گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

علیرضا میرعلی نقی

علیرضا میرعلینقی متولد ۱۳۴۵ در تهران
روزنامه‌نگار، پژوهشگر موسیقی و منتقد هنری

Posts by علیرضا میرعلی نقی

درباره آلبوم ۱۱ دونوازی از علی‌نقی وزیری (۱)

این آلبوم محتوی آثاری است که هیچگاه در دوره مناسب خود ضبط نشدند؛ و از این رو، تقریباً هیچگاه هم شنیده نشدند. بی‌رغبتی عمومی ما به هرچه که ژرف و پوشیده است، آسان‌خواهی و «شیرین» پسندی ِ ملی ما، عادت‌پرستی همگانی ما به همراه رسم تاریخی ِدِق‌کُش کردن نخبگان‌مان، چه با غرض‌ورزی و چه با بی‌اعتنایی و فراموشی، چه مفرد و چه جمع، کافیست که ما را در موقعیتی ابدی قرار دهد. موقعیتی که در آن؛ داشتن و نداشتن؛ عملاً یکی است و هیچ حرکت مثبتی راه به جایی نخواهد برد.

شناسایی کوتاه یک تریوی بلند ایرانی (۱)

حسام اینانلو با آلبوم «در آیینه اوهام» سومین گام مطمئن برای رسیدن به افق آرمانی خود را برداشته است. این گام یک تریوی، سه نوازی، را نقش زده است؛ با قالب دلخواه و تکنیک‌های مورد نیازش که نه کپی از روی شابلون فرنگی است و نه در محدوده تنگ سنت موسیقی تکصدایی حبس شده است. نوعی از موسیقی است؛ قطعا ریشه‌دار و احتمالا آینده‌دار و در آن سازها به شکل «ابزاری» مطرح نیستند، بلکه به طرزی «ابرازی» مطرح‌اند.

گلچینی از تاریخ هنری – اجتماعی موسیقی (۲)

همنفس و هم آواز جناب ابراهیمی، زنده یاد حسین عمومی در حوزه اصفهان، جناب میرزا علی اکبر خرم ثقفی در حوزه قزوین، مرحوم عبداله طالع همدانی در حوزه تهران پیش از سال های ۱۳۳۰، از این افراد به شمارند. در نسل ها یگذشته، حاج آقا محمد ایرانی مجرد و عبداله دوامی، روایتگران زنده تاریخ عصر […]

درباره عزیز شعبانی (۳)

مجموعه کامل این جزوه ها به صورت ویرایش شده و شرح نویسی شده در دست چاپ است. همراه با متن ویراسته چند کتاب برگزیده استاد عزیز شعبانی (به انتخاب خودشان) که همراه عکس و مطالبی – گاه جدید – است. او خود در این باره می نویسد: «انتشار تالیفات من در سه نوبت انجام گرفته است. نوبت اول در تبریز با کتاب کوچکی شامل نت و اشعار به نام ترانه های رادیو تبریز در سال، ۱۳۲۸ کتاب سرود و قواعد موسیقی در سال، ۱۳۲۹ بیست قطعه رنگ های قفقازی، ده قطعه موسیقی جاز، ترانه های محلی آذربایجان (۹جلد)، ده قطعه سرود، سرودهای کودکستان و موسیقی آموزشگاه ها (جمعا ۱۹ جلد) و در تهران در دو جلد با عنوان سرودهای آموزشگاه ها چاپ شد.»

گلچینی از تاریخ هنری – اجتماعی موسیقی (۱)

استاد احمد ابراهیمی را باید به قول مشهور قدما: «تتمه دوران» دانست. این قول را درباره معمرینی که یادگاری عزیز از دوره ای سپری شده بودند، به کار می برند. پیران و مهتران غالبا باعث افتخار و سرمایه های معنوی زندگی ایرانیان بوده اند، اما برخی از آنها را رتبتی متمایز از همگان خود است. جناب ابراهیمی نیز یکی از این نفایس زنده است. گو این که از عصر او دیگر کسی نمانده است؛ جز استاد عبدالوهاب شهیدی، که خداوند قامت رسایش را سایه گستر نگهدارد، بله، دیگر کسی نمانده است.

