گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نجوای نافرمانی: خلق اثر هنری در سایه استبداد

در تاریخ پر فراز و نشیب انسان، هیچ چیز به اندازه هنر یارای همراهی با دردهای جمعی را نداشته است. هنگامی که سیاست پنجره‌ها را می‌بندد و استبداد نفس‌ها را به شماره می‌اندازد، هنرمند به نجوای نافرمانی بدل می‌شود. مقاله‌ی پیش رو، کاوشی است در آفرینش آثار هنری در بطن جامعه‌ای که با استبداد دست‌به‌گریبان است و نارضایتی در آن بیداد می‌کند؛ جایی که هر اثر، نه فقط یک پدیده زیبایی‌شناختی، که سندی از مقاومت و فریادی برای فردایی دگر است.

تاریخ هنر، نه فقط روایت زیبایی‌شناسی، بلکه گاه روایت مقاومت و تاب‌آوری انسان در برابر زور و فشار است. خلق یک اثر هنری در بطن جامعه‌ای که با استبداد دست‌به‌گریبان است و نارضایتی در آن موج می‌زند، فراتر از یک کنش فردی، به یک ضرورت وجودی و بیانی جمعی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، هنر به مثابه نجوایی در دل خفقان، نه تنها امتداد نفس‌های به شماره افتاده مردم، بلکه آیینه‌ای تمام‌نما از زشتی، زخم و در عین حال، آرزوی فردایی بهتر است.

زندگی در جامعه‌ای استبدادی، تجربه‌ای پارادوکسیکال برای هنرمند است. از یک سو، سرکوب، سانسور و فضای بسته سیاسی، نفس را در سینه حبس می‌کند و پنجره‌های تخیل را یکی پس از دیگری می‌بندد. هنرمند در این فضا، مدام در مرز باریک بین بیان و خودسانسوری، بین شهامت و احتیاط، در نوسان است. او به خوبی می‌داند که هر قلم، هر رنگ و هر کلمه‌اش می‌تواند چونان تیغی دولبه عمل کند؛ هم می‌تواند مرهمی بر زخم‌های جامعه باشد و هم می‌تواند تیغی باشد که از پشت بر پیکر خود او فرود آید.

اما از سوی دیگر، همین شرایط دشوار، بستری حاصل‌خیز برای زایش آثاری عمیق، چندلایه و تأثیرگذار می‌شود. نارضایتی بیدادگر، نه یک حس سطحی، که یک خروش درونی است. این خروش، مواد خامی را در اختیار هنرمند می‌گذارد که در شرایط عادی و روزمره یافت نمی‌شود؛ خشم مقدس، اندوهی جمعی، احساس بی‌عدالتی و آرزویی سرشار از آزادی. هنرمند این مواد خام را با ظرافت و هنرمندی خود، به اثری بدل می‌کند که از مرزهای زمانه خود فراتر رفته و به یک سند تاریخی و انسانی بدل می‌گردد.

زیبایی‌شناسی مقاومت و زبان رمز
یکی از بارزترین ویژگی‌های هنر در دوران استبداد، روی آوردن به زبان رمز و نماد است. وقتی بیان مستقیم ممتنع باشد، ناگزیر باید به کهن‌الگوها، اسطوره‌ها و نمادهای فرهنگی پناه برد. شاعر از «دیوار» و «زنجیر» می‌گوید، نقاش از قفس و پرنده‌ای در بند و فیلم‌ساز روایت خود را در بستر تاریخ دوردست می‌گستراند تا از تیغ ممیزی در امان بماند. این زبان غیرمستقیم، نه تنها راهی برای دور زدن سانسور است، بلکه باعث غنای اثر نیز می‌شود. مخاطب نیز در مقام رمزگشا، خود را در خلق معنا سهیم می‌بیند و این مشارکت، پیوندی ناگسستنی میان او و هنرمند ایجاد می‌کند. اینجاست که هنر به یک کنش اجتماعی جمعی تبدیل می‌شود.

آیینه زشتی‌ها و ترسیم آرمان‌شهر
کارکرد دیگر هنر در این فضا، به تصویر کشیدن زشتی‌های استبداد و پیامدهای آن است. هنرمند با ترسیم چهره رنج‌کشیده انسان معاصر، با ثبت لحظات ناامیدی، فقر و ترس، آیینه‌ای در برابر جامعه و حاکمیت می‌گیرد. این آیینه، گاه چنان صریح و بی‌پرده است که حاکمان را به هراس می‌اندازد و گاه چنان تراژیک که اشک از چشم مخاطب جاری می‌کند. این اشتراک در رنج، خود به نوعی همبستگی و مقاومت منجر می‌شود. در نقطه مقابل، هنر می‌تواند با خلق فضاهای آرمانی و به تصویر کشیدن جهانی عاری از ظلم و بی‌عدالتی، به مخاطب خود امید ببخشد و او را برای ساختن فردایی بهتر تهییج کند. این دو روی سکه، یعنی نقد وضع موجود و ترسیم وضع مطلوب، دو بال قدرتمند هنر متعهد در دوران استبداد هستند.

مسئولیت هنرمند راویت دردهای پنهان
در چنین جامعه‌ای، هنرمند دیگر صرفاً یک زیبایی‌شناس نیست؛ او به راوی دردهای پنهان، به زبان گویای خاموشان و به ثبت‌کننده لحظات تاریخی بدل می‌شود. او مسئولیتی خطیر بر دوش می‌کشد: حفظ حافظه‌ی تاریخی جامعه در برابر تحریف و فراموشی. آثار او در چنین شرایطی، به گنجینه‌ای از احساسات، اندیشه‌ها و تجربیات نسلی تبدیل می‌شود که در زیر فشار استبداد زندگی کرده است.

در پایان، می‌توان گفت خلق اثر هنری در جامعه‌ای استبدادی و سرشار از نارضایتی، یک کنش سیاسی به معنای عمیق کلمه است. این کنش، از سر ناچاری و برای بقای معنا و هویت انسانی صورت می‌گیرد. این هنر، اگرچه در زنجیر است، اما هرگز اسیر نمی‌شود. چه بسا آثاری که در دل تاریک‌ترین زندان‌ها و خفقان‌آورترین فضاها خلق شده‌اند، پس از سال‌ها و حتی قرن‌ها، چونان مشعلی فروزان، راه را به نسل‌های آینده نشان می‌دهند و به قول مولانا: «بند بگسل، باش آزاد ای پسر.» همین بندگسستن، جوهره هنر در دوران استبداد است.

امین ماسوری

متولّد ۱۳۶۳ خرم‌آباد لرستان
فوق‌لیسانس پژوهش‌هنر
ایده‌پرداز، پژوهشگر و منتقد هنری.

دیدگاه ها ۲

بیشتر بحث شده است