Posts by علیرضا میرعلی نقی
کارو، ترانهسرای فراموش شده
کارو، مشهور بود، شهره عام و خاص و در مطبوعات سال های ۱۳۴۸ – ۱۳۳۰ او می دانست که تنها فریدون کار می توانست با او برابری کند. نام کارو، به عنوان شاعر و نثر نویسی که در نوشتن متن های تند و احساساتی مسلط بود، در تهران سال های ۱۳۳۰ شهرت فراوان داشت. کتاب شکست سکوت او با نقاشی های جورج دوست و هم کیش او، فروش بالا داشت و حتی در سال های بعد از انقلاب که کمترین اثری از نوع زندگی سال های ۱۳۳۰ باقی نمانده بود، به صورت چاپ غیرقانونی، در هزاران نسخه دست به دست می شد.
دلخوشکنکی کوتاه برای «جهانی» شدن (۲)
میپرسیم همه این حرفها به کنسرت یزدانی- سانتانا چه ارتباطی دارد؟ ظاهراً ارتباطی دیده نمیشود اما بینش امروزی، کلنگر است و نه جزئینگر. در این که کار مشترک آریان – کریسدیبرگ، یزدانی – سانتانا و کلهر- یویوما باید باعث شادی و سربلندی ما شود حرفی نیست.
درباره جلال تاج اصفهانی (۲)
بخش عمده آثار تاج که گاه در رادیو اصفهان و بیشتر در منازل هنرمندان به طور خصوصی ضبط شده، با نی سیدحسن کسایی (متولد ۱۳۰۷ش)، تار جلیل شهناز (متولد ۱۳۰۰ش) و نیز تار عباس سروری و محمدرضا لطفی همراه است. همچنین یک دوره برنامه رادیویی در شناخت گوشه های آواز ایرانی با اجرای او ضبط شده است.
«از خون جوانان وطن لاله دمیده»
شاید عارف این قطعه را برای یک فرد خاص (حیدرخان عمواوغلی یا کلنل محمدتقی خان پسیان) گفته باشد ولی بعدها قطعه «از خون جوانان وطن لاله دمیده» تبدیل به اثری فراتر از اینها شد و در همه عرصهها به کار برده میشد. در دوره آقای پیرنیا در برنامه گلها نیز این اثر بازخوانی شد و در شعر آن تغییراتی دادند. در سال ۱۳۵۷ نیز توسط گروه چاووش بازخوانی و استفاده شد. گروه پایور به سرپرستی فرامرز پایور نیز در آخرین کنسرت خود {قبل از توقف ۱۱ ساله} در سال ۵۸ این قطعه را در تالار رودکی (وحدت فعلی) با صدای محمدرضا شجریان به روی صحنه برد. در سال ۱۳۵۸ بیشتر سال کنسرتهایی بود که در آنها از این قطعه استفاده میکردند.
موسیقی فراتر از جامعه
نقل قول معروفی در حوزه هنر کلاسیک است که درباره تاثیرپذیری هنر موسیقی از تحولات اجتماعی سخن می گوید؛ بنابر این قول، موسیقی، دیرتر از هر هنری از تلاطم ها و حرکت ها و جریان های نوبنیاد تفکر و هنر در اجتماع تاثیر می گیرد و آن را بازتاب می دهد.
درباره کتاب «بینش و موسیقی»
اکثریت آثار قلمی و لسانی شادروان زنده یاد دکتر سید تقی بینش (۱۳۰۰/۱۱/۶-۱۳۷۴/۱۲/۲۱) فرزند حاجی میرزا علیرضا رکن التولیه و طلعت الملوک دفتری متولد مشهد از شاگردان استاد علی اکبر خان شهنازی و سلیمان روحافزا بود که طی سالهای نه مربوط به موسیقی، بلکه مربوط به علایق ویژه فرهنگیانی است که تربیت علمی و ادبی قدیمی داشتند مثل مباحثی چون فقه الغه، متن شناسی، جغرافیای تاریخی مشهد و حاشیهنویسی.ایرج افشار از زحمات او درباره کتابی چون «نتیجه الدوله» یاد میکند.
دلخوشکنکی کوتاه برای «جهانی» شدن (۱)
خبر کنسرت مشترک رضا یزدانی، خواننده شناخته شده جوان، با موسیقیدان بزرگ، کارلوس سانتانا، اول شایعه بود و بعد که درستی آن شایعه شیرین، تأیید شد، موجی از خوشحالی بین دوستداران این ژانر از موسیقی برانگیخت، چهبسا که دوستداران رضا یزدانی و هواداران کارلوس سانتانا، دو گروه نسبتاً متفاوت با علاقههای نسبتاً مشترک بودند و بعد از این واقعه شادیآور، یعنی کنسرت سانتانا- یزدانی، تفاوتها کمتر و اشتراکها بیشتر شود.
به یاد دکتر امیراشرف آریانپور
می گوینــد نحــوه مرگ بیشــتر افراد شــبیه نحوه زندگــی آنهاســت. دربــاره اســتاد عزیــز همه ما، ایــن ســخن صــادق اســت. قریــب به یــک قرن زندگــی ســالم و منظم و آرام و آمیخته با عشــق بــه علــم و تعلیــم، ســهم اســتاد امیراشــرف آریانپور از این ســیاره بود. عمری پربار و بیادعا و سرشــار از تأثیرهای مثبت و انسانی. هیچکس را نمیشناســم کــه از شــنیدن خبر درگذشــتاش غمگین نشده باشد. هر دانشوری شایسته چنین کرامتی نبــوده و نیســت. آری، آریانپور از چنین نادره مردان بود.
عدم تمایل دولت برای اختصاص بودجه به بخش پژوهش
عدم پژوهشهای جدی در موسیقی آیینی، منبعث از نگاه تحقیرآمیز به موسیقی در طی قرنها و معلول میراث نگاهی است که مدیریت فرهنگی و هنری به این حوزهی فرهنگی روا داشتهاند.
درباره محمدمهدی کمالیان
محمدمهدی کمالیان در سال ۱۲۹۷ در تهران متولد شد و خانوادهای اصیل مذهبی و بازاری آن زمان پرورش یافت، به موسیقی از دوران کودکی و به واسطه شخصی که به منزل ایشان رفت و آمد داشت و ساز مینواخت علاقهمند شد. وی تحصیلات خود را در رشتهی فلسفه که کمتر کسی در آن زمان به این رشته روی میآورد ادامه داد و به علت طبع لطیف و کنجکاویای که داشت بعد از تحصیلات دانشگاهی و به تشویق اساتیدی چون استاد صبا و استاد وزیری به ساز سازی و به خصوص سه تار سازی روی آورد.

