Posts by علیرضا میرعلی نقی
عدم تمایل دولت برای اختصاص بودجه به بخش پژوهش
عدم پژوهشهای جدی در موسیقی آیینی، منبعث از نگاه تحقیرآمیز به موسیقی در طی قرنها و معلول میراث نگاهی است که مدیریت فرهنگی و هنری به این حوزهی فرهنگی روا داشتهاند.
درباره محمدمهدی کمالیان
محمدمهدی کمالیان در سال ۱۲۹۷ در تهران متولد شد و خانوادهای اصیل مذهبی و بازاری آن زمان پرورش یافت، به موسیقی از دوران کودکی و به واسطه شخصی که به منزل ایشان رفت و آمد داشت و ساز مینواخت علاقهمند شد. وی تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه که کمتر کسی در آن زمان به این رشته روی میآورد ادامه داد و به علت طبع لطیف و کنجکاویای که داشت بعد از تحصیلات دانشگاهی و به تشویق اساتیدی چون استاد صبا و استاد وزیری به ساز سازی و به خصوص سه تار سازی روی آورد.
شنیدن دگر آموز (۲)
حدود چهل سال پیش، دانشمندان اثبات کردند که نخستین سیستم انتخاب صداها و کوکهای بنیادی در حافظه موسیقایی افراد را موسیقیهایی تشکیل میدهند که در یازده ماه اول زندگی شنیده میشوند. با این تفاصیل، تکلیف شنوایی اکثریت قریب به اتفاق ما -چه موسیقیدان و چه غیرموسیقیدان- مشخص است.
شنیدن دگر آموز (۱)
خبر ابداع «زنگاهنگ» (اولین طراحی صوتی برای زنگ تلفن همراه بر اساس موسیقی ایرانی)، مثل بسیاری دیگر از اخبار در فضای مجازی و غیرمجازی اطلاعرسانی، چند صباحی درخشید و سپس لابهلای هیاهوی اخبار دیگر گم شد. این اقتضای رسانه است و جزء خصوصیاتی است که همراه با دیگر محاسن این پدیده تکنولوژیک آن را پذیرفتهایم و با آن کنار آمدهایم. اما این قضیه به این سادگیها هم نیست و به قول قدما: «این هنوز اول آثار جهانافروزی است».
خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۳)
نوازندگی او هیچوقت بیتنوع نبود و این کیفیت را او با وجود کاستیهایی در تعلیم موسیقی و با وجود خود-ویرانگریهای مشهور عام و خاصش، تا سنین آخر عمر حفظ کرد. هنر اصلی پرویز یاحقی در بداههنوازی به شیوه خاص خودش بود. بدون اینکه از قبل، درگیر متن آماده و از پیش حاضر شدهای باشد، خود را آماده اجرای آن رویدادی میکرد که در یک لحظه خاص، درون او اتفاق میافتاد، صدها هزار نفر از مشتاقان ساز او نیز شیفته همین سحاریها و شگفتآفرینیهای او بودند.
گونهای به نام موسیقی انقلاب نداریم
نوشته ای که پیش رو دارید، بخشی از سخنرانی علیرضا میرعلینقی است در نخستین همایش موسیقی در انقلاب در بهمن ماه سال ۱۳۸۵ است:
خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۲)
یاحقی برای تمام مردم، از عوام تا هنرمندان، غیرقابل دسترس شد و تنها افراد انگشتشماری به حریم او راه داشتند و ضربههای روزگار، ریشههای ارتباط او با زندگی را به تدریج بریده بود و تنها علاقه و عشق به موسیقی و نوازندگی باقی مانده بود که با فاجعه تصادف اتومبیل، رشته آن هم قطع شد و پرویز یاحقی بعد از این که توانایی سابق را از «دست» داد، با خویشتنداری و وقار و البته با تحمل و درد و رنج بسیار، صدای پای مرگ را پذیرفت. اگر چه همه عمر هراس عجیبی از مرگ داشت.
آیین چراغ، خاموشی نیست (۲)
اصالت لحن او درآمیخته بود با حلاوتی که خاص مردم گیلان و موسیقی آنان است و «امیری فلاح» را دارای مقام و مرتبهای خاص کرده بود و او را هنرمندی معرفی میکرد که حاملِ ارزشهای هنریِ یک دورهی سپریشده است؛ ارزشهایی گاه به غایت والا و دریغ که راه و رسم این جامعه، در طی همیشه تاریخ، کماعتنایی به گوهرهای نفیس و ارزشمندی از این دست بوده است.
خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۱)
پرویز یاحقی، نوازنده ویولون و آهنگساز، چهارشنبه یازدهم بهمن در آپارتمانش واقع در تهران، خیابان آفریقا، کوچه نیلوفر، آخرین وداع را با زندگی به انجام رساند. هنگام مرگ در خانه، تنها بود. سیساعت بعد از واپسین نفس، دو تن از دوستانش که از غیبت او نگران شده بودند، به خانه او آمدند. همسایه گفته بود که دو روز است از منزل آقای یاحقی صدای ساز نمیآید.
درباره آلبوم «تنهایی» از بطحایی
تنهایی، حاصل تنهایی است. شاید بتوان گفت کمتر آثاری در هنرها هستند که برآمده از تنهایی نباشند، هنرمند موسیقی دستگاهی ایرانی نیز از آن مستثنا نیست. به ویژه هنگامی که به جبر و اختیار، بسیاری از علل و عوامل را پذیرفته است که همانها اسباب غربت او از خانه امن پدری و محرومیت از آرامش اقلیمی او شده است.

