با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی و تبعید پدرش، زمینه تغییراتی در نظام موسیقی فراهم شد. دکتر عیسی صدیق وزیر وقت کابینه محمدعلی فروغی، بنا به درگیری قدیمیای که با غلامحسین مینباشیان، مدیر هنرستان موسیقی و همسر عالم خانم، خواهرتاج الملوک آیرملو همسر رضا پهلوی داشت، وی را عزل و علینقی وزیری را جایگزین او کرد. وزیری که دل آزرده از کنار گذاشته شدن آموزش موسیقی ایرانی در هنرستان توسط غلامحسین مین باشیان بود، آموزش موسیقی ایرانی را به هنرستان برگرداند و تار را به عنوان ساز اجباری قرار داده و در همین زمان همکاری بیشتر استادان خارجی نیز با هنرستان قطع شد.
این اقدام با اعتراض گسترده هنرجویان هنرستان که علاقمند موسیقی غربی بودند روبرو شد و کار به اعتصاب کشید. اعتصابیون پس از نامه نگاریهای متعدد با مسئولان وقت، هنگامی که خود را در موضع ضعف دیدند تصمیم گرفتند در اعتراض به این اقدام دولت، در کافههای تهران به نوازندگی بپردازند. بخشی از هنرجویان اعتصابی هنرستان از شرکت در این نوع اعتصاب سر باز زدند؛ در میان استادان هنرستان، پرویز محمود که تحصیل کرده بلژیک بود و مواضعی نزدیک به غلامحسین مین باشیان داشت، توسط وزیری به مقام رهبری ارکستر هنرستان گمارده شد.
محمود پس از درگیری با وزیری از هنرستان خارج شده و ارکستری به نام ارکستر سمفونیک تهران را ثبت کرد. بعضی از هنرجویان اعتصابی به این ارکستر آمدند و بعضی دیگر که در کابارهها مشغول شده بودند از ورود به ارکستر سر باز زدند، عدهای دیگر نیز به هنرستان وزیری برگشتند. محمود که ارتباط نزدیکی با حزب توده داشت، با کمک چماق دارانِ این حزب، نوازندگانِ کاباره هنرستانی و غیر هنرستانی را به ارکستر آورد و از آن پس فرهنگ و حتی «زبان مطربی» در ارکستر سمفونیک تهران و بعد هنرستان موسیقی ملی دیده میشود. (۱)
طرح مسئله
در موسیقی کلاسیک ایران و مخصوصا مجموعه ارکستر سمفونیک تهران، از ابتدای تاسیس در سال ۱۳۲۰ تا امروز، چنان نقصانی در باطن فرهنگی اعضای این ارکستر بوجود آمد که امروز تاثیرات آن را در ظاهر این جامعه کوچک هم میتوان مشاهده کرد. ارکستر سمفونیک تهران برآمده از یک استایلِ تدریسِ موسیقی غربی در هنرستان موسیقی تهران بود که بعدا با انشعاب دو هنرستان ملی و هنرستان عالی، این خطِ فکری وارد هنرستان عالی موسیقی تهران شد؛ هنرستانی که پایگاه اصلی تغذیه ارکستر سمفونیک تهران تا پیش از انقلاب بود. تفاوت «شخصیتی» فارغ التحصیلان دو هنرستان عالی و ملی این ظن را بوجود میآورد که فرهنگ غربی موجب بوجود آمدن این نوع از شخصیت در میان فارغ التحصیلان هنرستان عالی شده است ولی دو مسئله این پاسخ را به چالش میکشد، اول: سیستم آموزش به شکل غربی در هر دو هنرستان وجود داشته و نباید تفاوتی بین فارغ التحصیلان بوجود میآمده دوم: فرهنگ پایین بعضی از فارغ التحصیلان هنرستان عالی موسیقی تهران، بیشتر از اینکه از نظر «تیپولوژی» به شکل غربی آن شباهت داشته باشد، شباهت بیشتری با اقشار فرودست اجتماعی آن زمان ایران الالخصوص فرهنگ مطربان و نوازندگان دوره گرد دارد.
پرسش اینجاست که چرا مناسبات جمعی موسیقی کلاسیک غربی در مجامع موسیقی کلاسیک ایرانی ممکن نشد؟
پینوشت
1- برگرفته از «به رهبری حنانه…» (زاهدی و میرعلینقی، ۱۳۷۰)





































۱ نظر