گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی نقش و معنای موسیقی در یک هیأت عرفانی معاصر تهران (۶)

پس از پایان قطعه، من سه‌تار را در همان مایه کوک کردم و با همان وزن قطعه‌ای تازه‌ را آغاز نمودم. این انتقال آنچنان آرام و طبیعی بود که گویی قطعه‌ای واحد در دو قسمت اجرا می‌شد و هدفم حفظ آن حال و هوای عرفانی و خلسه‌آوری بود که در فضای مجلس جاری شده بود.

همراهی سماع کنندگان با این موسیقی، این بار شورانگیزتر و پرشورتر از قبل بود. جاذبه موسیقی در صورت و حرکات سماع کنندگان دیده می‌شد. گویی موسیقی، روح جمعی را یک‌کاسه کرده و همه را به وجد آروده بود. برای آنکه این تجربه را به اوجی برسانم، به تدریج و با دقت، سرعت اجرا را به آهسته آهسته افزایش دادم. در این میان، نوازنده چیره‌دست دف، با دقت و هنرمندی تمام، این تغییرات را دریافت و با ضرب‌آهنگ‌هایی پیچیده و پرطنین، همراهیم کرد.

این ماراتن موسیقایی بی‌وقفه که نزدیک به بیست دقیقه به طول انجامید، فضایی سرشار از انرژی و هیجان انباشته پدید آورده بود. با پایان رسیدن موسیقی، آثار این سفر عمیق موسیقایی بر چهره و بدن حاضران هویدا بود. برخی از سماع‌کنندگان در حالتی ورای هوشیاری معمول غرق شده بودند و سرهایشان بی‌اختیار و مداوم در حرکتی چرخشی تکان می‌خورد، گویی هنوز در دنیای دیگری سیر می‌کنند. در این میان، حالِ یکی از آنان دگرگون شد و به زمین افتاد؛ سماع طولانی و پرانرژی هوشیاری‌اش را موقتاً مختل کرده بود.

بلافاصله جمعیت درویشان گرد او حلقه زدند، دوستانش برای به هوش آوردنش، نام‌اش را صدا می‌زدند و صورتش را با بادبزنی دست‌ساز باد می‌زدند تا خنک‌اش کنند. صحنه برای ما نوازندگان لحظاتی آکنده از نگرانی و سکوت شد، با دیدن این صحنه دلواپس شدیم و به سوی او شتافتیم تا از احوالش باخبر شویم. در این هنگام، یکی از دراویش سالخورده که شاهد ماجرا بود،  با لحنی اطمینان‌بخش گفت: «آسوده باشید؛ این رخداد در مجالس سماع، طبیعی است.

کم‌کم و با گذشت چند دقیقه که همچون ساعتی طولانی می‌نمود، نشانه‌های بازگشت به هوشیاری در چهره او پدیدار شد. نفسی عمیق کشید و چشمانش را گشود.

پس از آن رخداد غیرمنتظره (برای ما!) و بازگشت آرامش به فضای مجلس، بار دیگر سازها را به دست گرفتم و ادامه دادم. این بار قطعاتی از ساخته‌های استادانی چون علی تجویدی و همایون خرم را به اجرا کردم که ملودی‌های آشنای آنها، پیوندی گرم با حاضران برقرار کرد. ملودی تصنیف‌های شورانگیز و دلنشین، حال و هوایی متفاوت ایجاد کرد و فضایی عمیق به مجلس بخشید و زمزمه‌ همراهی برخی حضار با اشعار، نشان از استقبال صمیمانۀ آنان بود. موسیقی در این مرحله، نقش آرامش بخشی داشت و همگان را در هماهنگی‌ای دیگری وارد کرد.

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است