلوبی بنام Crawdaddy می کند. Crawdaddy همان مکانی است که Rolling

Stones در ابتدای راه موسیقی کار خود را از آنجا آغاز کرد.

اریک کلپتون با یک مدل ایتالیایی ازدواج میکند و در سال ۱۹۸۶ صاحب پسری می شد. اما با کمال تاسف پسرش در سال ۱۹۹۱ در اثر پرتاب شدن از پنجره یک آپارتمان کشته میشود.
مقارن با این حادثه در سال ۱۹۹۲ ،‌ Eric Clapton آهنگی بنام Tears in Heaven را برای خاطر پسر خود اجرا میکند. (این آهنگ در فیلم Rush هم مورد استفاده قرار گرفته

چرا که مسئولیت ساخت موزیک متن این فیلم با کلپتون بوده است.)

این آهنگ در سال ۱۹۹۲ بین ۴۰ آهنگ اول رتبه دوم را بدست آورد.


audio.gif
Tears in Heaven

گفتگوی هارمونیک

توالی آکوردهای کروماتیک


توالی آکورد (Progression) معمولی ii-V-I را در نظر بگیرید. این توالی آکورد در تمامی سبکهای موسیقی کاربرد فراوان دارد و به همین دلیل استفاده ساده یا تکراری از آن در

موسیقی اغلب باعث یکنواختی موسیقی می شود، اما شما می توانید با دادن تغییراتی در این توالی آکورد از آن بهره بیشتری ببرید.

بعنوان مثال کافی است برای رسیدن به V از این حرکت استفاده کنید از ii به VI بریم و سپس با حرکت کروماتیک از VI به V.

در گام دو ماژور بجای حرکت ساده Dm-G-C میتونیم از این Progression استفاده کنیم:

Dm-F-F#dim-G-C

ماژور یا مینور بودن آکورد ها اول به گامی که در آن در حال اجرای موسیقی هستید ارتباط دارد و پس از آن سلیقه شخصی شما.

اما چرا از Dm به سمت F حرکت کردیم؟ برای اینکه این دو آکورد دو نت مشترک دارند و به این دلیل وصل آنها راحت قابل هضم هست.

حرکت بعدی یک حرکت کروماتیک است که در اینجا ما از آکورد کاسته F# استفاده کرده ایم. دلیل آن بطور خلاصه آن است که یک آکورد کاسته ذاتآ تمایل زیادی دارد تا به آکوردهایی

معادل نیم پرده بالاتر یا پایین تر از خود وصل شود.

بنابراین مشاهده می کنید که چگونه از یک Progression ساده به یک Progression نسبتا” پیچیده تر رسیدم. تجربه و سلیقه موسیقی شما می تواند به رنگ آمیزی آکوردها کمک

بسیاری کند.

برای درک بهتر به حرکت رفت و برگشت این Progression دقت کنید :

ویا اگر بخواهیم آنرا با voicing مدرنتری اجرا کنیم :


audio.gif
اجرای ساده توالی آکورد Gm7-F#m7-F7-F#m7-Gm


audio.gif
همان توالی آکورد با افزوده ملودی


audio.gif
همان توالی آکورد با افزوده ملودی و درامز

گفتگوی هارمونیک