نشست خبری «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت»

سجاد پورقناد دبیر «ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت» درباره تغییر نام جشنواره گفت: در جشنواره امسال با مشورت هیات داوران و مسئولان برگزاری جشنواره، به دلیل کاهش چشمگیر تعداد وبلاگ های مربوط به موسیقیدانان، رقابت در این شاخته به کلی حذف شد و به همین دلیل نام جشنواره از «جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی» به «جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت» تغییر کرد.



ناصر ایزدی، آروین صداقت کیش و سجاد پورقناد

پورقناد درباره دلیل برگزاری دو جشنواره در سال ۹۵ گفت: در واقع جشنواره ای که در اوایل امسال برگزار شد، باید در سال گذشته برگزار می شد که به دلیل ممنوعیت اجرای موسیقی در ایام فاطمیه به اول امسال رسید و جشنواره ششم که امسال در حال برگزاری است در واقع در زمان طبیعی خود اجرا می شود. هرچند ما سعی می کنیم در صورت برگزاری زود هنگام جشنواره موسیقی فجر، ما این جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی را در بهمن ماه برگزار کنیم.

پورقناد در پاسخ به این سئوال که چه سازمان هایی از این جشنواره حمایت می کنند گفت: فعلا قرار بر این است که هر سال این جشنواره با همکاری موسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شود.

یکی از حاضرین در این نشست خبری ناصر ایزدی مدیر موسیقی موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش بود که ضمن اعلام حمایت از این جشنواره افزود که این دومین دوره ای که ما بعنوان حامی در این جشنواره شرکت می کنیم و حضور ما صرفا در جهت حمایت از اصالتهای فرهنگی کشورمان است و به هیچ عنوان در هیچ یک از تصمیم گیری های مدیر و دبیر این جشنواره (آقای پورقناد) دخالت نمی کنیم.

ایزدی همچنین افزود، موسسه ما در حد توان و با توجه به امکانات محدودی که دارد از کلیه فعالیت هایی که هدف آن ارتقا سطح کیفی فرهنگ کشورمان باشد حمایت خواهد نمود.

آروین صداقت کیش نماینده هیات داوران ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت در پاسخ به سئوالی در مورد تغییرات در شاخه های جشنواره گفت:

در جشنواره ی جاری تعداد شاخه ها از چهار به هفت افزایش پیدا کرده. یعنی گفتگو و گزارش که در دو دوره ی گذشته حذف شده بود دوباره به جشنواره بازگشت و بخش ترجمه هم برای نخستین بار به آن اضافه شد. در ضمن نام یکی از بخش ها که قبلا «مقاله ی ژورنالیستی» بود بنا به نظر صائب داوران برای دقت بیشتر به «مقاله ی عمومی» تغییر کرده است.

صداقت کیش در پاسخ به سئوالی مبنی بر دلایل اضافه شدن یا بازگشت چند شاخه از جمله ترجمه و مصاحبه و هدف این تغییرات گفت:

با توجه به کم شدن یا تعطیلی کامل فعالیت صفحه های موسیقی در روزنامه ها بخشی از فعالیت های آنها قاعدتا باید به فضای مجازی منتقل شده باشد. ما با برگرداندن بخشی های حذف شده قصد داشتیم توجه نویسندگان، مخصوصا روزنامه نگاران را به این ظرفیت ها جلب کنیم. درباره ی بخش ترجمه هم از نخستین سال برگزاری همیشه بحث هایی در جریان بود که باید به آن توجه شود اما به دلایلی مختلف تا امسال پذیرش آن به تعویق افتاده بود. به هر حال بخواهیم یا نخواهیم بخشی از محتوای منتشر شده به زبان فارسی ترجمه است و در نتیجه این جشنواره که هدفش ایجاد فضای رقابتی در زمینه ی تولید محتوا است نمی تواند و نباید آن را نادیده بگیرد. اینجا هم همان هدفی را دنبال می کنیم که در دیگر شاخه ها، یعنی می خواهیم از طریق معرفی و تشویق نمونه های برگزیده به بهبود کیفیت ترجمه ها کمک کنیم.



