گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

درباره هوشنگ استوار (۳)

استوار در سال ۱۳۳۶ به ایران بازگشت و على محمدرشیدى در مجله موزیک ایران ـ تریبون روشنفکرى موسیقى در ایران آن روز ـ با مقاله‌اى او را معرفى کرد. با همه سفرهاى پى درپى به فرانسه و سوئیس و بلژیک، استوار عملاً در ایران اقامت داشت و حتى در سالهاى پیش از آن نیز با ایرانیان فرهیخته در ارتباط بود: «از سال ۱۳۳۲ با احمد شاملو آشنا بودم. یک بار یک آهنگ خراسانى خیلى جالب را برایم خواند که نت آن را نوشتم و هنوز هم دارم. ولى هیچ وقت اجرا نشد. قطعه «لالایى» را همان موقع ساختم. براساس اشعار لالایى که شاملو چندبار برایم خواند.»

درباره هوشنگ استوار (۲)

این باغ ها و عمارت‌هایشان هر دو اکنون از بین رفته و خیابان سید محمدحسین شهریار و تالار رودکى جاى آنها را گرفته است. حسین استوار ذوق آهنگسازى و پیس‌نویسى داشت و از مهارت‌هاى خود در ترتیب دادن برنامه‌هاى تئاتر و موسیقى و ضبط صفحه استفاده مى‌کرد. تعدادى از ساخته‌هاى او در صفحات ۷۸ دور با پیانوى خلاقش، دیوان ابراهیم منصورى، تار سالارى و آواز جمال صفوى و بانو لرتا هاپراپفیان (بازیگر نامدار تئاتر و همسر عبدالحسین نوشین) ضبط شده است. تئاترها و برنامه‌هاى موسیقى او در لاله زار تهران سال‌هاى ۱۳۲۰ ـ ۱۳۰۰ شور و استقبال خارج از حدى را به دنبال مى‌آورد و استوار پدر، از هر حیث، بین موسیقیدانان همدوره خود از مردان موفق حساب مى‌شد.

درباره هوشنگ استوار (۱)

براى موسیقیدانان جدى و جوانسالى که میانگین سنى بین ۳۵ تا ۴۵ سال را دارند، نام هوشنگ استوار، نامى آشناست؛ ولى فقط در حد آشنایى با یک نام فاخر و پراحترام، نه در حد ورود به دنیاى او که جزو موسیقى او نیست و البته موسیقى او را این نسل نشنیده است و نسلهاى قبل هم که کمى شنیده اند، قضاوت هاى خودشان را دارند که در هر صورت جاى شنود مستقیم آن آثار را نمی‌تواند بگیرد.

این سوار سوخته مغرور (۲)

مجموعه‌ای از دانش ادبی و مهارت های موسیقایی (به ویژه در اجرای جمعی) و حس لطیف و اصیل «ایرانی» ای که مخصوص اوست، شعله هوش ربای موسیقی او را فروزان کرده است. «موسیقی» او جوان پسندترین نوع از رده «موسیقی های سنتی» در عصر ما بوده است و هواداران و مقلدان بسیاری دارد. مشکاتیان، تعلیمات اصلی موسیقی را از محضر دکتر داریوش صفوت گرفته و نسبت به او احترام بسیار دارد.

این سوار سوخته مغرور (۱)

پرویز مشکاتیان، خوش درخشید ولی دولت مستعجل نبود. اولین فیلم هایی که از او داریم، جوانی بلند بالا و با صلابت را نشان می دهد که جوان سال ترین هنرمند گروه هایی است که در آن زمان، پرچمدار بازگشت به اصالت های موسیقی ایرانی بودند. او در اولین کنسرت های رسمی خود شاید بیست سال هم نداشت ولی مثل هنرمندی پخته و مجرب جلوه می کرد. خانواده او موسیقیدان و موسیقی شناس بودند و حس موسیقی به طور غریزی و موروثی در مشکاتیان موج می زند، او خیلی زود بالید و در جوانی شناخته شد.

