نمونههای بازسازیشده امروزی، پایه نگهدارنده چنگ را نیز بازتولید نکردهاند و در عوض برخی از آنها شامل جزئیاتی هستند که در مینیاتورهای تاریخی دیده نمیشود. این جزئیات عمدتاً در چنگ اروپایی وجود دارد و به آن «ستون» یا «پایه» گفته میشود. باور بر این است که افزودن این ستون جلویی، که امکان کشش بیشتر سیمها را فراهم میکند، سبب افزایش طنین چنگهای اروپایی شده است.
با این حال، هرگز چنگ با چنین ستونِ جلویی در مینیاتورهای اسلامی به تصویر کشیده نشده است. این تفاوتها ناشی از تمایل سازندگان امروزی به مدرنسازیِ چنگ و انطباق آن با نیازهای کنونی موسیقی است. با این حال، به نظر میرسد نقطه آغاز هرگونه بازسازی معتبری از ساز چنگ، باید ساخت اصیلترین نسخه آن با اتکا به تصاویر مینیاتورها باشد زیرا تنها از این طریق است که میتوان به ویژگیها و خصوصیات منحصر به فرد این ساز و نیز شیوههای نوازندگی آن پی برد و پس از آن زمینهای برای بهبود یا مدرنسازی آن فراهم ساخت. باید توجه داشت که ویژگیهای ساختاری چنگ اسلامی در قرون وسطی و روشهای اجرای آن، همچنان به طور کامل شناخته نشدهاند و همین امر بر اهمیت بازسازی مبتنی بر مستندات تصویری میافزاید.
هنوز ابهاماتی وجود دارد به طور مثال: اگرچه بیشتر مینیاتورها گروههایی متشکل از تنها زنان یا مردان را نشان میدهند ــ که در بافت فرهنگ اسلامی قابل درک است ــ اما چگونه میتوان معدود نمونههای حضور گروههای ترکیبی از زن و مرد را توضیح داد؟ (شکل۵) .و چرا در میان هفت تصویر مربوط به دیدارهای بهرام گور با شاهزادهخانمها، در گنبد فیروزهای (در نسخه خطی کتابخانه دانشگاه کمبریج، برگه ۲۶۲و) حتی یکی از آنها نیز ساز موسیقی را تصویر نکرده است؟ آیا این امر برای ایجاد تنوع بوده یا دلیل دیگری داشته است؟ تحلیل تصاویر نسخههای خطی خمسه نظامی و مقایسه متن فارسی اصلی این اشعار با نگارههای مرتبط با آنها، ما را به نتایج زیر میرساند:
نگارههایی که با الهام از خمسه خلق شدهاند، طی نزدیک به نیم هزاره در نقاط مختلف جهان اسلام توسط هنرمندان مکاتب گوناگون (تبریز، شیراز، هرات، بخارا) به نگارگری درآمدهاند. نگارگران علاوه بر تفسیر منابع ادبی، شناخت عمیق و دقیقی از سنتهای موسیقی زمان خود نیز داشتهاند و بررسی آثار آنان کمک میکند تا بتوانیم درکی روشنتر از واقعیتهای زندگی موسیقایی درسدههای میانه اسلامی به دست آوریم. هرچند ترسیم شخصیتها در مینیاتورها معمولاً ویژگیهایی مشخص دارد و نگارگران در بازنمایی شخصیتهای اصلی عمدتاً از ارائه هرگونه ویژگی فردی پرهیز کردهاند ــ به طوری که قهرمان داستان حتی در یک نسخه خطی نیز معمولاً تصویر ثابتی ندارد و هر بار متفاوت دیده میشود ــ اما در مقابل، سازهای موسیقی با ثبات و دقتی چشمگیر و با ساختاری یکسان در تمامی آثار مینیاتوری به تصویر درآمدهاند.
با وجود این دقت در تصویرسازی، هنوز پرسشهای بیپاسخ متعددی درباره سنتهای موسیقایی بازتابیافته در آثار هنری وجود دارد که نیازمند بررسی بیشتر هستند، ضمن اینکه باید مراقب بود که واقعیتهای امروزی را بر هنر سدههای میانه تعمیم ندهیم و از قضاوتهای پیشداورانه پرهیز کنیم. شمایلنگاری و ادبیات ــ که اطلاعاتی بسیار ارزشمند، نادر و دقیق درباره سازهای موسیقی در اختیار ما قرار میدهند ــ اغلب تنها منابعی هستند که به کمک آنها میتوان تصویری از زندگی موسیقایی دوران گذشته بازسازی کرد.
«این منابع هنگامی بهدرستی قابل درک خواهند بود که آنها را در بستر تاریخی و فرهنگی خودشان بررسی کنیم و نقش واسطهای آنها بین هنرها را در نظر بگیریم. فتاح خلیقزاده بهدرستی اشاره میکند: «شناخت موسیقی شفاهی گذشته فرآیندی تدریجی و ناتمام است؛ دانش پراکندهای که از منابع گوناگون حاصل میشود، نوری کمسو بر ابعاد مختلف آن میتاباند».

- هنرمند ناشناس، بهرام گور با شاهدخت خوارزم در غرفه سبز ملاقات میکند. خمسه نظامی. نسخه خطی احتمالاً در قرن هفدهم کپی شده است، برگ 252r. کمبریج، کتابخانه دانشگاه کمبریج، MS add. 3139، اهدایی توسط تی. بروکس بامپستد. با اجازه لطف سندیکای کتابخانه دانشگاه کمبریج تکثیر شده است.




۱ نظر