آروین صداقت کیش در پاسخ به این سئوال که معیارهای اصلی سنجش این دوره برکدام مسایل کلیدی استوار است؟ چرا که تغییر داوران در هر دوره نگرشهای متفاوتی را در جشنواره منجر می شود، گفت:

اگر منظور از معیارهای اصلی سنجش، معیارها و ضوابط داوری است در این دوره تغییر اساسی ای نسبت به دوره های گذشته نداشته ایم. درست است که تغییر داوران به تغییر نگرش های منجر می شود (که به نظر شخص من مثبت هم هست) اما به هر حال تاکنون آیین نامه های اصلی جز در موارد جزئی دست نخورده باقی مانده اند. امسال هم مثل سال های گذشته تمرکز اصلی ما بر روی ارزش محتوای نوشتارهاست، البته با در نظر گرفتن کیفیت بهره گیری از ویژگی های انتشار در فضای مجازی.

نماینده هیات داوران ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت در پاسخ به سئوالی مبنی بر این که آیا امکان اضافه شدن بخش کانالهای شخصی در این جشنواره برای سال آینده هست و یا حضور کانالهای تلگرامی چه شرایطی را برای تبدیل شدن به یک شاخه ی مستقل نیازمند است؛ گفت:

بخش اصلی نگاه ما هنگامی که این جشنواره در حدود ۷ سال پیش بنیان گذاشته شد این بود که فضای مجازی نویسی در اینترنت را به سویی سوق دهیم که مطالب منتشر شده قابل دسترسی برای عموم باشد و از طریق جستجوپذیری ماندگار شود. برای مثال شما امروز ممکن است یک مطلب کوتاه یا بلند را در مجل یا روزنامه ای بنویسید اما این مطلب بعد از گذشت چند سال به سادگی غیر قابل دسترسی می شود و از یاد می رود. بنابراین ما می خواستیم از طریق این جشنواره نویسندگان را تشویق کنیم که اینترنت را برای بازنشر مقاله هایشان جدی بگیرند و دانش و بینشی را که تولید می کنند در اختیار جویندگان بگذارند. کانال های تلگرامی یا دیگر رسانه های مشابه آنها هنوز این شرط های اولیه را ندارند. آنها نه برای همه دسترسی پذیرند و نه قابل جستجوی اینترنتی. به همین دلیل فعلا چشم اندازی برای حضور آنها ندیدیم. در مورد سال های آینده نمی توان اظهار نظری کرد باید این را به تشکیل هیات داوران وقت واگذار کرد.

در پایان این نشست خبری صداقت کیش در پاسخ به انتقاد خبرنگاری که نوع معیارهای داوری این جشنواره را باعث بوجود آمدن فضای رسمی و تغییر بیان راحت با محدودیت کمتر در فضای وب می دانست گفت:

من در مورد سال هایی که خودم در ترکیب هیات داوران نبوده ام اظهار نظری نمی توانم بکنم. اما سال هایی که حضور داشتم تمرکز بر محتوا با در نظر گرفتن ویژگی های فضای مجازی بود. معیارهای ارایه شده برای بعضی از شاخه ها در هر دو فضا تقریبا یکسان است. برای مثال به سختی می توان تصور کرد میان مقاله ای که در اینترنت منتشر می شود با مقاله ای که روی کاغذ منتشر می کنیم از لحاظ فکتورهایی همچون عمق، تازگی یا صحت علمی چه تفاوت معنی داری می توان در نظر گرفت. من این را می پذیرم که گرایش اغلب ما به سمت به قول شما مکتوبات بوده است یا تجربه ی بهتری در این زمینه داریم اما بیان مختص فضاهای اینترنتی را هرگز نادیده نمی گیریم.

در حقیقت به نظر ما آن آزادی بیشتر فضای اینترنت خود را در انتخاب موضوع کار و نحوه ی پرداخت به آن و خلاصه در محتوا نیز به همان اندازه ی فرم نشان خواهد داد. تجربه ی شخصی خود من در زبان های دیگر هم می گوید که جز استثناهای بسیار نادر تفاوت زیادی بین این دو حوزه نیست. به این ترتیب ما نه در راحتی و محدودیت های کمتر که در صحت علمی و تکنیکی محتوا به فضای مکتوب نزدیک می شویم و این گرایش را هم گرایش درستی می دانیم.

نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

به نظر شما، آیا اشتراکات درونی، قابلیّت تطبیق‌پذیری یا امکان برقرار کردن رابطه‌ای میان موسیقی و معماری در نظر و عمل وجود دارد؟ و اگر چنین است، آن ‌را چگونه می‌دانید؟

نکتۀ اوّل تأثیرپذیری و رابطۀ همۀ هنرها با یکدیگر و با اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جامعه است. در این مجموعۀ به هم پیوسته، هر معماریْ از هنرهای دیگر و از جمله موسیقی؛ هر آهنگ‌سازی از هنرهای دیگر و از جمله معماری متأثر است. ادیب معاصر، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ساختارها» در مجلۀ «بخارا» به این رابطه پرداخته است.

به همین علّت است که در تاریخ هنر، دوره‌ها و سبک‌های هنری قابل شناسایی هستند، به این معنی که وضعیّتی مرتبط برای همۀ پدیده‌های فرهنگی، قابل شناسایی‌ست. یک هنرمندِ حسّاس و با ‌استعداد، چه موسیقی‌دان و چه معمار و چه نقاش یا شاعر، از وضعیّت هنریِ زمان خودش تأثیر می‌پذیرد و بر آن تأثیر می‌گذارد؛ امّا این بدان‌معنی نیست که یک معمار از قوانین یا ضابطه‌های موسیقی برای طراحی معماری استفاده کند.

در اوائل قرن بیستم، معمارْ له‌کوربوزیه (۱۸۸۷-۱۹۶۵)، آهنگسازْ استراوینسکی (۱۸۸۲-۱۹۷۱) و نقاشْ پیکاسو (۱۸۸۱-۱۹۷۳)، هم‌دوره و هم‌سبک هستند؛ در عینِ‌حال ساخته‌هایشان، در شرایط برون‌ متنی (کنتکست) زمان خود و مکان خود، یعنی اروپا و به ویژه شهر پاریس قرار دارد، بدون اینکه با هم قراری گذاشته باشند یا توافقی کرده باشند. به عبارت دیگر، ایشان فرزندان واقعی زمان و مکان خاصّی هستند و شباهت‌هایی برادرگونه دارند.

نکتۀ دوم رابطۀ ویژۀ موسیقی و معماری است که هر دو هنر– برخلاف هنرهای دیگر- با ریاضیات و هندسه ارتباط دارند. صداها در بستر زمان و مصالح معماری در یک مکان، براساس تناسبات و هم‌آهنگی‌های اعداد ریاضی و اشکال هندسیْ شکل می‌گیرند؛ اما این اشتراک زیربنایی، به نظر من، به تطبیق‌پذیری عینی نمی‌انجامد. امّا در پروسۀ آفرینش هنریِ یک معمار و یک آهنگساز، تصورهای ذهنی مشابهی قابل شناسایی است.

هر دو در ابتدا، یک تصوّر خاص امّا مبهم – ایده – از یک دستگاه ساختمان یا یک دستگاه آهنگ، در مغز می‌پرورانند و بعد در وهلۀ دوم سعی می‌کنند طرحی شبیه به آن به روی کاغذ آورند و با کمک ریاضیات و هندسه یک درگیری بین تصوّر و تصویر شروع می‌شود که در صورت توفیق، یک پارتیتور موسیقی و یک نقشۀ قابل اجرای معماری پدیدار می‌شوند.

مرحلۀ بعدی، درگیری بین این تصویرها و امکانات اجراکنندگان (اعضای ارکستر و رهبرش، صنعتگران معماری و مهندس ناظر) برای رسیدن به واقعیّت عینیِ دستگاه آهنگ در بستر زمان و دستگاه ساختمان در یک مکان است، تا آن تصوّر و ایده تا حدودی که ممکن است واقعیت پیدا کند. لازم به تذکّر است که تکنوازی‌هایی که در موسیقی ایرانی به «بداهه‌نوازی» مشهور هستند، با هنرهای تجسمّیِ نقاشی و مجسمه‌سازیْ قابل مقایسه هستند. در این نوع پروسه، تصوّر مستقیماً و بدون دخالت واسطه‌ای، توسّط هنرمند که خود اجراکننده است، به دنیای واقعیّت کشانده می‌شود.

