گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

به بهانه اجرای مجدد خسوف، بازگشت یک شاهکار ایرانی به صحنه

تصویر از محمدمهدی پورعرب

مهم‌ترین دستاورد اجرای مجدد «خسوف» در ایران، به صحنه بردنِ این اثر توسط ارکستری کاملاً ایرانی بود که نوازندگانش همگی از ایران بودند و توانستند اجرایی قابل‌قبول ارائه دهند. این مطلب را حسن رحیمی، آهنگساز و مدرس موسیقی، پس از اجرای ارکستر سمفونیک تهران در شانزدهم مرداد، در جمعی صمیمی مطرح کرد.

«خسوف» که اجرای پیشینِ آن در سال ۱۳۸۲ برای ارکستر سمفونیک تهران به کابوسی بدل شده بود و حاشیه‌های بسیاری برای نوازندگان و رهبران این ارکستر ایجاد کرده بود، این بار توسط نوازندگانی اجرا شد که چندان از آشنایی‌شان با هم نمی‌گذرد؛ گروه کر نیز اگرچه چند ستارۀ شناخته‌شده دارد، اما اغلب اعضای آن همچنان نخستین تجربه‌های حضور روی صحنه را پشت سر می‌گذارند. در شرایطی که اجرای قطعات ارکستر ملی نیز (به‌دلیل ادغام دو ارکستر) بر دوش اعضای ارکستر سمفونیک سنگینی می‌کند، این اجرا بدون همراهی هیچ نوازندۀ خارجی ـ برخلاف اجرای پیشین ـ روی صحنه رفت.

به‌گمان من، آرش امینی، رهبر این ارکستر که سابقۀ چندساله‌ای در رهبری سمفونیک صداوسیما دارد و به‌طور محدود نیز خارج از ایران رهبری ارکستر را تجربه کرده، بزرگ‌ترین چالشِ هنریِ زندگی‌اش را در این اثر پشت سر گذاشت. تردیدی نیست که اجرای ۱۵ و ۱۶ مرداد، هم‌سنگِ ضبطِ پیشینِ این اثر نبود؛ هم به‌دلیل توانایی ارکستر که نوازندگان قدیمی‌اش به تعداد انگشتانِ دست نمی‌رسند و هم به‌خاطر گروه کری که در ضبط پیشین، با کمک استاد کاردان و باتجربۀ آواز کلاسیک، زنده‌یاد فلورانس لیپت، مهارت بالایی در اجرا از خود نشان داد.

بااین‌حال، نباید از توانایی‌های برجستۀ نوازندگان کلارینت، ابوا و ترومپت غافل شد که بخش‌های دشوار این اثر را در سطحی عالی اجرا کردند. در اجرای اخیر «خسوف»، برخی بخش‌ها ـ به‌ویژه قسمت‌هایی که سولیست آواز اپراتیک داشت ـ حذف شده بودند؛ اما این حذف به دلیل مشکلات فنی نبود، چراکه دشوارترین قسمت‌های اثر در همان دو شب اجرا شد. همچنین در بخش‌هایی که سولو همچنان حضور داشت، خوانندگان توانستند به‌شکل قابل‌قبولی از پسِ آن برآیند.

«خسوف» بی‌تردید یکی از درخشان‌ترین آثار استادانۀ دکتر محمدسعید شریفیان است؛ نمونه‌ای کامل از یک آهنگسازِ بین‌المللیِ قرن بیستمی که فهم عمیقی از موسیقی ایرانی دارد. به‌یقین، از نظر پیچیدگی‌های کرال، هیچ اثر سمفونیک ایرانی تا امروز به پایۀ «خسوف» نرسیده است. این اثر از نظر ارکستراسیون، چندصدایی، توسعۀ فرمال و بهره‌گیری از موادِ موسیقی ایرانی، نمونه‌ای بی‌نظیر و یگانه است. شایسته بود این اثر بارها در ایران و صحنه‌های بین‌المللی اجرا شود؛ اما متأسفانه مسئولان موسیقی، در معرفی آثار برگزیدۀ موسیقی ایرانی به ناشران بین‌المللی چندان کوشا نبوده‌اند و همین بی‌توجهی، موجب شده استعدادهای درخشان موسیقی ایران کمتر شناخته شوند.

دکتر محمدسعید شریفیان از سال شصت و هشت تا امروز بیشتر عمر خود را در ایران سپری کرده است که این سالها بیشتر به تدریس و کمتر آهنگسازی گذشته است.

به دلیل منش و سلوک شخصی‌اش از تظاهر و جلوه‌گری گریزان است و حتی با وجود تسلط بر زبان انگلیسی و ایتالیایی، تلاشی برای اجرای آثارش در بیرون از مرزها نکرده است و هر اثری که از او در غرب اجرا شده مربوط به زمان حضورش در اروپا بوده است.

البته این خصوصیت اخلاقی با اینکه در میان اساتید موسیقی ایران ستایش شده و پسندیده است، می‌تواند در نبود سازمان‌های دولتی حمایتگر موجب عدم معرفی آثار برجسته موسیقی ایران شود.

شایسته است که سازمان‌های دولتی با کمک کارشناسانی، برای معرفی، اجرا، ضبط و انتشار آثار برجسته سمفونیک ایرانی در مارکت‌ها و پلتفرم‌های معتبر بین‌المللی اقدام کنند تا هم هنرمندان ایرانی انگیزه فعالیت بیشتر پیدا کنند و هم آورده هنری این کشور کهنسال در عرصه‌های جهانی شنیده و دیده شود.
روزنامه ایران (۵‌ شهریور ۱۴۰۵)

سجاد پورقناد

سجاد پورقناد متولد ۱۳۶۰ تهران
نوازنده تار و سه تار، خواننده آواز اپراتیک و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک
لیسانس تار از کنسرواتوار تهران و فوق لیسانس اتنوموزیکولوژی از دانشکده فارابی دانشگاه هنر تهران
مدرس دانشگاه هنر ایران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است