آرشیو دسته‌ها: مصاحبه و گفتگو

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم

دیبازر: دوست ندارم حوزه ها را از هم تفکیک کنم
به هرحال حتما یک تفکر پشت آن وجود دارد، نمی دانم، باید از خود آن فرد پرسید ولی من شاگردهایم را خیلی دوست دارم و این تجربه آموزش را از اول راهنمایی و هنرستان تا آخر فوق لیسانس در تمام مقاطع تحصیلی موجود رسمی کشور را علاوه بر شاگردهای خصوصی داشتم. شاید بخشی از مساله به این برمی گردد به اینکه من شاگردهایم را جدی می گیرم و بسیاری اوقات آنها هم من را جدی می گیرند و بین همدیگر یک گفتمان پیش می آید که هدفش گذران به صورت روزمرگی کلاسهای آموزش موسیقی نیست. بدانید به هر حال وارد دنیای هنر شدن و دارای اندیشه هنری شدن چالشهای فکری را در پی دارد. این قضیه شاید به این نکته اشاره می کند.

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست
ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد. من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.

دیبازر: مدیون احمد پژمانم

دیبازر: مدیون احمد پژمانم
من الان این طور هستم چون الان این هستم. امکان دارد فردا این نباشم ولی الان اینم چون همینجا هستم ولی اینکه در موسیقی چرا نشانی از آن است چون برای من بخشی از جادوی موسیقی با کودک درون رابطه دارد که نمی خواهم یا دوست ندارم چیزی آن را سرکوب کند و احساس می کنم وقتی اجازه بروز در زمینه اجتماعی به این کودک درون می دهیم، انسان متعادلتر و سالمتر و راحت تری می شویم، شاید آن شیطنت در آنجا نشانه هایی از این قضیه باشد.

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!

منتشری: پیش پرده خوانی به خاطر خسته نشدن مردم بوجود آمد!
این را خود استاد می گفت و من از خودم نمی گویم چون من یادم نمی آید: کسانی که پیشکسوت تر از ما هستند مثل آقای انتظامی، کشاورز، اسماعیل شنگله، علی نصیریان، مستجاب الدعوه، علی تابش، مرتضی احمدی -که خودش می گفت من تئاتر تهران بودم، پیش پرده خوان بودم ولی جامعه باربد نبودم-، نصرت کریمی اینها آدم های بزرگی هستند. خود نصرت کریمی می گفت من به عنوان شاگرد نبودم و من را استاد به عنوان همکار دعوت به کار کرد، آقای حمید قنبری که الان آمریکاست و پسرش شاعر است- و خیلی افراد دیگر که در این مجال نمی گنجد تا بخواهم اسم ها را بگویم، همه این ها پیش پرده خوان های جامعه باربد بودند. در آن زمان که ما “هفت سین چهارشنبه سوری” را ضبط کردیم استاد این ها را از این جهت ساخته بود که بد نیست شما بدانید:

دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم

دیبازر: از انواع موسیقی های جهان استفاده می کنم
اینها عناصر ناهمگونی نیستند، چیزی به نام موسیقی در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ های مختلف وجود دارد که اسمش یک چیز یعنی موسیقی است. در ذهن من عناصر متضادی نیست و با توجه به شناختی که از انواعش دارم و متناسب با نیازهایم در هر قطعه برای بیان اندیشه ای که باید مطرح شود از آن عنصر استفاده می کنم و از کار خودم راضی ام.

قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست

قاسمی: برد و باخت برایم مهم نیست
ما بیستم همین ماه (اسفند) می رویم و بیست و چهارم برمی گردیم. ما دفتر موسیقی را در جریان رفتنمان به این فستیوال قرار دادیم و من از آقای ارجمند تشکر کردم. من در مورد مسائل مالی چیزی از ایشان نخواستم چون فستیوال هزینه رفت و آمد و اسکان ما را بر عهده گرفته است که شرکت های مختلفی هستند و اکثر آنها به ما پولی ندادند ولی به فستیوال داده اند و فستیوال بلیط و هتل در اختیار ما قرار دهد.