درباره عزیز شعبانی (۲)

کار دل او منحصر به موسیقی نبود. بلکه فعالیت های فرهنگی و انسان دوستانه را دربرمی گرفت؛ از جمله تاسیس دبستان ملی اتحاد، که تحصیل در آن، برای تمامی دانش آموزان، حتی بدون در نظر گرفتن نوع مذهب خانوادگی آنها، بدون پرداخت شهریه بود. مخارج این مدرسه با پیگیری های استاد شعبانی، از طرف کادر آموزشی اداره فرهنگ رضائیه تامین می شد. او بعدها این مدرسه را در اختیار اداره فرهنگ قرار داد و با کمال تاسف اطلاع یافت که دروس موسیقی کودک و برنامه سرودها را که او با تلاش به دروس مدرسه ای افزوده شده بود، از برنامه حذف کرده اند! اما مهمترین کار او که همیشه نام او را با غرور و افتخار به یاد اهالی تبریز می آورد، تاسیس هنرستان موسیقی تبریز است. این هنرستان، سومین نهاد اداری آموزشی کشور در رشته موسیقی بود:

درباره آلبوم «ساقه خشک بهار»

محتوای این آلبوم با تکیه بر میراث چهار نفر از استادان ردیف دان در نسل های گذشته (ردیف های سازی و آوازی به روایت عبدالله دوامی، ابوالحسن صبا، نورعلی برومند و فرامرز پایور) شکل گرفته و شیوه اجرایش با وفاداری کامل به زبان تکنیکی مخصوص تارنوازی و نه بدعت هایی که در ۳۰ سال گذشته از سازهای دیگر وارد نوازندگی تار شده، و بدون انقیاد و وابستگی به شیوه معینی از نوازندگی استادان گذشته یا امروز، در بستر کلی هنر تارنوازی صد سال گذشته حرکت کرده است.

برای آذربایجان

«آذربایجان» از آثار موسوم به «وطنی» است که مثل سایر آثار هم دوره خود، این بار در فضای مارش و سرود و وزن های مهیج خلق نشد، بلکه حالتی نرم و آرام و حتی تغزلی داشت. رویه آهنگساز (استاد روح الله خالقی)، شاعر (استاد رهی معیری) و خواننده (استاد غلامحسین بنان) هر سه این گونه بود.

درباره عزیز شعبانی (۱)

عزیز شعبانی، هشتادوشش ساله است {در زمان انتشار این مقاله}، ولی هر وقت ویولون به دست می گیرد تا با شاگردان خردسالش همراهی کند، شور و شوق نوجوانی شانزده ساله را نشان می دهد. به قول خودش هنوز با انرژی موسیقی زنده است. اگرچه صورت ظاهر او مردی توانا و سالم را نشان می دهد و گویی بیست سال کوچکتر می نماید این از برکت زندگی سالمی است که داشته و حتی طی سال های تنهایی و دوری از وطن، این روحیه مثبت و امیدوار را حفظ کرده است. آری، عزیز شعبانی در این سن، هنوز هم در موسیقی، در آموختن و آموزاندن کوشا و پرانرژی است.

این صدای آشنا و گرامی (۲)

وقتی روی سن آمد چنان تشویقش می کردند که انگار می خواستند پوست دستشان تاول بزند و بعد سکوت شد تا محمد نوری با صدای مخملی اش حرف بزند: قبل از همه چیز آرامش را حفظ کنید، همه ما اینجا جمع شده ایم که از خدای بزرگ برای بازماندگان تراژدی بم شکیبایی بخواهیم و برای آن نازنینان از دست رفته آمرزش.

بیشتر بحث شده است