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.

در مورد شکل و شمایل سالن، فارغ از مختصات اکوستیک، فضایی که من در ذهن دارم، فضای ملکوتی مسجد شیخ‌لطف‌الله در اصفهان است که به احتمال قوی کیفیّت اکوستیک خوبی هم دارد. شاید بتوان روزی امتحان کرد. امّا اگر قرار باشد سالن جدیدی ساخته شود، نکاتی که من لازم می‌دانم این‌هاست:

۱- شنونده‌ها و نوازنده‌ها ارتباط بصری راحت داشته باشند. راحت و خوب همدیگر را ببینند. در فضای مسجد که اشاره کردم لازم است که نوازنده‌ها بر بالای تختی حدود یک تا یک‌و‌نیم متر بالاتر از سطح سالن قرار بگیرند که خوب ببینند و خوب دیده شوند.

۲- فرم نشستنِ شنونده‌ها به گونه‌ای باشد که شنونده‌ها دور نوازنده‌ها قرار بگیرند. صف‌بندی نشیمن‌گاه‌ها خطّی نباشد، بلکه بهتر است منحنی و دایره‌وار باشد تا احساس «به دور نوازنده‌ها نشستن» در یک فضای صمیمی و خودمانی حاصل شود.

۳- ابعاد و اندازۀ سالن، در رابطه با مختصات اکوستیک و سازهای موسیقی ایرانی تعیین شود. سالن موزارت در کنسرت‌هاوسِ وین حدود ۷۰۰ نفر جا دارد و من یک بار در این سالن با گروه «شیراز»، بدون میکرفون و بلندگو اجرا کرده‌ام. تجربۀ خوبی بود و فضا صمیمی و خودمانی. این اندازۀ حدود ۷۰۰ نفر برای گروه سازهای ایرانی – بدون تقویت- احتمالاً مناسب است؛ اما در این زمینه به کمک مهندساین اکوستیک و تحقیقات آن‌ها نیاز است. سالن کوچک کنسرت‌هاوس (سالن شوبرت) حدود ۳۶۰ نفر جا دارد و برای تکنوازی‌ها مناسب‌تر است. سالن بزرگ کنسرت‌هاوس که ۱۸۶۵ نفر جا دارد برای ارکسترهای سمفونیک مناسب است. به عبارت دیگر اندازۀ سالن با نوع موسیقی و سازهای مورد استفاده ارتباط دارد.

آیا تا به حال تجربۀ دانستن معماری به شما کمک یا ایده‌ای در آفرینش یا اجرای موسیقی داده است؟ اگر بخواهید اثری موسیقایی یا اثری معماری بیافرینید و از معماری یا موسیقی در آن‌ها، به هر نوعِ ممکن، الهام بگیرید، چگونه چنین کاری انجام می‌دهید؟

این سئوال مربوط است به رابطۀ موسیقی با معماری و تأاثیرپذیری آنها از یکدیگر؛ این ارتباط از دیدگاه‌های مختلف قابل بررّسی است و مقوله‌ای است گسترده، با سابقۀ تاریخیِ مفصّل و مقاله‌ها، کتاب‌ها و مطالعات چندی در این زمینه موجود است. اما من در اینجا از آن میان به دو نکته که به نظر من بیشتر با سؤال‌های طرح شده در ارتباط است می‌پردازم.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

یک تغییراتی در این ساز آمده است و غیر از این که من خودم تکنیک ایرانی را کاملاً روی ساز قانون پیاده کردم و اجرای ده انگشت را. خود ساختمان ساز هم مؤثر بوده است. توسط استاد قنبری مهر سالیان سال قانون‌های مختلف ساخته می‌شد. استاد قنبری یک استاد بی‌نظیر هستند برای سازهایی که ساخته شده است و روی قانون هم کارهایی را انجام داده بودند.

