Posts by علیرضا میرعلی نقی
ردیفها هنوز زندهاند (۲)
بعد از چند سالی که مرکز عملاً از هم پاشید و هر کدام از ما به گوشهای از ایران و جهان رفتیم، رضوی در شیراز با مشکلات زندگی ساخت و این امانت را هم با تدریس و تکرار حفظ کرد تا اینکه دست روزگار دوباره ما را کنار هم قرار داد. آرمانهای عهد جوانی زنده شد و همه نیرویمان را صرف کردیم که این امانت را به بهترین شکلی که میتوانستیم عرضه کنیم. رضوی از جانمایه میگذاشت. شاید بیش از بیست بار گوشه حصار در چهارگاه را خواند تا یکی از آنها به دلش خوش آمد. مجموعه این ضبطها هماکنون وجود دارد و شاهد تلاشهای ما و عشق رضوی به ضبط این گوشه ها در بهترین شکل است.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۶)
مطالبى که در نوازندگى او شنیده مى شود، به تعبیر هنرمند ارجمند، محمدرضا لطفى «ردیفى» است، نه «ردیف» و منظور این است که طابق الفعل بالفعل ردیف نیست و قرار هم نبوده که باشد ولى در چارچوب وسیع سنت ردیفى جاى مى گیرد و از حدود اصالت موسیقى ایرانى پیروى مى کند.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۵)
در همان سال ۱۳۵۶ که تک نوازى تار او در نوار کاست منتشر شد، کار سنگین استاد زنده یاد محمدتقى مسعودیه نیز با نظارت و مشاورت او به انجام رسید: بازبینى نت نویسى هاى مسعودیه از ردیف آوازى موسیقى ایران به روایت روانشاد محمود کریمى (استاد آواز در هنرستان) و پیش از ظریف، دوست هنرمند او رحمت الله بدیعى نیز آن راوارسى کرده بود. زنده یاد مسعودیه در مقدمه کتاب خود، از این دو هنرمند به عنوان «دو تن از بهترین نوازندگان و ردیف شناسان» نام برده و اهمیت کارشان را یادآور شده است.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۴)
تأسیس هنرکده موسیقى ملى براى تربیت هنرجویان فارغ التحصیل هنرستان در مقطع لیسانس (با حضور جدى هوشنگ ظریف به عنوان استاد) بر این جدایى مى افزود: در مقابل، رادیو، مرکز خلاقیتهاى پرشور، خبرسازى و ارتباط با مردم از طریق قوى ترین رسانه موسیقایى کشور بود و جاذبه قدرتمندى براى نوازندگان جوان داشت؛ هر چند که از دسته بندى هاى مافیایى اشباع بود و اکثر هنرمندانش از نابسامانى هاى متعددى رنج مى بردند. ظریف نیز مانند على اکبر خان شهنارى (از نسل قبل) و داریوش طلایى (از نسل بعد) به رادیو نرفت و شاید همین باعث شد که توده مردم، او را دیرتر و کمتر بشناسند.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۳)
هوشنگ ظریف، همراه افلیا پرتو و ارفع اطرایى و جلال ذوالفنون و… در مراسم جشن فارغ التحصیلى، دیپلم خود را از دست استاد علینقى وزیرى گرفت، در بیست سالگى او تارنواز چیره دستى بود که به راحتى در هر ارکسترى مى توانست عضو شود. همچنین با نواختن سه تار و نیز با نوازندگى تنبک استاد حسین تهرانى به خوبى آشنا شده بود. براى فارغ التحصیلان ممتاز هنرستان موسیقى ملى، وارد شدن در کار حرفه اى و استخدام در سازمان هاى معتبر هنرى وابسته به دولت کار مشکلى نبود.
درگذشت استاد ابراهیم قنبریمهر؛ مِهرکاری بر دلها
دیروز، نود و چهار سال فرود فرشته آسای او بر کره خاک تمام شد و اکنون سفر بیانتهای آن جان تابناک بر اوج افلاک، آغاز شده است. استاد استادان، یادگار صبا و تندیس مجسم مهر و بخشش، دیگر پیش چشم ما نخواهد بود. با رفتن او، نمادی آشکار، حاوی سلسله ای از سجایای انسانی و فرهنگی و هنری و معنوی در درخشان ترین شکل آن از دست ما رفته است. خیلیها دوست داشتند چون او باشند، اما او تقلید هیچکس نبود. ابراهیم قنبری مهر، نزدیک یک قرن زیر سایه خود زیست و ما در سایه سار وجود سراسر سخاوت و عشق او، نفس کشیدیم.
سایه و یک نگاه سریع
غروب سایه غزل کلاسیک فارسی در درگاه صدسالگی اش تنها به حوزه ادبیات محدود نمیشود. حضور او در عرصه های موسیقی کلاسیک ایرانی و هواداری او از جریان چپ کلاسیک این مرزپرگهر که با عنوان آشنای حزب توده می شناسیماش، هم شهرت او را صدچندان کرد و هم صف آرایی موافقان و مخالفانش را، که هردو در پرستش او و فحاشی به او، ورزیده شده اند.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۲)
برادران ظریف (محمد و هوشنگ) هر دو در آن تحصیل کردند، از آنجا فارغ التحصیل شدند و هرکدام با یکى از شاگردان همان هنرستان ازدواج کردند. محمد، با خانم گیتى وزیرى تبار دختر استاد حسینعلى وزیرى تبار نوازنده برجسته کلارینت پیوند بست و هوشنگ با خانم پروین صالح، که هنوز هم همسر و مادر فرزندان او است. از هنرمندان نامدارى که همدوره آنها بودند، جلال ذوالفنون، ارفع اخرایى، افلیا پرتو، انوشیروان روحانى و … نصرت الله گلپایگانى (۱۳۴۱ـ۱۳۱۷) بود که از استعدادهاى برجسته به شمار مى آمد و در جوانى درگذشت.
درباره استاد هوشنگ ظریف، «یک عمر تعلیم تار» (۱)
اگر موسیقى پنجاه سال گذشته مان را در مقولاتى تفکیک شده بررسى کنیم، و اگر براى بررسى هرکدام از آنها (تک نوازى، بداهه سرایى خلاق، آهنگسازى، آموزش، ساختن ساز، تحقیق، مدیریت و…) شاخص هایى مجزا در نظر بگیریم، آنگاه مى توانیم ارزش ها و فضایل چهره هاى نامدار موسیقى مان را بهتر بشناسیم. در جامعه موسیقى ایران، کمتر کسى است که انحصاراً متعلق به یک حوزه و فقط متعلق به یک مقوله از موسیقى باشد. معمولاً یک موسیقیدان نامدار، در حوزه هاى مجاور هم فعالیت دارد ولى با یکى از آن مقولات، بیش از سایر آنها، موجب شهرت او مى شود.
کوک قرن
موسیقی تا حدود ۱۵سال پیش از آغاز قرن شمسی حاضر، در تهران دارالخلافه، یا زینتالمجالس اعیان و اشراف بود یا خوراک معنوی اقلیتی بسیار معدود از فرهیختگانی که با ادب کلاسیک فارسی در بخش تغزل و عرفان مأنوس بودند. موسیقیدانان طبقهای منزوی و «خواصشناس» بهحساب میآمدند و دیگر مردم را به آنها دسترسی نبود.