وزیری زاده: رو به پیشرفت هستیم

وزیری زاده: رو به پیشرفت هستیم
سابقه همکاری من با آقای قاسمی به سال ۸۱ به یک همکاری کوتاه در کر در فرهنگسرای بهمن برمی گردد. در این دوره کوتاه با گروه، صدا سازی را کار می کردم. بعد از آن، به قصد تحصیل از ایران رفتم و مدت زیادی نیست که دوباره در حال کار با همدیگر هستیم. زمان بسیار کوتاهی داشتیم که فقط توانستیم روی صدای اعضای گروه، تکنیک های آوازی و نفس گیری و بخش هایی از قطعات به صورت قسمت قسمت کار کنیم. در یکی یا دو جلسه تمام اعضای گروه بودند.
صفحات: قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 34 35 36 بعدی

روش سوزوکی (قسمت چهل و هشتم)

هر انسانی مسئول خودش و وظایفش است این نگرش من نسبت به زندگی است و من از خود می‌خواهم و تمنا دارم که زندگی من در عشق و شادی طی بشود، در واقع هیچ کسی طالب بیچارگی و مورد نفرت قرار گرفتن نیست. کودکان نمونه‌های بارزی از پاکی هستند زیرا آنها سعی می‌کنند در پاکی و عشقی صاف و سرشار از وی زندگی کنند، من بدون کودکان قادر به زندگی نیستم اما بزرگترها را هم دوست دارم به آنها علاقه قلبی دارم و در نهایت آنها هم رفتنی هستند؛ انسانها باید به هم مهر بورزند و باعث تسلّای خاطر یکدیگر باشند و برای همدیگر باشند، این را موتسارت می‌آموزد و من هم بر این عقیده هستم.

منشور اخلاقی مربیان موسیقی

مرام نامه های یا منشور های اخلاقی اسنادی هستند که در آن اصولا اخلاقی یک نهاد یا گروه در آنها قید شده است. در این منشور اخلاقی محور هایی مانند اخلاق اجتماعی و اخلاق حرفه ای مورد توجه قرار گرفته و انتظاراتی که آن نهاد یا گروه از نظر رفتارهای اخلاقی از افراد دارد در آن ثبت می شود.

از روزهای گذشته…

قدر و منزلت یک موسیقیدان

قدر و منزلت یک موسیقیدان

بتهوون زمانی پای به عرصه هستی نهاد که تقدیر روزگار بصورت کاملا” عجیب و مرموزی افراد نابغه و تاثیر گذار تحویل جامعه می داد از ناپلئون جاه طلب گرفته تا گوس ریاضی دان، از میشل فارادی، جیمز وات و آندره آمپر فیزیکدان ولاپلاس ریاضی دان گرفته تا ژان ژاک روسو نویسنده و محقق یا آدام اسمیت تئوریسین بزرگ اقتصادی و … در این میان قرعه بنام بتهوون افتاد که در این دوران پای به روی زمین بگذارد و بانی بسیاری تحولات در دنیای هنر موسیقی باشد.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (IV)

تار فخام‌الدوله بهزادی(مجموعه‌ی ۳ نوار، از مجموعه‌ی مهدی کمالیان و ۲ سی‌دی ماهور با عنوان بخش‌هایی از ردیف میرزا حسینقلی)،‌ فخام‌الدوله‌ی بهزادی، آوای بارید.
ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

ویژگی های یک سنتور خوب (IV)

۱- رنگ ساز: رنگهای تند یا ملایم فرقی نمیکند و بسته به سلیقه ی خریدار است به شرط آنکه ضمن ساخت و پرداخت ساز در رنگ چوب خراب کاری نشده باشد که باعث بد صدا شدن ساز شود. البته هماهنگی رنگ ساز با رنگ خرکها جلوه ی بهتری به ساز می دهد.
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (IV)