استاد قنبری می‌گفتند که تو چون نوازنده هستی، می‌توانی یک راهنما باشی. من، ایشان و همسرم (که ادامه‌ی راه استاد قنبری را دادند و شاگرد استاد قنبری بودند) از نظر ساخت ساز کارهای زیادی کردیم و همچنین پسر من که الآن روی ساز قانون کار می‌کند… در زمانی که پسرم نوجوان بود در کنار دست پدرش بود؛ استاد قنبری می آمدند و به منزل ما و کارگاهی داشتیم که در واقع انباری منزلمان بود و خب استاد قنبری خیلی لطف داشتند و به آنجا می‌آمدند؛ همسر من آن موقع پیش استاد قنبری در هشتگرد از صبح زود می‌رفتند آنجا تا شب می‌ماندند، گاهی شب پیش ایشان می‌ماندند و از ایشان دانش ساخت ساز و ظرافت‌هایی که در ساخت ساز قانون بود استفاده می‌کردند. سازی که الآن در حال حاضر دست من هست سازی است که بر اساس الگوی استاد قنبری مهر، همسرم ساخته است و بر مبنای گفته‌ها و داده‌های ایشان و همینطور نظرات من. این ساز که با آن اجرا می‌کنم، خیلی ساز فوق‌العاده و خوش صدایی است. رنگ صوتی اش و طنین اش همه ایرانی است، پسر من هم یک ساز دیگر برای من ساخته است که با آن هم ان‌شاءالله می‌خواهم بخش هایی از کار تک‌نوازی‌ام را با آن اجرا کنم. پسرم علیرضا ستوده قانون های خوبی ساخته و البته کسان دیگری هم هستند که قانون ایرانی می‌سازند و مایه خوشحالی من است. همه باید تلاش کنیم که وضعیت این ساز را ارتقا دهیم.

خب همسرم تا بود از وجود استاد قنبری خیلی استفاده کرد و سازهای خوبی ساخت و الان می توانم بگویم که این سازی که از ایشان در دست من است، حاضر نیستم به هیچ قیمتی… به هیچ قیمتی از دست بدهم یعنی مثل یک جزء اعضای بدن من شده… میدانید منظورم چیست؟

من قانون مصری هم دارم، قانون ترکی هم دارم ولی با آن‌ها نمی‌توانم ارتباط برقرار کنم، آن چیزی را که می‌خواهم را نمی توانم ارائه بدهم. ساز پسرم هم خیلی خوش صدا است خیلی طنین خوبی دارد، کاملاً پیشرفته‌تر است از سازی که همسرم ساخته است ولی خب من با ساز همسرم خیلی راحت‌تر هستم. با اینکه سالهاست از فوت ایشان می گذرد ولی هنوز سازهای شان در دست نوازندگان مختلف خرید و فروش می‌شود.

سعیدی: هیچ آدمی تکرار نمی شود

شما ببینید آقای عبادی که سه تار می‌زدند، آدم منقلب می شود. این بنا به آن تجربه و آن کار دراز مدتی است که او انجام داده است. شاگردان من اکثراً خوب هستند یعنی اگر من شاگردی را می دیدم که کار نمی‌کرده رد کرده‌ام، یعنی شاگردی که پیش من کار کرده است واقعاً خوب بوده است. من شاگردان خیلی خوبی الآن تربیت کرده‌ام که در جاهای مختلف در حال تدریس هستند در آموزشگاه‌های مختلف در هنرستان ها، خودم در هنرستان پسران یکی از پسرهایم {شاگردان پسر} را گذاشته ام، (یعنی شاگردانم، پسرهایم را، بچه‌های موسیقی را می گویم فرزندان هنری‌ام هستند!) در هنرستان دخترها هم در کنار خودم هستند.

من الآن در حال حاضر در هنرستان دختران هفته‌ای یک روز می‌روم و تدریس می‌کنم. گفتم یک مقدار کارهای اضافه بر سازمان دارم و اگر اجازه بدهید من دیگر نیایم، من نمی‌خواستم از سالهای گذشته بروم ولی خیلی از من خواهش کردند و خواستند که خودتان حالا بالای سر این ساز باید باشید و خب حالا دو تا معلم دیگر هستند که شاگردان من برای قانون بودند ولی مطمئن باشید نه تنها من نه هیچ‌کس دیگر، نمی تواند جا پای استادش بگذارد همانطور که شاگردان آقای شهنازی نتوانستند جا پای ایشان بگذارد، هرگز نمی‌توانند.

