اجرای ارکسترها در آینه سیاست های دولتی
ارکسترهای حرفه ای جهان برای پر کردن گنجینه آثار خود و کشف چهره های جدید در زمینه آهنگسازی، عمدتا از دو ساز و کار مجزا بهره می برند: نخست، برگزاری مسابقات آهنگسازی و دوم، انعقاد قرارداد با آهنگسازان مقیم. مسیر اول، رقابتی و فراگیر است و مسیر دوم، به شکل مشارکتی و مستمر صورت می گیرد. بسیاری از این نهادها حتی هر دو رویه را به موازات هم پیش می برند تا هم استعدادهای گمنام را شناسایی کنند و هم از تجربیات آهنگسازان بزرگ معاصر بهره ببرند.مدل مسابقه، قواعدی شفاف و سخت گیرانه دارد؛ شرکت کنندگان موظف به رعایت گمنامی کامل اثر، تطابق با تعداد سازهای تعیین شده، رعایت بازه زمانی مشخص و ارایه آثاری کاملا بکر و اجرا نشده هستند.
داوری این آثار برعهده شورای هنری ارکستر است که معمولا متشکل از رهبر، نوازندگان ارشد و چهره های صاحب نظر در زمینه آهنگسازی است. این مسیر عادلانه، امکان ظهور ناگهانی یک استعداد ناشناخته را فراهم می آورد.در سوی دیگر، برنامه آهنگساز مقیم شرایطی کاملا متفاوت دارد. این موقعیت بیش از آنکه رقابتی باشد، برمبنای اعتماد و همکاری بلندمدت تعریف می شود.
شروط اصلی آن، شناخت خصوصیت های موردنیاز روز ارکستر و موسیقی ارکسترال، تعامل مستمر با نوازندگان و پذیرش نظارت و بازخورد شورای هنری در طول فرآیند خلق اثر است. همچنین آهنگساز مقیم عموما به عنوان مشاور رهبر ارکستر نیز حضور دارد.
اینجا لازم است یادآور شوم در مسیر دوم که ابتدای این مطلب به آن اشاره شد، یعنی انعقاد قرارداد با آهنگسازان مقیم، به صورت مستقیم با تصمیمات و سیاستگذاری های دولت ها گره می خورد. نسبت سیاستگذاری های دولت با کیفیت اجرای ارکسترها درست در همین نقطه تعریف می شود. جایی که مدیران ارشد با انتصاب افراد کاربلد می توانند کمک کنند تا جریان هنری ارکسترها رو به رشد باشد یا برعکس با انتصابات نابجا ارکستر را از مسیر هنری خارج کنند.
موضوع دیگر بحث بودجه و هزینه کردهاست، به طور قطع ارکسترها با یک بودجه معقول خیلی بهتر در مسیر پیش می روند و این یک امر بدیهی است. وقتی انجمن، نهاد یا سازمانی بودجه کافی برای تامین نیازهای اولیه نداشته باشد به طور طبیعی با معضلات مختلفی روبه رو خواهد شد. مساله دیگر هم اجراهای مناسبی است، هر قدر که برنامه ارکسترها زیرنظر شورای هنری باشد، اجراها هم در جریان هنری قرار می گیرند و کیفیت آثار بالاتر می رود و به عکس هر چه اجراها دستمایه مناسبتی و تبلیغاتی داشته باشند، از مسیر هنری خارج می شوند.درنهایت با نگاه به وضعیت کنونی ارکستر سمفونیک تهران، ارکستر سمفونیک صدا و سیما و ارکستر ملی، به نظر می رسد زمان آن رسیده که این دو نهاد به صورت همزمان به سراغ هر دو مدل بروند.
برگزاری مسابقات سالانه، امکان شناسایی استعدادهای جوان و دمیدن هوای تازه به رپرتوار را فراهم می کند، درحالی که جذب چند آهنگساز مقیم با رویکردهای سبکی متفاوت، عمق و تنوع هنری را برای مجموعه به ارمغان می آورد. شورای هنری ارکسترها می توانند متولی این فرآیند دوگانه باشند تا ضمن تضمین کیفیت آثار مسابقه، بر روند تولید قطعات سفارشی نیز نظارت راهبردی داشته باشند؛ راهکاری که نه تنها مخاطب را به سالن ها بازمی گرداند، بلکه موسیقی ارکسترال ایران را از تکرار خارج ساخته و به جرگه جریان های خلاق هنری پیوند می زند.
روزنامه اعتماد (۳ شهریور ۱۴۰۵)


۱ نظر