با این وجود، در بعضی از شهرها (مخصوصا در تهران) نمیتوان به راحتی یک سنت موسیقایی و یک کارگان مشخص را شناسایی کرد. شاید این ملموسترین تفاوت مجالس عرفانی تهران و دیگر شهرهای ایران باشد که دارای سابقه بیشتری در برپایی چنین مجالسی هستند. (اکبرزاده، ۱۳۸۶)
این تغییر کارگان موسیقایی به احتمال قوی به دو دلیل است: اول نبود یک سنت مدرسی مشخص در میان آنها (آنطور که در سنت مدرسی دراویش مولویه در ترکیه شاهد آن هستیم) دوم ورود فرهنگ شهری مدرن به دلیل گرایشات خاص بعضی از فرق که همچون ملامتیان، دوری و انزوا از شهر را جایز نمیدانستند.
با بررسی سیر تحول سنتهای مجالس عرفانی ایران به خوبی میتوان تاثیر شهری شدن را در تغییر کارگان موسیقایی آنها مشاهده کرد؛ این رویه دقیقا برخلاف سنت پایدار دراویش مولویه است. (۱۹۹۲ Friedlander) در واقع دروایش مولویه با انزوایی که دولت آتاتورک برایشان بوجود آورده بود، ناچار به تمرکز بیشتری بر روی سنتهای مدرسی خود شدند (۲۰۰۳ Friedlander) ولی همین اتفاق در ایران، بدون حضور پایگاه های مدرسی باعث تغییر وضعیت در سنت های فرهنگی و آئینی شد.
پس از ظهور اسلام در منطقه خاورمیانه با اینکه شاید حضور پر رنگ موسیقی در تلاوت قرآن و دعا بوده ایم ولی موسیقی (مخصوصا به صورت سازی) تا امروز دارای حرمت بوده است. (نصیری، ۱۳۹۲) این تناقض نشاندهنده عدم خودآگاهی بعضی از اجتماعات نسبت به حضور موسیقی است به این معنی که در این جوامع، نوعی از موسیقی اصولا به عنوان موسیقی درک نمی شود.
هدف مطالعه حاضر یک تفسیرکلی از جایگاه و موقعیت موسیقی دراین جماعت با نگاه به زندگی، علایق و دانش موسیقایی آنها می باشد.
سوالهای پژوهش
سؤال توصیفی-کارکردی: موسیقی در مراسم سماع این هیأت چه کارکردها و نقشهای عینی و ذهنی (از جمله ایجاد تمرکز، انتقال عاطفه، تحریک حرکت) ایفا میکند؟
سؤال معناشناختی: از دیدگاه مرشد و اعضای این هیأت، موسیقی از چه اهمیتی برخوردار است؟ چه رابطهای بین «موسیقی» با «حال» عرفانی و سیر معنوی در نزد آنها برقرار است؟
سؤال مربوط به خودآگاهی و گفتمان: اعضای هیأت تا چه حد و به چه زبانی (عاطفی، فنی، عرفانی، دینی) میتوانند درباره تجربه موسیقایی خود و ارزش آن سخن بگویند؟ آیا گفتمان مشخصی حول موسیقی در میان آنها شکل گرفته است؟
سؤال مربوط به هویت و تغییر: ترجیحات موسیقایی سماعکنندگان و نگرش هیأت نسبت به تغییر یا ثبات در رپرتوار موسیقایی خود چیست؟ و این ثبات یا تغییر چگونه با هویت جمعی آنها پیوند میخورد؟
سؤال روششناختی (ضمنی): مشاهده مشارکتی محقق در نقش نوازنده، چه بینشهای منحصربهفردی را دربارۀ رابطۀ بدن، صدا و تجربه عرفانی در این بافت فراهم میآورد که روشهای دیگر (مانند تنها مصاحبه) قادر به کشف آن نبودند؟


۱ نظر