گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقدی بر کتاب «موسیقی کلاسیک ایرانی» (۳)

۵- قوت و ضعف بازخوانی تاریخی
بنا بر توصیۀ بوردیو که جامعه‌‌شناسان را به نزدیکی و ادغادم با تاریخ در رویکردهای خود ترغیب کرده است (بون‌ویتز ۱۴۰۳: ص ۱۵۳) صداقت‌کیش نیز تلاش کرده به چگونگی و محدودیت‌های تاریخی و اجتماعی تولید موسیقی ایرانی در گذشته بپردازد و با کندوکاو هوشمندانۀ تاریخ، الزامات و چگونگی تولید موسیقی، تا حدودی فهم ویژگی‌های موسیقی و پذیرش زیبایی‌شناختی آن را میسر ‌سازد (راوه ۱۴۰۲: صص ۱۳۶ و ۱۹۱). اما اِشکال تاریخ‌نگاری او همانند خرده‌گیری‌اش بر تاریخ‌نویس‌های پیشین است که به موضوعات عملیِ موسیقی توجه زیادی نکرده‌اند (ص ۹۰ بند دوم، سطر اول) و چنان غرق در تحلیل تاریخی ‌طبقه‌محور می‌شود که از پرداختن به برخی مباحثِ عملی موسیقی مثلاً قلب این موسیقی یعنی آواز غافل شده و صرفاً به اشاراتی اکتفا می‌کند.

از حق نگذریم، از فصل‌‎هایِ خوب کتاب فصل کارگان (فصل ۴) و فصل زیبایی‌شناسی (فصل ۸) است که در فصل چهارم با توضیحات و تصاویر و نمودارهای درختی کارگان و سلسله‌های موسیقی ایرانی را به خوبی توصیف کرده و توضیح داده است، هر چند در برخی جزئیات جای بحث وجود دارد. و در فصل هشتم نیز مفهوم اِتوس را به‌خوبی از منظر زیبایی‌شناسی (اثر بر تجربه و حال و هوای عاطفی فردی) با موسیقی ایرانی پیوند زده است. هر چند پرداختن به اتوس به شیوه‌ای که نزد آدورنو سراغ داریم یعنی چگونه موسیقی شخصیت یا منش اخلاقی شنونده را شکل می‌دهد و چه تاثیری بر رفتار اجتماعی‌اش می‌گذارد، به نگاه جامعه‌شناختی کتاب نزدیک‌تر می‌بود.

۶- نقد طبقه‌بندی (سلیقۀ موسیقایی مردم و موسیقی)
طبقه‌بندی (Classification)تلاشی برای نظام‌مندی و ارزش‌گذاری مقولات و پدیده‌ها بر پایۀ ساختار، منطق درونی و سلسله‌مراتب است و نوع طبقه‌بندی، حاکی از نوع نگاه طبقه‌بندی‌کننده است. بوردیویی‎‌ها، نظام طبقه‌بندی را نوعی مبارزۀ نمادین ذهنی و اساساً واژگانی می‌‎دانند که واقعیت اجتماعی را برمی‌سازد (بون‌ویتز ۱۴۰۳: ص ۱۱۵).

صداقت‌کیش نیز به پیروی از روش بوردیو، ساسان فاطمی و… موسیقی ایرانی را تناقض‌دار سه‌گانه طبقه‌بندی می‌کند: او ابتدای کتاب‌اش (ص ۲۲)، مشابه نام‎گذاری فاطمی موسیقی به اصطلاح کلاسیک ایرانی را با موسیقی مردمی (فولکلور) و مردم‌پسند (پاپیولار) مقایسه و ویژگی‌هایش را برمی‌شمارد اما صداقت‌کیش در ادامه و متناقض با قبل، این طبقه‌بندی را فراموش کرده و طبقه‌بندی سه‌گانۀ خود را در (ص ۷۹) ارائه می‌کند و موسیقی ایرانی را به کلاسیک، فولکلور یا محلی (موسیقی اقوام و نواحی مختلف ایران) و عامه‌پسند (پاپیولار) نامگذاری می‌کند.

از این تناقض که بگذریم، ایراد نامگذاری صداقت‌کیش، ایرادی زبان‌شناختی است که عناوین مورد نظرش در مفهوم و کاربرد، غیردقیق و ناهمگن استفاده شده‌اند. نامگذاری گونه‌های موسیقی ایرانی به محلی واژه‌ای با بار مفهومی جغرافیایی (ص ۷۹)، کلاسیک با بار معنایی سبکی، تاریخی و ساختاری و عامه‌پسند با بار مفهومی پسند کمّی مردمی و البته بار منفی مخاطب‌شناختی در مقابل و تمایز با خاصه، با مشکل و پرسش‌هایی مواجه است. مگر مخاطبان موسیقی کلاسیک، مردم نیستند یا موسیقی کلاسیک غیرمردمی است؟ یا آن‌که گروه نخبۀ عامل و عالِم مخاطب موسیقی کلاسیک که بارها در متن بر آن تاکید شده، جزو مردم نبوده و جزو فرشتگان‌اند؟

سعید مجیدی

متولد ۱۳۵۳، خواننده و منتقد موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است