گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

شنیدن دگر آموز (۲)

حدود چهل سال پیش، دانشمندان اثبات کردند که نخستین سیستم انتخاب صداها و کوک‌های بنیادی در حافظه موسیقایی افراد را موسیقی‌هایی تشکیل می‌دهند که در یازده ماه اول زندگی شنیده می‌شوند. با این تفاصیل، تکلیف شنوایی اکثریت قریب به اتفاق ما -چه موسیقیدان و چه غیرموسیقیدان- مشخص است.

شنیدن دگر آموز (۱)

خبر ابداع «زنگاهنگ» (اولین طراحی صوتی برای زنگ تلفن همراه بر اساس موسیقی ایرانی)، مثل بسیاری دیگر از اخبار در فضای مجازی و غیرمجازی اطلاع‌رسانی، چند صباحی درخشید و سپس لا‌به‌لای هیاهوی اخبار دیگر گم شد. این اقتضای رسانه است و جزء خصوصیاتی است که همراه با دیگر محاسن این پدیده تکنولوژیک آن را پذیرفته‌ایم و با آن کنار آمده‌ایم. اما این قضیه به این سادگی‌ها هم نیست و به قول قدما: «این هنوز اول آثار جهان‌افروزی است».

خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۳)

نوازندگی او هیچ‌وقت بی‌تنوع نبود و این کیفیت را او با وجود کاستی‌هایی در تعلیم موسیقی و با وجود خود-ویرانگری‌های مشهور عام و خاصش، تا سنین آخر عمر حفظ کرد. هنر اصلی پرویز یاحقی در بداهه‌نوازی به شیوه خاص خودش بود. بدون این‌که از قبل، درگیر متن آماده و از پیش حاضر شده‌ای باشد، خود را آماده اجرای آن رویدادی می‌کرد که در یک لحظه خاص، درون او اتفاق می‌افتاد، صد‌ها هزار نفر از مشتاقان ساز او نیز شیفته همین سحاری‌ها و شگفت‌‌آفرینی‌‌های او بودند.

خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۲)

یاحقی برای تمام مردم، از عوام تا هنرمندان، غیرقابل دسترس شد و تنها افراد انگشت‌شماری به حریم او راه داشتند و ضربه‌های روزگار، ریشه‌های ارتباط او با زندگی را به تدریج بریده بود و تنها علاقه و عشق به موسیقی و نوازندگی باقی مانده بود که با فاجعه تصادف اتومبیل، رشته آن هم قطع شد و پرویز یاحقی بعد از این که توانایی سابق را از «دست» داد، با خویشتنداری و وقار و البته با تحمل و درد و رنج بسیار، صدای پای مرگ را پذیرفت. اگر چه همه عمر هراس عجیبی از مرگ داشت.

آیین چراغ، خاموشی نیست (۲)

اصالت لحن او درآمیخته بود با حلاوتی که خاص مردم گیلان و موسیقی آنان است و «امیری فلاح» را دارای مقام و مرتبه‌ای خاص کرده بود و او را هنرمندی معرفی می‌کرد که حاملِ ارزش‌های هنریِ یک دوره‌ی سپری‌شده است؛ ارزش‌هایی گاه به غایت والا و دریغ که راه و رسم این جامعه، در طی همیشه تاریخ، کم‌اعتنایی به گوهرهای نفیس و ارزشمندی از این دست بوده است.

خلاق در محاق، درباره پرویز یاحقی (۱)

پرویز یاحقی، نوازنده ویولون و آهنگساز، چهارشنبه یازدهم بهمن در آپارتمانش واقع در تهران، خیابان آفریقا، کوچه نیلوفر، آخرین وداع را با زندگی به انجام رساند. هنگام مرگ در خانه، تنها بود. سی‌ساعت بعد از واپسین نفس، دو تن از دوستانش که از غیبت او نگران شده بودند، به خانه او آمدند. همسایه گفته بود که دو روز است از منزل آقای یاحقی صدای ساز نمی‌آید.

درباره آلبوم «تنهایی» از بطحایی

تنهایی، حاصل تنهایی است. شاید بتوان گفت کمتر آثاری در هنرها هستند که برآمده از تنهایی نباشند، هنرمند موسیقی دستگاهی ایرانی نیز از آن مستثنا نیست. به ویژه هنگامی که به جبر و اختیار، بسیاری از علل و عوامل را پذیرفته است که همان‌ها اسباب غربت او از خانه امن پدری و محرومیت از آرامش اقلیمی او شده است.

آیین چراغ، خاموشی نیست (۱)

کشفِ وجودِ زنده و حاضرِ استاد «رجب‌علی امیری گیلانی فلاح» در تهران سال ۱۳۷۰، یک شگفتی بود. (۱) هنوز هم آن شگفتی رهایمان نکرده است. چراکه دیگر این‌گونه افراد وجود ندارند؛ یا این که اگر هستند، سال‌ها و بلکه ماه‌های آخر را می‌گذرانند و ما را در این برهوت بی‌هنری و بی‌اخلاقی و بی‌فرهنگی تنها می‌گذارند. استاد «امیری فلاح» از تبار انسان‌های خوب و قدیمی بود. انسان‌هایی که شاید کوله‌بار اطلاعات و محفوظات‌شان به اندازه امروزی‌ها سنگین نبود ولی از تجربه‌ی زندگی، از معرفتِ هستی‌شناسی و از رنجِ انسان‌ساز، بهره‌ای تمام داشتند و عصاره همین‌ها بود که در صدا و آواز سازشان منعکس می‌شد.

عبدالوهاب شهیدی بیش از یک خواننده تمام‌عیار

نمی‌شد گفت انتظارش را نداشتیم اما می‌توانیم بگوییم‌ هیچ‌وقت در انتظارش هم نبودیم.‌ چطور می‌توان به انتظار خبر سفر هنرمندی این چنین بود؟ آن هم هنگامی که نزدیک به یک قرن را چنین سپری کرده باشد. اکنون از ۴ خواننده اصلی برنامه‌های گلها، تنها استاد اکبر گلپایگانی باقی مانده که سایه‌شان مستدام باد.‌ بازماندگان دیگر نیز انگشت‌شمارند. کاش بیش از این قدر و منزلتشان را بدانند.

بیشتر بحث شده است