من به همراه دوستم در همان صف وارد اتاق شدیم و بدون دست بوسی یا ابراز ارادت شدیدی به صورت عادی با مرشد، سلام و احوال پرسی کردیم؛ او نیز بدون تکلف و با روی باز ما را پذیرفت و کنار خود نشاند. در این اتاق تنها مردان بودند و در اتاق دیگری نیز بانوان جمعی داشتند. دور اتاق همگی روی زمین بر یک تشک نشستیم و دروایش و افراد عادی سئوالاتی را از مرشد پرسیدند. سئوالات بیشتر فقهی و اسلامی بود.
با رسیدن وقت اذان، همگی به صف شده و نماز جماعت به امامت مرشد خوانده شد. اینجا بود که برای اولین بار زمزمههایی از موسیقی را از دهان مرشد شنیدیم؛ او دو نماز مغرب و اشاء را در دو مایه همایون و بیات ترک خواند. خوانش او از این دو مایه مطابق بر سنت موسیقی ردیفی دستگاهی بود و نشان از آشنایی او با این سنت داشت.
پس از اقامه نماز و صرف شام، دراویش و افراد عادی وارد یک اتاق بزرگتر مملو از تصاویر و اشیاء متنوع مانند تسبیح و کشکول و شمشیر و… شدیم. حجم وسایل و تصاویر به قدری زیاد بود که نه تنها دیوارها، بلکه سقف نیز پوشیده شده بود.
بعد از تماشای تصاویر به همراه دوستم که نوازنده زبردست ساز نی بود کمکم دراویش وسایط تقویت صوت را آماده کردند تا اجرای موسیقی را گوش کنند. یکی از بستگان مرشد که نوازنده تار و خواننده حرفهای بود پشت میکروفن آمد به اجرا پرداخت. سبک نوازندگی وی که شباهتی به نواخته های دهه ۶۰ و ۷۰ محمدرضا لطفی داشت و تاثیر عمیقی بر دراویش داشت. او پدر قدرت و با صلابت مینواخت و کمکم سرها به همراه آکسان های او به گردش درآمد.
یکی از حاضرین جمع دف را برداشت و با تار همراه شد، در این لحظه بعضی از دراویش جوان با لباس مخصوص و موهایی بلند به سماع پرداختند. نوع سماع آنها به کلی با سماع دراویش مولیه متفاوت است. در واقع نه تنها سماع این گروه از دراویش شباهتی به سماع گران مولویه ندارد بلکه حتی با سماع گران دیگر در جمع نیز مطابقت تام و تمام ندارد.
پس از پایان نوازندگی نوازنده تار از ما برای اجرا دعوت شد. ابتدا ما به اجرای قطعاتی پرداختیم که با یکدیگر تمرین داشتیم؛ قطعاتی با ویرتوزیته بالا از غلامحسین بیگجهخانی (در واقع منسوب به بیگجهخانی) و ابوالحسن صبا تنظیم شده برای سهتار و نی. با اینکه فضای موسیقی ما ارتباط زیادی با حال و هوای جمع نداشت ولی مورد استقبال قرار گرفت. در ادامه دوستم به نی به اجرا تکنوازی پرداخت که نوازنده دف با او همراه شد؛ نوای نی و دف باز سماع گران را به جنبش واداشت و به رقص آورد.


۱ نظر