اندر حکایت «تصنیف» (۶)

این کلمات اضافی و تکراری در بافت کلی تصنیف جریانی روان می یابند و حس و بیان نهفته در اثر را القا می کنند (کیانی، ص ۶۹ـ۷۰). در بررسی هم آوایی شعر و موسیقی در تصنیف‌های ردیف، خصوصیات اساسی و مشترکات آن‌ها را می توان دید که مهمترین آن‌ها تبعیت کلام از نغمه است، تا حدی که کلام به نفع نغمه به دو یا چند پاره تقسیم می شود، تکرار‌ها و کلمات اضافی در بین می آیند و انطباق وزن کلام یا نغمه بر اساس کمیّت‌های هجا‌ها و تکیه ‌هاست و هجا‌های وزنی شعر در تلفیق صحیح با موسیقی، به تبع پایه ‌های وزنی شعر جابجا می شوند (همان، ص ۷۹، ۸۵).

۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۸)

به تاریخ باز گردیم. انقلاب شد، موسیقی پاپ تعطیل شد، دوسال بعد از آن، «موسیقی سنتی» و بعد از آن هم همه موسیقی ها تعطیل شدند. موسیقیدان‌های پاپ جلای وطن کردند. بعضی موسیقیدان‌های سنتی هم جلای وطن کردند؛ برخی ماندند و برخی زود برگشتند تا از فرصت تاریخی خود که کوتاهی آن را خوب حس کرده بودند، برای تأمین آتیه استفاده کنند. طی بخشنامه ای نانوشته، همه خسته از راه دور و رنج بسیار شعر و شعار در سالهای پیشین، توافق کردند که هم آرمان‌خواهی اجتماعی را تعطیل کنند و هم فاصله شرعی خود را با عشق فردی و فضاهای رمانتیک حفظ کنند. حافظ و مولانا مردانه به نجات هنرمندان شتافتند و همه چیز روبراه شد.

اندر حکایت «تصنیف» (۵)

شعر تصنیف، بر خلاف شعر سنّتی، دارای اوزان متنوع و مصراع‌های نامساوی (برخی کوتاه و برخی بلند) است. نزدیکی اوزان عروضی شعر فارسی با ادوار موسیقایی، بین شکل اشعار سنّتی فارسی و تصنیف مشابهت پدید آورده است. در تصنیف‌های قدیمتر، بیتی از شعرای قدیم تضمین می شد و سپس قافیه آزاد می گردید، مثل تصنیف بیات اصفهان اثر علی اکبر شیدا که در آن بیتی از سعدی تضمین شده است: «سلسله موی دوست حلقه دام بلاست / هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست»/ تو که بی وفا نبودی، پر جور و جفا نبودی / من از دست غمت، من از دست غمت دارم گله بسیار / مرا صبر و تو را، مرا صبر و تو را حوصله بسیار (مشحون، ص ۴۶۷).

۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۷)

موسیقیدانانی که درک و درایت و صداقت بیشتری دارند، نه درگفت وگوی رسانه ای بلکه در صحبت های خصوصی، بی پیرایه می گویند که مردم به هوای تداعی گذشته موسیقی را خواهانند و تهیه کننده ها به سودای پول بیشتر، حاضر نیستند ریسک کنند و سرمایه شان را بخاطر خلاقیت به خطر بیندازند. آنهایی که دقیق تر حرف می زنند، عقیده دارند که فضا مناسب خلاقیت نیست.

۷۰ سال موسیقی پاپ ایران (۶)

فرامرز اصلانی، موسیقیدان پاپ آن سالها که بخاطر موسیقی سنجیده و سالم خود؛ در آن زمان و این زمان، نسبت به دیگران دارای امتیاز و برتری بوده، دو سال پیش در مصاحبه ای گفت که شرکت سی.بی.اس بابت فروش آلبوم معروف «اگه یه روز بری سفر»، حدود یک میلیون دلار به پول سال ۱۳۷۵ (۱۹۷۸) به او بدهکار است و مسؤولان شرکت گفته اند که در صورت تأسیس مجدد آن در ایران، این مبلغ به او پرداخت خواهد شد!

بیشتر بحث شده است