شاگرد آقای کسایی می‌تواند؟ نمی‌تواند. شاگرد استاد پایور هم نمی‌تواند…
یعنی اصولاً آدم‌ها تکرار نمی‌شوند.

هرکسی… ممکن است اصلاً شاگرد یک استاد از خود او بهتر بشود. می دانید چون نیروی جوان است ممکن است خیلی هم خوب بزند ولی آن تجربه و آن لطافت اجرا و آن احساس، تکرار نمی شود، هرکسی یک حسی برسد. من ساز ویولون کلاسیک هم زده ام، در این ساز نوازنده می تواند مثلاً هشت ساعت، ده ساعت در روز کار کند و تکنیک اش را بالا ببرد و پیشرفت کند ولی در موسیقی ایرانی اصلاً اینطور نیست. موسیقی ایرانی حال و هوا و حس خودش را دارد و انسان باید به آن نگاه و به آن دید و به آن تجربه برسد تا بتواند کارش را خوب ارائه دهد.

در آن دوره که در حال نوشتن کتاب بودید مثل اینکه از کمک آقای دهلوی استفاده کردید.

بله! من از قبل خیلی قطعات مختلف و مطالب مختلف چه از نظر تاریخچه چه از نظر اپیزودهایی که نوشته بودم، قطعه‌هایی که نوشته بودم، داشتم. منتهی نمی‌دانستم اینها را چه‌کار کنم و چه طوری سرانجام بدهم. برای کتاب اولم چون اولین کتابی بود که در زمینه‌ی ساز قانون نوشته می‌شد، آقای دهلوی به من کمک کردند.

استاد دهلوی گفتند که اینها را یک نظم بندی بکنید و به خاطر همین هم من از ایشان خیلی سپاسگذارم.

سعیدی: مضراب هایی برای قانون طراحی کردم

قصد ندارید یک کار پیانوی کلاسیک را روی قانون باز سازی کنید و اجرا کنید؟

کار پیانو را برای چی؟! قانون خودش آن‌قدر رپرتوار دارد…

درست است. برای اینکه نشان بدهید که چقدر این ساز توانایی دارد. چون در هارپ هم این کار را کرده‌اند خیلی از قطعات پیانو را با هارپ زدند.

بله می‌شود. من خیلی زدم. یعنی الآن خیلی اجرا کردم به این فکر نبودم که قطعات پیانو را بخواهم ضبط کنم با ساز قانون ولی می گویم الآن کاری که در حال انجام اش هستم با همه انگشتان، شبیه کار پیانو هست یعنی خود قطعه‌ی پیانویی نیست ولی ساخت خودم است و فرم پیانو است و کار خوبی فکر کنم در بیاید.


گفتید که به بعضی از انگشت‌ها مضراب هست بعضی انگشت‌ها نیست.

بله انگشت نشانه آن را مضراب می‌گذارم گاهی اوقات می‌خواهم از چوب ساز استفاده بکنم. دوتا حلقه در انگشت وسطی می‌گذارم که با کناره ساز ریتم را در حین زدن نگه می‌دارم. اینها را باید در حقیقت توسط سی دی تصویری منتشر شود تا همه متوجه شوند…

انگشتی که الآن مضراب دارد و انگشت‌هایی که ندارند، سونوریته شان متفاوت نیست؟

خب باید سعی کنیم که از نظر مضراب زدن اینها با هم هماهنگی داشته باشند. اگر که این کار را بکنند هیچ فرقی نمی‌کند.

حالا چرا آن مضراب را هم در نمی‌آوریم که دیگر کاملاً صداها یک دست بشود؟

نه! بعضی جاها این کار را کردم ولی به نظر من مضراب در انگشت باشد صدا شفاف‌تر و روشن‌تر است.

امکان آن هست که برای بقیه انگشتان هم آدم مضراب بگذارد؟

همسر من زنده یا احمد ستوده، ساخته بودند و من یک مدت هم از آن‌ها استفاده کرده بودم ولی خیلی دست و پا گیر می‌شد.


برای همه‌ی انگشت‌ها.