چنین گفت مولای بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی که خداوند خاک بر وی خوش کناد و گور او معطر کناد که: علم موسیقی از دو علم تشکیل شده است.
همکاری مجدد غریب پور و عبدی روی صحنه رفت

همکاری مجدد غریب پور و عبدی روی صحنه رفت

سه شنبه ۲۶ دی ماه، اولین اجرای اپرای حافظ با موسیقی بهزاد عبدی با دعوت از هنرمندان این اپرا به روی صحنه رفت و بهروز غریب پور کارگردان و نویسنده اپرای حافظ با دعوت از گروه موسیقی اپرا به تالار فردوسی، از آهنگساز و نوازندگان و خوانندگان این اثر تقدیر کرد.
جعفر صالحی: نت نویس کم داریم

جعفر صالحی: نت نویس کم داریم

نرم افزارهای نت نگاری امروز جزئی جداناشدنی از کار موسیقیدانان هستند. یکی از پرطرفدار ترین و البته قدیمی ترین این برنامه ها فیناله است (که البته با نام فاینال هم در ایران شناخته می شود). جعفر صالحی نوازنده تار و سه تار به تازگی مجموعه ای آموزشی مربوط به نرم افزار فیناله را منتشر کرده است که درباره این اقدامش با او گفتگویی داشته ایم که بخش اول آنرا می خوانید:
حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

حضور بانوان در جامعه ی موسیقی ایران (I)

بیش از صد سال است که جامعه شناسان، حضور بانوان در زمینه های مختلف اجتماعی را در جوامع، معیاری برای رشد اجتماعی آن جامعه می دانند و با داشتن آمارهای مختلف، حضور بانوان را در عرصه های مختلف اجتماعی تحلیل می کنند. متاسفانه در کشور ما این آمار و ارقام کمتر در دسترس محققان بوده است و گاهی اصلا آمار گیری خاصی در این زمینه انجام نشده است.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

[ساختارگرایی] بر نظریه‌های زبان‌شناسانه‌ی فردینان دو سوسور بنا شده، که می‌گوید زبان یک سامانه‌ی خودبسنده‌ از نشانه‌هاست و نظریه‌های فرهنگی کلود لوی استروس، که می‌گوید فرهنگ‌ها، مانند زبان‌ها می‌توانند همچون سامانه‌هایی از نشانه‌ها دیده شده و برحسب رابطه‌های ساختاری میان عناصرشان تجزیه و تحلیل شوند. این مفهوم مرکزی در ساختارگرایی آن است که تضادهای دوگانه (برای مثال نرینه/ مادینه، عمومی/ خصوصی، پخته/ خام) منطق ناخودآگاه یا «دستور زبان» یک سامانه را معلوم می‌کنند.
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

در سال ۹۵، کار آماده سازی یک آلبوم گلچین از آثار استیکس، توسط اعضای سابق گروه قرار منجر به اتحاد مجدد آنها شد. یکی از مشهورترین ترانه های این گروه در ایران، ترانه Boat On The River از آلبوم Cornerstone است.
پاتتیک شماره یک (III)

پاتتیک شماره یک (III)

چایکوفسکی هنوز تصنیف سمفونی چهارم را آغاز نکرده بود که بار دیگر فشار ناراحتی از تنهایی و افکار رنج آور و اندوهناک، وی را به فکر ازدواج انداخت. در نامه ای که در همین اوان برای یکی از دوستانش فرستاده است چنین می نویسد: «من اکنون بسیار تغییر کرده ام. مخصوصا از لحاظ روحی و فکری حالم بدتر شده است. حتی به اندازه یک سر سوزن نیز از شادی و نشاط در دلم باقی نمانده است. زندگی برای من اکنون بسیار تهی، خسته کننده و ملال آور است. تمام فکر و حواس من اکنون متوجه ازدواج است و می خواهم سر و سامانی بگیرم و یا به هر نحو دیگری که میسر باشد رشته دوستی و ارتباط پایدار با کسی برقرار سازم.»