Posts by امین ماسوری
نجوای نافرمانی: خلق اثر هنری در سایه استبداد
، ودر تاریخ پر فراز و نشیب انسان، هیچ چیز به اندازه هنر یارای همراهی با دردهای جمعی را نداشته است. هنگامی که سیاست پنجرهها را میبندد و استبداد نفسها را به شماره میاندازد، هنرمند به نجوای نافرمانی بدل میشود. مقالهی پیش رو، کاوشی است در آفرینش آثار هنری در بطن جامعهای که با استبداد دستبهگریبان است و نارضایتی در آن بیداد میکند؛ جایی که هر اثر، نه فقط یک پدیده زیباییشناختی، که سندی از مقاومت و فریادی برای فردایی دگر است.
نیمهشبهای آفرینش؛ روایت هنر در خفا (۲)
هر اثر هنری که در خفا خلق میشود، روزی باید به دنیا بیاید؛ لحظهای که هم شیرین است و هم تلخ. شیرین از آنرو که هنرمند ثمرۀ سالها رنج خود را به تماشا میگذارد، و تلخ از آنرو که ممکن است به معنای پایان کار باشد. از نمایشگاههای ناگهانی گرفته تا انتشار زیرزمینی کتابها، هرگونه «آشکار شدن»، تولدی دوباره برای اثر است. آدورنو بر همین مفهومِ «شدن» تأکید دارد؛ اثری که هرگز تمامشده نیست و همواره در حال گشوده شدن به روی مخاطب است.
نیمهشبهای آفرینش؛ روایت هنر در خفا (۱)
ساعت سه بامداد است. شهر در سنگینترین لحظهی خواب فرو رفته و سکوت، همچون مِهی غلیظ، کوچهها را پوشانده است. اما در زیرزمینی کوچک واقع در یکی از محلههای قدیمی، چراغی خاموش نمیشود. کسی در خفا زندگی را معنا میکند و در همان خفا، نفس میکشد.
تحلیل طبقاتی موسیقی فولکلور ایران (۲)
هنر و بهویژه موسیقی، باید از سلطۀ نهادها آزاد باشد؛ نهادهایی که چه دولتی و چه سرمایهدارانه، همواره گرایش به مدیریت، تعیین ارزش و مهار خلاقیت دارند. موسیقی فولکلور، تا زمانیکه بهعنوان بیان جمعی و خودانگیختۀ زیستِ مقاومتآمیز باقی بماند، نیرویی رهاییبخش است؛ نه بهسبب «اصالت فرهنگی»، بلکه بهسبب ساختار افقی، زبان انتقادی، و بیمیانجی بودن آن.
تحلیل طبقاتی موسیقی فولکلور ایران (۱)
موسیقی فولکلور، پیش از آنکه سبک یا ژانری در طبقهبندیهای موسیقایی باشد، شکلی از بیان جمعی زندگی است. آواهای محلّی، لالاییها، مرثیهها، ترانههای کار و کوچ، نهفقط بخشی از «فرهنگ بومی» بلکه ثبت زندۀ تجربۀ زیستۀ فرودستاناَند؛ آنها که در حاشیۀ قدرت، اما در مرکز تجربۀ زیستن اجتماعی بودهاَند. این موسیقی، گاه پنهان از چشم نهادهای رسمی، گاه زیر فشار دستگاههای ایدئولوژیک و گاه قربانی بازار مصرفگرای فرهنگ بوده، اما همچون نغمهای سرکش در سینۀ تاریخ زنده مانده است.
ریشه و منشأ تاریخی کمانچه: از بومزادگی تا تبادل فرهنگی (۳)
همانگونه که رباب در ایران، ترکیه، آسیای میانه و شمال هند مسیرهای متفاوتی را طی کرده و در هر منطقه به شکل ویژهای درآمده، کمانچه در لرستان نیز محصول همین فرآیند بومیسازی محلّی است. این روند بر پایۀ سنّتی کهن از سازهای زهی-آرشهای شکل گرفته و در بافت فرهنگی لرستان بازتعریف شده است.
ریشه و منشأ تاریخی کمانچه: از بومزادگی تا تبادل فرهنگی (۲)
بهویژه نوعی از رباب که با آرشه نواخته میشده، شباهتهایی ساختاری با کمانچه دارد. ژان دورینگ تأکید میکند که تحول تدریجی رباب به کمانچه، نتیجه نیازهای اجرایی موسیقی ایرانی و دگرگونیهای تکنیکی در نوازندگی بوده است (دورینگ، ۱۹۹۸). بنابراین، کمانچه را میتوان ادامه منطقی این روند دانست.
ریشه و منشأ تاریخی کمانچه: از بومزادگی تا تبادل فرهنگی (۱)
کمانچه سازی است که در مسیر تاریخ، با تعاملات فرهنگی با آسیای میانه و چین به شکل نهایی خود دست یافته است. منشأ آن نه حاصل واردات صرف از سرزمینهای دوردست است و نه محصول اختراع مستقل یک منطقه خاص؛ بلکه نتیجۀ فرآیندی تاریخی و ترکیبی است که در بستر ایران شکل گرفته و از تأثیرات متقابل فرهنگی بهره برده است.
«پیر احمد آباد» روایتی از بیم و رنج و امید
در تاریخ معاصر ایران، کمتر چهرهای به اندازۀ دکتر محمّد مصدّق و خدماتاَش در حافظۀ جمعی مردمِ آگاه حضور دارد؛ نمادی از آزادیخواهی، حقطلبی و مقاومت مدنی. با اینحال، جای خالی اثری موسیقایی با پرداختی جدی و ساختارمند دربارۀ زندگی و اندیشۀ او، در گسترۀ هنر ایران، همواره احساس میشده است.
دکتر محمّد مصدّق الهامبخش حقیقت در موسیقی ایران (۲)
موسیقی ملّی پس از دکتر مصدّق در دورۀ پساکودتا، موسیقی ایرانی در برابر فشارهای سیاسی و فرهنگی، خود را در قالبی جدید و با تأکید بر هویت ملّی و آزادی معرفی کرد. آثار موسیقایی که در این دوره خلق شدند، بهویژه در قالبِ ترانههای وطنپرستانه، آوازهای مبارزاتی و اُرکسترهای سمفونیک، بهعنوان نماد مقاومت در برابر […]

