Posts by علیرضا میرعلی نقی
درباره روبیک گریگوریان (۳)
در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).
درباره روبیک گریگوریان (۲)
در آن زمان، تبریز شهری بود که در آن فرهنگ سنتی مسلمانان در کنار فرهنگ اروپایی-روسی-ترکی مهاجران، زندگی مسالمت آمیزی داشت و پیشرفته ترین مظاهر تمدن و فرهنگ، همچون کتابخانه و تئاتر و انجمن های موسیقی (که در تهران هم به زحمت پیدا می شدند) در تبریز فعالیت و پویایی داشتند.
درباره روبیک گریگوریان (۱)
مقاله مختصری که می خوانید، خلاصه ای از کتاب «روبیک گریگوریان» است. این کتاب، یگانه متن مستقل به زبان فارسی است و ویژه موسیقیدانی است که از مطرح ترین چهره های موسیقی معاصر ایران محسوب می شود. کتاب، شامل شرح حال، مقالات او و نُت هایی است که پنجاه سال قبل در ایران چاپ شده است. از فصلنامۀ پیمان تشکر می کنم که پیش از انتشار کتاب فرصتی برای یاد کردن از روبیک فقید در اختیار بنده قرار داد.
دستاوردهای فصل مشترک
مطبوعات و موسیقی از اوان عصر تجدد، پابهپای یکدیگر بودهاند. البته در جامعه شهری و با محوریت تهران بهعنوان پایتخت فرهنگی- سیاسی، این حرف را تاریخ معاصر گواهی داده است. گویی پیوندی است؛ پیوند میان اهل نغمه و اهل قلم، از ادیب و شاعر و ترانه سرا گرفته تا فردی که به عشق موسیقی در مطبوعات قلم زده است.
درباره بهمن رجبی: تکروی بااستقامت! (۵)
در این سی.دی که نام یکی از معتبرترین قطعات رجبی را بر خود دارد، یک تراک حاوی دونوازی او و شاگردش فربد یداللهی است و پنج تراک دیگر، تک نوازی فربد یداللهی است که نامش همطراز استادش (روی جلد) و تصویرش هم دوش و همساز استادش (در بروشور) چاپ شده و بهمن رجبی برای او، شرح احوالی سراسر مهر و تشویق، در اندازه ای سه برابر شرح احوال خودش نوشته و آن را امضا کرده است.
درباره بهمن رجبی: تکروی بااستقامت! (۴)
قطعاتی مثل: به زندان، در قفس، زرد ملیجه، رنگ ناز و ضربی هایی مثل «اکبرآباد رفته بودی…»، «اتل متل توتوله» و حتی بسیاری از قطعات نوحه خوانی و سینه زنی که بین مردم تهران قدیم، شناخته شده بود. این ایده او بسیار مورد توجه کامبیز روشن روان، آهنگساز مطرح زمان ما قرار گرفت و او این تلاش و ایده رجبی را تحسین کرد.
درباره بهمن رجبی: تکروی بااستقامت! (۳)
کتاب مشهور او «تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف» است. این کتاب را می توان مانیفست یا قطعنامه زندگی بهمن رجبی دانست. او نخستین (و تا امروز تنها) تنبک نوازی است که از زوایای گوناگون به جایگاه ریتم موسیقی و جایگاه هنرمند تنبک نواز در موسیقی در تاریخ ایران پرداخته و از این ساز مهجور و مظلوم دفاع کرده است. سی سال پیش وقتی که او اندیشه هایش را می نوشت، تنهای تنها بود و هنوز هم وضع همان است و تغییری دیده نمی شود. این راهی بود که او برگزید وگرنه با تکنیک عالی و شدت فراگیری که او داشت، اگر می خواست، به راحتی می توانست زندگی های پر از منفعت طلبی و شادخواری و عافیت جویی داشته باشد.
درباره بهمن رجبی: تکروی بااستقامت! (۲)
نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.
در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (۵)
بخشی از آثار مربوط به دفاع مقدس، در سال های بعد از آن ساخته شده اند. نظیر قطعاتی که آقایان: روشن روان، انتظامی و شریفیان ساخته اند و اکثر آنها شنیده شده اند. بیشتر این آثار و بلکه تمام آنها، برای ارکستر بزرگ (بخوانیم ارکستر سمفونیک) و گاه گروه کر همراه آن نوشته شده و اجرا شده اند که در عرف معمول موسیقیدانان ما محمل مناسبی هستند برای نمایاندن شکوه و عظمت نبرد ۸ ساله ایران و عراق.
درباره بهمن رجبی: تکروی بااستقامت! (۱)
بهمن رجبی، دارد به هفتادسالگی نزدیک می شود. با نیروی یک پنجاه ساله توانا و پرشور، با بی باکی و صراحت همیشگی اش که سن و سال نمی شناسد. این تراکم ایمان به کار خود و اعتقاد به آرمان و زندگی ای «بهمن گونه و رجبی وار»، از او شخصیتی قابل احترام ساخته که دوستان به کنار، دشمنان و معاندان او نیز مجبور شده اند درباره آن به حرمت سخن بگویند و از پایمردی او در راه خویش، آسان نگذرند.