بله. دست و پا گیر می‌شود. یک مقدار از آن ظرافت‌هایی که باید در ساز اجرا شود به اعتقاد من کم می‌شود. البته هر چیزی عادت است ولی من ترجیح می‌دهم که دو تا انگشت نشانه‌ام مضراب باشد. گاهی هم برای بعضی از تکنیک‌ها اصلاً از مضراب استفاده نمی‌کنم. بستگی دارد به چیزی که ارائه می‌دهم و اجرا کنم.



آیا در شاگردانتان کسی بوده است که خودتان کاملاً راضی باشید یعنی مثلاً ببینید که می‌تواند جا پای خودتان بگذارد؟


ببینید هیچ وقت هیچ کس نمی‌تواند بگوید کسی جا پای کسی می‌گذارد. چون کار من عمری تجربه پشت خود دارد. یک نگاهی پشت کار من بوده است، شاگرد من چون الآن جوان است. بهر حال آدم از نظر فیزیک بدنی یک مقدار وقتی که کهولت سنی پیدا می‌کند، حرکاتش کندتر می‌شود. ممکن است یک شاگردی خیلی تر و فرز تز از من اجرا کند و تند و تیزتر بزند ولی آن لطافت‌ها و ظرافت‌ها، در کارش نباشد.

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

از قطعات چند صدایی که مخصوصاً که مثلاً برای پیانو نوشته شده چه قطعاتی را تا امروز با قانون اجرا کرده‌اید؟

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.

اینها چرا منتشر نمی‌شود به‌صورت یک سی دی تک نوازی قانون؟

ببینید الآن در حال حاضر من یک کاری انجام دادم، پانزده تا از شاگردهایم را آماده کرده ام که به صورت همنوازی، مثلاً با یک تنبک یا دف کارهایی را ضبط کنند. ویدیو هم ضبط کرده اند. این کار توسط شرکت نی داوود (آقای آزادی)، باید منتشر شود، کار کاملاً حاضر و آماده است و خودم هم اجرا دارم. اجرای سبک قدما هم بخشی از این کار است. مثل اجرای سبک جلال قانونی (از رحیم قانونی نزدم چون از رحیم ضبطی وجود ندارد) یک قسمت از اکبر صدیف، یک از استاد مهرداد، یک قسمت از خانم سیمین آقارضی و اجرای خودم به دو سبک، اجرای با دو انگشت نشانه و اجرا با انگشتان مختلف در سی دی یک است و سه تا سی دی دیگر هم کار شاگردهای من است که اینها به‌صورت تک‌نوازی است.

امیدوارم که هرچه سریع‌تر به بازار بیاید… چند سال پیش من این کار را انجام دادم، کار آماده است و آماده انتشار است ولی خب الآن به دلیل گرفتاری‌های خاص انتشاراتی ها، روند انتشار کارها کند پیش می رود.

کسانی که کار نشر می کنند به دلیل عدم رعایت کپی رایت و کپی شدن کارهای خوب متضرر می شوند اگر هم کار خوب نباشد یا زیاد نفروشد، باز هم ناشر هزینه‌ی زیادی را باید قبول بکند و فعلاً در حال حاضر همه چیز راکد است ولی خب این کار انجام شده است یعنی به صورت تک‌نوازی این کار انجام شده است. خود من کاری را در دست دارم که اجرا با انگشتان مختلف هم هست که ان‌شاءالله با امید خدا به‌زودی آن هم به پایان می‌رسد و آن هم به بازار می‌آید؛ من تک‌نوازی‌اش را ضبط کردم. من دو تا کار لایت ضبط کردم که یکی عاشقانه های سینما بود و یکی هم خاطرت می‌ماند که سلوی قانون هست با موسیقی‌های غربی یعنی موسیقی‌های لایت قدیم و موسیقی‌های فیلم.

کار ارکسترش با که بوده؟

من این ملودی‌ها را از زمان‌های خیلی قدیم که جوان بودم همیشه می‌شنیدم و خیلی هم دوست داشتم اینها را نت کردم و برای قانون تنظیم کردم و برای کار ارکسترش هم آقای فراز تعالی کمکم کردند و ارکستر را در استودیو ضبط کردیم به همراه قانون.